کد مطلب: 3871 | تاریخ مطلب: 11/05/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

یازدهم مرداد

یازدهم مرداد

ـ نامه به آقای سید محمدصادق روحانی؛ محدودیت های ایجاد شده توسط دولت (1342)

ـ نامه به آقای سید عیسی جزایری؛ تقویت حوزه علمیه خرم‏آباد (1342)

ـ بیاناتی به آقای محمد بهبهانی بمناسبت انتقال امام خمینی از زندان به منزل آقای نجاتی، تحت محاصره در تهران (1342)

ـ وکالتنامه به آقای سید کاظم حسینی میانجی؛ به مصرف رساندن اموال موهوبه (1358)

ـ نامه به آقای سید محمدصادق روحانی؛ محدودیت‌های ایجاد شده توسط دولت (1342)

مکان: تهران، منزلی در محله قیطریه تهران‏[1]

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

به عرض عالی می‏رساند، مرقوم محترم که حاکی از سلامت مزاج محترم و تفقد از حقیر بود موجب تشکر گردید. گرچه ما آزاد نیستیم و دولت به مناسباتی که خودشان می‏دانند این صحنه را ساخت که ما را آزاد قلمداد کند و سر و صدا راه بیندازد، و الآن ما در اختیار آنها هستیم و ابداً از خود اختیاری نداریم و حق ملاقات با کسی نداریم و کسی نمی‏تواند بی‏اجازه، ما را ملاقات کند، و امروز منتقل می‏شویم به خارج شهر،[2] و این تبعید است تا امَد غیر معلوم. از این جهت ما از همه تکالیف خارج هستیم لکن مع ذلک از اظهار لطف جنابعالی و سایر آقایان محترم و علمای اعلام و جمیع مسلمین متشکریم. تلگرافات آقایان نرسید. فقط چهار تلگراف [به‏] زندان رسید که جواب دادم. از سرکار نرسید. در هر صورت اگر صلاح می‏دانید به نحوی این محدودیت را به مسلمین برسانید. از جنابعالی ملتمس دعا هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. خمینی» ‏ (صحیفه امام، ج‏1، ص: 250)

 

ـ نامه به آقای سید عیسی جزایری؛ تقویت حوزه علمیه خرم‏آباد (1342)

«خدمت ذیشرافت حضرت مستطاب سید العلماء الاعلام و حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید عیسی جزایری- دامت برکاته‏

به عرض عالی می‏رساند، ان شاء اللَّه وجود مسعود، خالی از نقاهت است. ضمناً در این مدت که راجع به حوزه علمیه خرم‏آباد سکوت نمودم و نخواستم با اشتغال زیاد و گرفتاریهای بیرون از حوصله بر گرفتاریهای خودم بیافزایم؛ از مراجعات حضرات آقایان و اهالی و اظهار نگرانی آنها از معرضیت انحلال آن با عدم دخالت حقیر، بر خود لازم دانستم که دخالت نمایم. و چون جناب ثقة الاسلام آقای قاضی مورد اعتماد عموم مراجعین و به ویژه در مذاکراتی که با جنابعالی نمودم، ملاحظه نمودم که مورد تأیید و اعتماد جنابعالی هستند، ایشان را برای تصدی امر مدرسه منصوب نمودم، که امر مدرسه و آقایان طلاب معوق نماند

از جنابعالی تقاضا دارم که با حسن نیتی که بحمداللَّه... و نفوذ معنوی و مادی که در آن... دارید، و سمت پدری به علما و مدرسین و فضلا و سایر طبقات آن سامان دارید، از نظارت و پشتیبانی در جریان امور مدرسه علمیه کمالیه خودداری نفرموده، و در حفظ آن کوشش فرمایید. و به اهالی محترم امر فرمایید از کمکهای مادی و معنوی دریغ ننمایند که این آثار علمی با خواست خدای تعالی باقی بماند

و البته جناب آقای قاضی و سایر افاضل و اعلام در مشکلات به جنابعالی مراجعه می‏نمایند، و با علاقه‏ای که جنابعالی به بقای حوزه علمیه دارید، مشکلات را حل می‏فرمایید

و نیز از جنابعالی تقاضا دارم که رفت و آمد در مدرسه را ترک نفرمایید، که موجب دلگرمی محصلین باشد. از خداوند تعالی سلامت و سعادت جنابعالی را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 251 ـ 252)

 

ـ بیاناتی به آقای محمد بهبهانی بمناسبت انتقال امام خمینی از زندان به منزل آقای نجاتی، تحت محاصره در تهران (1342)

مخاطب: بهبهانی، سید محمد[3]

خیلی خوب و موفق هستم... تا فردا غروب اینجا هستم و بعد منزلی در شمیران تهیه کرده‏اند که چند روز آنجا خواهم رفت، و سپس به قم می‏روم؛ ولی کارهایی هست که باید انجام شود و من ایستادگی می‏کنم که تمام محبوسین آزاد شوند. همچنین باید جلوی انتخابات مفتضح را گرفت‏.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 253)

 

ـ وکالتنامه به آقای سید کاظم حسینی میانجی؛ به مصرف رساندن اموال موهوبه (1358)

[حضرت آیت اللَّه العظمی خمینی- دام ظله العالی. با تقدیم سلام، به عرض می‏رساند اینکه: در شهر کاشمر مسلمانی به نام «محمد علی قدس» تمام دارایی خود را اعم از منقول و غیر منقول به حضرت عالی اهدا نموده و اسناد رسمی هم تنظیم شده است. فعلًا احتیاج به امضای خود یا وکیل و نماینده حضرت عالی دارد، و نسبت به مصرف آن به هر کس و به هر نحو دستور فرمایید.

شهر صیام- سید کاظم حسینی میانجی‏

«بسمه تعالی. بعد التحیة. او مردی است پیر و فرتوت و صاحب ثروت بیشمار؛ لکنَّه جَمَعَهُ مِن حلاله و حرامه. به فکر افتاده اموال خود را طبق اراده آن جناب بذل کند. اگر صلاح بدانید، آقای حسینی را که مردی فاضل و متقی و اعزامی جامعه مدرسین است یا کس دیگر را وکالت دهید، اموال را به نام هر کسی که امر می‏فرمایید به ثبت برساند. 11/ 5/ 58. الاقل علی مشکینی‏].

«بسمه تعالی‏

جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمین آقای آقا سید کاظم حسینی میانجی از طرف این جانب وکیل هستند اسناد مزبور را امضا نموده و اموال فوق را صرف امور خیریه و عمران و آبادی و مستضعفین محل بنمایند.[4].» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 258)



[1] - به دنبال اوج‏گیری مبارزات اسلامی مردم در 15 خرداد 1342 امام خمینی دستگیر شدند. در تاریخ تحریر این نامه معظم له در منزلی در محله قیطریه تهران تحت نظر مأموران امنیتی رژیم شاه به سر می‏بردند.

[2] - منطقه قیطریه تهران که در آن زمان جزء حومه تهران محسوب می‏شد.

[3] - مأمور ویژه ساواک در گزارش 12/ 5/ 42 خود با اشاره به آزادی امام خمینی از زندان نوشته است:« اغلب روحانیون و علمای طراز اول و نیز معممین، بازاریان، اصناف و سایر طبقات مردم در منزل آیت اللَّه نجاتی واعظ به ملاقات خمینی رفتند. مردم دسته دسته و در حالی که در صف ایستاده بودند به نوبت سینه و دست و پای خمینی را می‏بوسیدند و عموماً متأثر بودند و گریه می‏کردند. تنها مذاکره‏ای که بین خمینی و آیت اللَّه بهبهانی صورت گرفت، احوال‏پرسی بود که خمینی در پاسخ احوال‏پرسی آیت اللَّه بهبهانی‏[ مطالب فوق را] اظهار داشت:« ... خیلی خوب و موفق ... الخ». در پایان گزارش مأمور ساواک آمده است:« ... تا ساعت 9[ شب‏] جمعیت مثل سیل می‏آمد و از یک در وارد می‏شدند و دست و پای خمینی را می‏بوسیدند و از درِ دیگر خارج می‏شدند. از جمله مذاکراتی که بین بازاریها به عمل آمد این بود که ظاهراً قصد دارند امروز یا فردا( 11 یا 12 مرداد ماه 42) بازار را چراغانی کنند و جشن بگیرند. این موضوع بین بازاریها مورد مذاکره بود».

[4] - اصل نامه آقای حسینی میانجی و تأییدیه آقای مشکینی و وکالت نامه امام در دفتر اسناد رسمی شماره 3 کاشمر بایگانی است

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)