کد مطلب: 4090 | تاریخ مطلب: 11/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

یازدهم آبان

یازدهم آبان

ـ نامۀ سرگشاده امام خمینی به آیت الله سید محمود طالقانی؛ فرهنگ و منطق شاه (1357)

ـ نامه امام خمینی به آیت الله حسین علی منتظری؛ رژیم سلطنتی، منشأ عقب‏ماندگی و بدبختی (1357)

ـ مصاحبه با رادیو- تلویزیون لوکزامبورگ؛ هدف، برقراری جمهوری اسلامی (1357)

ـ مصاحبۀ دوم امروز با روزنامه ایتالیایی پائزه سِرا درباره دلایل سقوط رژیم شاه (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ اختناق، آزادی، تغییر معانی الفاظ و اقتصاد ویران ایران (1357)

ـ نامه و رهنمودهای بسیار دقیق و مهم امام خمینی به برادرش آیت الله سید مرتضی پسندیده؛ اجتناب از مصاحبه و... (1357)

ـ سخنرانی در جمع سفیران ممالک اسلامی؛ مشکلات بزرگ مسلمین (1358)

ـ پیام به ملت ایران؛ شهادت آقای سید محمدعلی قاضی طباطبایی (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانش‏آموزان مدارس تهران؛ مشکلات انقلاب (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان؛ استقلال فرهنگی و اقتصادی (1358)

ـ سخنرانی در جمع زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی؛ تلاش برای خودکفایی (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان عربستانی مقیم ایران؛ بازیابی عظمت مسلمین (1358)

امروز با امام: یازدهم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامۀ سرگشاده امام خمینی به آیت‌الله سید محمود طالقانی؛ فرهنگ و منطق شاه (1357)

«حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج سید محمود طالقانی- دامت برکاته‏

این مسأله امر طبیعی است که شخصیتهایی مثل جنابعالی، که عمر گرانمایه خود را در راه آزادی و استقلال کشور و مخالفت بی‏امان با دستگاه جبار و غارتگران بین المللی صرف نموده‏اند، در حبس و شکنجه به سر برند و از آزادی محروم باشند. آزادی امثال جنابعالی بر خلاف منطق شاه و موازین دولت اوست. فشار اراده آهنین ملت به طوری اعصاب شاه را خرد کرده است که دیوانه وار دست به جنایات ننگ‏آوری زده است که روی تاریخ را سیاه نموده. به طوری که مستحضر هستید دست به جنایات تعجب‏آوری زده! در شهرستانها دسته‏های ناشناس از کولیها و اجیرها با چماق و قداره و پشتیبانی قوای انتظامی به جان مردم افتاده و جنایاتی به بار آورده و می‏آورند. دولت- که باید حافظ نظم باشد- و قوای انتظامی او، به صورت مخرّب و قوای تخریبی درآمده است.

در عصر ما، در کشور بی‏پناه ما، منطقها و لغتها جای خود را عوض نموده: فضای باز سیاسی، همان اختناقها و سانسورهای همه جانبه است؛ تمدن بزرگ، وحشیگریهای بدتر از قرون وسطاست؛ دولت آشتی- با مسلسل و توپ و تانک و اخیراً با چماق و قداره- مردم را به تباهی کشیدن است؛ اصلاحات ارضی، کشاورزی را ساقط نمودن است؛ استقلال، وابستگی اقتصادی و فرهنگی و نظامی به اجانب است؛ فریادهای مرگ بر این سلطنت پهلوی، شاهدوستی و علاقه به رژیم است.

شما اکنون که از حبس کوچک به حبس بزرگ منتقل شدید، با این حقایق عجیب و لغات تازه مواجه هستید ولی از طرف دیگر با یک تحول عظیم روحی ملت از حیث شناخت، و تحول عملی عظیمتر از حیث عمل مواجه هستید. توده‏های مردم که قبل از نهضت عظیم اسلامی، نظام شاهنشاهی را مظهر ملیت و مدار عظمت کشور می‏دانست و فرمان شاه را مطاع و متبع، و از جزاف گوییهای شاهان و گویندگان درباری و مدیحه سرایی آنان، کشور را در سایه رهبری شاه مترقی و پیشرفته تا دروازه تمدن بزرگ می‏پنداشت و استقلال مملکت را در زیر پرچم شاهنشاهی، بیمه شده به حساب می‏آورد، با یک جهش و شناخت همگانی، تمام پایه‏ها و کنگره‏های این قصر خیالی ناگهان فرو ریخت و محتوای این لغات و الفاظ فریبنده و بزک شده ظاهر شد، و تهی بودن این طبلهای پر سر و صدا از محتوا معلوم گردید، و ورشکستگی اقتصادی و به غارت رفتن بیت المال و تباهی کشاورزی و وابستگی فرهنگی و ارتشی برملا گردید.

و نیز توده‏هایی که قبل از نهضت به امر یک پاسبان به جشن برمی‏خاست و بر بالای مغازه‏ها بیرق شادمانی می‏زد، و فرمان شاه را به دنبال جزافه‏های شعرای درباری، فرمان ایزد می‏دانست، با یک جهش اسلامی به عصیان برخاست و با مشتهای گره کرده و فریادهای «مرگ بر این سلطنت پهلوی»، مرد و زن و کوچک و بزرگ به خیابانها ریخته و در مقابل مسلسل و توپ و تانک، قهرمانانه مقاومت نموده و با فداکاری و خون جوانان برومند خود، قدرت شاهانه متکی بر ابرقدرتها را شکسته و او را مجبور به تسلیم نموده؛ ولی تسلیم او را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت. با چه منطق ممکن است از خیانتها و جنایتهای بی‏پایان این اهریمن جهنمی بگذرد و به مقام سلطنت غیر قانونی او سرنهد؟! ما با این منطق، مخالف؛ و کسانی که با آن موافقند با ملت و ما- که خدمتگزار ملتیم- موافق نیستند. و الی اللَّه المشتکی‏. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 259 ـ 260)

 

ـ نامه امام خمینی به آیت‌الله حسین‌علی منتظری؛ رژیم سلطنتی، منشأ عقب‏ماندگی و بدبختی (1357)

«حضرت حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ حسینعلی منتظری- دامت برکاته‏

هیچ از دستگاه جبار جنایتکار تعجب نیست که مثل جنابعالی، شخصیت بزرگوار خدمتگزار به اسلام و ملت را سالها از آزادی- ابتدایی ترین حقوق بشر- محروم و با شکنجه‏های قرون وسطایی با او و سایر علمای مذهب و رجال آزادیخواه رفتار کند. خیانتکاران به کشور و ملت از سایه مثل شما رجال عدالت‏خواه می‏ترسند. باید رجال دین و سیاست دربند باشند تا برای اجانب و بستگان آنان هر چه بیشتر راه چپاول بیت المال و ذخایر کشور باز باشد. در منطق کارتر و سایر نفتخواران مفتخوار، فضای آزاد یعنی به زندان کشیدن جناحهای آزادیخواه و استقلال طلب، از علمای روشنفکر مذهبی تا رجال سیاسی و دانشجویان و رجال محترم بازار و سانسور مطبوعات و دستگاههای تبلیغاتی؛ و در این منطق، ترقی و تمدن کشور یعنی وابستگی شریانهای آن از فرهنگ و اقتصاد و ارتش تا دستگاههای قانونگذاری و قضایی و اجرایی. این برنامه در کشور ما بیش از پنجاه سال دوران سیاه پهلوی پیاده و مورد عمل بوده و هست.

اکنون که ملت غیور ایران با نهضت عظیم اسلامی بپاخاسته و با مشت گره کرده در مقابل دستگاههای ستمگری و چپاول چون سدی آهنین ایستاده و پایه‏های بنیادهای آن یکی پس از دیگری فروریخته یا در حال فروریختن است، بر جناحهای پیشرو از مراجع عظام و علمای اعلام مذهب و خطبای محترم و مدرسین و دانشمندان تا رجال سیاسی و روشنفکران دانشگاهها و بازارها و کارمندان محروم و کارگران مظلوم روشنفکر، لازم است این فرصت الهی را از دست نداده، بی‏امان جمیع اقشار ملت را به پیش هدایت کنند؛ و از خواست ملت که برچیده شدن نظام سلطنتی و قطع دست اجانب از دخالت در مقدرات کشور و از غارتگریها، و قیام جمهوری اسلامی ضامن آزادی و استقلال به جای رژیم سلطنتیِ منشأ تمام بدبختیها و عقب‏ماندگیها سر مویی تخلف و عقب‏نشینی نکنند، که آن هدر دادن خون جوانان عزیز اسلام و به تباهی کشیدن همه جانبه کشور و کمک به هَدْم احکام، بلکه اساس اسلام است که از اعظم کبایر و بالاترین خیانت است.

ما با بودن رژیم حاضر، دموکراسی را هم- به فرض محال اگر تأمین گردد- نمی‏پذیریم. ملت نمی‏تواند از خون جوانان عزیز خود و خیانتهای چندین ساله صرف نظر کند. اسلام تکلیف این جانی را معین فرموده. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 261 ـ 262)

 

ـ مصاحبه با رادیو- تلویزیون لوکزامبورگ؛ هدف، برقراری جمهوری اسلامی (1357)

سؤال: [شما از فرانسه، مردم ایران را به شورش دعوت می‏نمایید. آیا شما تصور می‏کنید که این تنها راه حل مشکلات ایران است؟]

جواب: مردم از اختناق و خیانتهای پنجاه ساله به جان آمده و برای مطالبه حقوق اولیه خود، قیام نموده‏اند. ما آنان را در این امر حیاتی مشروع، چه زمانی که در ایران بودیم و چه در خارج ایران، تشویق می‏کنیم و اکنون راه حلی برای سرنگونی رژیم فاسد جز نهضت و مطالبه حق با داد مظلومیت نداریم و اگر مقتضی شود به راه دیگری دست می‏زنیم.

[آیا هدف شما در دست گرفتن قدرت است، وقتی شاه برود؟ در صورتی که شما امکان در دست گرفتن قدرت را داشته باشید چه کار خواهید کرد؟ منظور، برنامه آینده شما برای حکومت در ایران است که باید جانشین شاه بشود. بسیاری از ناظرین در ایران معتقدند که بازگشت به قانون اساسی صحیح است‏]

- هدف ما برقراری جمهوری اسلامی است و برنامه ما تحصیل آزادی و استقلال است و تصفیه وزارتخانه‏ها و حذف ماده‏هایی که رضا شاه و شاه فعلی با سرنیزه در قانون گنجاندند و حذف مواد مربوط به سلطنت مشروطه.

[آیا شما تصور می‏کنید که خطر یک قیام ملی و شورش همگانی در ایران وجود داشته باشد؟]

- اگر همان طور که ملت خواستار است شاه و دودمانش بروند و حامیان خارجی او دست از حمایتش بردارند مشکل ساده تر خواهد شد، در غیر این صورت امکان قیام مسلحانه ملی وجود دارد.

[آیا شما ولیعهد را به عنوان رئیس حکومت به جای پدرش خواهید پذیرفت؟]

- خیر، ملت ایران از این سلسله خاطره‏های بسیار تلخ دارد و تحمل حکومت هیچ یک از افراد آن را ندارد.

[آیا باعث تعجب شما نیست که دولت فرانسه که همیشه از حکومت ایران پشتیبانی می‏نموده است تا به حال مزاحم صدور پیامهای شما که ایرانیان را به قیام و شورش دعوت می‏کند نشده است؟]

- اگر مزاحمت بکند موجب تعجب است. ما مطالبه حقوق اولیه بشر را می‏کنیم و مزاحمت با آزادی، مخالف حیثیت فرانسه و موجب تعجب ملت ما و آزادیخواهان جهان است.

[برنامه شما برای آینده چیست؟]

- ادامه نهضت تا رسیدن به نتیجه.

[نظامیان در تظاهرات دیروز دخالتی نکردند و شاه عقب‏نشینی می‏کند و عقب‏نشینی خود را پذیرفته است. شاه حاضر است کریم سنجابی را بپذیرد. شنیده شده است آیت اللَّه، سنجابی را پذیرفته‏اند آیا حالا که شاه حاضر به سازش شده است شما حاضر هستید؟ آیا مخالفین حاضرند نوعی با شاه کنار بیایند؟]

- تظاهرات تهران برای آقای طالقانی و تظاهرات قم برای آقای منتظری تظاهراتی بود که مردم علیه شاه کردند و از آنان به عنوان مخالفین شاه تجلیل کردند. در ایران از هر نغمه ضد شاهی تجلیل به عمل می‏آید. شاه با این دست و پازدنها و طلبیدنهای این و آن، کاری از پیش نمی‏برد. این تلاشها دیگر دیر شده است و برای او مفید نیست، او باید برود. ما سازش را از هر کس و به هر شکلی باشد نخواهیم پذیرفت. چون ملت نخواهد پذیرفت. در مذاکرات خود با این اشخاص مطالب خود را قاطعانه بیان کرده‏ایم. هر کس قبول کند با ماست و الّا از ما جداست.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 263)

 

ـ مصاحبۀ دوم امروز با روزنامه ایتالیایی پائزه سِرا درباره دلایل سقوط رژیم شاه (1357)

سؤال: [چرا سقوط سلسله پهلوی و تشکیل جمهوری اسلامی، برای خروج ایران از بحران اسف‏انگیز غیر قابل اجتناب است؟]

جواب: ابتدای سرکار آمدنش قانونی نبوده و از هیچ نوع مشروعیتی برخوردار نیست، و اکنون هم به دلیل زیر پا گذاشتن همه حقوق ملت و اعمال و ظلمهای بیحسابش، به طرز بی‏سابقه‏ای، ملت او و خاندانش را تحمل نمی‏کنند، و به دلیل اینکه اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران مسلمان‏اند، لذا بدیهی است با سقوط این رژیم به چیزی جز یک نوع حکومت اسلامی راضی نمی‏شوند.

[چطور می‏توان از خطر به قدرت رسیدن ارتش که مخالفین میانه‏روی دولت آن قدر از آن می‏ترسند جلوگیری کرد؟]

- امروز ملت ایران است که می‏خواهد، سرنوشت خود را تعیین کند و این ملت، دولت نظامی را تحمل نمی‏کند. گذشته از اینکه تا کنون هم حکومت شاه در محتوا چیزی جز حکومت ارتش و نظامیان نبوده است.

[آیا یک راه حل ملی برای رفع بحران فعلی ممکن است؟ در حالی که امریکا و کشورهای غربی و قبل از همه انگلستان از شاه پشتیبانی می‏کنند و همچنین وجود ارتش که از طرف امریکایی‏ها احاطه شده و رهبری می‏شود]

- راه حل ملی در ایران امروز، همان چیزی است که عموم ملت در بیش از یک سال گذشته با پشتوانه خون خودشان به گوش همه دنیا از جمله امریکا و سایرین رسانده است و آن هم عبارت است از سقوط سلسله پهلوی و برچیده شدن نظام شاهنشاهی و استقرار حکومت اسلامی.

- [به شما این را نسبت می‏دهند که می‏خواهید رژیم توحیدی اسلامی تشکیل دهید، در حالی که جمهوریهای مسلمان دیگر مثل الجزیره که توحیدی نیست و رژیمهای اسلامی دیگری مثل عربستان سعودی که فئودالی است، انزجاری در غرب ایجاد نکرده‏اند. آیا می‏توانید مشخصات جمهوری اسلامی را که در نظر دارید بیان کنید که چگونه است؟ در مورد محتوای اجتماعی، سازماندهی سیاسی، خصوصاً برای احزاب، سندیکاها و مطبوعات؟]

- امروز در جهان آن چیزی که مقصود ما از جمهوری اسلامی است دیده نمی‏شود. هیچ یک از خصوصیات اصولی جمهوری اسلامی در حکومت عربستان سعودی دیده نمی‏شود. آیا مگر ملت ایران برای تعیین سرنوشت خویش باید ببیند که دولتهای غربی چه چیزی را می‏پسندند؟ مگر سایر دولتها در تعیین خط مشی سیاسی خودشان و یا تعیین نوع حکومتشان به آرای ملت ایران مراجعه می‏کنند؟ در جمهوری اسلامی، زمامداران مردم نمی‏توانند با سوء استفاده از مقام، ثروت‏اندوزی کنند و یا در زندگی روزانه امتیازی برای خود قائل شوند. باید ضوابط اسلامی را در جامعه و در همه سطوح به دقت رعایت کنند و حتی پاسدار آن باشند. دقیقاً باید به آرای عمومی در همه جا، احترام بگذارند. هیچ گونه تسلط و یا دخالت اجانب را در سرنوشت مردم، نباید بپذیرند. مطبوعات در نشر همه حقایق و واقعیات آزادند. هر گونه اجتماعات و احزاب از طرف مردم در صورتی که مصالح مردم را به خطر نیندازند آزادند و اسلام در تمامی این شئون حد و مرز آن را تعیین کرده است.

[مقام بین المللی چنین جمهوری در جهان امروز، خصوصاً در مقابل مسائل بزرگ کشورهای جهان سوم در رابطه با بحرانهای اقتصادی- نفت و مواد اولیه- چگونه است؟]

- به صورت یک کشور صد درصد مستقل عمل خواهد کرد و هر گز خود را بازیچه دست قدرتهای استعمارگر نمی‏سازد و ما هر گز به هیچ ملتی به خاطر منافع داخلی خودمان تجاوز نمی‏کنیم و تا آنجا که در توان ملت ما باشد بر حسب تأکیدات اسلامی می‏کوشیم تا در رفع مشکلات ملتهای مظلوم سهیم باشیم.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 265 ـ 266)

 

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ اختناق، آزادی، تغییر معانی الفاظ و اقتصاد ویران ایران (1357)

«از چیزهایی که ما در این عصر با آن مواجه هستیم، این لغات و واژه‏هاست که عوض شده است. بسیاری از واژه‏ها و لغتهاست که در عصر ما در ایران یک صورت دیگری پیدا کرده و یک لغت نامه جدیدی باید برایش باز بکنند. مثلًا از لغاتی که حالا استعمال می‏شود «فضای باز سیاسی» [است‏] که آن در کلمات شاه زیاد دیده می‏شود که یک «فضای باز سیاسی» ما در ایران اعطا کردیم و ایجاد کردیم! و در کلمات اربابهایش هم- مثل کارتر- همین مسأله تکرار می‏شود که: شاه یک فضای سیاسی...

«فضای باز سیاسی» در ایران یعنی اختناقِ همه چیز! سانسور همه مطبوعات و جلوگیری از هر اظهار نظر! بشر در اظهار نظر خودش آزاد است، «فضای باز سیاسی» یعنی جلوگیری از هر اظهار نظری! در زندگی خودش، در مقدراتِ خودش هیچ حق اظهار نظر ندارد! مطبوعات هیچ حق ندارند که یک کلمه بر خلاف آنکه دیکته به آنها می‏شد بنویسند!...

لهذا می‏بینید که در تمام این روزنامه‏ها و در تمام این رادیوها و دستگاه تبلیغی، آن نقطه اصلی را باز نمی‏توانند ذکر کنند...

«آزادی» و «فضای آزاد سیاسی» معنایش این است که هیچ کس حق اظهار نظر ندارد، چنانچه مطبوعات ما حالا هم حق اظهار نظر ندارند!...

این «فضای آزاد سیاسی» ماست! یعنی این لغت تغییر کرده است و معنایش را از دست داده. معنایش الآن در منطق آقای کارتر و منطق شاه این شده است که همه این اختناقها اسمش شده است «فضای آزاد سیاسی»!...

در ایران بنا بر این بوده است که یک فرهنگ وابسته، فرهنگ «وابسته» به معنای اینکه یک فرهنگی داشته باشیم ما، دانشگاه داشته باشیم، نگویند دانشگاه نداریم، دانشکده، دانشگاه، دانشسرا، همه این الفاظِ موافق با فرم تمدن، الفاظش را داشته باشیم لکن محتوا نداشته باشد که صورتْ شبیه تمدن ولی تو خالی!...

در این «تمدن بزرگ»، الفاظش سر جای خودش است، الفاظ سر جای خودش است اما محتوایش را آدم می‏بیند ندارد. مهندس و نمی‏دانم دکتر و از این قبیل الفاظ زیاد است اما محتوا چیست؟ محتوا ندارد! در نظاممان هم که می‏رویم الفاظ زیاد است! این قدر «سپهبد» و «ارتشبد» ما داریم که فوجها «سپهبد» و «ارتشبد» ما داریم! یکی...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 267 ـ 279)

 

ـ نامه و رهنمودهای بسیار دقیق و مهم امام خمینی به برادرش آیت‌الله سید مرتضی پسندیده؛ اجتناب از مصاحبه و... (1357)

«به عرض حضور مبارک می‏رساند، مرقوم مبارک توسط آقای آقا رضا واصل، سلامت و سعادت حضرت عالی را خواستار است. مطالبی که باید به عرض برسانم و لازم بوده کامل فرمایید:

1- مرقوم شده بود «اگر به مجلس یا مجلسین رجوع شود»، اما اگر مقصود آن است که راجع به من رجوع شود هرگز چنین خیالی نفرمایید و به هیچ مقامی در موضوع من در هر حالی هستم مراجعه نفرمایید.

2- از قرار مسموع مصاحباتی با خبرنگاران داخلی و خارجی می‏فرمایید؛ این امر بسیار بر خلاف مصلحت است زیرا اگر مطالب این جانب صریحاً گفته شود حتماً به شما صدمه‏ای وارد می‏کنند، و لااقل تبعید، و این نباید بشود و اگر مثل دیگران باشد مورد اشکال دوستان و جناحهای دیگر می‏شود. حضرتعالی نه با خبرنگار خارجی و نه داخلی مصاحبه نفرمایید.

3- رسیدگی بعضی زندانیان و احوال‏پرسی از خودشان یا اقوامشان لازم است مثل آقای دستغیب و آقای حائری شیرازی و از این قبیل اشخاص. و همین طور رسیدگی به وضع مادی بعضی زندانیان و خانواده و کشته‏شدگان.

4- من آقای حاج شیخ عبدالعلی‏[1] را عمیقاً می‏شناسم و صددرصد مورد اطمینان است. حضرت عالی امور مالی و اخذ و اعطا را به عهده ایشان واگذار کنید. خود شما با کِبر سن و ضعف قادر بر همه امور نیستید. دیگران مثل ایشان مورد اطمینان تمام نیستند؛ اگر ایشان را تعیین برای این کار فرمایید نگرانی این جانب راجع به وجوه شرعیه رفع می‏شود.

5- نسبت به آقایان خصوصاً آقای شریعتمداری در منزل حضرتعالی حتی یک کلمه انتقاد نشود. لازم است حفظ این مقامات بشود. هر کسی خواست جسارتی بکند جلوگیری فرمایید. اصلًا محضر شما باید مبرّا باشد از این نحو امور. خود حضرت عالی حتی گله هم نکنید، اثری جز مفسده ندارد.

6- شنیدم پیراسته را راه دادید و با او ناهار میل کردید. شما نمی‏دانید اینها برای شما خوب نیست. صدای دوستان بلند شده. حضرتعالی لازم است عواطف سابق را که با بعضی داشته‏اید حالا برای خاطر وضع خطیری که دارید کنار بگذارید.

7- گفته می‏شود (الآن شنیدم) که حضرتعالی فرمودید: «راه حل دکتر امینی را قبول دارم» ممکن است گمان شود که این جانب نیز قبول دارم، من هرگز قبول ندارم و دکتر امینی هم نخواهد موفق شد و راه حل ایشان هم غلط است.

8- به آقای حاج شیخ عبدالعلی بفرمایید خودشان و دیگران که وجه برای نجف می‏فرستادند دیگر نفرستند، تا اطلاع ثانوی وجوه را به قم خدمت جنابعالی بیاورند. به اصفهان و تهران هم اطلاع دهند. این جانب عجالتاً موقتاً اینجا[2] هستم تا فکر مرکزی در مملکتهای اسلامی بکنیم که بشود به عمل خودم ادامه دهم. در اینجا هم محدودیتهایی هست و عده کثیری پلیس برای حفاظت- به حسب ادعای خودشان- اطراف منزل مستقرند، شب و روز.

پاکت جوف را توسط آقای حاج شیخ عبد العلی یا کسی دیگر برسانید. قبض را هم بوسیله آقای کوپایی در اصفهان برسانند.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 280)

 

ـ سخنرانی در جمع سفیران ممالک اسلامی؛ مشکلات بزرگ مسلمین (1358)

«این مشکلاتی که هم دولتهای اسلامی و هم ملتهای اسلامی به آن توجه دارند چه وقت باید حل بشود؟...

مشکل دولتها و ملتها این است که دولتها باز خودشان را نشناختند، و ملت خودشان را نشناختند. اینها باز گمان می‏کنند که باید فرمانفرمایی کنند، و ملت باید کورکورانه اطاعت. مادامی که این مشکل هست که دولتها می‏خواهند فرمانفرمایی کنند و برای خاطر این فرمانفرمایی، سرکوبی کنند ملتهای خودشان را، این مشکل نخواهد رفع شد. و اگر این مشکل رفع نشود، مشکلهای اساسی ما- که گرفتاری ماست به دست ابرقدرتها- حل نخواهد شد...

مشکله بزرگ ما مسلمین این است که مع الأسف باید بگویم رشدمان کم است؛ رشد سیاسیمان کم است. ما باز گمان می‏کنیم که با سرنیزه و با فشار و با سازمان امنیت و با ارتش می‏شود که یک ملتی را اصلاح کرد و یک مملکتی را استقلالش را به دست آورد. ما باز این طور فکر می‏کنیم. دولتهای ما باز فکر این هستند که ملت خودشان را به هر طوری که هست سرکوب کنند. این مشکل کِی باید رفع بشود؟ و این دولتها کِی به خود بیایند که با ملتهای خودشان [دوست باشند]...

مشکل دوم هم، که مثل همین مشکل است، مشکل دولتهاست با هم. چرا باید دولتهای اسلامی با هم این طور باشند که هر کدام به طرف دیگر بِکشند؟ چرا باید یک کشورهایی که دارای همه چیز هستند و دارای همه جور قدرت هستند، اسرائیل با آن عده کم بیاید و به آنها این طور حکمفرمایی کند؟ چرا باید این طور باشد؟ جز این است که ملتها از هم جدا، و از دولتها جدا و دولتها از هم جدا، و یک میلیارد جمعیت مسلمین با همه تجهیزاتی که دارند نشسته‏اند و اسرائیل آن جنایات را به لبنان می‏کند و...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 414 ـ 419)

 

ـ پیام به ملت ایران؛ شهادت آقای سید محمدعلی قاضی طباطبایی (1358)

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏

با کمال تأسف ضایعه ناگوار شهادت عالِم مجاهد، حجت الاسلام و المسلمین، آقای حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی- رحمة اللَّه علیه- را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام مجاهد و مردم غیور مجاهد آذربایجان و خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض، و از خداوند متعال صبر انقلابی برای مجاهدین راه حق و اسلام خواستارم.

ملت عزیز برومند ایران و آذربایجانیان غیرتمند عزیز باید در این مصیبتهای بزرگ، که نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خودباختگی آنان است، هر چه بیشتر مصمم، و در راه هدف اعلای اسلام و قرآن مجید بر مجاهدات خود افزوده و از پای ننشینید، تا احقاق حق مستضعفین را از جباران زمان بنمایند.

عزیزان من، در انقلابی که ابرقدرتها را به عقب رانده و راه چپاولگری آنان را از کشور بزرگ بسته است این ضایعات و ضایعات بالاتر، اجتناب ناپذیر است.

ما باید از کنار این وقایع با تصمیم و عزم و خونسردی بگذریم؛ و به راه خود- که راه جهاد فی سبیل اللَّه است- ادامه دهیم.

شهادت در راه خداوند زندگی افتخارآمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملتهاست. ملتهای مسلمان باید از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف مقدسه اسلام بزرگ الگو بگیرند؛ و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند، و به پیش به سوی آزادگی و زندگی انسانی بروند. از خداوند متعال عظمت اسلام و مسلمین و رحمت و مغفرت برای شهدای راه حق و شهیدِ سعید طباطبایی خواستارم. (صحیفه امام، ج‏10، ص: 420 ـ 421)

 

ـ سخنرانی در جمع دانش‏آموزان مدارس تهران؛ مشکلات انقلاب (1358)

«انقلابی که در ایران واقع شده است مع الأسف اکثر مردم نمی‏دانند چه شده است. نمی‏دانند مقابله کی با کی بوده است. اطلاع ندارند که این انقلاب بی‏نظیر است. یک جمعیت سی و چند میلیونی با دست خالی، بدون ابزار جنگ، بدون اینکه نظامیگری داشته باشند، اینها برای خاطر توجهشان به اسلام، توجهشان به دیانت، حرکت کردند و نهضت کردند و چه کردند. تمام قدرتها، تقریباً تمام قدرتهای بزرگ و کوچک، همه مخالف بودند...

شما اینها را کم حساب می‏کنید. شما نمی‏دانید که...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 422 ـ 432)

 

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان؛ استقلال فرهنگی و اقتصادی (1358)

«اگر در فرهنگ، ما وابستگی داشته باشیم، در اساس مسائل وابستگی پیدا می‏کنیم...

شما این را بدانید که غرب و شرق به ما، بلکه به غرب و شرقِ آن بالاها و به این شرقی که ما در آن زندگی می‏کنیم، به ممالک اسلامی، اینها هیچ ابداً یک منفعت صحیحی نمی‏دهند. هر چه به ما بدهند چیزهایی است که یا به درد خودشان دیگر نمی‏خورد و به ما می‏دهند؛ و یا اینکه بصورتْ یک چیزی را می‏دهند که به درد ما نخورد...

باید دانشگاه جدّیت کند به اینکه افرادی را همچو بار بیاورد، همچو تربیت و تعلیم بکند، که احتیاج را از خارج سلب بکنند اینها...

شما خودتان مفاخر داشتید، خودتان فرهنگ دارید، خودتان همه چیز دارید. و به آنها حالی کنید که باید خودتان هر کاری را بکنید. ما اگر خودمان یک امر ناقص هم داشته باشیم، بهتر از این است که [پیش‏] دشمنمان دست دراز کنیم و یک امر کامل از آنها بگیریم...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 433 ـ 439)

 

ـ سخنرانی در جمع زندانیان سیاسی در رژیم پهلوی؛ تلاش برای خودکفایی (1358)

«این شهادتها اراده‏های شما را باید مصمَّم تر کند. شما در یک راهی قدم برمی‏دارید که در این راه، شهادتهای بسیار از مردان بزرگ واقع شده. راه اسلام است. برای اسلام قیام کردید و برای حق قیام کردید، و کسی که برای حق قیام کند، برای اسلام قیام کند، همه چیز باید پیش او سهل و آسان باشد. شهادت یک هدیه‏ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند. و دنبال هر شهادتی باید تصمیمها قوی تر بشود...

این نحو کشتن که به طور ناگهانی و دزدکی می‏کشند، این دلیل بر شکست آنهاست...

کسانی که برای خدا کار می‏کنند هیچ وقت باخت در آن نیست. آنهایی که برای دنیا کار می‏کنند باخت دارند که اگر نرسیدند خوب، باختند و عمرشان را هم هدر دادند...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 440 ـ 445)

 

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان عربستانی مقیم ایران؛ بازیابی عظمت مسلمین (1358)

«انبیا آمدند که انسان بسازند. انسان یک موجودی است در ابتدا مثل سایر حیوانات است. اگر رشد بکند، یک موجود روحانی می‏شود که بالاتر از ملائکة اللَّه می‏شود. و اگر طرف فساد برود، یک موجودی است که از همه حیوانات پست تر است...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 446 ـ 449)



[1] - آقای عبد العلی قرهی، از اعضای دفتر امام در نجف و قم.

[2] - نوفل لوشاتو.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)