کد مطلب: 4629 | تاریخ مطلب: 22/10/1400
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

امروز با امام: بیست ودوم دی

ـ نامه به آقای حسین فومنی؛ پاسخ به چهار سؤال شرعی (1346)
ـ پیام به ملت ایران؛ تشکیل شورای انقلاب، دولت بختیار و احتمال کودتا (1357)
ـ مصاحبه با تلویزیون «آر. ای. آی» درباره نقش مذهب و احتمال کودتا (1357)
ـ مصاحبه با خبرنگار «ای. بی. سی» درباره مسائل عمومی ایران (1357)
ـ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم؛ مأموریت استعماری رضا خان (1359)
ـ حکم عفو جمعی از محکومین دادگاههای انقلاب به رئیس دیوان عالی کشور (1360)
ـ حکم عفو جمعی از زندانیان دادگاههای انقلاب ارتش به رئیس دیوان عالی کشور (1360)
ـ حکم عفو جمعی از زندانیان دادگاههای انقلاب به رئیس دیوان عالی کشور (1360)
ـ حکم عفو جمعی از زندانیان و محکومین دادگاهها به رئیس دیوان عالی کشور (1360)
ـ سخنرانی در جمع ائمه جمعه استان گیلان؛ دعوت قرآن به وحدت (1360)‏
ـ بیانات در جمع میهمانان بزرگداشت هفته وحدت؛ وحدت سرلوحه دعوت انبیا (1360)

امروز با امام: بیست‌ودوم دی

 

ـ نامه به آقای حسین فومنی؛ پاسخ به چهار سؤال شرعی (1346)

«بسمه تعالی‏

11 شوال 87

خدمت جناب مستطاب عمدة الاعلام و ثقة الاسلام آقای فومنی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، سلامت و توفیق و تایید جنابعالی را خواستار است. در موضوع مسائلی که ذکر شده بود:

1- در سرقفلی، تفصیلی است که در کتاب تحریر الوسیله جلد ثانی ذکر کرده‏ام. اگر سرقفلی از مالک ملک تلقی شده است یا از کسی که از مالک ملک تلقی کرده است تلقی شده است- به وجهی که در آنجا ذکر کرده‏ام- اشکال ندارد. و اگر کسی در ملکی که به اجاره نزد او است پس از اتمام اجاره بدون قید و شرط بخواهد تخلیه نکند یا سرقفلی بگیرد جایز نیست.

2- به سرقفلی در مواردی که مشروع است خمس تعلق می‏گیرد.

3- پول بانک در صورتی که قرض به نفع باشد حرام است و اگر بدون نفع باشد یا به وجهی تخلص از ربا پیدا کنند مانع ندارد.

4- محلی را که برای حضرت سید الشهداء وقف نموده‏اند نمی‏توان مسجد کرد؛ باید به هر نحو که وقف شده است عمل نمود. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 161)

ـ پیام به ملت ایران؛ تشکیل شورای انقلاب، دولت بختیار و احتمال کودتا (1357)

زمان: 22 دی 1357/ 13 صفر 1399

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

سلام و تحیت بر ملت قهرمان و شریف ایران! سلام بر شهدای راه حق!

اکنون که روز پیروزی ملت شجاع نزدیک می‏شود، اکنون که خونهای پاک عزیزان بیگناهی که برای دفاع از حق و حقیقت به دست جلادان خون‏آشام شاه بر زمین ریخته شده است بارور می‏گردد، لازم می‏دانم مراتب ذیل را به اطلاع ملت ایران و مردم جهان برسانم:

1- به موجب حق شرعی و بر اساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به این جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام «شورای انقلاب اسلامی» مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضای این شورا در اولین فرصت مناسب معرفی خواهند شد. این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است؛ از آن جمله مأموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولین فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود به ملت معرفی و شروع به کار خواهد نمود. دولت جدید موظف به انجام مراتب زیر است:

الف- تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم به منظور تصویب قانون اساسی جدید جمهوری اسلامی.

ب- انجام انتخابات بر اساس مصوبات مجلس مؤسسان و قانون اساسی جدید؛

ج- انتقال قدرت به منتخبین جدید.

2- دولت کنونی،[1] که منصوب شاه مخلوع و مجلسینْ غیر قانونی می‏باشد، هر گز مورد قبول مردم نخواهد بود. همکاری با این دولت غاصب به هر شکل و به هر نحوی شرعاً حرام و قانوناً جرم است. همان طوری که کارمندان محترم و مبارز بعضی از وزارتخانه‏ها و ادارات دولتی عمل کرده‏اند باید از اطاعت وزرای غاصب سرپیچی نموده و در صورت امکان آنان را به وزارتخانه‏ها راه ندهند. خواست ملت مظلوم ایران تنها رفتن شاه و برچیده شدن بساط نظام سلطنتی نیست، بلکه مبارزه ملت ایران تا استقرار جمهوری اسلامی که متضمن آزادی ملت و استقلال کشور و تأمین عدالت اجتماعی باشد ادامه خواهد داشت. تنها با رفتن شاه و انتقال قدرت به ملت است که آرامش به کشور عزیزمان باز گشت. تنها با استقرار حکومت عدل اسلامی مورد تأیید و پشتیبانی مردم و با شرکت فعالانه همه ملت است که می‏توان خرابیهای عظیم فرهنگی و اقتصادی و کشاورزی را که رژیم فاسد شاه به وجود آورده است جبران نموده و نوسازی مملکت را به نفع طبقات زحمتکش و مستضعف آغاز نمود.

3- احتمال این هست که شاه خائن که در حال رفتن است، دست به یک جنایت بزرگتری بزند و آن یک کودتای نظامی است که کراراً تذکر داده‏ام که این آخرین ضربه اوست و لکن ملت دلیر می‏داند که در ارتش به جز تنی چند سرسپرده و خونخوار، که از قرار مذکور در پستهای مهم مستقر شده‏اند و به من نیز معرفی کرده‏اند، جناحهای شریف ارتش به این سرسپردگان اجازه نخواهند داد تا دست به چنین جنایتی که مخالف با ملیت و مذهب آنان است بزنند. من بر حسْب وظیفه الهی و ملی خود به ارتش ایران هشدار می‏دهم و از صاحب منصبان و درجه داران می‏خواهم که در صورتی که چنین توطئه‏ای در کار باشد شدیداً از آن جلوگیری کنند و راضی نشوند چند نفر خونخوار، ملت شریف ایران را به خاک و خون کشند. این وظیفه الهی شما ارتش محترم است که در صورت فرمانبرداری از خائنان بالفطره، پیش خدای تبارک و تعالی مسئول و در جوامع بشریت محکوم و مورد نفرین نسلهای آتیه خواهید بود.

بر ملت شجاع ایران است که خود را در مقابل چنین توطئه‏ای به هر وسیله ممکن مجهز کنند، و با اتکا به خدای تعالی از اشخاصی که به جز سودطلبی چیزی در نظر ندارند نهراسند، که مبارزات پر شور ملت ایران نشان داده است که نمی‏هراسند؛ و می‏دانند که اینان هم مثل آن خائنین که فرار را اختیار و با مال ملت در خارجْ زندگی را انتخاب کرده‏اند، استقامت را از دست داده‏اند. ملت ایران موظف است که به درجه داران و افسران و صاحب منصبان شریف احترام بگذارند. باید توجه داشته باشند که چند نفر ارتشی خائن نمی‏توانند اکثریت ارتش را آلوده کنند؛ حساب این چند نفر ارتشی خونخوارْ معلوم و از حساب ارتش ایران جداست. ارتش از ملت است و ملت از ارتش؛ با رفتن شاه خائن خللی بر آن وارد نخواهد شد.

4- ملت شریف باید تا نتیجه نهایی، دست از مبارزات پر شور خود برندارند، که نمی‏دارند. باید به اعتصابات و تظاهرات ادامه دهند و در صورتی که چماق به دستان و یا مفسدین به آنان حمله کردند، می‏توانند دفاع از خود کنند اگر چه منتهی به قتل آنان شود. از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و نابودی مخالفین ملت شریف را خواهانم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 426 ـ 428)

ـ مصاحبه با تلویزیون «آر. ای. آی» درباره نقش مذهب و احتمال کودتا (1357)

مصاحبه‏کننده: خبرنگار تلویزیون «آر. ای. آی» ایتالیا

سؤال: [چرا با دولت بختیار مخالف هستید؟ حکومتی را که شما می‏خواهید چیست؟]

جواب: حکومت بختیار غیر قانونی است. شاه او را تعیین کرده است و شاه خلاف قانون است. شاه نیست و مجلسین او را تأیید کرده‏اند. مجلسین ملی نیستند. بنا بر این ما با او مخالف هستیم. آن حکومتی که ما اختیار می‏کنیم یک جمهوری است که متکی به آرای ملت است و قانون اساسی‏اش اسلام است.

[شکل حکومت اسلامی شما در ایران چگونه است و نقش شما در آن چه خواهد بود؟]

- حکومت، جمهوری است مثل سایر جمهوریها؛ و احکام اسلام هم احکام مترقی و دموکراسی و پیشرفته و با همه مظاهر تمدن موافق. و من هم نقشی در خود حکومت ندارم؛ همان نقش هدایت را دارم.

[نقش غیر مذهبیها در حکومت آینده چیست؟ آیا دولتی متشکل از غیر مذهبیها خواهید داشت؟]

- دولت ما اسلامی است و از غیر مذهبیها در دولت راهی ندارند؛ چون رأی نمی‏آورند؛ چرا که جامعه، اسلامی است.

[آیا شانسی برای کودتای نظامی در حال حاضر در ایران به نظر شما وجود دارد؟]

- احتمال کودتای نظامی می‏دهم و لیکن این طور که یک شانسی داشته باشد و بتواند ملت را آرام کند، این احتمال نیست؛ بلکه من احتمال یک انفجار عظیمی می‏دهم که جلوگیری آن بسیار مشکل است. و من توصیه می‏کنم به کسانی که می‏خواهند این کودتا را بپا کنند- چه عاملین داخلی و چه عاملین خارجی- این کار را نکنند که هیچ نفعی به حال آنها ندارد. و من اشخاصی که در داخل در این فکر هستند می‏شناسم؛ به من معرفی شده‏اند و آنها باید ملاحظه کنند که برای آنها بسیار خطرناک است. و امریکا هم اگر چنانچه دستی در این کار داشته باشد باید خودداری کند که اگر چنین چیزی بشود، ملت ایران از امریکا می‏داند و برای امریکا بسیار مضر است.

[آیا با کشوری که به شاه اجازه اقامت دهد مخالفت خواهید کرد؟]

- خیر، مخالفت نمی‏کنیم لکن شاه را که باید محاکمه بشود، ممکن است از آن کشور بخواهیم. اگر چنانچه بعداً خواستند که تسلیم نکنند آن وقت یک فکری خواهیم کرد.

[اخیراً شما نماینده دولت لیبی را به حضور پذیرفته‏اید. گفته می‏شود به شما کمک مالی کرده‏اند. آیا صحیح است؟ اگر صحیح نیست چه دلیلی دارید؟]

- نماینده لیبی آمده است اینجا لکن در مسائل دیگری با من صحبت کرده است و اصلًا صحبت مسائل مالی نشده است. نه لیبی و نه کشورهای دیگر به من کمک مالی نکرده‏اند و من احتیاج به کمک مالی ندارم. من با شاه با یک قلم و چند صفحه کاغذ مبارزه می‏کنم و اگر من یکوقت محتاج به کمکی باشم ملت من به من کمک خواهد داد.

[چه موقعی شما به ایران مراجعت می‏کنید؟]

- احتمال می‏دهم که نزدیک شده باشد.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 429 ـ 430)

ـ مصاحبه با خبرنگار «ای. بی. سی» درباره مسائل عمومی ایران (1357)

مصاحبه‏کننده: خبرنگار تلویزیون ای. بی. سی امریکا

سؤال: [حضرت آیت اللَّه، شاپور بختیار مخالف شاه است. چرا مخالف شاپور بختیار هستید؟]

جواب: اولًا بختیار مخالف شاه نیست. او می‏خواهد شاه را نگه دارد. ایشان با امریکا بند و بست دارد. و ثانیاً بر فرض اینکه مخالف شاه باشد خودش مخالف قانون است. مجلسین مخالف قانونند و شاه هم مخالف قانون است. از این جهت ما مخالف او هستیم.

[به نظر می‏رسد که سیاست امریکا در ایران تغییرات عمده‏ای پیدا کرده و امروز معتقدند که شاه باید برود. با توجه به این تغییر عمده‏ای که در سیاست امریکا در مورد وضع شاه پیدا شده، آینده روابط امریکا و ایران را چه جور می‏بینید و نظرتان چیست؟]

- تا رژیم بکلی از بین نرود و ما حکومت اسلامی را آن طور که می‏خواهیم مستقر نکنیم نمی‏توانیم راجع به روابط با امریکا به طور قطع صحبت کنیم. لکن احتمال می‏دهیم که اگر امریکا با ایران روابط حسنه داشته باشد، ایران هم با او روابط حسنه خواهد داشت.

[شما هم احساس می‏کنید که شرایط فعلی خط سیاست امریکا در جهتی است که شما را راضی کند؟]

- تا کنون احساس نکرده‏ام.

[تحت یک حکومت اسلامی، به نظر شما باز هم ایران می‏تواند به امریکا نفت بفروشد؟]

- در صورتی که امریکا دست از کارهایش بردارد و ایران را به حال خودش بگذارد و به هیچ وجه دخالت در سرنوشت مملکت ایران نداشته باشد، امریکا هم یکی از مشتریهایی است که نفت به او داده می‏شود.

[لطفاً نظرتان را در مورد دولت اسلامی مشخص تر بیان کنید]

- دولت اسلامی که ما می‏خواهیم یک جمهوری است که به آرای ملت درست می‏شود و احکام اسلام هم در او اجرا می‏شود. قانون اساسی همان قانون اسلام است و قانون اسلام مسبب آزادیها و دموکراسی حقیقی است و استقلال کشور را نیز تضمین می‏کند.

[مطالبی کشف شده است در این مورد که نظرات حضرت عالی مخالف سایر مذاهب خصوصاً یهودیها و مسیحیان است. ممکن است نظرتان را راجع به سایر مذاهب چه داخل اسلام، چه خارج اسلام بیان کنید]

- ما کراراً این مطلب را گفته‏ایم که اسلام نسبت به اقلیتهای مذهبی احترام قائل است و آنها در این مملکت ما آزادند و حتی حق رأی دارند، حق تعیین وکیل دارند. و آنچه گفته شده است که ما مخالف با آنها هستیم تبلیغاتی است که شاه به راه انداخته است. اسلام همیشه با آنها به طور مسالمت رفتار کرده است و حتماً زندگی آنها در حکومت اسلامی بهتر از الآنشان است.

[در این نهضت، حضرت عالی که در خارج از ایران بوده‏اید، قدرت بی‏نهایت زیادی را کسب کرده‏اید. این قدرت بسیار بزرگ است و ما می‏خواستیم بدانیم که اگر در ایران بودید آیا همین قدرت را کسب می‏کردید؟]

- این قدرت مذهبی است و ما اگر ایران هم باشیم به عنوان یک نفر آدم مذهبی ما را می‏شناسند که خدمتگزار این مردم هستیم و فرقی نیست بین داخل و خارج.

[محبوبیت شما حتی در بین کسانی است که به مذهب چندان علاقه نداشته‏اند و بیشتر تغییر و تبدیلات در مسائل اجتماعی را می‏خواستند. آیا فکر نمی‏کنید همین تبعید شما به خارج موجب شده که یک حالت رمزی به وجود بیاورد که آنها علاقه‏مند شوند؟]

- آنها هم که علاقه دارند علاقه ملی دارند. چون ما با مصالح ملی آنها موافق هستیم و کسانی که به کشور آنها خیانت کرده‏اند و استقلال آنها را از بین برده‏اند ما با آنها مخالفیم. در نهاد تمام ملت این مسائل هست، از این جهت با ما حتی قشرهای غیر مذهبی هم موافقند.

[ابهاماتی در مورد نقش شما در آینده وجود دارد. ممکن است نقش خود را در آینده بفرمایید؟]

- من در آینده هم همین نقشی را که الآن دارم خواهم داشت. نقش هدایت، راهنمایی و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می‏کنم و اگر چنانچه خیانتکاری در کار باشد با او مبارزه می‏کنم. لکن من در خود دولت هیچ نقشی ندارم.

[آیا یک شورای علمای مذهبی خواهد بود که شما در رأس آن قرار بگیرید؟]

- بعد باید ببینم چه خواهد شد.

[شما فکر می‏کنید در خارج از ایران مدت زیادی خواهید ماند؟]

- من هر وقت مصلحت دیدم برمی‏گردم.

[حضرت آیت اللَّه، چه موقع به فکرتان رسید که می‏توانید بر شاه غالب شوید؟]

- این امری است که نمی‏توانم دقیقاً بگویم. ولی مدتهاست که می‏دانم شاه رفتنی است. ولی این را هم نمی‏توانم دقیقاً بگویم.

[مردم زیادی در دنیا فکر می‏کردند که شاه رمز ثبات است. حالا در آینده ایران بعد از رفتن شاه، مشکلترین مسئله شما چه خواهد بود؟]

- مشکلترین مسائل ما ترمیم خرابیهای شاه است و این ناثباتیهایی که او از هر جهت برای ما به ارث می‏گذارد. مسأله بیکاری، مسئله مسکن، مسئله کشاورزی، مسئله صنایع مونتاژ، مسائل کارخانه‏ها. باید ابتدا این مسائل به هم پاشیده را در طول این پنجاه سال ترمیم کنیم تا چرخ ایران به حرکت درآید؛ بعداً اصولًا باید یک اساس نو دیگری را پایه‏ریزی کرد.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 431 ـ 434)

ـ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم؛ مأموریت استعماری رضا خان (1359)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

این عکسهایی که از شهدا، از جوانهای نیرومند ملت ما، در دست شما مردان و زنان هست، غرورآفرین است و موجب تأثر و تأسف. من برای آنها رحمت و برای معلولین سلامت و برای شما و بازماندگان شهدا، عافیت و سلامت و صبر از خدای تبارک و تعالی خواستارم. این مصیبتهایی که بر شما وارد شده است، بر همه ملت، بر همه ما وارد است.

این مطلبی که باید عرض کنم و تنبه بدهم این است که این قدرتهای بزرگ از زمانی که رضا خان آمد به ایران و رضا خان را فرستادند برای ایران تا این زمانی که نهضت شما ملت اسلامی تحقق پیدا کرد، حسابهایی کرده بودند پیش خودشان و آن حسابهای روی موازین دنیا و مادیّت بود. و بعض حسابها را نکرده بودند؛ یعنی نمی‏توانستند بعضی از مطالب را توجه پیدا کنند و حساب رویش بکنند. در زمان رضا خان کوششهای زیادی برای راه بازکردن به این ملتها و خصوصاً ایران، و [برای‏] راه بازکردن برای تحت سلطه قرار دادن ملت ما و چپاولگریهای بیحساب، راههای مختلفی را داشتند. یک راه این بود که عشایر این کشور را سرکوب کنند، و آنها را از حال عشایری بیرون بیاورند و به اصطلاح خودشان تخته قاپو کنند.[2] برای اینکه می‏دیدند که این عشایر برای ایران یک پشتوانه است. این عشایر مختلفی که در ایران هست، در همه جای ایران عشایر هستند، در خوزستان هست، در کردستان هست، در کرمانشاه هست، در فارس هست، در سیستان و بلوچستان و آذربایجان و همه جا از این عشایر زیاد هستند. و اینها یک پشتوانه‏ای بودند از برای ایران، و آنها کوشش داشتند به اینکه عشایر را سرکوب کنند، و لهذا همه عشایر را تقریباً سرکوب کردند به وسیله رضا خان. و حالا ما می‏فهمیم که عشایر چه نقشی دارند در ایران. در عین حالی که الآن بعض عشایر ایران وارد جنگ هستند، ولی این بعض عشایر کارهای شجاعانه می‏کنند. و عشایر دیگر از قبیل عشایر بختیاری، عشایر قشقایی فارس و عشایر امثال اینها، همه اینها به اسلام وفا دارند. و داوطلب‏اند از برای اینکه به جبهه‏ها بروند، و امید است که احتیاج نباشد به اینکه همه عشایر ایران وارد جبهه‏ها بشوند. و ما امروز می‏فهمیم که آنها به واسطه مطالعاتی که داشتند برای عشایر چه قدرتی قائل بودند. آنها ضربه‏ای از تنگستانی‏ها[3] خورده بودند و در صدد این بودند که عشایر را بکلی از بین ببرند. این یک نقشه‏ای بود که در آن وقت اینها کشیدند. چنانچه سرکوبی روحانیون نیز همان طور بود. آنها از روحانیون در طول تاریخ صدماتی دیده بودند. و خصوصاً انگلستان در باب قضیه قرارداد تنباکو[4] صدمه دیده بود. از این جهت یکی از نقشه‏ها هم این بود که این قدرت را از ملت بگیرند و این را سرکوب کنند و ملت را از آنها و آنها را از ملت جدا کنند. و مسائل دیگری که در زمان رضا خان بود از قبیل این منع کردن به دستجاتی که در همه ایران در ماه محرم و صفر این دستجات بیرون می‏آمدند. این هم قدرتی بود و آن را هم ممنوع کردند در آن وقت و امثال اینها که زیاد است. تا نوبت رسید به پسر خلف‏[5] او که همان طور که او جنایتکار و خائن بود این از پدر در آن جهت جلو افتاد. و او هم آن کرد که شما همه می‏دانید و تفصیلش را لازم نیست عرض کنم، تا وقتی که انقلاب شد.

در وقتی که انقلاب شد، شما دیدید که آن سران ارتش که فاسد بودند یا فرار کردند یا گرفتار شدند، لکن اصل ارتش که به حسب طبیعتش وفادار به کشور و اسلام است بود. از آن وقت شروع کردند به اینکه ارتش طاغوتی است نباید باشد، دنبال این مطلب تا حالا هم صحبت هست. این ارتشی که نشان داد در همین جنگهایی که شده است؛ مرتبه وفاداری خودش را و قدرت خودش را. آنها برای اینکه دیدند ارتش توجه به ملت پیدا کرد و متصل به ملت شد او را هم یک خاری بر چشم خودشان حساب کردند. از این جهت، آن عناصری که با آنها همدست هستند و خدمتگزار به آنها هستند، در مطالبی که در طول این مدت بعد از انقلاب می‏گفتند همه‏اش راجع به این بود که این قوای انتظامیه‏ای که هست و این قوای نظامی که هست، اینها همه طاغوتی هستند. نه ما باید ارتش داشته باشیم، و نه ما باید ژاندارمری داشته باشیم، و نه ما باید شهربانی داشته باشیم، همه اینها باید کنار گذاشته بشود از سر شروع کنیم. این هم معلوم شد که این نقشه هم برای چه بوده. و امروز که نقش مهمی، بالاترین نقش را این ارتش و این ژاندارمری و این شهربانی دارند، معلوم می‏شود که آنها از چه می‏ترسیدند و می‏خواستند چه بکنند.

می‏خواستند ما امروزی که مبتلا هستیم به جنگ بین قوای بعثی کافر، ما هیچ نداشته باشیم و آنها همه چیز. و از آنها هم بیشتر راجع به پاسدارها بود که پاسدارها هم تمام قدرت آنها صرف این می‏شد که پاسدار اصلًا لازم نیست، کافی است همانی که بود. و می‏خواستند که پاسدارها را از معرکه بیرون کنند. و ما دیدیم که نقش این پاسدارها هم در جنگ چه بود. و الآن بحمد اللَّه پاسدار و پاسبان و ژاندارمری و ارتش و عشایر و سایر قوای مردمی و بسیج و همه اینها هماهنگ‏اند و قدرت باطل را در هم کوفته‏اند و خواهند کوبید. این نقشه‏ها بود که اینها کشیده بودند، امروز هم در صدد همین نقشه‏ها هستند، و شما باید غافل نباشید از این چیزهایی که منتشر می‏کنند. شما باید توجه داشته باشید که هر گروهی که بیشتر مورد حمله بود و این اشخاص منحرف بیشتر به او حمله می‏کردند و می‏کنند؛ بدانید که این برای ملت مفیدتر است و برای اجانب مضرتر. اگر دیدید پاسدارها را بیشتر می‏کوبند، بدانید که آنها از پاسدار زیاد می‏ترسند. اگر دیدید ارتش را سرکوب می‏خواهند بکنند و با ملت جدا کنند، بدانید که از او هم می‏ترسند، و همین طور. و اگر دیدید که روحانیون را می‏خواهند از صحنه بیرون کنند، بدانید که آنها از روحانیون می‏ترسند و ترسیده‏اند سابق هم.

شما برادرهای ما که بازماندگان افتخار ایران هستید، بازماندگان اشخاصی هستید که در تاریخ افتخار برای ایران اثبات کرد و ثبت کرد، و شما معلولانی که افتخار برای ایران آفریدید، مطمئن باشید که در دنیا و در آخرت، اسم شما ثبت است. شما تاریخ را عوض کردید. ملت ما تاریخی را تاریخ دیگر کرد. جریان تاریخ را عوض کرد. آنها هم حساب همه چیز را می‏کردند الّا یک حساب و آن حساب معنویت. آنها از چشمهای چپ نگاه می‏کردند به دنیا که چشم عَمْیاست.[6] از چشم نابینا نسبت به معنویات که چشم راست انسان است نظر می‏کردند، هم چپیها و هم راستیها. آنها با آن چشم کج بین خودشان حساب عشایر را کرده بودند، حساب روحانیون را هم کرده بودند، حساب ارتش را هم بعد کرده بودند، حساب قوای نظامی و انتظامی را هم کرده بودند، حساب پاسدارها را هم کرده بودند. لکن یک حساب را نکرده بودند و آن حساب معنویّت بود. آنها توجه به این نداشتند که ملت، همه با هم علاقه به خدا دارند و علاقه به اسلام؛ آن علاقه‏ای که پیشقدم می‏شوند به واسطه آن علاقه برای فداکاری و برای شهادت. ما هر روز می‏بینیم اشخاصی که می‏آیند با من صحبت می‏کنند، مصافحه می‏کنند. می‏بینیم که اشخاص می‏آیند و گریه می‏کنند می‏گویند که برای ما دعا بکن شهید بشویم. من دعا می‏کنم که پیروز باشند و ثواب شهید به آنها داده بشود. این حساب را نکرده بودند، اینها تاریخ صدر اسلام را یا ندیده بودند یا غفلت از آن کرده‏اند. صدر اسلام؛ اسلحه و مهمّات غلبه نکرد بر دو تا امپراتوری به آن عرض و طول، برای اینکه اسلحه نداشتند مسلمین. هر چند تایشان یک شتر داشتند، چند تایشان یک اسب، شاید در همه لشکرشان چند تا اسب بود، شمشیر کُندی یا تیزی. آن طرف- چه امپراتوری ایران و چه امپراتوری روم- دارای همه چیز بودند. تمام سازوبرگهای جنگی که در آن وقت [بود] در اختیار آنها بود.

مجهز به همه جِهازهای جنگی بودند. لکن فقط یک چیز را نداشتند و آن ایمان. چون ایمان نداشتند باید در بعضی از جنگها آنها را امر می‏کردند که ببندند به هم این ارتش خودشان را که فرار نکنند. با زنجیر اینها را به هم می‏بستند- از قراری که در تاریخ هست- و می‏آوردند در جبهه جنگ. امروز هم برادرها، شما بدانید این را که مخالفین ما همه چیز دارند الّا ایمان. و شما ایمان دارید که فوق همه چیز است و بحمد اللَّه همه چیز هم دارید.

من امید این را دارم که همان طوری که در صدر اسلام، قدرت ایمان آن امپراتوریهای بزرگی که بر- تقریباً- همه دنیای آن وقت سلطه داشتند و همه قدرتها دست آنها بود، و ارتش اسلام با ایمان خودش و با اعتقاد به مبدأ و معاد غلبه کرد بر آنها، شما هم در عین حالی که مقابل سلطه‏های بزرگ و قدرتهای بزرگ، همه ماها با حساب دنیایی ناچیز هستیم. با حساب معنویت به همه مقدم بشوید- ان شاء اللَّه- و همه قدرتها را منع کنید از دخالت در کشور خودتان. و ان شاء اللَّه این نظام فاسد بعثی را که در حال احتضار است آن را هم به قبرستان بفرستید. لکن توجه به این معنا که باید این ایمان را حفظ کنید و آن وحدتی که به تبع ایمان برای شما حاصل شده است آن را هم حفظ کنید. ما اگر شهید دادیم زیاد، معلول دادیم زیاد و خیلی از جوانها را از دست دادیم، لکن ایمان را بحمد اللَّه ملت ما زن و مردش، بزرگ و کوچکش از دست نداده است. و مطمئن به این است که با ایمان خودش به همه قدرتهایی که قصد تجاوز داشته باشند غلبه خواهد کرد. خداوند همه شما را پیروز کند، و شهدای ما را به رحمت خودش واصل کند، و معلولین ما را شفای عاجل عنایت کند، و به همه ملت ما اجر و مزد و وحدت کلمه عنایت فرماید.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏13، ص: 518 ـ 522)

ـ حکم عفو جمعی از محکومین دادگاههای انقلاب به رئیس دیوان عالی کشور (1360)

مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم (رئیس دیوان عالی کشور)

[** محضر مبارک حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران- مد ظله العالی‏

به پیوست، صورت اسامی هفت نفر از زندانیان دادگاههای انقلاب اسلامی ایران که عفو یا تخفیف در مجازات آنها مورد موافقت دیوان عالی کشور قرار گرفته جهت تصویب تقدیم می‏گردد.

21/ 10/ 60- رئیس دیوان عالی کشور- سید عبد الکریم موسوی**]

بسمه تعالی‏

موافقت می‏شود.[7]- 22 دی 1360

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 477)

ـ حکم عفو جمعی از زندانیان دادگاههای انقلاب ارتش به رئیس دیوان عالی کشور (1360)

مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم (رئیس دیوان عالی کشور)

[** بسمه تعالی. محضر مبارک حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی- مد ظله العالی‏

به پیوست، صورت اسامی 47 نفر از زندانیان دادگاههای انقلاب اسلامی ارتش جمهوری اسلامی را که عفو یا تخفیف در مجازات آنها مورد موافقت دیوان عالی کشور قرار گرفته جهت تصویب تقدیم می‏دارد.

21/ 10/ 60- سید عبد الکریم موسوی اردبیلی**]

بسمه تعالی‏

موافقت می‏شود.[8]- 22 دی 1360

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 478)

ـ حکم عفو جمعی از زندانیان دادگاههای انقلاب به رئیس دیوان عالی کشور (1360)

زمان: 22 دی 1360/ 16 ربیع الاول 1402

مکان: تهران، جماران‏

موضوع: عفو زندانیان‏

مناسبت: میلاد حضرت رسول (ص)

مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم (رئیس دیوان عالی کشور)

[** بسمه تعالی. محضر مبارک حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران- مد ظله العالی‏

به پیوست، صورت اسامی 79 نفر از زندانیان دادگاههای انقلاب اسلامی که عفو یا تخفیف در مجازات آنها مورد موافقت دیوان عالی کشور قرار گرفته جهت تصویب تقدیم می‏گردد.

21/ 10/ 60- رئیس دیوان عالی کشور- سید عبد الکریم موسوی اردبیلی**]

بسمه تعالی‏

موافقت می‏شود.[9]- 22 دی 1360

روح اللَّه الموسوی الخمینی. (صحیفه امام، ج‏15، ص: 479)

ـ حکم عفو جمعی از زندانیان و محکومین دادگاهها به رئیس دیوان عالی کشور (1360)

مخاطب: موسوی اردبیلی، سید عبد الکریم (رئیس دیوان عالی کشور)

[** بسمه تعالی. محضر مبارک حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی- مد ظله العالی‏

به پیوست، صورت اسامی هفتاد و چهار (74) نفر از زندانیان که حسب نظر کمیسیون عفو و بخشودگی و موافقت دیوان عالی کشور، به مناسبت عید میلاد حضرت رسول اکرم (ص) مشمول عفو و یا تخفیف در مجازات شده‏اند جهت تصویب تقدیم می‏گردد.

21/ 10/ 60- سید عبد الکریم موسوی اردبیلی**]

بسمه تعالی‏

موافقت می‏شود.[10]- 22 دی 1360

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 480)

ـ سخنرانی در جمع ائمه جمعه استان گیلان؛ دعوت قرآن به وحدت (1360)[11]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

از برکات این انقلاب یکی هم این است که ما با آقایان روحانیون همه کشور تماس نزدیک داریم الآن. به گمان من اتفاق نیفتاده است که این طور مجلسی از علمای آن طرفها اتفاق بیفتد که با هم بنشینیم صحبت بکنیم، حالا الحمد للَّه این برکت هست. در جاهای دیگر هم همین طور آقایان علما و ائمه جمعه تشریف می‏آورند اینجا با هم صحبت می‏کنیم، درددل می‏کنیم و این یکی از برکات بزرگ است. شما یک قسمت از صحبتتان راجع به این بود که حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- راجع به اسلام و راجع به جهاد تذکر فرمودند. اینکه می‏خواهم عرض کنم اسلام همه چیز آورده است.

این قضیه وحدت در قرآن پافشاری روی آن شده است و با تعبیرهای مختلف این مسأله گوشزد شده است‏[12] و آن چیزی که مهم است این است که مسلمین به اسلام و به قرآن عمل کنند، این دیگر تکلیف ماست. اسلام مسائل را، همه مسائلی که مربوط به زندگی بشر در اینجا و در آنجاست و مربوط به رشد انسان، تربیت انسان، ارزش انسان هست، همه اینها در اسلام هست و در هیچ مکتبی از مکتبهایی که الآن رایج است؛ مکتبهای انحرافی، این طور عنایتی که اسلام به مسائل دارد [آنها ندارند]. که قبل از اینکه نکاح واقع بشود بین مرد و زن، راجع به آداب نکاح، راجع به آداب زمان حمل، راجع به آداب بچه داری، راجع به آداب تربیت بچه، همه اینها در اسلام به طور وافی هست.

از اسلام هیچ نباید ما بگوییم یک چیزی هست که در اسلام نیست و ما حالا پیدایش کردیم. ما باید اگر یکوقت دیدیم که نمی‏توانیم پیدا کنیم باید بگردیم که کجا هست و این بلااشکال هست، اشکال سرِ مسلمین است. اسلام همه چیز گفته، ولی مسلمین باید دنبالش کنند. همین قضیه وحدت که تذکر دادید و الآن بحمد اللَّه هفته وحدت است و ولادت این مولود سعید- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- و فرزند بزرگوارش حضرت صادق، سلام اللَّه علیه.

بشر می‏تواند به آمال خودش برسد، آمال این دنیا و آن دنیا. این وحدت چیزی است که در قرآن به آن سفارش شده است، دعوت شده است. ائمه مسلمین دعوت کرده‏اند به این مسأله. دعوت به اسلام، اصلش دعوت به وحدت است؛ یعنی، همه در کلمه اسلام با هم مجتمع باشند و در آسایش. لکن همان طور که می‏دانید نگذاشتند که این وحدت تحقق پیدا بکند، خصوصاً در این عصرهای آخر زیادتر دامن‏زدند به این اختلافات و عمده هم نظرشان به این بود که کارشناسهای آنها فهمیده بودند که اگر این اجتماع بزرگ اسلام یک وقتی به هم نزدیک بشوند و پیوند کنند، دیگر هیچ قدرتی نمی‏تواند با اینها مقابله کند و هیچ قدرتی نمی‏تواند سلطه‏جویی پیدا کند نسبت به اینها. و آن راهی که آنها پیدا کردند برای مقاصد شوم خودشان، همان بود که بین همه گروهها تفرقه بیندازند. شما در هر جا می‏روید می‏بینید، حتی در یک شهر تفرقه هست. حالا کمتر است، ولی باز هم هست. در هر شهری، در هر محله‏ای، دستجات مختلفی با هم اختلاف داشتند.

در قضیه عاشورا که باید مرکز وحدت باشد همه شهرها، ما می‏دیدیم حتی در شهرهای مقدس بین دستجات سینه زن، دستجات عزادار با هم اختلاف می‏افتاد و این کاشف از این بود که اولًا، ما خودمان رشد نداشتیم و نداریم و ثانیاً، دستهایی که در کار بوده است این طور همه جا نفوذ کرده است که حتی در دستجات سینه زنی نفوذ کرده است که دستجات سینه زنی که باید همه زیر بیرق امام حسین- سلام اللَّه علیه- مجتمع باشند، جنگ و نزاع بکنند. یک دسته چه، آن دسته چه، و اختلافاتی بود که تا آخر هم محلات با هم مختلف بودند. از آنجا که می‏گذشتی، در سطح شهر، شهرهای بزرگ، اختلاف ایجاد کرده بودند. هم بین خود روحانیون با هم و هم بین مردم با هم. حزب درست می‏کردند منشأ اختلاف بوده؛ هر مسئله‏ای که اینها ایجاد می‏کردند، برای همین مسأله بود که نگذارند این مجتمع با هم اتحاد پیدا کنند و مع الأسف، تأثیر کرده بود حتی در بالاترین قشر روحانی و بالاترین قشر روشنفکر و حتی آنها هم تحت تأثیر واقع شده بودند و آن اختلافاتی که باید اینجا جلویش را بگیرند خودشان هم داخل شده بودند. و من گمان می‏کنم که امروز روزی است که همه ما مسائل را فهمیده‏ایم، مردم هم فهمیده‏اند؛ یعنی، به برکت این انقلاب اسلامی دید سیاسی رعیتها هم بالا رفته است؛ الآن دید سیاسی در آنها، آنهایی که اصلًا داخل در این مسائل نبودند، آنها الآن داخل مسائل هستند و همه قشرهای ملت مسائل را می‏فهمند امروز، و رو به رشد هستند. زنها که بکلی خارج بودند از همه چیز جامعه، هر گز حتی نمی‏توانستند راه پیدا بکنند، بحمد اللَّه در این سالهای اخیر، آنها هم وارد شدند و به طور شایسته با حفظ موازین شرعی وارد شدند و خودشان کلاسهایی دارند و- عرض کنم- تبلیغات دارند، همه چیز حالا دارند.

و این روحانیون هستند که باید قدر این مسائل را بدانند. روحانی اگر درست شد همه چیز درست می‏شود و اگر- خدای نخواسته- فاسد شد، فسد العالم.[13]

این مسأله، واقعیتی است. من در جوانی در بعضی از بلاد گاهی در ایام تابستان می‏رفتم و بعضی جاها را می‏دیدم که مردم همه خوبند. [شهر] محلات را- محلاتی که نزدیک خمین است- می‏دیدم که مردم چقدر متدین و خوبند. بعد وقتی که انسان متوجه می‏شد می‏دید که عالم آنجا مرد خوبی است. یکی- دو تا عالِم خوب بودند، مردم به تبع آنها خوب می‏شدند. هر جا عالِم خوب باشد اصلاح می‏کند مسائل را، البته عالم عاقل متدین. و اگر- خدای نخواسته- انحرافی در این قشر پیدا بشود، انحراف سرایت می‏کند، مردم نظرشان به این جمعیت است، می‏بینند چه می‏کند.

از این جهت، الآن یک مسئولیت بزرگی به دوش همه ماها هست؛ همه ائمه جمعه، همه ائمه جماعت و همه علمای بلاد؛ یعنی، خدا دیگر عذر را برداشته است. اگر ما در چند سال پیش از این عذر داشتیم که خوب با سرنیزه که ما نمی‏توانیم مقابله کنیم، یک کلمه بگوییم حبس است، اینها خوب، یک عذر بود. امروز دیگر تمام عذرها منقطع شده است؛ یعنی، خدا حجت را بر ماها تمام کرده است. نمی‏توانیم بگوییم که ما نکردیم چون نمی‏توانستیم. الآن همه شما توانایی دارید که هر کدام در محیط خودتان، آن محیط را اصلاح کنید. به اصلاح خودتان، و با تفاهم با مردم و تفاهم با مسئولین امور می‏توانید اصلاح کنید مسائل را.

از این جهت ما همه‏مان موظف به این معنا هستیم که عملًا وحدت را [حفظ کنیم‏] بین این محلهایی که هستیم؛ حالا هر کدام، شهریها در شهرها و دهاتیها در دهات و روستاییها در روستاها. اگر اینها همه با هم تفاهم کنند و تبلیغ بشود به اینکه ما همه باید با هم باشیم، ما همه باید با هم کار بکنیم- مثلًا- مسائلی که هست حل می‏شود و بحمد اللَّه مردم هم حاضرند. شما ملاحظه می‏کنید که اگر پیشترها می‏خواست یک کاری انجام بگیرد مردم مزاحم می‏شدند خودشان، از باب اینکه می‏دیدند حکومت، حکومتِ فاسد است. اگر آن هم می‏خواست یک راهی درست بکند برای صلاح- فرض کنید- به خیال خودش، مردم هر مطلبی را که آنها طرح می‏کردند به او بدبین بودند. اگر اینها می‏گفتند بگویید لا اله الا اللَّه، باز بدشان می‏آمد؛ برای اینکه می‏دیدند که لا اله الا اللَّه از حلقوم کسی درمی‏آید که خودش معتقد نیست. امروز آن طور است که ملاحظه می‏فرمایید، در همه سرتاسر کشور ما که همه مردم دنبال این هستند که این نهضت را پیش ببرند. اگر یک چند نفر یا یک عده‏ای پیدا بشود، خود این مردمند که دنبال هستند که این اختلاف را از بین ببرند.

و آن چیزی که از همه مهمتر است روحانیون است. اگر چنانچه روحانیون در هر محلی که هستند به وظایف روحانیت خودشان، معنویت خودشان، تبلیغات معنوی خودشان، عمل بکنند، مردم اصلاح می‏شوند و مردم حاضرند الآن برای پذیرفتن، همه مردم. بنا بر این، هم اسلام همه مسائل را آورده است و هم شما می‏توانید همه مسائل را پیاده کنید، اسلام همه‏اش را آورده است. اما یک وقت بود که نمی‏توانستید، قدرت بر این مطلب نداشتید.

امروز قدرت دارید که مردم را اصلاح کنید و قدرت دارید که- خدای نخواسته- بر خلافش باشید و هیچ عذری هم ندارید. نه من عذر دارم نه شما نه سایرین، هیچ کدام عذر نداریم که بگوییم نشد، نمی‏شد، نمی‏توانستیم. هر کسی توانایی تبلیغ را دارد در هر جا و توانایی اینکه اگر در بین- مثلًا فرض کنید- یک گروهی با گروه دیگری اختلاف پیدا بشود این توانایی برای آقایان هست که آنها را آشتی بدهید، به حسب نوع این طور است که ائمه جماعت و ائمه جمعه خصوصاً در بین مردم، حالا این است که مردم دوست می‏دارند و تبعیت می‏کنند. و لهذا، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از ائمه جماعت بیشتر است؛ برای اینکه آنها یک مرکز حساسی را دارند و یک مطالب حساسی را ادا می‏کنند، مردم هم حاضرند. از این جهت، ائمه جمعه الآن تکلیفشان از سایرین بیشتر است که اگر- خدای نخواسته- یک وقت در گفتارشان، در کردارشان، یک خلافی واقع بشود این خلاف سرایت می‏کند. مردم می‏فهمند و شایع نمی‏کنند. و اگر چنانچه ائمه جمعه در همه کشور با وحدت کلمه مردم را دعوت کنند به صلاح، دعوت کنند به اسلام، این مردم که همه قبول دارند ائمه جمعه خودشان را مردم می‏روند دنبال اینها و کارها را انجام می‏دهند. هر وقت دعوت کنند به اینکه باید- مثلًا فرض کنید- راجع به اقتصاد کمک کنید می‏کنند، راجع به فرهنگ کمک کنید، می‏کنند. این یک صحبتی بود که شما فرمودید.

یک صحبت هم راجع به اوضاع خود منطقه شما، البته و همه‏مان می‏دانیم که آن منطقه، در عین حالی که یک منطقه زرخیزی است برای این کشور، لکن می‏خواستند نگذارند این کارها بشود. خوب، بهتر این بود که در منطقه‏ای که باید مبلغین بروند، باید اشخاص بروند و آن منطقه را تصحیحش کنند. عنایت داشتند به اینکه بفرستند در آنجا آن اشخاص فاسد را، و عامه مردم هم وقتی دیدند که یک اشخاص فاسدی آمدند، یک اشخاصی بی‏بند و بار آمدند، همه کم کاری کردند. منطقه شما مشکلترین مناطق است برای اینکه شما بتوانید در آن فعالیت کنید، هیچ یک از مناطق این طور نبوده است؛ برای اینکه در زمان سابق این منطقه، منطقه‏ای است که به فساد کشیده بودند، مرکز فساد قرار داده بودند، هم از ناحیه خود دستگاه رضا خان و دنبالش این پسرش بدتر از او و هم افرادی که به آنجا می‏آمدند و هم افرادی که به دریا می‏آمدند و افرادی که برای تفریح به آنجا می‏آمدند و آن بساط عیش و نوشی که در آنجاها درست کرده بودند و جوانها را به فساد می‏کشیدند. و لهذا، مشکل برای شما زیادتر از دیگران است. قم آسان است که جوانهایش را- مثلًا- اصلاح کنند، اما رشت مشکل است، گیلان مشکل است، مازندران مشکل است. همت می‏خواهد.

و قضیه کمبود روحانی این طور نیست که فقط شما کمبود دارید، سرتاسر کشور کمبود دارند. و عمده هم این است که در زمان این دو تا، پدر و پسر حاصل همه چیزها را هم از روحانیون گرفته بودند. مانده بود یک مسجدی، آن هم یک مسجدی که تحت نظرِ- فرض کنید- یک نفر بازنشسته باشد و محدود بود، همه جا محدود بود. نمی‏توانستید یک کلمه حرف بزنید، نمی‏توانستید یک جایی که دلتان می‏خواست حرف بزنید. از همه روحانیون سلب همه جهات را کرده بودند. و لهذا، وقتی که در یک جامعه‏ای روحانیونش نتوانند کاری بکنند و فاسدها بیایند و مشغول شوند، جایی باشد که محل تفریح است برای افراد، فاسدها، جایی باشد که ترغیب می‏کنند فساد را در آنجا، آن همه مناظر فحشا، آن همه مساکن فحشا، آن همه ... اینها مطلبی است که گذشته است در آنجا، و در طرف شماها بیشتر بوده است؛ اطراف همین دریا، جنگل و آن تفریحگاهها. بنا بر این، شما از دیگران زحمتتان بیشتر است و کمبود در آنجا بیشتر احساس می‏شود؛ یعنی، اگر یک جایی، در یک ده، یک روحانی بتواند فعالیت بکند در منطقه شما دو- سه نفر [روحانی فعالیت‏] می‏کند. و کمبود هم همه جا هست و علتش هم همین است که عرض کردم که همه جهات را از روحانیین گرفته بودند.

و لهذا اگر بعضیها یادتان باشد، همه‏تان یادتان نیست، یک وقتی «داور»[14] یک کلاسی باز کرد برای اینکه طلبه‏ها را بپذیرند. یک عده کثیری از این طلبه‏های فاسد رفتند و اسم‏نویسی کردند و چه کردند و وارد شدند. این یک راهی بود که حوزه علمیه قم را تضعیف کردند. از آن طرف فشار آوردند، از آن طرف درها را باز کردند که بفرمایید، ما به شما شغل می‏دهیم! و لهذا، بعد از زمان مرحوم حاج شیخ- رحمه اللَّه-[15] که فوت شد، چهار صد نفر طلبه در قم بود، نه چهار صد نفری که بتواند کاری بکند، چهار صد نفر مأیوس، چهار صد نفری که همه اوضاع بر خلاف آنها بود. چهار صد نفری که- تقریباً- غریب بودند در این مملکت. و خدای تبارک و تعالی خواست که این طور بشود، خواست که دست آنها کوتاه بشود و آنها الآن در اقلیت هستند و غریب هستند و دست شما بحمد اللَّه باز است، لکن کمبود داریم. می‏دانیم کمبود داریم و کمبودش هم همین است که آن وقت چیزی نمی‏توانستید بگویید یا بخوانید. آن روزها جوری بود که- مثلًا- کاری نبود بکنید، یک بحث و یک نمازی می‏خواندید. امروزی که می‏توانید همه کاری را بکنید، افراد لازم است و باید حوزه‏ها را ایجاد کنید. حوزه‏ها باید درش باز باشد. در هر جا حوزه باشد، در اطراف شما حوزه باشد، حوزه در آنجا باشد، برای اینکه این روستاییها را بیاورید در آنجا تربیت کنید، عالم کنید برای آتیه. الآن- مثلًا فرض کنید که- مسئله قضاوت [محل ابتلا است‏] یکی از مسائل مهم اسلام قضیه قضاوت است، این سر و کار دارد با نوامیس مردم، با جان مردم، با مال مردم.

امروز ما کمبود قاضی داریم؛ برای اینکه قضاوت دست اینها نبود تا تربیت کنند، اصلش کتاب قضا یک کتاب منسی بود. امروز که آزاد شده است و قضاوت آمده است به این طرف دست شما، افراد را تربیت کنید.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 481 ـ 488)

ـ بیانات در جمع میهمانان بزرگداشت هفته وحدت؛ وحدت سرلوحه دعوت انبیا (1360)

مخاطب: گروهی از میهمانان بزرگداشت هفته وحدت- از کشورهای عربی‏

[** نخست یکی از میهمانان عرب زبان صحبت کردند و امام فرمودند:**]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

این از برکات اسلام است که ما را جمع کرده است و من امیدوارم که ما قدر این نعمت را، نعمت اسلام را بدانیم و خدمت کنیم به نوع بشر و خصوصاً، مستضعفین بشر و بالاخص مسلمین. و من از خدای تبارک و تعالی می‏خواهم که این هفته وحدتی که در ایران تحقق پیدا کرد، این، به سالهای وحدت، قرنهای وحدت برسد و در سایه وحدت که سرلوحه دعوت انبیاست ما برسیم و گرفتاری ما همه رفع بشود.

و همه آقایان می‏دانید که همه گرفتاری مسلمین از این اختلافاتی است که بینشان هست و این اختلافات موجب این شده است که هر طایفه‏ای با طایفه دیگر مقابل باشد و اسلام در مقابل این مطلب ایستاده است و دعوت به وحدت کلمه می‏کند و دعوت به اسلام، که سلم است در مقابل حق.

و من از خدای تبارک و تعالی می‏خواهم که این عید سعید را بر همه مسلمین مبارک کند و آن وقت مبارک است که همه مسلمین به تکلیف اسلامی خودشان عمل کنند و همه سران قوم، علمای اعلام بلاد و متفکرین بلاد برای تحقق دادن به آمال اسلامی جدیت کنند و فداکاری کنند؛ قلمها در خدمت اسلام باشد و زبانها در خدمت اسلام باشد و قدمها در خدمت اسلام باشد تا اینکه ان شاء اللَّه، آن چیزی که خدای تبارک و تعالی از علما خواسته است آن تحقق پیدا بکند.

و من این روز مبارک را بر همه مسلمین و خصوصاً شما آقایان تبریک عرض می‏کنم و ان شاء اللَّه آن روز مبارک است که دور هم در مسجد اقصی‏ باشیم و آنجا نماز بخوانیم.

[** یکی از میهمانان عرب زبان صحبت کردند. سپس امام فرمودند:**]

ان شاء اللَّه که موفق باشید. و همه ما برای اسلام هستیم و هر چه داریم از اسلام است و همه برادر هستیم و باید با حقوق برادری با هم رفتار کنیم و همه ما مجاهد باشیم در راه اسلام، هر کس به هر توانی که دارد تا ان شاء اللَّه مشکلات مسلمین در همه بلاد، در عراق، در سوریه، در لبنان، در فلسطین و سایر جاها ان شاء اللَّه، حل بشود با کوشش آقایان و علما و متفکرین ان شاء اللَّه.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 489 ـ 490)



[1] - دولت شاپور بختیار.

[2] - جلوگیری از کوچ سنتی عشایر، و اسکان آنها در یک منطقه.

[3] - واقعه تنگستانی مربوط به مبارزه مردم تنگستان علیه استعمار گران انگلیسی به رهبری رئیس علی دلواری. در این حادثه به رغم شهادت گروه زیادی از مردم شجاع ولایت تنگستان، انگلیسی‏ها از مقاومت مردم منطقه آگاه شدند و از زورگوییهای بعدی آنان کاسته شد

[4] - اشاره به قرارداد ننگین ناصر الدین شاه قاجار با شرکت انگلیسی رژی است که امتیاز توتون و تنباکوی ایران در قبال رشوه ناچیزی به مدت 50 سال به انگلیس واگذار شد. اما این قرارداد با فتوای مرحوم میرزای شیرازی مُلغی شد

[5] - محمد رضا پهلوی.

[6] - عَمْیا: کور، نابینا.

[7] - به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

[8] - به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

[9] - به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

[10] - به استناد وظایف و اختیارات رهبری، مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

[11] - آقایان: احسان‏بخش( امام جمعه رشت)، شمس( امام جمعه لنگرود)، قربانی( امام جمعه لاهیجان)، یکتا( امام جمعه صومعه سرا)، قتیل زاده( امام جمعه بندر انزلی)، اجاق نژاد( امام جمعه آستارا)، صفوی( امام جمعه فومن)، قدس( امام جمعه کلاچای)، شفیعی( امام جمعه چابکسر)، ناطقی( امام جمعه هشتپر)

[12] - مانند آیه 103 سوره آل عمران.

[13] -« اذا فَسَدَ الْعالِمُ فَسَدَ الْعالَمُ». اگر عالِم فاسد شود، جهان فاسد می‏شود. این معنا قابل اصطیاد است از حدیث منقول در کتاب خصال، باب الاثنین، ص 37.

[14] - علی اکبر داور، وزیر دادگستری در زمان حکومت رضا خان

[15] - آقای عبد الکریم حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


«قرآن صاعد»‏، «مناجات شعبانیۀ»،«دعای عرفات»‏،«صحیفۀ سجادیه» و‏‎ ‎‏«صحیفۀ فاطمیه»‏

ما مفتخریم که ادعیۀ حیاتبخش که او را «قرآن صاعد»‏می خوانند از ائمۀ‏‎ ‎‎‏معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیۀ»‏امامان و «دعای عرفات»‏حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ و «صحیفۀ سجادیه» این زبور آل محمد و‏‎ ‎‏«صحیفۀ فاطمیه»‏که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه‏‎ ‎‏است از ما است.‏