کد مطلب: 4115 | تاریخ مطلب: 22/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیست ودوم آبان

بیست ودوم آبان

ـ نامه امام خمینی به فرزندش سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1353)

ـ نامه امام خمینی به برادر ارشدش سید مرتضی پسندیده درباره وجوه شرعیه (1355)

ـ پیام تشکر به علمای آذربایجانی؛ شهادت سید مصطفی (1356)

ـ مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوموند؛جمهوری اسلامی متکی به قانون اسلام است (1357)

ـ مصاحبه با خبرنگار آلمانی؛ سرمایه آلمان و مردم در حکومت اسلامی (1357)

ـ مصاحبه با نشریه البیرق؛ چگونگی برگزاری رفراندم- عدم احتیاج به شوروی (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ معرّفی سه اصل بنیادین انقلاب (1357)

امروز با امام: بیست‌ودوم آبان

 ندوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامه امام خمینی به فرزندش سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1353)

«احمد عزیزم‏

سلامت و سعادت شما و خاندان محترمتان را از خداوند تعالی خواستار است. دو- سه کاغذ نوشته‏ام و در همه تأکید کرده‏ام که معصومه خانم‏[1] می‏خواهد خانه را بفروشد برای مکه. شما تحت نظر آقای حائری قیمت کنید و زودتر ایشان و شما جواب بنویسید. خدمت محترمه فاطمه خانم‏[2] سلام برسانید. به خواهرها سلام می‏رسانم. حسن‏[3] را می‏بوسم. و السلام. پدرت» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 55)‏

ـ نامه امام خمینی به برادر ارشدش سید مرتضی پسندیده درباره وجوه شرعیه (1355)

«حضور مبارک حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای پسندیده- دامت برکاته‏

به عرض حضور محترم می‏رساند، سلامت و سعادت حضرت عالی را خواستار است. چند روز قبل وسیله آقای آقا شیخ حسین تهرانی مصدع شدم، اینک تصدیع می‏دهد که مبلغ ده هزار تومان (10000) به جناب عماد الاعلام آقای آقا شیخ حسن جواهری- دامت توفیقاته- بپردازید، مورد قبول است. از سلامت خودتان مطلعم فرمایید.

به احمد[4] امر کنید از سلامت خودش مطلعم کند مدتی است از او بیخبرم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 178)

 ـ پیام تشکر به علمای آذربایجانی؛ شهادت سید مصطفی (1356)

«خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و افاضل عظام آذربایجانی مقیم حوزه علمیه قم- دامت افاضاتهم‏

مرقوم محترم آقایان که حاکی از عواطف کریمه و احساسات دینیه بود موجب تشکر شد. باید از تحمل مشاق و زحمات طاقت فرسای افاضل حوزه‏های علمیه عموماً و حوزه علمیه قم بالاخص حضرات آقایان تشکر و تقدیر کنم. این دنیا چه خوش و چه ناخوش خواهد گذشت و همه به سوی دار جزا خواهیم رفت، چه بهتر که عمر کوتاه را در راه خدمت به اسلام و مسلمین صرف کنیم تا در پیشگاه مقدس حق تبارک و تعالی سرافراز و در سلک خدمتگزاران درآییم. وظیفه شما طبقه فضلای جوان که در آینده پاسداران احکام اسلام هستید سنگین است؛ هم اکنون خود را مجهز برای پاسداری و خدمت به اسلام و مسلمین فرمایید. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و علمای اسلام و عزت دارَیْن شما افاضل معظم را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 263)

ـ مصاحبه با روزنامه فرانسوی لوموند؛جمهوری اسلامی متکی به قانون اسلام است (1357)

سؤال: [کشور ما، کشور آزادی است و ما بسیار خوشحالیم که حضرت عالی به فرانسه تشریف آورده‏اید. حضرت آیت اللَّه درباره وضع ایران، پس از توقیف دکتر سنجابی، چه نظری دارند؟]

جواب: توقیف دکتر، اسباب تحولی نمی‏شود. این هم از دست و پاهایی است که شاه می‏زند به خیال اینکه دکتر را تسلیم کند. و معلوم نیست که کسی تسلیم شاه بشود، یا اشخاص محترمی تسلیم شاه بشوند.[5].

[نظر حضرت عالی درباره احتمال مبارزه مسلحانه چیست؟ دو- سه روز پس از این آقای شریعتمداری در این باره گفته‏اند هنوز تصمیمی در این باره گرفته نشده است‏]

- ما امیدواریم قبل از اینکه نوبت به مبارزه مسلحانه برسد، مسائل به دلخواه ملت ختم شود. چنانچه یکوقت مقتضی شد. آن وقت تجدید نظر می‏کنیم.

[حضرت عالی می‏فرمایید که بایستی در ایران، جمهوری اسلامی استقرار پیدا کند و این برای ما فرانسوی‏ها چندان مفهوم نیست. زیرا که جمهوری می‏تواند بدون پایه مذهبی باشد. نظر شما چیست؟ آیا جمهوری شما بر پایه سوسیالیسم است؟ مشروطیت است؟ بر انتخاباتی استوار است؟ دموکراتیک است؟ چگونه است؟]

- اما جمهوری، به همان معنایی است که همه جا جمهوری است. لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی‏ای متکی است که قانون اسلام است. اینکه ما جمهوری اسلامی می‏گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری می‏شود اینها بر اسلام متکی است، لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست‏. (صحیفه امام، ج‏4، ص: 479)

ـ مصاحبه با خبرنگار آلمانی؛ سرمایه آلمان و مردم در حکومت اسلامی (1357)

سؤال: [بر سر آلمانیهای مقیم ایران در صورتی که اوضاع ایران عوض شود و حکومت اسلامی به روی کار آید چه خواهد آمد؟]

جواب: با آنها به طور انسانیت رفتار می‏شود و در صورتی که مصالح ملت را مراعات کنند، ابداً ضرری بر آنها وارد نخواهد شد.

[بر سر سرمایه‏های صنعتی آلمانی‏ها در ایران چه خواهد آمد؟]

- اگر سرمایه‏ها از خودشان باشد، آن هم محفوظ خواهد ماند و ظلمی بر کسی وارد نخواهد شد.

[همان طور که حضرت آیت اللَّه اطلاع دارید، شاه به نام ملت ایران قراردادهایی را با آلمانی‏ها و خارجیها بسته است. آیا یک دولت جدید به رهبری حضرت آیت اللَّه این قراردادها را ادامه می‏دهد؟ و چه اتفاقی بر سر این قراردادها رخ خواهد داد؟]

- قراردادهایی که موافق مصالح ملت است، به قوت خود باقی می‏ماند.

[همان طور که مسبوق هستید، سرمایه‏هایی به نام ایران در آلمان سرمایه گذاری شده است. این سرمایه‏ها، چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟]

- این سرمایه‏ها مال کشور و ملت است و دولتی که می‏آید به مصلحت ملت عمل خواهد کرد.

[در حکومت آینده، آزادی زنان چگونه خواهد بود؟ آیا اینها باید مدارس را رها کرده و به منازل بروند، یا اینکه برایشان امکان خواهد داشت به تحصیلات خود ادامه دهند؟]

- این حرفهایی که راجع به زنان و یا مسائل دیگر شنیده‏اید، اینها هم تبلیغات شاه و اشخاص مغرض است. زنها آزاد هستند و در تحصیل هم آزاد هستند، در کارهای دیگر هم آزادند، همان طور که مردها آزادند. حالاست که نه زن آزاد است و نه مرد.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 480)

ـ مصاحبه با نشریه البیرق؛ چگونگی برگزاری رفراندم- عدم احتیاج به شوروی (1357)

سؤال: [حضرت آیت اللَّه، جنبشی که شما معرفی می‏فرمایید و ارزشهای روحی و مردمی که از آن برخوردار است، آیا به تنهایی می‏تواند به اسم اکثریت ایرانی و بدون چپیها و بدون مخالفین سنتی، حکومت را در دست بگیرد؟ و اگر امروز بر اساس شعارهایی که شما مطرح می‏فرمایید رفراندمی در ایران صورت گیرد، نسبت درصد آرایی را که ممکن است به دست آورید چقدر خواهد بود؟]

جواب: اکثریت قاطع ملت ایران مسلمان است و به آنچه که ما بخواهیم رأی می‏دهد. همه ملت ایران شاه را نمی‏خواهند. آیا نود درصد مردم ایران که مسلمانند به عنوان اکثریت یک جامعه نمی‏تواند یک جمهوری اسلامی تشکیل دهد؟.

[آیا امکان دارد که شوروی به جنبش شما کمک کند؟ آیا حضرت آیت اللَّه به طور کلی از امریکا مأیوس هستند؟ یا اینکه معتقدید اگر روزی برای امریکا مسلّم شود که ایام حکومت شاه رو به پایان است مصلحت خود را برخواهد گزید؟]

- اما راجع به شوروی، ما احتیاجی به کمک او نداریم و همان طور که از امریکا کمک قبول نمی‏کنیم، از شوروی هم کمک قبول نخواهیم کرد. اما راجع به امریکا، امریکا البته همیشه مصالح خودش را ملاحظه می‏کند و لکن ملت دیگر به امریکا اعتنا نمی‏کند و شاه باید برود و غیر از این هیچ راهی نیست، چه امریکا و شوروی بخواهند یا نخواهند.

[آیا امکان دارد، ارتش ایران به نفع جنبش شما تحول یابد، یا اینکه ارتش دوستدار شاه باقی خواهد ماند؟ آیا اینکه از برگشتن ارتش به راه درست مأیوس شده‏اید، یا اینکه، معتقدید شهوت حکومت بر نظامیان غالب آید و آنان خود زمام حکومت را به دست گیرند و سربازهای آنها به ملت بپیوندند؟]

- آیا سران جیره خوار ارتشی که پنجاه سال است توسط امریکا خریداری شده‏اند، به این سرعت، قابل تغییر هستند؟ ارتش، شاه را نمی‏خواهد، و لکن قدرت دست سران ارتش است. ارتش، مخصوصاً افسران و درجه داران جوان آن با ملت هستند. ولی فعلًا قدرت یک انقلاب را ندارند. فعلًا حکومت را نظامیان امریکا در دست گرفته‏اند. ولی باید دانست که اداره این حکومت بسیار مشکل است. اصولًا نظامی نمی‏تواند حکومت کند.

[شورویها می‏گویند که علت انقلاب دینی بر ضد شاه این است که اصلاحات اراضی، امتیاز املاکی را که روحانیون داشته‏اند از آنها گرفته است. جواب شما به چنین اتهامی چیست؟]

- اگر کسی از وضع زندگی روحانیون مطلع باشد، خوب می‏داند که روحانیون املاکی نداشته و ندارند. روحانیون از طبقه سوم هستند. مسأله، مسأله اصلاحات ارضی نیست. مبارزات ملت ایران، معلول جنایات و خیانات سی و پنج ساله شاه است که توسط روحانیون، برملا گردید و برای در هم کوبیدن رژیم شاه است.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 481)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ معرّفی سه اصل بنیادین انقلاب (1357)

«ما سه اصل پیشنهاد کردیم‏[6] که حالا می‏خواهیم ببینیم که آیا آنهایی که محتمل است مخالفت بکنند با این اصول، با کدام یک از اینها مخالفت می‏کنند.

یک اصل این بود که ملت ایران چنانچه در این مدت از تظاهراتشان، از شعارشان ظاهر شد، این سلطنتِ سلسله پهلوی را نمی‏خواهند؛ و این یک رفراندمی بود که سرتاسر کشور به آن رأی دادند؛ با فریاد به آن رأی دادند که ما نمی‏خواهیم این سلسله پهلوی را...

یکی هم قضیه اصل دوم این است که اصل رژیم سلطنتی بی‏ربط است. رژیم سلطنتی رژیم کهنه ارتجاعی است. در وقت خودش هم بی‏ربط بوده است. اینکه ارتجاع می‏گوییم، یکوقت این است که یک چیزی در وقت خودش خوب بوده است ولی حالا دیگر کهنه شده است؛ سلطنت اگر چنانچه در وقت خودش هم یک چیزی بوده، حالا دیگر کهنه شده، دیگر سلطنت یک مسأله ارتجاعی است؛ لکن سلطنت از اول چیز مزخرفی بوده. یک آدم، سلطان بر یک مردم بدون اینکه مردم اختیاری داشته باشند! حالا آن شخص اول و سلطان اولش که همیشه با زور آمده‏اند به مردم تحمیل شده‏اند. هیچ وقت نبوده است که مردم اراده داشته باشند در تعیین یک سلطان...

اصل رژیم سلطنتی از اول یک چیز غلطی بوده. چه معنی دارد که یک نفر آدم که مثل همه ماها هست، اکثر آنها هم از همه این جمعیتها کمتر بوده‏اند، ادراکاتشان هم کمتر بوده، اکثراً این جوری بوده‏اند، خوب بله، قلدری را داشتند، قلدریها را داشتند، خیلی زورمند بودند اما ادراکاتشان مثل یک آدم متعارف هم خیلیهایشان نبوده، آن وقت آن شد شخص اول و شد شاه، بعدش دیگر به مردم هیچ ارتباط ندارد! خوب، حالا فرض ما می‏کنیم که آن مجلسی که رضا شاه با سرنیزه درست کرد و همه دیدیم نه، یک مجلس ملی بود و ملت آمد و دید که قاجاریه- مثلًا- خلاف هستند، آنها را کنار گذاشت و شد ایشان. این شد ایشان، بعد دیگر از اختیار مردم شد بیرون! برای اینکه حالا ایشان با اختیار مردم شد، بعد هر کاری بکند، مردم هر چه فریاد بزنند که آقا تو با اختیار ما، با انتخاب ما شاه شدی، ما نمی‏خواهیم دیگر، برو سراغ کارت، دیگر گوش نمی‏دهند؛ دیگر سرنیزه است! مثل همین حالایی که پیش آمده. آنها قرار دادند، یک کسی را انتخاب کردند، آن طبقه جلو انتخاب کردند، حالا ما باید جرم این پسره را هم بکشیم! ما انتخاب کردیم این را؟! آخر این عقلایی است که در پنجاه سال قبل یک طبقه دیگر، یک جمعیت دیگر، یک کسی را انتخاب کنند به سلطنت، بعد پسر او بی‏انتخاب این مردم و با مخالفت این مردم باز سلطان باشد بر این مردم؟! یعنی هر کاری که بخواهد بکند نخیر، سلطان مشروطه باشد! بی‏انتخاب مردم چرا باشد آخر؟ چه معنا دارد؟ هر کسی، هر جمعیتی، هر اجتماعی حق اولی‏اش این است که خودش انتخاب بکند یک چیزی را که راجع به مقدرات مملکت خودش است. کدام یک از این ملت ما، الآن این طبقه اگر در تمام ایران شما بگردید یک نفر را پیدا بکنید که بگوید من دخالت داشتم در انتخاب محمد رضا خان به سلطنت، پیدا نمی‏کنید. هیچ کس، هیچ کس دخالت نداشت. «موهبت الهی» بوده است! به قول خودشان. بدون اینکه مردم دخالت داشته باشند!...

فرض کنیم که یک مطلبی است اینکه این موهبت الهی است و مردم می‏دهند به یک کسی- مردم می‏دهند! آخر مردم کجا دادند؟ کی مردم همچو کاری کردند؟ و من عرض کردم که حالا ما فرض می‏کنیم که این مردم هم [سلطنت‏] دادند به پدر ایشان و خوب، حالا بعدش چه؟ آن جمعیتی که آنجا بوده‏اند یک کسی را وکیل کرده، فرض کنید وکیل، وکیلِ من که نبوده پدر من! شما همه‏تان آن زمان هیچ یادتان نیست؛ هیچ کدام، هیچ کدامتان رأیْ آن وقت نداشتید، نبودید تا رأی بدهید؛ هیچ کدام شما آن وقت نبودید، ما هم که بودیم که رأی نداشتیم، نداریم؛ خوب، رأی که به او ندادند. حالا ما فرض می‏کنیم که آن جمعیت رأی دادند به او؛ الآن که ما می‏خواهیم زندگی بکنیم مقدرات مملکتمان را تحت نظر یک کسی قرار بدهیم، یک کسی بخواهد دخالت در امور مملکتی ما بکند بدون اینکه ما اصلًا اطلاعی داشته باشیم و بدون اینکه اختیاری داشته باشیم، ایشان باید هر کاری دلش می‏خواهد بکند؟

بنا بر این اصل رژیم سلطنتی یک چیز غلطی است. رژیم «سلطنتی» چیست؟! باید مردم خودشان یک کسی را تعیین کنند. مثلًا- فرض کنید که- یک وکیلی را تعیین کنند برایشان کار بکند. باید مردم خودشان یکی را تعیین کنند که او دخالت کند در امورشان؛ هر وقت او را نخواستند، بگویند برو گم شو! یک رژیمی که این طور استقرار دارد اگر انسان فهمید به اینکه، هر آدمی بفهمد که هر کاری بکند دیگر از دست مردم خارج است که بگویند برو، دیگر هست او تا آخر. سلطنت این طوری است که یک کسی که سلطان شد دیگر هست او، بیخ ریش مردم هست. یک همچو آدمی هر چه خلاف بخواهد بکند دستش باز است. خوف این را ندارد که عزلش بکنند؛ عزلی توی کار نیست! هست او تا آخر. همه هم شاه دوست! اما اگر بنا باشد که یک نفر آدم را پنج سال، ده سال، هشت سال بگویند که شما بیا در این مملکت رئیس جمهورْ- مثلًا- باش، کارهای مملکت را اداره بکن، خود مردم آزاد یکی را تعیین بکنند، این آدم هر چه هم بد باشد فکر خودش هست لا اقل؛ برای اینکه می‏گوید خوب من پنج سال دیگر از رئیس جمهور [ی‏] افتاده‏ام، وقتی افتادم پدر من را مردم در می‏آورند؛ اگر به یک کسی ظلم کرده باشم، اینها پدر من را در می‏آورند. حالا قدرت دست من است، بعد از پنج سال دیگر یک آدمی هستم عادی مثل سایر مردم. نمی‏کند قهراً. اصلًا از اول رژیم سلطنتی یک چیز غلطی بوده است و تحمیل شده است به مردم...

اصل سوم ما این است که ما حکومت اسلامی می‏خواهیم. یک جمهوری اسلامی که به آرای مردم رجوع می‏کنیم و شرایط را هم می‏گوییم. این شرایط در اسلام هست. هر کس را می‏خواهید تعیین کنید، هر که این شرایط را دارد این را بخواهند. شرایطش نباشد که هر دزدی را بخواهند قرار بدهند. هیچ عاقلی این را نمی‏پذیرد که هر دزدی را بخواهند قرار بدهیم؛ و قرار هم نمی‏دهند.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 483 ـ 494)



[1] - خانم معصومه حائری، صبیه آقای مرتضی حائری و همسر آقای سید مصطفی خمینی.

[2] - خانم فاطمه طباطبایی، همسر آقای سید احمد خمینی.

[3] - آقای سید حسن خمینی، فرزند آقای سید احمد خمینی.

[4] - آقای سید احمد خمینی.

[5] - آقای کریم سنجابی پس از دیدار با امام خمینی در فرانسه و هنگام بازگشت به ایران توسط رژیم شاه بازداشت شد.

[6] - سه اصل مهم که امام طی مصاحبه‏ای در 19 آبان 1357 اعلام کردند: اصل اول- برچیده شدن سلسله منحوس پهلوی؛ اصل دوم- برچیده شدن رژیم غلط سلطنت، برای همیشه؛ اصل سوم- فراهم کردن مقدمات حکومت( جمهوری اسلامی).

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)