کد مطلب: 4098 | تاریخ مطلب: 13/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

سیزدهم آبان

سیزدهم آبان

ـ نامه تشکر به آقای سید حسین بُدلا؛ ورود به نجف (1344)

ـ نامه تشکر به آقای سید اسداللَّه نبوی؛ ورود به نجف (1344)

‏ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی حکیمی (1347)

ـ نامه تشکر به آقای سید حمید روحانی؛ شهادت سید مصطفی (1356)

ـ پیام تشکر به آقای یاسر عرفات و بیان جنایات استعمار و شاه (1356)

ـ مصاحبه با رادیو- تلویزیون سوئد درباره لزوم انقراض سلسله پهلوی (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ ضرورت مقابله با دسیسه‏ های رژیم شاه (1357)

ـ حکم انتصاب آقای میرزا بیوک آقا مروّج به سمت امامت جمعه اردبیل (1358)

ـ سخنرانی در جمع مربیان امور تربیتی تهران؛ حفظ نظام با قدرت ملت (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانش‏آموزان قم و تهران؛ پیوند روحانی و دانشجو (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان اصفهان؛ جلوگیری از هرج و مرج (1358)

امروز با امام: سیزدهم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامه تشکر به آقای سید حسین بُدلا؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت جناب سید الاعلام و حجت الاسلام آقای سید حسین بدلا- دامت برکاته‏

به عرض می‏رساند، مرقوم جنابعالی که حاوی تبریک تشرف حقیر به اعتاب مقدسه بود موجب تشکر گردید. از خدای تعالی ادامه توفیقات آن جناب را در ترویج شریعت مقدسه و عظمت اسلام و مسلمین خواستار و ملتمس دعا هستم. مصطفی بحمد اللَّه سالم و سلام می‏رساند.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 9)

ـ نامه تشکر به آقای سید اسداللَّه نبوی؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت ذی شرافت حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید اسد اللَّه نبوی- دامت برکاته‏

به عرض عالی می‏رساند، تلگراف تبریک تشرف حقیر به اعتاب مقدسه موجب تشکر گردید؛ و چون اطلاع حاصل شد که تلگرافات این جانب را نرسانده‏اند، چنانچه نوعاً تلگرافات ایران را به حقیر نرسانده‏اند، لذا از جواب تلگرافی خودداری شد. ادامه فیوضات حضرت عالی را در اعلای کلمه طیبه اسلام از خدای تعالی خواستار و ملتمس دعا هستم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 8)

ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی حکیمی (1347)

«خدمت جناب مستطاب عمدة الاعلام و ثقة الاسلام آقای آقا شیخ محمدتقی حکیمی- ایده اللَّه تعالی‏

مرقوم شریف واصل، سلامت و توفیق جنابعالی را خواستار است. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. راجع به موضوعی که مرقوم شده است، ان شاء اللَّه سفارش می‏کنم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 207)

ـ نامه تشکر به آقای سید حمید روحانی؛ شهادت سید مصطفی (1356)

«خدمت جناب مستطاب ثقة الاسلام آقای روحانی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف که از احساسات سرشار شما حکایت می‏کرد واصل و موجب تشکر گردید. سلامت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. گرچه واقعه، غیر مترقبه و ناگهان واقع شد لکن- له الحمد- امانت به دست صاحبش سپرده شد و در جوار جدش آرامید. و امید است که با سلامت روح و غیر آلوده به دنیا رفته باشد. بحمد اللَّه تعالی، فرزندان اسلام برای پایداری راه حق فراوان و موجودند؛ و امید است با بیداری از غفلتهای گذشته جبران نقایص شود و راه حق هر چه بیشتر روشن، و عدالت اسلامی برقرار گردد. از جنابعالی امید دعای خیر برای حُسن عاقبت دارم.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 253)

ـ پیام تشکر به آقای یاسر عرفات و بیان جنایات استعمار و شاه (1356)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب آقای یاسر عرفات‏

رئیس کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین‏

مرقوم شریف که حاکی از عواطف جنابعالی بود موجب تشکر گردید، این مصیبتها در مقابل مصایبی که بر اسلام و مسلمین وارد شده و می‏شود ناچیز است.

اسلام عزیز قرنهاست با نفوذ اجانب، مواجه با انحرافها و کج‏فهمیها است. اسلام را که یکتا مکتب الهی مبارز است، با تبلیغات سوء عمال اجانب به شکل دیگر جلوه داده‏اند، قرآن کریم را که دستور الهی در قتال با مشرکین و مترفین و تنها کتاب آسمانی محرک بر ضد استعمار و ظلم است، به گونه‏ای دیگر وانمود نموده‏اند، احکام نورانی و نجات‏بخش اسلام عزیز یکی پس [از] دیگری پایمال اغراض استعمار به وسیله عمال خبیث آنان می‏شود. «اسلام بزرگ» سد مقابل اجانب به دست خود فروختگان بی‏مایه شکسته می‏شود تا راه برای چپاول و غارتگری اجانب باز شود. سهل انگاری سران ممالک اسلامی و تشتت و تفرقه آنها موجب سلطه روزافزون مستعمرین بر مقدسات و مقدرات مسلمین شده است. ما در طول پنجاه سال سلطنت غیر قانونی دودمان سیاهروی پهلوی که مستقیماً و به حسب اعترافات شاه فعلی مأمور اجانب بوده‏اند، مبتلا به مصایبی بوده‏ایم که «تصغر عندها المصائب».[1] ما در زمان شاه سابق شاهد کشتارها، چپاولها، اختناقهای طاقتفرسا بودیم. ما شاهد قتل عام مسجد گوهرشاد جنب حرم مطهر ثامن الائمه- علیهم السلام- بودیم. ما شاهد اسارت علمای بزرگ خراسان و آذربایجان و قتل بعض از آنها بودیم. ما شاهد چیزهایی بودیم که به تفصیل، آن در تاریخ آتیه ثبت خواهد شد.

و در زمان شاه فعلی شاهد فجایعی بوده و هستیم که روی چنگیز را سفید کرده؛ شاهد قتل عام فجیع غیر انسانی 15 خرداد (دوازدهم محرّم) بودیم که عدد کشتگان آن به قراری که می‏گویند بر پانزده هزار نفر بالغ بود و تعداد زخمیها را خدا می‏داند. ما شاهد هجوم به مدارس دینیه و دانشگاهها بودیم که در آنها قتلها و غارتهای فراوان و اهانت به قرآن کریم و کتب مقدس اسلامی و هتک و ضرب طلاب علوم دینیه و آتش زدن کتابهای آنان و در دانشگاه ضرب و جرح جوانان و دختران بودیم. ما شاهد زندانهای مملو از علما و دانشمندان و آزادیخواهان که در آنها شکنجه‏های قرون وسطایی امری عادی بود و هست، بودیم.

ما شاهد بودیم که در زمانی که مسلمین با کفار اسرائیل در حال جنگ بودند، دولت ایران به امر شاه، دولت اسرائیل را به رسمیت شناخت و علما مخالفت کردند. ما شاهد کمکهای این مرد سیاهدل به اسرائیل بودیم و در حالی که مسلمین را آواره می‏کردند و به خاک و خون می‏کشیدند، نفت و اسلحه و کمکهای دیگر که بودجه آن از خون دل و دسترنج ملت ایران تهیه می‏شد در اختیار آنها می‏گذاشت. ما شاهد به اصطلاح «اصلاحات ارضی» بودیم که زراعت ایران را به باد داد و بازار برای امریکا درست کرد و ایران را تا لب پرتگاه کشاند. ما شاهد این همه مصیبتها و انحرافات و خیانتها بوده و هستیم که مصیبتهای شخصی را باید فراموش کنیم.

و من چون مسائل لبنان را با اهمیت تلقی می‏کنم خوف آن دارم که همان طور که ایران را به شکل مستعمره برای امریکا در آورده است، با حیله‏های عمال خبیث سفارت در لبنان نیز چون ایران عمل شود و اسرائیل با خیال راحت نقشه‏هایش را در منطقه پیاده کند و شما باید با کمال هوشیاری اعمال سفارت ایران را تحت نظر بگیرید و از نیرنگهای آن جلوگیری کنید. من آنچه گفتنی است چه در ایران و چه در حال تبعید گفته‏ام و هر چه بگویم جزئی از مصیبتهای امت است ولی ناچارم برای چندمین بار تکرار کنم که تأسف شدید من در عدم وحدت کلمه سران دول اسلامی است خصوصاً دول عرب. تا زمزمه وحدت و اتفاق می‏شود عمال استعمار با نیرنگهای خاص خودشان موجبات اختلاف و تفرقه ایجاد می‏کنند. هفتصد میلیون یا بیشتر مسلم و صد میلیون یا بیشتر عرب نتوانسته‏اند استقلال حقیقی به دست بیاورند. و نتوانسته‏اند از چنگ استعمار رهایی یابند و نتوانسته‏اند مشتی یهود اسرائیل غاصب را که سرزمین مردم و تاریخ و میراث ما را به خطر تهدید می‏کنند عقب بزنند و سرزمینهای خودشان را پس بگیرند. اینها و بسیار مطالب دیگر است که در طول قریب به پانزده سال گفته و نوشته‏ام.

وظیفه اسلامی و ملی شماست که اضافه بر وظایف انقلابیتان در راه آزاد کردن سرزمین فلسطین، در راه وحدت دول عرب و اتفاق کلمه آنها جدیت و فداکاری کنید. ما فداکاری و جهاد مقدس شما را فراموش نمی‏کنیم و از خداوند تعالی توفیق و نصرت شما را در راه عظمت اسلام و مسلمین خواهانیم و قطع ایادی استعمار و اشرار را امیدوار و آرزوی ما آن است که سرزمین فلسطین و مسجد اقصی از صهیونیسم تطهیر شود و مردم فلسطین به سرزمین خویش بازگردند. و السلام علی من اتبع الهدی.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 254 ـ 256)

ـ مصاحبه با رادیو- تلویزیون سوئد درباره لزوم انقراض سلسله پهلوی (1357)

سؤال: [شاه با دکتر امینی‏[2] وارد مذاکراتی شده است که نشان می‏دهد شاه حاضر به عقب‏نشینیها و نرمشهایی می‏باشد. او زندانیان سیاسی را آزاد ساخته است. آیا حضرت آیت اللَّه می‏توانند نقشی را برای شاه، در یک دولت با آزادیهای بیشتر بپذیرند؟]

جواب: شاه مدتی است که مشغول اجرای نقشه‏ای است که ملت را فریب دهد؛ با اشخاصی مذاکره و عقب‏نشینیهایی کرده که برای فریب ملت است. اما ملت حاضر نیست که شاه باشد، هر قدر هم عقب‏نشینی کند. حرف قاطع با پشتیبانی ملت این است که شاه، با جنایتهایی که نسبت به ملت و کشور و خیانتهایی که تا کنون کرده است، قابل پذیرش نیست؛ نه خودش و نه سلسله‏اش. باید این سلسله منقرض شود! طرز حکومت با رفراندم تعیین می‏شود.

[گفته‏اید که اگر لازم باشد، به جنگ مسلحانه دعوت خواهید کرد؛ آیا هنوز هم این نظر را دارید؟]

- ما حتی الامکان از جنگ مسلحانه پرهیز داریم و معتقدیم به همین ترتیب که ملت پیش می‏رود کار را حل کنیم. اما اگر سرسختی نشان دهد و ابرقدرتها هم به او کمک کنند، ممکن است در این مطلب تجدید نظر کنیم.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 294)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ ضرورت مقابله با دسیسه‏های رژیم شاه (1357)

«این ملتی که جوششش حالا از باطنش است و به طور خودکار الآن دارد عمل می‏کند، هیچ قدرتی نمی‏تواند این ملت را این طور به پیش براند... اینها همه یکدل و یکجهت ایستاده‏اند و فریادشان بلند است که ما نمی‏خواهیم این سلطنت پهلوی را...

تازگی یکی از افراد «شاهدوست» [علی امینی] که به خیال نخست‏وزیری افتاده است،[3] ایشان هم یک مصاحبه‏ای فرموده‏اند و در آن مصاحبه گفته‏اند که خمینی این زجر و این چیزها دیده است، و به واسطه این زجر دیدن، خوب، این حرفها را می‏زند! ولی خوب افراد دیگر هم زجر دیدند، گاهی کمتر گاهی بیشتر، لکن گذشت کردند...

ما می‏گوییم که آن چیزی که این مملکت را به دست این قدرت سپرده، این دوتا قدرت سپرده، همین شاه است!...

ما زجری ندیدیم. و بعد هم رفتیم نجف، نجف هم که منزلمان بود. حالا هم آمدیم اینجا؛ اینجا هم بهتر از منزل خودمان است! باغ دارد و همه چیز! ما زجری ندیدیم که در مقابل این زجر- برای خودم می‏گویم- زجری ندیدیم که مخالفتمان با این آدم برای زجر باشد.

ما زجرمان زجر این ملت است. من وقتی صورت آن مردهایی که بچه‏هایشان و پسرهایشان را کشتند در ذهنم می‏آید، زجر می‏برم. من وقتی آن مادری که یقه‏اش را پاره می‏کند در مقابل این چیزها که بیایید من را بکشید، شما که جوانم را کشتید بیایید مرا هم بکشید، این زجر می‏دهد ما را؛ نه اینکه به من یک چیزی بد گذشته، زجر دیده‏ام. نه، خیلی هم خوش گذشته. آنچه که مرا زجر می‏دهد آن مصیبتی است که بر ملت ما وارد شده...

آقایان، همه با هم باید باشید؛ این اختلافات بیرون را، این اختلافات داخل را دور بریزید؛ شعارهای غیر اسلامی را کنار بگذارید. همه یک شعار، شعار اسلامی...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 295 ـ 306)

ـ حکم انتصاب آقای میرزا بیوک آقا مروّج به سمت امامت جمعه اردبیل (1358)

«جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج میرزا بیوک آقا مروّج- دامت افاضاته امید است وجود محترم، سالم و به انجام وظایف الهی مشغول باشید. ضمناً گروه بسیاری از اهالی محترم شهر اردبیل به قم آمده و طوماری هم به همراه داشتند که مصرّانه درخواست کرده بودند جنابعالی به اردبیل مراجعت نموده و کما کان به ارشاد و تبلیغ اهالی مشغول شوید و با توجه به وضع حساس زمان و منطقه، مقتضی است دعوت آقایان محترم را بپذیرید؛ و ضمناً به امامت نماز جمعه هم منصوب می‏شوید تا در روزهای جمعه ضمن انجام این فریضه الهی در اجتماع، بیشتر مردم را به وظایف خطیری که دارند آشنا سازید. امید است اهالی محترم نیز فرصت را مغتنم شمرده همکاریهای لازمه را در این باره بنمایند. از خدای تعالی ادامه توفیقات جنابعالی را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.

به تاریخ 13 ذی الحجة الحرام 99

روح اللَّه الموسوی الخمینی‏

ضمناً به خاطر آشفتگی منطقه دشت مغان، مقتضی است برای رسیدگی به آن منطقه نیز مسافرتی نموده و آنچه را مصلحت می‏دانید در مورد اصلاح کارها انجام دهید. ان شاء اللَّه موفق باشید.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 464)

ـ سخنرانی در جمع مربیان امور تربیتی تهران؛ حفظ نظام با قدرت ملت (1358)

«برای اینکه یک ملتی وقتی که یک مطلبی را خواست، آن هم مطلبی که حق است، حق ملتهاست. این ملتی که تمام قشرهایش نهضت کرد و بپاخاست، و این قیام هم قیامی بود که حق خودش را مطالبه می‏کرد، آزادی را مطالبه می‏کرد، استقلال را مطالبه می‏کرد، و چون مسْلم است جمهوری اسلامی را، یک همچو ملت، بپاخاسته برای مطالبه حق خودش، همین اسباب این شد که نتوانستند. این ابرقدرتها سالیان دراز این حق را از این ملت سلب کرده بودند و آزادی به هیچ وجه نبود. استقلال نبود. رژیم، رژیم غیر قانونی سلطنتی بود. نتوانستند که حفظ کنند آن رژیم را، و نتوانستند آن اختناقی که سابق بود و سابقه داشت در این مملکت، باز نگهش دارند، و نتوانستند وابستگی ما را به غیر حفظ کنند...

سر تا ته ایران بگردید، اگر یک زندانی سیاسی آدم پیدا کردید که توی حبس باشد. بله، زندانی سیاسی به آن معنا که می‏خواهد این مملکت را به عقب براند، هست در حبسهاشان از همان رژیم سابق، از همان رژیم باز هم هست. اما آنی که آن وقت بود، با اینی که حالاست مقایسه بکنید. آنی که آن وقت بود، بهترین فرزندهای اسلام و بهترین فرزندهای ایران زیر شکنجه بودند و زیر ظلم بودند و در حبس بودند، و حالا بدترین خیانتکارها آنجا هستند. اینها فکر نمی‏کنند، می‏دانند، اما برای اینکه مردم را بازی بدهند، جوانهای ما را بازی بدهند، این را می‏نویسند که حالا هم با آن وقت فرقی نکرده. آن وقت زندانی سیاسی داشتیم، حالا هم زندانیهای سیاسی. اولًا دروغ می‏گویند که سرتاسر مملکت، پُر زندانی [است‏]. (صحیفه امام، ج‏10، ص: 465 ـ 471)

ـ سخنرانی در جمع دانش‏آموزان قم و تهران؛ پیوند روحانی و دانشجو (1358)

«من امروز آمده‏ام در میان شما دانشجویان عزیز به دو منظور؛ یکی بزرگداشت روز شهادت جوانهای عزیز در دانشگاه در اثر هجوم وحشیانه مأمورین جبار. و یکی برای پیوند بین قشر روحانی و قشر دانشگاهی و دانشجویان. من این پیوند را تبریک عرض می‏کنم به روحانیون و تبریک عرض می‏کنم به دانشگاهیان.

من آمده‏ام تا پیوند خدمتگزاری خودم را به شما عزیزان عرضه کنم که تا حیات دارم خدمتگزار همه هستم؛ خدمتگزار ملتهای اسلامی؛ خدمتگزار ملت بزرگ ایران؛ خدمتگزار دانشگاهیان و روحانیان؛ خدمتگزار همه قشرهای کشور و همه قشرهای کشورهای اسلامی و همه مستضعفین جهان...

ما این همه جوان دادیم، در دانشگاهها جوان دادیم، در مدرسه‏های قدیمی جوان دادیم، در مدارس علمی و اسلامی و فرهنگ جوان دادیم، در خیابانها و بازارها و کوچه‏ها شهید دادیم که به مقصد برسیم. برای مقصد بود و آن مقصد همان بود که ملت ما فریاد کشیدند و آن را خواستند: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی...

ای دوستان من، ای برادران من! از تفرقه بپرهیزید. و همان طور که امروز، روزِ پیوند روحانی و دانشگاهی و دانشجویان است، ادامه بدهید به این پیوند. و روشنفکران و نویسندگان، تمام قشرها به این دو پیوندِ عزیز بپیوندند. شما دیدید با پیوند قشرهای مختلف اعجاز بزرگ تاریخ را ایجاد کردید و آن شکست همه ابرقدرتها بود. امروز آنها از کار ننشسته و مشغول توطئه هستند. شما را به روی هم بازمی‏دارند، وامی‏دارند و از اجتماع بازمی‏دارند. هر قشر شما با قشر دیگر تفرقه افکنی می‏کنند. آنها بین اقشار تفرقه افکنی می‏کنند. کمک نکنید به این تفرقه افکنیها، که این، کمک به دشمنان کشور است، به دشمنان اسلام است.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 472 ـ 475)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان اصفهان؛ جلوگیری از هرج و مرج (1358)

«شماها کوشش کنید که مسائل را روی موازین عمل بکنید. کوشش کنید که- عرض می‏کنم که- آرامش محفوظ باشد و روی موازین پیش برود. وقتی که آرامش شد، روی موازین پیش رفت، ظلم به کسی نخواهد شد. و اما اگر بنا باشد که روی موازین نباشد، این بالاخره وقتی دست یک دسته اشخاص جوان افتاد که آدمهای خوبی هستند، بین آنها هم یک دسته اشخاص مفسد افتادند، این کم کم می‏رسد به هرج و مرج و کم کم به زد و خورد و کم کم به کُشت و کشتار و یک شهری را، یک مملکتی را ناآرام می‏کند. وقتی ناآرام کرد، دیگر نمی‏شود کارهای اصلاحی را کرد. شما همیشه باید توجه به این بکنید کارها اصلاحی باشد، نه کارها روی موازین فساد باشد. کار اصلاحی هم باید روی آرامش باشد، نه اینکه هر کس هر کاری دلش می‏خواهد بکند و بگوید که ما انقلابی هستیم. حالا که انقلابی هستیم، دیگر نه دادگستری و نه قوانین و نه قوانین شرع و نه هیچ چیز دیگر در کار نیست، ما می‏خواهیم خودمان هر کاری دلمان می‏خواهد بکنیم. نخیر، مسأله این طور نیست. در هیچ حکومتی؛ در حکومت علی بن ابی طالب هم این جور نبوده که هرج و مرج باشد، هر کس هر کاری دلش بخواهد بکند، اگر یک کار خلاف می‏کرد، حضرت امیر می‏آورد و حدَّش می‏زد. این طور است مسأله.

شما خیال نکنید که حالایی که انقلاب شده، پس ما هر کاری دلمان می‏خواهد بکنیم. ضد انقلابها جزء شماها می‏شوند، شما هم نمی‏شناسید آنها را، تحریک هم می‏کنند. می‏ریزید، می‏شکنید و یک مملکت را این طوری نمایش می‏دهید که اینجا هرج و مرج است. این مملکت هرج و مرجی است، هر کس هر کاری دلش می‏خواهد بکند. هر کس هم هر خانه‏ای را می‏خواهد بگیرد و هر هتلی را هم می‏خواهد بگیرد؛ اینها صحیح نیست. اینها را من نصیحت می‏کنم به شما که متوجه باشید که کاری نکنید که دنیا به ما بگویند یک دسته وحشی جمع شدند در شهرها و در ایران و هر کاری هر کسی دلش می‏خواهد بکند. نه موازین قانونی هست، نه موازین شرعی هست، نه رجوع به دادگاهها هست، نه رسیدگی هست، هر که، هر کس را تشخیص داد به اینکه فرض کنید که ناباب است، بدون اینکه مراجعه به مواردش بکند، خودش برود عمل بکند. یک همچو چیزی حکومت جنگل است. کاری نکنید که ایران را متهم کنند به اینکه حکومت جنگل دارند. حکومت وحشیگری دارند...

انقلاب اسلامی؛ معنایش این است که متحول شده است یک مملکت طاغوتی که هر کس می‏خواست ظلم بکند می‏کرد به اتّکال سرنیزه می‏کرد؛ مبدَّل شده است به یک مملکت اسلامی که روی موازین اسلامی عمل می‏شود. موازین اسلامی این است که اگر فرض کنید یک کسی جرمی کرده است، خودش نمی‏تواند برود آن جرم را عوض کند، باید برود به محکمه. محکمه عرض حال بدهد، اثبات بکند، وقتی که ثابت شد، کار را بکند. یا فرض کنید که یک مالی را غیر مشروع می‏داند از کسی، یا طلبی از کسی دارد، مال غیر مشروعی دست کسی هست، باید برود به محکمه عرض بکند به اینکه مسأله این طوری است و این آدم اموالش چطور است، آنها تحقیق بکنند، محاکم هم تحقیق بکنند، اگر چنانچه اموالشان چه هست مصادره بکنند...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 476)



[1] - مصیبتها نزد آن کوچک است.

[2] - علی امینی، سیاستمدار کهنه کار و نخست وزیر پیشین که به طرفداری از امریکا شهرت داشت.

[3] - علی امینی، از مهره‏های اصلی نفوذ امریکا در ایران، که از اردیبهشت 1340 به مدت چهارده ماه نخست وزیر شاه بود.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)