کد مطلب: 4113 | تاریخ مطلب: 21/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیست ویکم آبان

بیست ویکم آبان

ـ نامه تشکر به آقای سید محمدعلی دامغانی؛ ورود به نجف (1344)

ـ پیام به ملت ایران؛ برآمدن نغمه استعمار از حلقوم سرسپردگان (1350)

ـ پیام به علما و ملت ایران و بیان وظیفه عمومی در قبال رژیم؛ به مناسبت شهادت سید مصطفی خمینی (1356)

ـ مصاحبه با خبرنگار مصری؛ چگونگی شروع جنبش اسلامی و برنامه‏های آن (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ حکومت اسلامی مناسبترین حکومت
(1357)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان مقیم خارج؛ برنامه حکومت اسلامی، کاپیتولاسیون و نفت (1357)

امروز با امام: بیست‌ویکم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامه تشکر به آقای سید محمدعلی دامغانی؛ ورود به نجف (1344)

«به عرض عالی می‏رساند، مرقوم محترم که حاکی از سلامت مزاج شریف و حاوی تفقد از حقیر بود، موجب تشکر گردید. سلامت و سعادت جنابعالی را خواستار است. این جانب بحمد اللَّه سلامت، و امید است در تحت قبه مطهره ائمه هُدی‏- علیهم السلام- توفیق جبران ما سلف‏[1] را بیابم. از جنابعالی امید دعای خیر برای حُسن عاقبت دارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 13)

ـ پیام به ملت ایران؛ برآمدن نغمه استعمار از حلقوم سرسپردگان (1350)

«خدمت عموم طبقات ملت محترم ایران- ایدهم اللَّه تعالی‏

پس از اهدای سلام و تحیات؛ کراراً تذکر داده‏ام که تنها چیزی که می‏تواند سد راه اجانب و دوَل استعمارگر باشد و نگذارد سلطه بر ذخایر ممالک اسلامی پیدا کنند اسلام و علمای جلیل اسلام است؛ و این حقیقتی است که در طول تاریخ برای دوَل استعمارگر ثابت شده است...

این جانب به ملت محترم ایران اعلام خطر می‏کنم که اگر خدای نخواسته، ایادی اجانب و دشمنان اسلام در این مقصد شوم و کمرشکن توفیق پیدا کنند، اولًا علمای اعلام و وعاظ و مروجین اسلام را کنار زده، و ثانیاً اسلام و احکام آسمانی آن را محو و نابود می‏نمایند...

باید ملت اسلام بدانند خدمتهایی که علمای دین به کشورهای اسلامی در طول تاریخ کرده‏اند قابل شمارش نیست...

اینک بر مسلمین غیور و خصوص نسل جوان روشنفکر است که با کمال جدیت از این نغمه ناموزون خانمانسوز اظهار تنفر کنند، و مساجد و محافل دینی را هر چه بیشتر گرم کنند، و علاقه خود را به اسلام و علمای اعلام و وعاظ و خطبای محترم- دامت برکاتهم- بیش از پیش ابراز نمایند...

بر کافّه علمای اعلام و وعاظ محترم است که اگر گلایه‏هایی از هم دارند، نادیده گرفته و خود را مجهز نموده صفوف خود را فشرده تر کرده و در صف واحد در این امر حیاتی چاره‏جویی کنند...

این جانب از نسل جوان اهل علم و منبری تقاضا دارم به طبقه بزرگان و علما احترام شایسته نمایند، و از حضرات اعلام تقاضا دارم که با نسل جوان با مهر و عطوفت رفتار فرمایند.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 396 ـ 399)

ـ پیام به علما و ملت ایران و بیان وظیفه عمومی در قبال رژیم؛ به‌مناسبت شهادت سید مصطفی خمینی (1356)

«این جانب از عموم طبقات ملت مظلوم ایران که در این حادثه ناگهانی اظهار محبت و همدردی نموده‏اند تشکر می‏کنم. از مراجع عظام- دامت برکاتهم- از علمای اعلام- دام بقائهم- از خطبای محترم و...

ما با گرفتاری عظیم و مصیبتهای دلخراشی مواجه هستیم که باید ذکری از مصایب شخصی نکنیم؛ لکن این تظاهرات عظیم‏[2] در این فرصت، جواب قولی و عملی از یاوه سراییهای چندین ساله این عنصر نالایق بود که تمام حیثیت و شرافت و استقلال و اقتصاد این ملت بزرگ شریف را پایمال اهوای‏[3] خود و فامیل چپاولگر خود نمود. این تظاهرات برای شخص نبود؛ اظهار تنفر از دستگاه جبار و رفراندم حقیقی و رأی عدم اعتماد بر دستگاه خیانتکار بود...

تمام گرفتاری ملت ایران در این پنجاه سال سلطنت غیر قانونی دودمان خیانتکار پهلوی از شخص آن پدر و این پسر سیاهروی بوده و هست؛ اینها بودند و هستند که دستشان تا مرفق در خون ملت مظلوم فرو رفته...

ملت ایران مسلمان است و اسلام را می‏خواهد؛ آن اسلامی که در پناه آن آزادی و استقلال است، رفع ایادی اجانب است، هَدْم پایگاههای ظلم و فساد است، قطع کردن دستهای خیانتکاران و جنایتکاران است.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 260 ـ 263)

ـ مصاحبه با خبرنگار مصری؛ چگونگی شروع جنبش اسلامی و برنامه‏‌های آن (1357)

سؤال: [چگونگی شروع جنبش اسلامی و خواستهای اساسی این جنبش را توضیح دهید. جنبش اخیر چگونه شروع شده و چرا؟]

جواب: فکر حکومت اسلامی، اینکه باید اسلام حکومت کند و نه غیر اسلام، یک فکری نیست که تازگی داشته باشد. در ابتدای اسلام، برنامه اسلام این بوده است که حکومت الهی همه جا باشد. نهایت اینکه، غفلت مسلمین از مصالح خودشان و اخیراً هم دستهای استعمار از چند صد سال پیش به این طرف، موجب شد که حتی طرح همچون آرمانی نشود. جنبش اسلامی اخیر، بیش از پانزده سال است که به رهبری علمای ایران با مخالفت با طرحهای شاه شروع شده است، طرحهایی که مخالف اسلام و ایران بود و دنباله خیانتهای گذشته او نیز بود. مردم از علما طرفداری کردند... پس از، از بین رفتن حکومت قلدری و خلاف اسلامی شاه، یک دولت اسلامی و یک جمهوری اسلامی متکی به قوانین اسلام و آرای مردم که اکثریت قریب به اتفاق مسْلم هستند، در ایران مستقر بشود و احکام اسلام آن طور که هست اجرا گردد، و همه مطالب ایران و نظام آن بر طبق خواستهای اسلامی جریان پیدا کند.

[به نظر حضرت آیت اللَّه، کیفیت و ماهیت حکومت اسلامی که مطرح فرموده‏اید چیست؟ و وجه‏

تمایزش با آن اسلامی که در قانون اساسی منظور شده است چیست؟ آیا در طرح مسأله حکومت اسلامی، بیشتر نظر به مسائل اجتماعی اسلام است یا مسائل سیاسی اسلام؟ آیا منظور از اجرای دقیق احکام اسلام این است که فی المثل دست دزد را از این به بعد قطع کنید؟ چگونه برداشتی دارید؟]

- مطلب مورد نظر این است که نظامی که مخالف نظام اسلام است در همه چیز، هم فرهنگش بر خلاف نظام اسلام است، هم ارتشش، و هم اقتصادش، و هم سیاستش، بایستی منقلب شود و نظام اسلامی تحقق پیدا کند. پس از اینکه نظام اسلامی تحقق پیدا کرد، آن وقت مجلس هست، آرای وکلای مجلس هست، تمام اینها هست ...، ما می‏خواهیم همه احکام اسلامی را جاری کنیم و عملًا ثابت خواهیم کرد که احکام اسلام مترقی است و بهتر از این است که دزد را ببرند و دزد بیرون بیاورند.

[می‏خواهیم بفهمیم درباره بعضیها که می‏گویند، حضرت آیت اللَّه برنامه واضحی ندارند و آنچه که طرح می‏کنند یک سری شعار است و شاید اختلاف شخصی بین شاه و ایشان است؛ می‏خواهم درباره تمام اینها صحبت بفرمایید. آیا اختلاف شخصی وجود دارد؟ چرا یک برنامه اقتصادی واضحی ندارید؟]

- اما برنامه: خیال می‏کنند برنامه در کار نیست. خیر، برنامه هست، اسلام برنامه دارد، ما خودمان هم برنامه داریم، لکن...

[آیا شما برنامه اقتصادی معینی دارید؟ من پاسخ مسأله خصومت شخصی را فهمیدم، و لکن آیا حضرت عالی برنامه واضح و مشخصی دارید؟]

- بلی، برنامه مشخص و واضحی داریم. برنامه اسلام، مشخص و واضح است.

[آیا ما می‏توانیم خطوط اصلی آن را بفهمیم؟]

- فعلًا خیر، باید بروید مطالعه کنید و خطوط اصلی را دریابید. در آینده ما تمام خطوط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را بیان می‏کنیم.

[اگر چنانچه ارتش همواره در تأیید شاه باقی بماند، آیا حضرت عالی وسیله دیگری برای رسیدن به اهدافتان دارید؟]

- وسایلی چون وسایل نظامی که شاه به آن متوسل شده است، دیگر تأثیری ندارد. اینها شکست خورده و نمی‏توانند کاری انجام دهند و این ملت را خاموش کنند و قهراً خودشان تسلیم خواهند شد. اما اگر شاه پافشاری کند، ما شیوه‏های مبارزاتی را متناسب با آن تغییر خواهیم داد.

[نسبت به مسائل اقتصادی و اینکه شاید برنامه نباشد، حضرت عالی درخواست بیرون رفتن شاه را از سلطنت دارید، آیا اگر شاه سلطنت را رها کرد و اوضاع اقتصادی به همین شکل باقی ماند، آیا وضع عوض شده است؟]

- نه. اوضاع اقتصادی عوض خواهد شد و یک اقتصاد صحیح و سالم ما عرضه می‏کنیم و الآن اینها اقتصاد ما را ورشکست کرده و از بین برده‏اند. اینها...

[چرا حضرت عالی نیروهای سیاسی مخالف دیگر را از همکاری با خود در مبارزه برای رسیدن به هدفهایتان دور می‏کنید؟ مثل کمونیستها که همان هدف را دارند]

- نه، ما نمی‏توانیم کمونیستها را بپذیریم، برای اینکه خطر آنان برای کشور ما کمتر از خطر شاه نیست. ما آنها را نمی‏توانیم بپذیریم.

[راجع به کشورهای عربی، آیا از بعضی از آنها حق پناهندگی سیاسی درخواست کرده‏اید و موضع آنها چیست؟ انتقادات شما نسبت به عراق چیست؟ و بودن شما در عراق؟ برداشت شما از موضعگیری حکومت فرانسه نسبت به بودن شما در پاریس چیست؟]

- اما نظر من نسبت به دوَل عربی، نظر خوبی نیست. دولتهای عربی نه توانسته‏اند استقلال خودشان را حفظ کنند و نه توانسته‏اند یک وحدتی بین خودشان ایجاد نمایند که اسرائیل را از بین ببرند. اختلافات بین خودشان و خیانت بعضی از سران دولتهای عربی باعث این شده است که صهیونیستها در آنجا باشند و خودشان را تثبیت کنند.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 455 ـ 458)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ حکومت اسلامی مناسبترین حکومت (1357)

«با سرنیزه‏ها نمی‏شود آرام کرد ملت را. با سرکوبی نمی‏شود راضی کرد مردم را. آنها دنبال این هستند که راضی کنند مردم را؛ آرام کنند مردم را. مگر امکان دارد که به زور راضی بکنند کسی را؟ یا با سرنیزه آرام کنند؟ با سرنیزه موقتاً می‏توانند سرکوبی کنند که- مثلًا موقتاً- صدایی درنیاید لکن فایده ندارد...

ایران- ملت ایران- می‏خواهد مستقل باشد؛ می‏خواهد آزاد باشد. باید آزادی بدهند به ملت یعنی ملت را رها کنند به حال خودش؛ فشار نیاورند روی ملت که با سرنیزه و توپ و تانک و اینها فشار بیاورند که مردم راضی بشوند، مردم دلخوش بشوند. امکان ندارد یک همچو مطلبی.

ما هم که حکومت اسلامی می‏گوییم، می‏خواهیم یک حکومتی باشد که هم دلخواه ملت باشد، و هم حکومتی باشد که خدای تبارک و تعالی نسبت به او گاهی بگوید که اینهایی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند- إِنَّما یُبایِعُونَ اللَّهَ‏[4]- یک همچو دستی حاکم باشد که بیعت با او بیعت با خدا باشد...

ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست...

ما یک حکومتی می‏خواهیم که روی مصالح این ملت کار بکند. البته ما دستمان به حکومتی که مثل پیغمبر باشد که دیگر نمی‏رسد، تمام شد؛ دستمان به یک حاکمی مثل علی بن ابی طالب که نمی‏رسد...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 459 ـ 466)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان مقیم خارج؛ برنامه حکومت اسلامی، کاپیتولاسیون و نفت (1357)

«این در لسان همه مردم است لکن اینها برنامه‏ای ندارند؛ همین طور می‏گویند حکومت اسلامی. حکومت اسلامی یک چیز غیر معلومی است؛ برنامه ندارد. یا در لسان بعضِ اشخاص بی‏اطلاع، اینکه اساس ندارد؛ اصلًا جمهوری اسلامی بی‏اساس است! و از این سنخ حرفها...

قدم اول که باید این بساط که تا حالا هست و این رژیم باید به هم بخورد...

اینها می‏گویند ما نفت نمی‏دهیم! نداده‏ایم به امریکا، یا به اندازه داده‏ایم. خوب، شما از این پولی که دارید می‏گیرید و از این اسلحه‏ای که وارد کرده‏اید و از این بیلیونها اسلحه‏ای که وارد کردید، معلوم است که چقدر داده‏اید؛ و الآن هم معلوم است که چقدر دارید می‏دهید به امریکا و به سایر ممالک دیگر. می‏گویند بله، ما می‏دهیم- مدعی هستند که- ما می‏دهیم لکن ارز می‏گیریم!...

خوب، همه می‏دانند که چهل و پنج هزار- بعضی هم می‏گویند شصت هزار- مستشار امریکایی هست! کارشناسهای امریکایی هست در ایران با مصونیت. نه مصونیتِ فقط اینها، مصونیت هر چه امریکایی هست، که اینها مصون کردند امریکایی‏ها را. اینها قصه‏هایی است که تاریخ باید ثبت کند، بعدها بفهمند که وضع ایران چه بوده است. در زمان رضا شاه وقتی که «کاپیتولاسیون» به اصطلاح خودشان لغو شد- آن هم لغویتش حرف بود اما حالا لغو شد- چه بساطی درست کردند در تبلیغات که بله دیگر «اعلیحضرت» به آنجا رسیدند که لغو کردند کاپیتولاسیون را و چه کردند و فلان!...

خَلَفِ صِدْقِ اعلیحضرت رضا شاه! آمد کاپیتولاسیون را برای اینها درست کرد، باز همین نزاع بلند شد که ای چه خدمت بزرگی! چه خدمت بزرگی کردند!...

سلطنت یک غده‏ای است در این مملکت که اگر درنیاید فاسد می‏کند مملکت را؛ این غده باید درآید. چاره نیست. این غده سرطانی- و بدتر از سرطان است- این باید بیرون بیاید. باقی می‏ماند آن طرف قضیه که من حالا خسته هستم برای ادامه دادن.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 467 ـ 478)



[1] - آنچه گذشت.

[2] - برگزاری مراسم و تظاهرات مردم مسلمان ایران پس از آگاهی از شهادت آقای سید مصطفی خمینی.

[3] - هواها، هوسها.

[4] - اشاره به آیه 10 سوره فتح:« آنان که با تو بیعت می‏کنند جز این نیست که با خدا بیعت می‏کنند».

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)