معرفی کتاب (2)  تعلیقه بر فوائد رضویه

معرفی کتاب (2) تعلیقه بر فوائد رضویه

دومین کتابی که به قلم امام خمینی(س) نوشته شده و یک جلد از مجموعه «موسوعه الامام الخمینی» می باشد، کتاب «التعلیقه علی الفوائد الرضویه» است.
امام خمینی(س) که به حق آیتی بزرگ از جامعیت علوم عقلی و نقلی بوده، در حکمت و عرفان بیشتر مشی و منهج و آراء جناب محی الدین و صدرالمتألهین(رضوان الله علیهما) را دارد و در عین حالی که قاضی سعید قمی را از «أعظم عرفاء شیعه» و «اکرم أمناء شریعت» میداند اما از منظر علمی و مبانی حکمی، ملاحظات و تعلیقاتی به عنوان شرح و توضیح، یا نقد و بیان اشکال دارد که در دومین اثر قلمی خود به آن اقدام کرده است.

شهریه متفاوت

شهریه متفاوت

بیست و ششم مهرماه مصادف است با آغاز شهریه حضرت امام در نجف اشرف در سال 1345 یعنی یکسال پس از حضور ایشان در عراق. حضرت امام پس از سخنرانی شدید اللحن خود در 4آبان 1343 علیه تصویب لایحه کاپیتولاسیون توسط مجلسین ایران در سحرگاه 13آبان 1343دستگیر و بلافاصله از ایران به ترکیه تبعید شدند. رژیم شاه امام را در تاریخ سیزدهم مهرماه 1344از ترکیه به عراق منتقل کرد ولی بنا به شرط دولت این کشور، حضرت امام تبعیدی تحت نظر محسوب نشده و در این کشور تا حدودی از آزادی عمل برخوردار بودند.

شهادت امام رئوف

شهادت امام رئوف

علی بن موسی الرضا(علیه السلام) ملقب به رضا، عالم آل محمد و صابر است. منش و رفتار امام رضا(علیه السلام) به گونه ای بود که حتی نزد مخالفان خود جایگاهی با عظمت داشت و همگان از وی به نیکی و بزرگ منشی و سخاوت و کرامت یاد میکردند.
امام خمینی(س)، زیارت و نذر برای آن حضرت را عملی شایسته و لازم می داند و خدمت به زائران آن حضرت را بسیار پسندیده می شمارد.

اسوۀ مهربانی و عقلانیت

اسوۀ مهربانی و عقلانیت

28 صفر سالروز رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) است، پیامبر خدا(ص) 63 سال عمر کرد در میان مردمی که او را به محمد امین می شناختند، بعد از بعثت حضرت، جمعی به او گرویدند و تا آخر با همه توان ایستادند و جمعی نیز با همه قوا در برابر او قرار گرفتند. لکن رحمت او همگان را در برگرفت تا آنجا که در فتح مکه، همه جفاکنندگان را نیز بخشید و امانشان داد و قرآن چه نیکو او را «رحمهً للعالمین» خوانده است: و ما ارسلناک ألّا رحمهً للعالمین (سوره انبیاء، آیه 107)

زمزم احکام، جلسه اول: احکام نام و حرم مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

زمزم احکام، جلسه اول: احکام نام و حرم مطهر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم
مسّ نام مبارک پیامبر اکرم (ص) بدون وضو و نیز در حال جنابت و حیض و نفاس بنابر احتیاط واجب حرام است.

برگی از دیوان امام

گر مرا ره به در پیر خرابات دهی
‏به سر و جان به سویش راه نوردم، نه به پا‏
‏‏سالها در صفِ ارباب عمائم بودم‏
‏‏تا به دلدار رسیدم، نکُنم باز خطا‏

کد مطلب: 3975 | تاریخ مطلب: 20/06/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیستم شهریور

بیستم شهریور

ـ نامه به آقای عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی؛ اعلام وصول نامه ارسالی (1350)

ـ پیام به ملت، علما و روحانیون ایران؛ تشریح ستمکاریهای رژیم (1351)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1351)

ـ نامه به خانم فریده مصطفوی؛ خانوادگی (1351)

ـ سخنرانی در جمع عشایر و مرزنشینان سرپل ذهاب؛ همراهی ملت با دولت (1358)

ـ نامه به آقای عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی؛ اعلام وصول نامه ارسالی (1350)

«خدمت جناب مستطاب شیخ العلماء الاعلام و حجت الاسلام آقای حاج آقا عطاء اللَّه- دامت افاضاته‏

مرقوم محترم واصل، سلامت و توفیق و سعادت جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. این جانب بحمد اللَّه تعالی مزاجاً سلامت، از جنابعالی امید دعای خیر دارم، سیّما[1] برای رفع گرفتاریهای روحی. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 385)

 

ـ پیام به ملت، علما و روحانیون ایران؛ تشریح ستمکاریهای رژیم (1351)

«خدمت عموم ملت محترم ایران و خصوص حضرات روحانیون و فضلا و محصلین حوزه‏های علمیه- ایّدهم‏اللَّه تعالی‏

پس از سلام و تحیات وافره؛[2] گرفتاریهای ملت محترم ایران و خصوص طبقه جوان روحانی و دانشگاهی در چنگال رژیم غیرقانونی و سرسپرده ایران موجب کمال تأسف است. سربازی بردن علما و روحانیون به جرم اظهار تأثر از رفتار غیرقانونی و غیرشرعی دستگاه جبار و ابراز تنفر از زجرها، شکنجه‏ها، اعدامها، تبعیدها و حبسهای بدون مجوز قانونی و شرعی، انتقامی است که رژیم دست‏نشانده استعمار از اسلام و هواداران آن می‏گیرد.

شما باید به سربازخانه‏ها بروید، مدارس دینی باید هَتْک شود، و حبس و تبعید و اعدام به مجرد اتهام باید واقع گردد تا راه برای اجانب چپ و راست و اذناب آنها از قبیل اسرائیل هر چه بیشتر باز شود. به اسم پرهیاهو و جار و جنجال «انقلاب سفید»، که در طلیعه آن قتل عام 15 خرداد واقع شد، باید ملت ایران عقب مانده، و فرهنگ قرآن و اسلام مهجور، و قوانین نقض شود و فساد و فحشا تا اعماق این ماتمسرا که اسمش ایران است کشیده شود تا استعمار نو با خیال راحت به چپاولگری خود ادامه دهد، و عمّال بی‏حیثیت آن بر سر این گورستان به عیش و عشرت و جمع ثروت پایکوبی کنند. باید با راه انداختن سر و صدای کشور مترقی و در بوق و کرنا کردن آن، این کشور بی‏صاحب به عقب رانده شود، و از ضروریات و اولیات یک کشور در حال رشد محروم باشد. باید ملت ایران به اسم ترقی و پیشرفت، از آب و برق و طبیب و دارو و حتی- به اعتراف روزنامه‏های وابسته به دستگاه- بسیاری، از نان و هزینه اولیه زندگی محروم باشند و اگر نَفسی بکشند با سرنیزه صدای آنها را در گلو خفه کنند تا مخازن نفت و سایر معادن ما غارت گردد و برای ملت ایران جز ذلت و خواری و حبس و زجر نباشد.

باید به اسم «مأموریت برای وطنم»، این وطن به حال خرابی و عقب‏افتادگی باقی باشد و اسلام که تنها پناهگاه این ملت و سد راه اجانب است شکسته شود. گویی مأمور است که طبقه جوان روشن را چه روحانی و چه دانشگاهی سرکوب کند؛ مأمور است که مدارس دینی را هتک و علمای اسلام را حبس و زجر کند؛ مأمور است مقدسات کشور را به دست اسرائیل و مربیان آن بدهد؛ مأمور است که سرمایه‏گذاران خارجی را به باقیمانده ثروت کشور مسلط کند؛ مأمور است که موجبات فحشا را با هر صورت اشاعه دهد و هتک نوامیس قرآن کند؛ مأمور است که مستشاران خارجی و کارمندان آنان را مصونیت دهد و از ملت و روحانیون و دانشمندان و دانشجویان سلب مصونیت نماید؛ مأمور است که به اسم اسلام این چراغ هدایت را خاموش کند؛ مأمور است که فرهنگ استعمار نو را تا آخرین نقاط دور افتاده کشور برساند، و اسلام و فرهنگ اسلام را کنار زند؛ و مأموریتهای دیگری که اگر خدای نخواسته فرصت پیدا کند، اجرا نماید.

شما ای ملت ایران! ای مسلمانان پاک طینت! به احکام نورانی قرآن کریم بیش از پیش گرایش کنید، و دست اتفاق و برادری به هم دهید، و از اختلافات دست بردارید، و برای قرآن کریم و اسلام عزیز فکری کنید. تعلیمات اسلام را نصب‏العین قرار دهید. مساجد و محافل دینیه را، که سنگرهای اسلام در مقابل شیاطین است، هر چه بیشتر گرم و مجهز نگه دارید، و با این استعمارزدگان بی‏عاطفه با روی قهرآمیز و چهره متنفر روبه‏رو شوید، و از احکام خلاف عدل و انصاف آنها هر قدر می‏توانید تخلف کنید. برادران خود را تواصی به حق و تواصی به صبر کنید، و احکام اسلام و کیفیت حکومت اسلامی را تحقیق و نصب‏العین خود قرار دهید، و ناآگاهان را آگاه نمایید. باشد که خداوند قهار اساس این ظلم را برچیند.

شما ای محصلین علوم دینیه! ای فضلا و روحانیون حوزه‏های مقدسه بخصوص حوزه مقدسه قم! از این اهانتها و آزارها نهراسید. شما که امروز پاسداران اسلام و قرآنید وظیفه دارید این سنگر مهم را که آماج تیر اجانب و عمال آنهاست، حفظ نمایید و با کمال دلگرمی و اتکال به خداوند متعال و استمداد از ارواح مقدسه صاحبان شریعت و حُفاظ قرآن، به کار خود که تحصیل فقه اسلام، تهذیب اخلاق، تنویر افکار و هدایت ملت ستمدیده است، ادامه دهید که خدای متعال با شماست.

شما ای سربازان غیور ولی عصر- عجل‏اللَّه تعالی فرجه- که به سربازخانه‏ها کشیده شده‏اید! با کمال شجاعت تعلیمات نظامی را تحکیم کنید؛ باشد که چون حضرت موسی (ع) که در آغوش فرعون بزرگ شد و اساس ظلم و جور او را در هم پیچید، شما هم روز مناسبی تحت دستور مقام صالحی بتوانید این دستهای خبیث را قطع، و این ریشه‏های فساد و ظلم را از بیخ و بن برآورید.

من مصایب و فجایعی را که از طرف دستگاه جبار هر روز بر این کشور بلازده و ملت ستمدیده وارد می‏آید به عموم مسلمانان تسلیت می‏گویم. خداوند متعال قطع ید اجانب را از بلاد مسلمین و خصوصْ ایران بفرماید، و توفیق سعادت به ملت اسلام عنایت فرماید. والسلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 448 ـ 450)

 

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1351)

«احمد عزیزم‏

مرقوم شما با امانتی‏[3] واصل شد. ان شاءاللَّه تعالی موفق و مؤید باشید و اشتغال به تحصیل و تهذیب نفس مستدام باشد. اینجانب بحمداللَّه سلامت هستم. چند روز قبل جواب مرقوم حضرت آقای عمّ محترم‏[4] را داده‏ام؛ امید است واصل شده باشد.

شنیدم اسم بچه‏[5] را «یاسر» گذاشته‏اید؛ انتخاب خوبی نبوده و موجب حرفهایی هم می‏شود. یکی از حقوقی که فرزند به پدر دارد این است که اسم خوب برای او بگذارد؛ اسم غیر متعارفی که هرکس بشنود چیزی بگوید یا گفته شود تحت تأثیر چه و چه واقع شده است، خلاف عقل است؛ مع‏ذلک خود دانید. آقای اخوی‏[6] و بستگانش سلامتند. ایشان شبها پیش من هستند؛ یعنی تا بعد از شام. هوای اینجا از شدت افتاده است و شبها خوب است. والسلام علیکم. پدرت‏

حضور مبارک حضرت آقا[7] سلام برسانید. مخدره محترمه را سلام می‏رساند.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 451)

 

ـ نامه به خانم فریده مصطفوی؛ خانوادگی (1351)

«فریده عزیزه‏ام‏[8]

از قراری که خانم‏[9] نوشته بودند ایشان برای خاطر شما خیال مشهد دارند. و از قراری که شما در همان تاریخ نوشته‏اید، ایشان تهران و شما قم هستید. از نوشته خانم که «فریده چون دلتنگ هستند می‏خواهم ببرمش مشهد» به‏قدری نگران شدم که خدا می‏داند.

بحمداللَّه کاغذ امروز قدری موجب رفع آن شد. بزودی از حال خودتان و اینکه مسئله نگرانی شما چه بوده، کسالت داشتید یا چیز دیگر، بنویسید. خداوند عالَم، شما نور چشمان عزیز را برای من حفظ کند. خدمت جناب آقای اعرابی‏[10] و فرشته محترمه سلام می‏رساند. من هر وقت حرم مشرف شوم به همه شماها دعا و از طرف همه سلام عرض می‏کنم. والسلام علیکم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 452)

 

ـ سخنرانی در جمع عشایر و مرزنشینان سرپل ذهاب؛ همراهی ملت با دولت (1358)

«این از برکات این نهضت است که ما همه با هم مجتمعیم. این از برکات این نهضت اسلامی است که برادرهای اسلامی را با هم زیر یک سقف مجتمع کرده است، و مسائلی که مورد حاجت است ان شاءاللَّه مورد بحث قرار بگیرد. و آقایان باید بدانند که این معنایی را که ما در فکرش هستیم و با همّت همه قشرهای ملت امیدواریم که تحقق پیدا بکند، آن این است که اسلام در ایران حکومت کند؛ حکومت، حکومت خدا باشد. و از آن کارهایی که طاغوت می‏کرد و عمّال طاغوت می‏کردند و گرفتاریهایی که برای ملت ما از دست آنها پیدا شد ان شاء اللَّه با همت همه جوانهای ملت ما آنها تمام بشود...

 توطئه‏ها زیاد در کار هست که برادرها را از هم جدا کنند، هر جا به یک صورت. آنجاهایی که مراکز مثلًا شهرهای بزرگ است، به صورت حزب و- نمی‏دانم- کذا. و در جاهایی که مرز است و برادرهای اهل سُنّت ما آنجا هستند، به اینکه سُنّیها و شیعه‏ها چه می‏خواهند؛ این دو تا طایفه را که هر دو مُسْلِم‏اند به جان هم بریزند...

باید هوشیار بود در این مواقع که این اشخاصی که می‏خواهند فساد کنند، می‏خواهند بین برادرها جدایی بیندازند، اینها نظری ندارند جز اینکه دیدند که منافعی که از اینجا می‏بردند، خودشان و اربابهایشان، در خطر افتاده است و دستشان دارد کوتاه می‏شود، می‏خواهند که دوباره آن مسائل را پیش بیاورند و دوباره همانها را به ما مسلّط کنند و همه زندگی این مردم را به هم بزنند...

سرلوحه برنامه این دولت این است که ابتدا از مستمندان شروع کنند، از مرزها شروع کنند به تعمیر و رفع حوایجی که تا حالا نبوده است؛ از قبیل برق و نمی‏دانم اسفالت و آب و امثال ذلک که من می‏دانم در بسیاری از جاها اینها نیست یا کمیاب است. دولت در صدد است و ان شاء اللَّه عمل خواهد کرد...» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 488 ـ 491)



[1] - مخصوصاً، بویژه.

[2] - درودهای فراوان.

[3] - آقای سید احمد خمینی درباره پاورقیهای این نامه چنین نوشته است:

1-/ امانتی اکثراً اعلامیه‏ها و کارهای مبارزاتی انجام شده بود که جاسازی می‏کردم و برای امام می‏فرستادم.

[4] - حضرت آیت‏اللَّه پسندیده.

[5] - امام فکر می‏کردند که من نام یاسر را به خاطر یاسر عرفات گذاشته‏ام! در صورتی که آن موقع اسم یاسر( پدر عمار) و میثم و از این قبیل اسمهای انقلابیون صدر اسلام مرسوم بود و در ایران می‏گذاشتند. با این وضع اسم پسرم را حسن گذاشتم که فعلًا در قم مشغول تحصیل علوم اسلامی است.

[6] - اخوی، مرحوم داداش( آقای سید مصطفی خمینی).

[7] - آیت‏اللَّه پسندیده.

[8] - دختر امام خمینی.

[9] - همسر امام خمینی در این زمان برای دیدار از فرزندان و بستگانش در ایران بوده است.

[10] - آقای محمد حسن اعرابی، داماد امام خمینی.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


در اسلام شخص حکومت نمی کند، ولو پیامبر اسلام باشد!

«در اسلام آن چیزی که حکومت می‏کند یک چیز است، و آن قانون الهی. پیغمبر اکرم هم به همان عمل می‏کرده است؛ خلفای او هم به همان عمل می‏کردند؛ حالا هم ما موظّفیم که به همان عمل کنیم. قانون حکومت می‏کند. شخص هیچ حکومتی ندارد. آن شخص و لو رسول خدا باشد، و لو خلیفه رسول خدا باشد، شخص مطرح نیست در اسلام.» امام خمینی