کد مطلب: 4084 | تاریخ مطلب: 08/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

هشتم آبان

هشتم آبان

ـ نامه تشکر به فضلا و طلاب رشت مقیم قم؛ ورود به نجف (1344)

ـ نامه تشکر به آقای مجدالدین مصباحی؛ ورود به نجف (1344)

ـ نامه به آقای محمد صادقی درباره ارسال مناسک و رساله به لبنان (1354)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ شیوه حکومت پیامبر و مبارزه روحانیت (1357)

ـ پیام به ملت الجزایر؛ بازگشت به فرهنگ اسلامی (1358)

ـ حکم به آقای ابراهیم امینی؛ رسیدگی به مشکلات علی‏آباد گرگان و گنبد قابوس (1358)

ـ سخنرانی در جمع اعضای کمیته امداد؛ پاکسازی ادارات- اتکا به جوانان (1358)

امروز با امام: هشتم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامه تشکر به فضلا و طلاب رشت مقیم قم؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت ذی شرافت حضرات افاضل گرام و محصلین محترم رشت- دامت توفیقاتهم‏

به عرض می‏رساند، تلگراف تبریک حضرات آقایان محترم در موضوع تشرف این جانب به اعتاب مقدسه واصل و موجب تشکر گردید؛ و چون اطلاع حاصل شد که تلگرافات حقیر را نمی‏رسانند، چنانچه نوعاً تلگرافات ایران را به این جانب نرسانده‏اند، لذا از جواب تلگرافی خودداری شد.

از خدای متعال ادامه توفیقات آقایان محترم را در تحصیل علوم دینیه و تبلیغ احکام الهیه مسألت و ملتمس دعا هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.

و آنچه لازم است تذکر دهم آن است که آقایان افاضل و محصلین حوزه مقدسه قم- کما فی السابق- در همان حوزه مقدسه اقامت نمایند و مشغول تحصیل و تبلیغ باشند. غیبت این جانب موجب سردی و سستی آقایان نشود. خداوند هر طور مقدر فرموده صلاح است و این جانب ان شاء اللَّه در اول وقت رفع منع در بین آقایان طلاب قم هستم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 6)

 

ـ نامه تشکر به آقای مجدالدین مصباحی؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت جناب مستطاب ثقة الاسلام آقای آقا مجد الدین مصباحی- دامت افاضاته‏

به عرض می‏رساند، تلگراف تبریک تشرف این جانب به اعتاب مقدسه موجب تشکر گردید؛ و چون اطلاع حاصل شد که تلگرافات حقیر را نمی‏رسانند، چنانچه نوعاً تلگرافات ایران را به این جانب نرسانده‏اند، از جواب تلگرافی خودداری شد. از خدای متعال دوام توفیقات جنابعالی را خواستار و ملتمس دعا هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 7)

 

ـ نامه به آقای محمد صادقی درباره ارسال مناسک و رساله به لبنان (1354)

«خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و حجت الاسلام آقای صادقی- دامت افاضاته‏

پس از اهدای تحیت، مرقوم شریف واصل، سلامت و سعادت جنابعالی را خواستار است. اوضاع لبنان موجب تأثر و تشویش خاطر است، خصوصاً برای دوستان؛ ان شاء اللَّه خداوند اصلاح فرماید. با این وضع‏[1] ایصال مناسک و رساله به بیروت صلاح نیست؛ اگر لازم است آدرس بدهید که به شام فرستاده شود. اما راجع به طلاب آنجا، من سابقاً به آقای خلخالی‏[2] نوشتم که در آنجا شهریه بدهند؛ معلوم شد طوری سلوک شده است که بر خلاف مصلحت بوده است. از این جهت معذور هستم. جنابعالی ممکن است باز عمق مطلب را نیافته باشید؛ شاید بعد برای شما ظاهر شود. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 119)

 

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ شیوه حکومت پیامبر و مبارزه روحانیت (1357)

«این قرآن است که وادار کرد پیغمبر اسلام را به اینکه با این سرمایه دارها دائماً در جنگ باشد. با این کسانی که در حجاز و در طائف و در مکه و اینها، سرمایه دار بودند و صاحب قدرت و اشخاص قلدری بودند که قدرتمند بودند. قرآن بود که پیغمبر اکرم را وادار کرد به اینکه با این مردمی که با ملیت مردم با منافع توده‏های مردم، مخالف هستند و استثمار می‏کنند اینها را، با اینها باید جنگ بکنید و تعدیلی حاصل بشود.

جنگهایی که پیغمبر در زمان حیاتشان فرموده‏اند، بعد از اینکه اسباب جنگ فراهم شد برایشان، این جنگها همیشه با زورمندها بوده است؛ با آنها، مثل ابو سفیان و امثال آنها که قدرتمندها بودند، و اینها منافع ملتها را، ملت خودشان را، می‏خواستند برای خودشان [غارت‏] بکنند؛ و ظلم و ستمکاری و بی‏عدالتی رایج بوده است؛ و...

آن حکومتی که ما می‏خواهیم مصداقش یکی خود پیغمبر اکرم است که حاکم بود. ما بناست که رؤسا را [در نظر] بگیریم، رؤسا را نظر بکنیم، سیره رؤسا را نظر بکنیم؛ یکی از آنها هم حضرت امیر بود؛ یکی هم عُمَر بود. ما ببینیم اینها مثل عُمَر هم هستند؟ یکی از آنها هم حضرت امیر. خود پیغمبر را هر کس که سیره نوشته است از رسول اکرم، [نقل کرده که‏] وضعش در زندگی کمتر بوده است از این مردم عادی که آن وقت در مدینه زندگی می‏کردند. اطاق گلی اینها داشتند؛ توی مسجد یک اطاق گلی داشتند. سوار الاغ می‏شده، یک کسی هم دنبالش، پشت سرش می‏نشسته و می‏رفته. آن وقت هم برای او مسأله می‏گفته، او را تربیت می‏کرده...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 213 ـ 228)

 

ـ پیام به ملت الجزایر؛ بازگشت به فرهنگ اسلامی (1358)

«در آغاز بیست و پنجمین سال رهایی کشور عزیز الجزایر از تحت سلطه جابرانه استعمارگران متمدن نما، درود و تحیات خود و ملت شریف ایران را نثار آنان نموده، و به ملت برادر خویش صمیمانه تبریک عرض می‏نمایم. ملت ما تلخی سلطه اجانب و مفتخوران نفتخوار، مخصوصاً امریکا را چشیده و غم شما برادران را احساس نموده است؛ و به حسب اخوت ایمانی در غم و شادی ملت شریف الجزایر و سایر ملتهای عزیز اسلامی شریک است. من امیدوارم که مسلمانان جهان در آستان قرن حاضر، گرفتاری‏های خود و منشأ آن را بدرست ادراک کنند؛ و با اتحاد همه جانبه و اتکال به اسلام و در زیر پرچم پر افتخار آن از قید و بندهای استعمارگران رهایی یابند. مسلمین که در آستان این قرن دردهای جانفرسای خود را یافته، و از قدرتهای شیطانی بزرگ جز گرفتاریهای گوناگون و چپاولگریها و جنایات چیزی ندیده‏اند، باید با به هم پیوستگی صمیمانه و توجه به خداوند بزرگ و اسلام عزیز به فکر چاره برآیند. چاره، و یا مقدمه اساسی آن است که ملتهای مسلمان و دولتها اگر ملی هستند کوشش کنند تا وابستگی فکری خود را از غرب بزدایند و فرهنگ و اصالت خود را بیابند، و فرهنگ مترقی اسلام را- که الهام از وحی الهی می‏گیرد- بشناسند و بشناسانند. [باید] شرق و آفریقای عزیز- این قاره‏ای که با نهضت اسلامی ملی و قیام خونین مردم دلاور الجزایر از خواب گران بیرون آمد- و کشوری بعد از کشور دیگر [را] از چنگال امریکا و کشورهای استعمارگر دیگر نجات داد، باید روی پای خودشان بایستند و شدیداً با فرهنگ صادراتی مبارزه کنند. کشورهای آفریقا و آسیا و سایر کشورهای دربند در قاره‏های دیگر باید بدانند که آنچه از غرب و شرق توطئه‏گر و استعماری و از امریکای متجاوز بر کشورهای ستم کشیده صادر می‏شود تباهی و فساد آن قابل مقایسه با اصلاح آن نیست. تمام کشورهای اسلامی چون ایران بنا به وظیفه اسلامی خویش باید از کشورهای در حال رشد و مبارزه با استعمار مادی و معنوی پشتیبانی کنند. کشورهای اسلامی باید در مقابل اسرائیل اشغالگر- که اکثر گرفتاریهای کشورهای اسلامی به دست آن است- موضع خصمانه داشته باشند و با تمام نیرو از آرمان فلسطین و لبنان عزیز دفاع کنند. کشورهای اسلامی باید از سازمانهای آزادیبخش سراسر جهان دفاع کنند. ما توطئه مصر و امریکا و اسرائیل را برای در هم کوبیدن نهضت بزرگ مردم مبارز فلسطین شدیداً محکوم می‏کنیم. سران و نمایندگان کشورهایی که در الجزایر عزیز جمع شده‏اید! بیایید متحد شویم و دست جنایتکاران چپ و راست را- که در رأس آن امریکاست- قطع نموده، و اسرائیل را از ریشه برکنیم و حق مردم فلسطین را به خودشان بسپاریم. از خداوند متعال بیداری مسلمین و اتحاد کلمه آنان و عظمت کشورهای اسلامی را خواستارم. و السلام علیکم و علی عباد اللَّه الصالحین.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 395)

 

ـ حکم به آقای ابراهیم امینی؛ رسیدگی به مشکلات علی‏آباد گرگان و گنبد قابوس (1358)

«جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ ابراهیم امینی- دامت افاضاته‏

پیرو درخواست اهالی محترم علی‏آباد گرگان و منطقه گنبد قابوس در مورد اعزام آقایان محترم جهت رسیدگی به مشکلات و اختلافاتی که در منطقه به وجود آمده، مقتضی است جنابعالی در معیّت جناب حجت الاسلام آقای آقا شیخ علی اکبر مسعودی بدانجا بروید و از نزدیک مشکلات و کمبودها را بررسی کرده و با همکاری و مشورت علمای اعلام و افراد ذی صلاح محلی در رفع آنها سعی کافی مبذول دارید، و از توطئه‏های دشمنان تفرقه‏انگیز، مردم را آگاه سازید، و به وظایف خطیری که دارند و اهمّ آنها اتحاد کلمه است، ایشان را آشنا سازید. از خدای تعالی موفقیت آقایان محترم را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 397)

 

ـ سخنرانی در جمع اعضای کمیته امداد؛ پاکسازی ادارات- اتکا به جوانان (1358)

«خود ملت در هر جا که هست، باید به ساختن خرابیهایی که در طول مدت شاهنشاهی و در طول این پنجاه و چند سال برای مملکت ما پیش آمده است، خود ملت باید قیام کند؛ قیام برای خدا، و قیام برای بندگان خدا. شما منتظر این نباشید که این ادارات، این استانداریها، و امثال اینها، برای شما کار بکنند...

تحول بزرگی که در مملکت ما حاصل شده است و جوانهای ما را- که بسیاری در مراکز غیر مشروع بوده‏اند- کشانده است در خدمتگزاری به خلق و خدمتگزاری به خدای تبارک و تعالی، باید ما از نیروی این جوانها استمداد کنیم. ما از اول هم امیدمان به ملت و جوانهای برومند ملت بود. ما همیشه توجه‏مان به خود ملت، به نیروی انسانی- الهی ملت بوده است. و با استمداد از همین طبقه کارگر، طبقه تحصیلکرده جوان، بازاریها، از همین طبقاتِ به قول آنها «طبقات پایین»... اینها بودند که در آن وقت که نهضت کرده بودند...

مملکت مال خود شماست؛ مال جوانهای ماست. مملکت مال این زاغه‏نشینان اطراف تهران است. که من خدا می‏داند برای اینها غصه می‏خورم. و برای اینها تا حالا فکری نشده. مملکت مال اینهاست. نهضت را اینها پیش برده‏اند...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 398 ـ 404)



[1] - جنگهای داخلی لبنان و تهاجم نیروهای اشغالگر قدس.

[2] - آقای نصر اللَّه خلخالی، وکیل امام خمینی در نجف، و مسئول امور مالی معظمٌ له.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)