کد مطلب: 4100 | تاریخ مطلب: 14/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

چهاردهم آبان

چهاردهم آبان

ـ بیانات در جمع طلّاب و بازاریان؛ لزوم لغو لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

ـ نامه به آقای سید محمدرضا سعیدی؛ لزوم براندازی سلسله پهلوی (1347)

ـ نامه به آقای سید محمد حسینی بهشتی در خصوص تشکیل شورای انقلاب (1357)

ـ پیام به ملت ایران؛ تذکر به سران ارتش و وعده نزدیک بودن پیروزی (1357)

ـ پیام به مردم کردستان؛ تشکر از اعلام همبستگی مردم کردستان (1357)

ـ نامه به آقای مهدی حائری یزدی درباره هجرت به فرانسه (1357)

ـ مصاحبه با رادیو و تلویزیون هلند درباره ماهیت تمدن اسلامی (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره حیاتبخش بودن آیین اسلام (1357)

ـ حکم انتصاب آقای هادی روحانی به سمت امامت جمعه بابل (1358)

ـ نامه به آقای عبدالجلیل جلیلی کرمانشاهی؛ اعزام روحانیون به کرمانشاه (1358)

ـ حکم انتصاب آقای محمدجواد رکنی حسینی به سمت امامت جمعه بندرلنگه (1358)

ـ سخنرانی در جمع سفیر و هیأتی از پاکستان؛ وحدت- مشکلات کشور (1358)

ـ سخنرانی در جمع کارکنان بیمه مرکزی ایران؛ توطئه‏های امریکا (1358)

ـ سخنرانی در جمع شهردار و کارکنان شهرداری و شرکت واحد؛ عمران شهرها (1358)

امروز با امام: چهاردهم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ بیانات در جمع طلّاب و بازاریان؛ لزوم لغو لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

«دولت تصور نکند که با فوت آیت الله بروجردی- رحمة الله علیه- دیگر اسلام بی‏دفاع شده است و می‏توان به آن لطمه زد. هزاران آیت الله بروجردی به دین اسلام متکی بوده‏اند. دین به آیت الله‏ها تکیه ندارد. مراجع اسلام، علمای دین و پیشوایان مذهب در هر زمانی با تکیه بر اسلام با قلدرها مقابله کرده‏اند. امروز هم هر دست خیانتکاری که برای لطمه زدن به اسلام دراز شود با قدرت اسلام قطع می‏شود. مراجع اسلام ایران و نجف در مقابل تجاوز به احکام اسلام و خیانت به مسلمین ساکت نمی‏نشینند و در این امر تنها نیستند، کلیه مردم ایران، عشایر ایران، بلکه ملتهای سایر کشورها پشتیبان مراجع دین هستند و اهانت به قرآن را تحمل نمی‏کنند.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 87 ـ 88)

 ـ نامه به آقای سید محمدرضا سعیدی؛ لزوم براندازی سلسله پهلوی (1347)

«خدمت جناب مستطاب سید الاعلام و ثقة الاسلام آقای سعیدی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، سلامت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. راجع به مساجد قبلًا هم مطلع شده بودم، حتی گفته شد که برای مسجد سید عزیز اللَّه‏[1] هم تعیین شده است، ولی صحت آن را نمی‏دانم. در هر صورت سنگرها را حتی الامکان نباید از دست داد و قیام به وظایف به مقدار امکان لازم است، و اگر کوتاهی در آن نکنیم باکی نیست؛ فرضاً با شکست ظاهری مواجه شویم لکن رضای خدای تعالی را اگر موفق شویم جلب کنیم، امور دیگر سهل است. این جانب لحظات آخر عمر را می‏گذرانم و از اوضاع عمومی و خصوص حوزه‏های علمیه نگران و نمی‏دانم با آن تندرویهای آنها و این سهل انگاری ماها امر به کجا منجر می‏شود؟ «

وَ الَّذی یُوجِبُ التَّسْکین فی الجمله: انَّ لِلْبَیْتِ رَبّاً»

[2] و این رشته بحمد اللَّه گسستنی نیست، هر چه باریک شود. شما طبقه جوان مأیوس نباشید و با اراده و عزم راسخ مهیای خدمت و فرصت باشید. سلف صالح ما- رضوان اللَّه علیهم- فرصت عجیبی را در موقع رفتن سلف خبیث از دست دادند[3] و پس از آن هم فرصتهایی بود و از دست رفت تا این مصیبتها پیش آمد. و تا این شجره خبیثه برپاست امید خیری نیست. از خداوند تعالی اصلاح حال عموم مسلمین و خصوص حوزه‏های دینیه و بیداری آنها را خواهانم. از جنابعالی امید دعای خیر دارم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 208)

 ـ نامه به آقای سید محمد حسینی بهشتی در خصوص تشکیل شورای انقلاب (1357)

«پس از اهدای سلام و تحیت، وقت دارد سپری می‏شود و من خوف آن دارم که با عدم معرفی اشخاص،[4] مفسده پیش آید. بنا بود به مجرد آمدن ایشان (م. ط)[5] با اشخاص مورد نظر یکی یکی و جمعی ملاقات کنید و نتیجه را فوراً به این جانب اعلام کنید. و نیز مرقومی که معرف باشد با خط و امضای عدد معلوم بفرستید. من در انتظار هستم و باید عجله شود، و نیز استفسار از بعضی آنها برای مسافرت به خارج. در هر صورت همه موضوعات که به شما و ایشان تذکر داده شد، لازم است با عجله انجام گیرد و اگر اشخاص دیگری نیز پیدا شد ملحق شود. و السلام.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 307)

 ـ پیام به ملت ایران؛ تذکر به سران ارتش و وعده نزدیک بودن پیروزی (1357)

«درود به ملت شریف و شجاع ایران- ایدهم اللَّه تعالی‏

من نمی‏دانم از کدام مصیبتهای ملت و از کدام جنایتهای شاه بنویسم؛ قلم من عاجز است. آیا جنایاتی را که در دانشگاه به دست دژخیمان شاه واقع شد، متذکر شوم یا از کشتارهایی که در سراسر ایران به امر این جنایتکار حرفه‏ای صورت گرفت؟...

ملت غیور ایران بپاخاسته تا کشور را از پرتگاه نیستی نجات دهد و دست غارتگران را کوتاه کند، و طرحهای خائنانه را بر هم زند. ملتی که در عزای عزیزان خویش به سوگ نشسته و تمام جنایات را از شاه می‏داند، طرح سازش با شاه را چگونه می‏پذیرد؟ این از خدا بیخبران و خائنان به ملت و اسلام می‏خواهند شاه را در مسند سلطنت نگه داشته و سپس به قدرت شیطانی رسانند تا خشک و تر را به آتش انتقام بسوزاند...

تذکرات زیر توجه نماید:

1- هدف اسلامی ما برچیده شدن رژیم سلطنتی و سرنگونی سلطنت سلسله پهلوی است، که غیر قانونی و غیر شرعی بودن آن بر همه روشن است و... ما این پیشنهاد را در آتیه نزدیک به آرای عمومی رسماً مراجعه می‏کنیم و هر کس و یا هر گروه که با این پیشنهادهای سه‏گانه موافق نیست راه او غیر از راه ما و ملت ایران است.

2- برای رسیدن به این هدف مقدس لازم است به نهضت اسلامی به همه ابعادش ادامه داد...

عزیزان من! صبور باشید که پیروزی نهایی نزدیک و خدا با صابران است. خود و فرزندان نسل آتیه را سرفراز کنید که ایران امروز جایگاه آزادگان است...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 308 ـ 310)

 ـ پیام به مردم کردستان؛ تشکر از اعلام همبستگی مردم کردستان (1357)

«سلام بر برادران اسلامی کردستان که با قیام دلاورانه به نهضت اسلامی سایر برادران پیوسته و با شهامت و شجاعت در مقابل طاغوت ایستاده مجال را بر دشمن اسلام و کشور تنگ کرده‏‌اند

امروز ما مکلف هستیم که در هر لباس و هر شغلی هستیم، از اختلاف کلمه احتراز و به وحدت اسلامی که پیوسته مورد سفارش کتاب و سنت است گرایش نموده، و کلمه حق را عُلْیا و کلمه باطل را سفلا قرار دهیم.

در این موقع حساس که کشور ما و اسلام عزیز در معرض خطر عظیم است، تکلیف همه گروهها و افراد، خطیر و عظیم است. سستی و سردی در حال حاضر و اختلاف و افتراق کلمه، در حکم انتحار و به هدر دادن خون فرزندان اسلام است.

ما از همت بزرگ فرزندان کُردِ اسلام و از جوانان برومند آزادیخواه و استقلال طلب آن سامان تشکر و تقدیر می‏کنیم...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 311 ـ 312)

 ـ نامه به آقای مهدی حائری یزدی درباره هجرت به فرانسه (1357)

«به عرض عالی می‏رساند، تلگراف جنابعالی واصل، سلامت و سعادت شما را از خداوند تعالی خواستار است. اینکه جواب تلگرافی داده نشد برای آن بود که تلگراف شما مفقود شد در عوض نمودن منزل، و پیدا نکردم. اکنون که جناب آقای نصرت اللَّه امینی آمدند بنا شد به جواب مبادرت شود. این جانب به واسطه اتفاقاتی، از نجف اشرف به سوی کویت حرکت و آنجا از ورود حتی برای عبور از شهر به ایستگاه منع شد؛ ناچار به پاریس آمدم؛ چون احتمال همین توطئه در سایر کشورهای اسلامی بود؛ و بنا دارم هر وقت محل مناسبی که بتوانم به خدمت خود ادامه دهم ممکن شد، بروم در بلدی اسلامی. از جنابعالی امید دعای خیر دارم.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 313)

 ـ مصاحبه با رادیو و تلویزیون هلند درباره ماهیت تمدن اسلامی (1357)

سؤال: [به نظر شما علت تظاهرات اخیر ایران چیست؟ پیش‏بینی می‏کنید چه نوع اتفاقی رخ دهد؟]

جواب: علت تظاهراتْ کارهایی است که شاه در این مدت کرده است. مردم از اختناق و کشتارها ناراضی و تظاهرات رو به ازدیاد است. پیش‏بینی می‏شود که اگر خیلی دامنه پیدا کند، انقلاب بالاتری پیش آید. اگر شاه به عقل آید و زودتر خودش کنار رود، آرامش نسبی تحقق پیدا خواهد کرد.

[برنامه سیاسی شما چیست؟ آیا شما مبارزه مسلحانه یا ترور شاه را متد قابل قبولی می‏دانید؟]

- برنامه ما این است که با ادامه همین تظاهراتی که در ایران جریان دارد، ان شاء اللَّه مسائل حل شود. و اگر چنانچه دیدیم قابل حل نیست مبارزه مسلحانه را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

[شما می‏خواهید چه نوع رژیمی را جانشین نظام کنونی سازید؟ آیا شما تمدن اسلامی را با تمدن غربی کنونی ناسازگار می‏دانید؟]

- رژیمی که به جای رژیم ظالمانه شاه خواهد نشست، رژیم عادلانه‏ای است که شبیه آن رژیم در دموکراسی غرب نیست و پیدا نخواهد شد. ممکن است دموکراسی مطلوب ما با دموکراسیهایی که در غرب هست مشابه باشد، اما آن دموکراسی‏ای که ما می‏خواهیم به وجود آوریم در غرب وجود ندارد. دموکراسی اسلام، کاملتر از دموکراسی غرب است.

[اخیراً شما سلطنت را که در قانون اساسی 1906[6] آمده است مورد انکار قرار دادید؛ آیا در این مورد توضیحی دارید؟]

- اکنون همه ملت ایران بپاخاسته و رژیم سلطنتی را نمی‏خواهند. رژیم سلطنتی که مستندش قانون اساسی است باید مطابق با آرای ملت باشد و ملت- قاطبتاً- بر خلاف آن رأی داده‏اند. بنا بر این رژیم سلطنتی محکوم است و بکلی باید از بین برود.

[آیا حضرت عالی در مبارزه علیه شاه، بهتر و مؤثرتر نبود که دعوت شاه را به ایران پذیرفته و به ایران بر می‏گشتید؟]

- من برای آگاه کردن دنیا بهتر می‏دانم در اینجا باشم. در ایران هنوز اختناق وجود دارد، لذا رفتن به ایران فعلًا منتفی است.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 314 ـ 315)

 ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره حیاتبخش بودن آیین اسلام (1357)

«باز امروز در روزنامه‏های شوروی- برای من ترجمه کرده بودند- یکی تیترش این بود که «اسلام، افیون جامعه»!... آیا این افیون است و در دعوتهایی که کرده است دعوت کرده است به اینکه مردم چرت بزنند؟ بخوابند؟ تنبلی کنند؟ یک بررسی راجع به خود متن اسلام است که سندش قرآن است- از همه سندها بالاتر در اسلام قرآن است- یک بررسی در قرآن باید بشود. و...

وقتی دین را می‏گویند که افیون جامعه است، باید انسان ببیند که اولًا این حرفی که اینها می‏گویند و تبلیغی که اینها می‏کنند، اساس این حرف چه است؟... اینها که می‏خواهند استفاده بکنند از شما و مملکت شما، استثمار کنند شما را و مملکت شما را هم هر چه دارد ببرند؛ باید آن چیزهایی که احتمال می‏دهند که مانع باشد از این غارتگری، اینها را از جلو بردارند که آزادانه بتوانند یک کاری را که می‏خواهند انجام بدهند...

می‏خواهند که با این کلام، با این تبلیغات، شما را جدا کنند از اسلام...

ما باید مطالعه کنیم ببینیم که آیا متن اسلام- که سندش قرآن و حدیث است- این متن اسلام این طوری است؟ قرآن این طوری است که جامعه را دعوت کرده به اینکه خواب بروند و قلدرها بخورند این جامعه را؟ سلاطین و اینها بخورند این جامعه را و هر کاری دارند، هر سلطه‏ای که دارند، آن سلطه را تحقق بدهند؟...

پس، ما متن اسلام را که مطالعه بکنیم این جور نبوده است که متن اسلام آمده است که سلاطین را تسلط بدهد بر فقرا، بر طبقه بعد؛ قدرتمندها را سلطه بدهد بر غیر قدرتمندها. متن اسلام این جور نبوده...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 316 ـ 330)

 ـ حکم انتصاب آقای هادی روحانی به سمت امامت جمعه بابل (1358)

«جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ هادی روحانی- دامت افاضاته‏

بدین وسیله جنابعالی به امامت نماز جمعه در شهر بابل منصوب می‏شوید که ان شاء اللَّه تعالی روزهای جمعه ضمن اقامه این فریضه الهی، اهالی محترم را به وظایف خطیری که دارند آشنا نموده، و به اتحاد کلمه و رفع اختلاف و تفرقه دعوت کنید، و از توطئه‏های دشمنان آگاه سازید.

امید است اهالی محترم نیز فرصت را مغتنم شمرده با شرکت خود، هر چه باشکوهتر این فریضه بزرگ الهی را انجام دهند. از خدای تعالی موفقیت همگان را در راه پیشبرد اهداف عالیه اسلام خواستارم.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 482)

 ـ نامه به آقای عبدالجلیل جلیلی کرمانشاهی؛ اعزام روحانیون به کرمانشاه (1358)

«خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و حجت الاسلام آقای حاج شیخ عبد الجلیل جلیلی کرمانشاهی- دامت برکاته‏

به عرض می‏رساند، مرقومه شریفه واصل و از مضمون آن اطلاع حاصل گردید. راجع به اعزام چند نفر از آقایان اهل علم به کرمانشاه و امر به اقامت آنان در آنجا که مرقوم فرموده بودید، حقیر تا به حال آنچه تجربه کرده‏ام آقایان اهل علم اگر اهل محلی نباشند توقف آنها در آن محل بسیار مشکل است و غالباً توقف آنها ادامه ندارد. ان شاء اللَّه حضرت عالی کوشش فرمایید از آقایان محلی اشخاصی را انتخاب و نگهداری فرمایید و چنانچه احتیاجی به تأیید حقیر داشت مضایقه ندارم. از خداوند تعالی عظمت اسلام را خواستار است.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 483)

 ـ حکم انتصاب آقای محمدجواد رکنی حسینی به سمت امامت جمعه بندرلنگه (1358)

«جناب مستطاب سید الاعلام و ثقة الاسلام آقای آقا سید محمد جواد رکنی حسینی- دامت افاضاته‏

نامه‏ای از اهالی محترم بندرلنگه واصل گردید که درخواست کرده بودند جنابعالی در محل، اقامه نماز جمعه نمایید، و با توجه به وضع زمان، مقتضی است دعوت آقایان را پذیرفته و بدین وسیله جنابعالی به امامت نماز جمعه منصوب می‏شوید تا ضمن انجام این فریضه الهی، مردم را به وظایف خطیری که بخصوص در این بُرهه از زمان دارند آشنا سازید. امید است اهالی محترم نیز از این فرصت استفاده نموده و با اجتماع بیشتر و بهتر در انجام این فریضه بزرگ، همکاریهای لازمه را مبذول دارند.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 484)

 ـ سخنرانی در جمع سفیر و هیأتی از پاکستان؛ وحدت- مشکلات کشور (1358)

«آنچه که ملتها را به هم نزدیک می‏کند و یک ملت باید از آن، تحقق پیدا بکند؛ آن اسلام است. و قبل از هر چیز که ما با پاکستان دوستی داریم، اخوَّت اسلامی است. اسلام یک ملت واحده است. و ممالک اسلامی، مثل محله‏های یک شهر به هم نزدیک‏اند. و همه روی قواعد اسلامی موظف‏اند که با هم متحد باشند. و همه زیر پرچم توحید، متحد الکلمه با کسانی که بر خلاف اسلام هستند، مقابله کنند و آنها را هدایت کنند به اسلام، و خودشان را حفظ کنند از شرّ آنها.

جمهوری ما و جمهوری شما هر دو جمهوری اسلامی است. و جمهوری اسلامی باید همان طور که لفظ حکایت می‏کند، باید محتوا هم از اسلام حکایت بکند. ما باید همه توجه به این داشته باشیم که نکته‏ای که در صدر اسلام مسلمین را غلبه داد، و آن چیزی که باعث شد که یک جمعیت کمی بر آن جمعیتهای زیاد با تجهیزات زیاد غلبه کرد آن چی هست؟ آن جهتی که موجب پیروزی مسلمین شد در صدر اسلام؛ آنکه طرز حکومت اسلام و حکومت پیغمبر اسلام و خلفایی که حکومت کرده‏اند، با حکومتهای دیگر تفاوت داشت. بنای این حکومتهای اسلامی بر این نبود که حکومت تمام نظرش به این باشد که فرمانفرمای ملت باشد. حکومت خودش را از ملت می‏دانست. چنانچه ملت هم خودش را از حکومت می‏دانستند.

یکی از نشانه‏های حکومت اسلامی و امتیاز او با حکومتهای طاغوتی... حکومتهای طاغوتی از ملتها جدا هستند و به ملتها فرمانروایی می‏کنند و ملتها هم از آنها جدا هستند. و لهذا اگر مشکلی برای حکومت پیدا بشود آن مشکل را ملتشان رفع نمی‏کند، و مشکلاتی که برای ملت حاصل می‏شود، اگر چنانچه به نفع حکومت نباشد، رفع نمی‏کند. و اما حکومت اسلامی این طور است که اگر چنانچه برای ملت یک نابسامانی پیش بیاید، حکومت آن را مال خودش می‏داند، و اگر برای حکومت یک مشکلی پیدا بشود، آن مشکل را ملت از خودش می‏داند، و لهذا کوشش می‏کند در رفع آن.

دو مشکل اساسی ممالک اسلامی‏

به نظر من، اساس مشکلاتی که برای آن ممالک اسلامی هست از همه بالاتر، دو تا مشکل است؛ یک مشکل، مشکل بین حکومتها و ملت است که حکومتها از ملت جدا هستند به حسب نام، یعنی نه حکومتْ خودش را از ملت می‏داند، نه ملتْ خودش را از حکومت. کلید این مشکل به دست حکومتهاست، اگر چنانچه حکومتها طوری باشند که ملت احساس کند که اینها خدمتگزار او هستند ملتها حاضرند برای همکاری. شما ملاحظه کنید که این مملکت ما الآن چه وضعی دارد، در صورتی که باز ما نتوانستیم اسلام را در اینجا به حسب آن مقصد حقیقی‏اش پیاده کنیم. الآن یک نسیمی از اسلام در این مملکت آمده است، و همین نسیم خفیفی که از اسلام آمده است اسباب این شده است که ملت ما با حکومت جدا نیستند، با ارتش جدا نیستند. اگر امروز برای حکومت یک مشکلی پیدا بشود، داوطلب‏اند ملت ما برای رفع اشکال. اگر برای ارتش یک مشکلی پیدا بشود، آنها چون از خودشان می‏دانند، او را، داوطلب‏اند برای رفع اشکال. و بعکس هم این طور است که حکومتها، ارتش، ژاندارمری، قوای انتظامی، دیگر آن طور نیستند که درصدد باشند که ملت را بکوبند، خدمت می‏کنند به ملت. از این جهت این رمز پیروزی است که ما الآن در مقابل قدرتهای بزرگ به دست آوردیم...

مشکل دوم که باز از مشکلهای اساسی است برای دولتها و ملتهای اسلام؛ مشکلی است که بین خود دولتهاست. در عین حالی که اسلام دعوت کرده است بر اتحاد، و قرآن کریم مسلمین و مؤمنین را إِخْوَةٌ[7] می‏داند، در عین حال می‏بینیم که بین دولتهای اسلامی بعضی با بعض اختلافات هست...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 485 ـ 488)

 

ـ سخنرانی در جمع کارکنان بیمه مرکزی ایران؛ توطئه‏‌های امریکا (1358)

«شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‏کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است...

شایعه‏های زیاد برای تضعیف روحیه ملت. فرض کنید که چند تا دزد در یک جایی چند نفر را می‏کشند...

از جمله حرفهایی که هی زده می‏شود و هی پراکنده می‏شود از اطراف که «یک انقلابی شده است، اما چیزی نشده است، فقط یک انقلابی شده است و از فُرم شاهنشاهی به فُرم آخوندی برگشته است، اصلًا چیزی نشد.»...

آن مرکزی هم که جوانهای ما رفتند گرفتند- آن طور که اطلاع دادند- مرکز جاسوسی و مرکز توطئه بوده است. امریکا توقع دارد که شاه را ببرد به آنجا مشغول توطئه، پایگاهی هم اینجا برای توطئه درست کنند، و جوانهای ما بنشینند و تماشا کنند. باز ریشه‏های فاسد به فعالیت افتاده بودند که ما هم دخالتی بکنیم و جوانها را بگوییم که شما بیرون بیایید از آنجایی که رفتند. جوانها یک کاری کردند برای اینکه دیدند، آخر ناراحت کردند این جوانها را...

امروز روزی نیست که ما بنشینیم و نگاه کنیم. امروز، حال از آن وقتی که محمدرضا بود یک قدری عمیق تر است، بدتر است. آن وقت معلوم بود که این خائن ایستاده در مقابل ملت، ملت هم می‏شناخت او را و مقابل ایستاده بود. امروز خیانتهای زیرزمینی است. یک توطئه‏های زیرزمینی است که توطئه‏های زیرزمینی در همین سفارتخانه‏ها که هست دارد درست می‏شود، که مهمش و عمده‏اش مالِ شیطان بزرگ است که امریکا باشد. و...

در رژیم سابق، عده‏ای محبوس بودند. عده‏ای گرفتار بودند. حالا هم عده‏ای محبوس‏اند. این شک ندارد. اما کیها هستند؟ در رژیم سابق کیها حبس بودند و در رژیم حالا کیها حبس هستند؟...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 489 ـ 497)

 ـ سخنرانی در جمع شهردار و کارکنان شهرداری و شرکت واحد؛ عمران شهرها (1358)

«من میل دارم که عمل ما یا بیشتر از قولمان باشد یا موافق با قولمان. الآن شهرهای ایران، روستاهای ایران، حتی شهر تهران، گرفتار یک کمبودهایی است و بوده است. و این به عهده شهرداریهاست که با کمک مردم- البته من می‏دانم که خرابیها این قدر است که شهردار تنها نمی‏تواند، لکن با کمک مردم- اقدام بکنند و شهرهای خودشان را، روستاهای اطراف را آباد کنند. و آنچه که مهم است این است که آن قشر مستضعف بیشتر مورد نظر باشد...

خود ملت شد، خود ملت و خود مردم و خود شهردارها- که از ملت هستند- باید کوشش کنند در آباد کردن این مملکت. یک قِسم اعظم، آباد کردن به دست شما شهردارهاست، که باید با تمام کوشش کوشش کنید که آباد بشود.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 498)



[1] - یکی از مساجد بزرگ و معروف تهران. اشاره به اقدام سازمان اوقاف رژیم شاه در نظارت بر مساجد.

[2] - آنچه اجمالًا باعث آرامش می‏شود اینکه:« خانه کعبه را صاحبی است». بحار الأنوار، ج 15، ص 145.

[3] - روحانیونی که از فرصت اخراج رضا خان( سلف خبیث) در شهریور 1320 بهره‏برداری نکردند.

[4] - امام خمینی چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فرمان تشکیل شورای انقلاب را صادر کردند که نامه فوق در همین رابطه است. به دلیل شرایط اختناق و سرکوب در ایران، تشکیل این شورا و اعضا و جلسات آن به صورت مخفی بود، اشارات و رموز نامه نیز حاکی از آن است.

[5] - منظور، آقای مرتضی مطهری است.

[6] - قانون اساسی مشروطیت که در 1324 ه. ق.( 1284 ه. ش.) به توشیح مظفر الدین شاه قاجار رسید و با کودتای اسفند 1299 ه. ش. و به قدرت رسیدن رضا خان، با تشکیل مجلس مؤسسان فرمایشی، سلطنت از سلسله قاجار به رضا خان منتقل شد و وی در سال 1305 ه. ش. به عنوان نخستین پادشاه پهلوی تاجگذاری کرد.

[7] - برادران، سوره حجرات، آیه 10.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)