کد مطلب: 4129 | تاریخ مطلب: 28/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیست وهشتم آبان

بیست وهشتم آبان

ـ نامه امام خمینی به آقای محمدرضا حکیمی؛ آگاه ساختن جامعه (1348)

ـ نامه به آقای سید مرتضی پسندیده و پاسخ به 11 سؤال درباره وجوه شرعیه (1355)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ حکومت علی (ع) الگوی حکومتها (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره الهی بودن قیام ملت ایران (1357)

امروز با امام (تا اسفند 1357): بیست‌وهشتم آبان

 ـ نامه امام خمینی به آقای محمدرضا حکیمی؛ آگاه ساختن جامعه (1348)

«جناب مستطاب ثقة الاسلام آقای حکیمی- دامت افاضاته‏

گرچه جناب آقای آزرم‏[1] را ملاقات نکرده‏ام لکن تا اندازه‏ای از روحیات ایشان اطلاع دارم. قبلًا هم پس از انتقال به عراق قطعه شعری که حاکی از افکار ایشان تا اندازه‏ای بود ملاحظه نموده‏ام. اینک نیز «پیام» بلندپایه را دیده و از ایشان تقدیر می‏کنم.

این جانب روزهای آخر عمر را می‏گذرانم، و مع الأسف نتوانستم خدمتی به اسلام عزیز و مسلمین بنمایم؛ ملتهایی که با جمعیت بسیار انبوه و اراضی بسیار وسیع و ذخایر بسیار گرانبها و سوابق بسیار درخشان و فرهنگ و قوانین آسمانی در تحت اسارت استعمار با گرسنگی و برهنگی و فقر و فلاکت و عقب‏ماندگی دست به گریبان و در انتظار مرگ نشسته‏اند، [و] دولتها که به دست استعمار تشکیل می‏شوند، جز در خدمت آنها نمی‏توانند باشند. اختلافات موجوده در بین سران دوَل اسلامی- که میراث ملوک الطوایفی و عصر توحش است و با دست اجانب برای عقب نگاه داشتن ملتها ایجاد شده است- مجال تفکر در مصالح را از آنها سلب نموده است. روح یأس و ناامیدی که به دست استعمار در ملتها حتی در رهبران اسلامی دمیده شده است آنها را از فکر در چاره‏جویی بازداشته است. امید است طبقه جوان که به سردیها و سستیهای ایام پیری نرسیده‏اند با هر وسیله‏ای که بتوانند ملتها را بیدار کنند؛ با شعر، نثر، خطابه، کتاب و آنچه موجب آگاهی جامعه است؛ حتی در اجتماعات خصوصی از این وظیفه غفلت نکنند، باشد که مردی یا مردانی بلند همت و غیرتمند پیدا شوند و به این اوضاع نکبت بار خاتمه دهند. باید جوانهای تحصیلکرده از این هیاهوی اجانب خود را نبازند، و سرگرم بساط عیش و نوشی که به دستور استعمار برای آنها و عقب نگه داشتن آنها فراهم شده است نگردند. باید اشخاص بیدار، تولید مثل کنند و هر چه بیشتر همفکر و هم قدم پیدا کنند و صفوف خود را فشرده کنند، و در ناملایماتْ پایدار و جدی و قوی الاراده باشند، و از تواصی به حق و تواصی به صبر، که دستوری است الهی، غفلت نکنند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. سلام این جانب را به آقای آزرم و هر کس که در فکر چاره است ابلاغ نمایید. و السلام علیکم. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 253 ـ 254)

ـ نامه به آقای سید مرتضی پسندیده و پاسخ به 11 سؤال درباره وجوه شرعیه (1355)

«به عرض مبارک می‏رساند، مرقوم محترم مورخ 8 ذی القعدة زیارت؛ سلامت و سعادت حضرت عالی را خواستار است. این جانب و دیگران بحمد اللَّه تعالی سلامت هستیم.

1- راجع به اکثریت که وجوه می‏گیرند و تقاضاهای زیاد دارند به هر نحو صلاح می‏دانید مختارید.

2- وجوهی که آقای حاج حسین به ائمه جماعت و آقایان داده است قبول است لکن تذکر دهید تکرار نشود.

3- قبض آقا شیخ قربان علی را به وسیله دیگر می‏فرستم، ان شاء اللَّه تعالی.

4- راجع به لبنانی‏ها وجوه را نزد آقای خلخالی‏[2] بفرستند مانع ندارد، حضرت عالی هر چه رسید، برای ایشان بفرستید.

5- به آقای شریعت مطالب را می‏نویسم.

6- راجع به مواد مخدره دو مرتبه تا کنون جواب داده‏ام معاملات نکنند و هر چه کرده‏اند ترتیب اثر بطلان دهند و وجوه آن را به صاحبانشان برگردانند و در صورتی که نمی‏شناسند صدقه دهند.

7- قبض حاج محمد علی حجتی اگر تا کنون فرستاده نشده به وسیله دیگر می‏فرستم‏

8- شخصی که برای خواهرش یکصد و چهل هزار [تومان‏]، خانه خریده از وجوه قبول ندارم.

9- زمینی که به نام آقای حائری خریداری شده است قبول دارم اطلاع دهید به ایشان.

10- به آقایانی که سلام رسانده‏اند از قبیل آقای حاج آقا عطاء اللَّه‏[3] سلام مرقوم دارید.

11- از قرار اطلاع آقای حاج آقا حسن ثقفی، آقازاده آقای ثقفی گرفتاری دارد مبلغ پنجاه هزار تومان به وسیله احمد[4] برای او بفرستید و این جانب را بعداً مطلع فرمایید. و السلام علیکم.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 179 ـ 180)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ حکومت علی (ع) الگوی حکومتها (1357)

«روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- تکلیف حکومت را معیّن فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود که حکومت اسلام نمونه‏اش عبارت از یک همچو شخصیتی است که در همه جهاتْ مهذّب، در همه جهات معجزه است. و البته پیغمبر اکرم این را می‏دانستند که به تمام معنی کسی مثل حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- نمی‏تواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومتها، تا آخر تعیین فرمودند؛ چنانچه حضرت امیر خودش هم برنامه‏اش را در آن «عهدنامه مالک اشتر»[5] بیان فرموده است که حکومت و آن اشخاصی که از طرف ایشان حاکم بر بلاد بودند تکلیفشان در همه جهات چه هست...

حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- قیام کردند بر ضد معاویه؛ در صورتی که معاویه هم تشبث به اسلام داشت و کارهای اسلامی را می‏کرد و شاید اعتقادات اسلامی هم داشته است، شاید؛ شاید هم نداشته. مع ذلک حتی آنهایی که حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت می‏کردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شامات باشد و بعد که پایه حکومت شما قوی شد آن وقت او را رد بکنید، به هیچ یک از این حرفها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که بر خلاف موازین الهی رفتار می‏کند و ظلم را در بلاد راه می‏اندازد، من حتی برای یک آن هم نمی‏توانم او را حاکم قرار بدهم. بلکه اگر حاکمش قرار می‏دادند این حجت می‏شد بر اینکه نه، می‏شود که یک فاسقی هم از طرف ولی امر حاکم باشد...

آن صفاتی که در حکومت- آن حکومتی که پیغمبر اکرم قرار دادند- آن صفاتی که در کلیات حکومت، کلیات صفاتی که در حکومت معتبر است، ما باید از کیفیت حکومت حضرت امیر سلام اللَّه علیه- اقتباس بکنیم و یاد بگیریم؛ منتها ما نمی‏توانیم تمام آن جهات را [فراهم کنیم‏]، کسی نمی‏تواند تمام آن جهات را مراعات بکند؛ یعنی یک مقدار زیادش زاید بر اصل قضیه حکومت بوده است، یک کارهای نمونه‏ایِ مخصوص به خودِ آن بزرگوار بوده است؛ لکن اصل مسئله‏ای که حکومت باید یک حکومت عادل باشد و بین مردم هیچ ظلم نکند...

اسلام کیفیت حکومت را و برنامه حکومت را تعیین کرده؛ این طور نیست که برنامه‏ای در کار نباشد. این حرفهای مفتی که زده می‏شود ... هم اوصاف حاکم معلوم است در اسلام و مدون است، و هم برنامه حکومت را حضرت امیر معین کرده است که چه جور حکومت باید باشد؛ باید عدلیه‏اش چه باشد، باید- عرض می‏کنم که- قضاتش چه وضعی داشته باشند، باید دیگران- جناحهای- حکومت چه جور باشند. یک مسئله معلوم واضحی است که معین کرده است...

اول مرتبه تمدن، آزادی ملت است. مملکتی که آزادی ندارد تمدن ندارد. یک مملکتی که استقلال ندارد و وابسته به غیر است و همه‏اش هم با عمل ایشان وابسته به غیر شده، این [مملکت را] نمی‏شود گفت یک مملکت متمدن؛ مملکت متمدن آن است که آزاد باشد، مطبوعاتش آزاد باشد، مردم آزاد باشند در اظهار عقاید و رأیشان...» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 28 ـ 33)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره الهی بودن قیام ملت ایران (1357)

«قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی‏ وَ فُرادی‏[6]؛ خدای تبارک و تعالی در این آیه می‏فرماید که یک موعظه، فقط من یک موعظه به شما می‏کنم- یک موعظه‏ای که واعظش خداست و آورنده موعظه پیغمبر اکرم است و می‏فرماید فقط یک موعظه است، این موعظه باید اهمیتش خیلی زیاد باشد که با این تعبیر می‏فرماید. آن موعظه این است که «ان تقوموا للَّه مثنی و فرادی»؛ اینکه قیام کنید برای خدا، برای اقامه حق قیام کنید. لازم نیست که اول یک اجتماعاتی باشد، «ثُمّ»[7] انسان بعد از اجتماعات قیامی کند. یکی یکی هم این تکلیف هست- «مثنی و فرادی»- «فُرادی‏» هم هست، دوتا دوتا هم هست؛ این دیگر اقل جمعش است. یعنی تنهایی تکلیف به قیامِ للَّه هست، و «اجتماعی» هم که اقلش دوتاست. از دوتا شروع می‏شود به بالا؛ هر چه بالا رفت. میزان این است که انسان تشخیص بدهد که «لِلّه» هست این قیام. برای خدا هست آن قیام. دیگر اگر لِلّه شد و برای خدا شد، از اینکه تنها هستیم، از اینکه جمعیتمان کم است، دیگر وحشتی نیست. قیام اگر للَّه هست، برای خداست، قیامِ لِلّه هیچ خسران ندارد، هیچ ضرر توی آن نیست.

قیامهای برای دنیا دو رو دارد: یک رویش ضرر است؛ یک رویش نفع است. تجارت انسان می‏کند، سایر کسبها را می‏کند، این یک طرفش ضرر است، یک طرفش نفع است. گاهی انسان ضرر می‏برد از این تجارت، گاهی نفع می‏برد. و هر کاری که انسان برای دنیا بکند، خدا در کار نباشد و همان جهت دنیوی باشد، اینها صد در صد نفع نیست؛ گاهی نفع است، نفع مادی دارد؛ گاهی ضرر مادی است. اما اگر چنانچه قیام برای خدا باشد، انسان کاری را برای خدا بکند، این هیچ توی آن ضرر نیست. ممکن است که انسان تخیل بکند که ما رفتیم به جنگ با کفار- مثلًا- و کشتیم، کشته شدیم؛ خیال بکند که این ضرر است؛ لکن این ضرر نیست، کشته‏ها پیش خدا زنده‏اند...

وقتی که مطلبْ الهی شد، دیگر خوف از قدرتها [نیست؛] هیچ قدرتی مثل قدرت خدا نیست. خوف از قدرتها کسانی باید داشته باشند که اعتقاد به خدای تبارک و تعالی ندارند. مسلمین، مؤمنینی که اعتقاد دارند به مبدأ قدرت، اینها از قدرتها نباید بترسند. پیغمبر اکرم که ایمان به قدرت مطلق خدای تبارک و تعالی داشت، در صورتی که عددشان کم بود و چیزی نبود و فقیر هم بودند، از همین فقیرهای بیچاره بودند، لکن قدرت ایمان داشتند و قیام کردند و قدرتها را یکی بعد از دیگری شکستند و همه را دعوت به توحید کردند، توحید را در جامعه رشد دادند، و...» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 34 ـ 43)



[1] - نعمت میرزازاده متخلص به آزرم، شاعر معاصر خراسانی.

[2] - آقای نصر اللَّه خلخالی.

[3] - آقای عطاء اللَّه اشرفی اصفهانی.

[4] - آقای سید احمد خمینی.

[5] - نهج البلاغه، نامه 53.

[6] - سوره سبأ، آیه 46.

[7] - سپس.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)