کد مطلب: 4082 | تاریخ مطلب: 07/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

هفتم آبان

هفتم آبان

ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی فلسفی؛ اعتراض به انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

ـ نامه تشکر به علمای شهرستان خوانسار؛ ورود به نجف (1344)

ـ نامه تشکر به آقای سید مهدی یثربی؛ ورود به نجف (1344)

ـ نامه به آقای عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی؛ چگونگی تأمین هزینه تعمیر مسجد (1353)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی درباره چگونگی ارسال نامه‏ها (1354)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره استقلال و آزادی (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره غیر قانونی بودن رژیم پهلوی (1357)

ـ پاسخ استفتاء بانوان در مورد حق طلاق برای زنان در صورت اشتراط (1358)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان مدرسه عالی مفیدی؛ غرب‏زدگی (1358)

امروز با امام: هفتم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی فلسفی؛ اعتراض به انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

«خدمت ذی شرافت جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمین آقای فلسفی، خطیب شهیر اسلامی- دامت افاضاته‏

به عرض عالی می‏رساند، ان شاء اللَّه مزاج محترم قرین سلامت و سعادت است. از مساعی جمیله جنابعالی در نشر حقایق و احکام اسلام و ابطال باطل و ردع‏[1] منحرفین از مقاصد پلید و نیات فاسد، علمای اعلام و علاقه‏مندان به اسلام و استقلال مملکت جعفری متشکرند. امید است خداوند این زبان گویای اسلام را از شرّ اشرار حفظ فرماید. یقین داشته باشید که خدای تبارک و تعالی با ما است و هیچ قوه‏ای نمی‏تواند با خواست خداوند متعال و حضرت ولی امر- عجل اللَّه تعالی فرجه- که خواست ملت اسلام، تبع آن است مبارزه کند و به خواست خداوند تعالی نصرت با اسلام و مسلمین است. إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ‏.[2] امید است که جنابعالی و سایر وعاظ محترم که زبان قرآن و ملت هستند در این قضیه دینی، دیْن خود را به وجه احسن ادا فرمایند و موجب رضای خداوند تعالی و نبی اسلام- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- و ائمه هدی- علیهم صلوات اللَّه- را فراهم فرمایند.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 84)

 

ـ نامه تشکر به علمای شهرستان خوانسار؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت ذی شرافت حضرات علمای اعلام و حجج اسلام خوانسار- دامت برکاتهم‏[3]

به عرض می‏رساند، تلگراف تبریک تشرف این جانب به اعتاب مقدسه موجب تشکر گردید و چون اطلاع حاصل شد که تلگرافات حقیر را نمی‏رسانند مبادرت به جواب کتبی شد. از خدای تعالی ادامه توفیقات علمای اعلام- دامت برکاتهم- را در اعلای کلمه طیبه اسلام خواستار و ملتمس دعا هستم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 4)

 

ـ نامه تشکر به آقای سید مهدی یثربی؛ ورود به نجف (1344)

«خدمت ذی شرافت جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید مهدی یثربی- دامت برکاته‏

به عرض می‏رساند، تلگراف تبریک تشرف این جانب به اعتاب مقدسه موجب تشکر گردید؛ و چون اطلاع حاصل شد که تلگرافات حقیر را نمی‏رسانند، مبادرت به جواب کتبی شد. از خدای تعالی دوام توفیقات آن جناب را در اعلای کلمه طیبه اسلام خواستار و ملتمس دعا هستم...

اگر آقایان علمای اعلام یا اهالی تلگرافی نموده‏اند به حقیر نرسیده است.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 5)

 

ـ نامه به آقای عطاءاللَّه اشرفی اصفهانی؛ چگونگی تأمین هزینه تعمیر مسجد (1353)

«خدمت جناب مستطاب عماد العلماء الاعلام و حجت الاسلام آقای حاج آقا عطاء اللَّه- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، سلامت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. راجع به اجازه در حِسبیّات و اخذ حقوق دولتی و غیرهما جنابعالی مجاز هستید به آنها که اعمالشان مباح است اجازه بدهید. راجع به مساجد حتی ...[4] اجازه ندهید. اگر مواردی بود که لازم دانستید بیش از ثلث اجازه بدهید. با قیودی از قبیل آنکه از سایر وجوه میسور نباشد و مسجد لازم باشد و تعمیر آن ضروری باشد. با آقای خسروشاهی ان شاءاللَّه صحبت می‏کنم.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 52)

 غیر قانونی بودن

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی درباره چگونگی ارسال نامه‏ها (1354)

«احمد عزیزم‏

ان شاءاللَّه تعالی موفق و مؤید باشید. ماها بحمداللَّه تعالی سلامت نسبی هستیم. از خداوند تعالی سلامت و سعادت شماها را خواهانم. از سلامت خودتان مطلعم کنید. به همان نحو سابق‏[5] اگر بتوانید عمل کنید و الّا راه دیگر؛ و بهتر کویت است تا نماز و روزه‏[6] مردم معطل نماند. و السلام. پدرت‏.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 118)

 

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره استقلال و آزادی (1357)

«حرف ما همیشه یک مطلب بوده است. از اولی که این نهضت اسلامی، قریب پانزده سال یا بیشتر از پانزده سال هست که ظهور پیدا کرد تا حالا، البته مراحلی بر آن گذشته است و گاهی وقتها تند می‏رفته، گاهی وقتها کُند می‏رفته است تا حالا که بحمداللَّه به اوج خودش رسیده است، حرف [ما] از اول، آن چیزی که ما از اول صحبتش را داریم و دنبالش را گرفته‏ایم، این است که ما برای ملت ایران دوتا مطلب می‏خواهیم، و این دوتا مطلب هم، دوتا مطلب مشروعی است که همه جوامع بشری که منحرف نشده‏اند از انسانیت، قبول دارند: یکی اینکه یک ملت سی میلیونی، سی و پنج میلیونی، در اختناق است. پنجاه سال این ملت سی میلیونی در حال اختناق و در حال گرفتاری از همه جهات [است‏]؛ نه مطبوعاتشان آزاد است، نه رادیوشان یک رادیوی ملی است که دست مردم باشد اداره‏اش، و نه خطابه‏های خطیبهای ما، نطقهای گویندگان ما آزاد است. همه اینها در تحت زور پلیس و فشار پلیس دارد اداره می‏شود، و این ملت سی میلیونی که پنجاه سال است از حق مشروع خودش محروم بوده است، حالا قیام کرده است و این حق را طلب می‏کند، می‏گوید «ما می‏خواهیم آزاد باشیم»؛ این یک مطلبی است که همه جوامع بشر قبول دارند که یک مطلب صحیح است؛ یک مطلب نامشروعی نمی‏گویند.

مطلب دوم، استقلال‏

مطلب دوم ملت ایران که ما داریم عرض می‏کنیم، این است که ما می‏خواهیم مستقل باشیم...

می‏گویند که خوب، اسلام هم که دیکتاتوری است! دیروز یک شخصی اینجا می‏گفت که می‏گویند- مثل اینکه خودش می‏خواست بگوید رویش نمی‏آمد- که خوب، آن دیکتاتوری را ما دست برداریم، گرفتار دیکتاتوری اسلامی می‏شویم! گفتم به او: خوب، شما تا کنون چه حکومت اسلامی را دیدید که فهمیدید دیکتاتوری است؟ حالا من بعض قصه‏هایی که در نظرم است می‏گویم که این آقایانی که خیال می‏کنند که اسلام یک رژیم دیکتاتوری است، تا چه اندازه بی‏اطلاعند...

‏ما می‏گوییم یک مملکتی که در آن مراکز فساد بیشتر از کتابخانه است، این مملکت نمی‏تواند مملکت باشد برای ما. یک مملکتی که اجزایش صف می‏کشند که خونشان را بدهند پول بگیرند! خونش را بیچاره دارد می‏دهد! صف می‏کشند. می‏گویند در آن جاهایی که خون می‏خواهند، صف می‏کشند خونهایشان را می‏دهند، چند شاهی می‏گیرند، چند تومان می‏گیرند؛ برای اینکه معاش کنند، امرار معاش کنند! ما می‏گوییم این بساط نباید باشد. مراکز فحشا نباید باشد. این چپاولها باید نباشد. ما می‏گوییم یک دسته توی آن زاغه‏ها نروند بخوابند، یک دسته ویلای چند صد میلیونی در خارج و در داخل داشته باشند. علمای اسلام اینها را می‏گویند. می‏گویند باید اسلام، باید عدل باشد، باید عدالت اسلامی باشد، باید تعدیل بشود این سرمایه‏ها؛ باید به احکام اسلام عمل بشود. تعدیل کنیم این سرمایه‏ها را؛ این چپاولها بکلی از بین باید برود.

حکومت اسلامی یک نظام عادلانه است؛ یک نظام بهتر از این نظام حال. این برای اینکه منهای دزدیها، منهای چپاولها، منهای غلطرویها، منهای زورگوییها [است‏]. زورگویی نباید باشد؛ چپاول نباید باشد؛ مال ملت را نباید ببرند و بخورند؛ باید مردم همه در رفاه باشند؛ باید فقرا را برایشان فکر کرد؛ باید این زاغه‏نشینهای بیچاره‏ای که هیچ ندارند، هیچ ندارند، باید برای اینها فکر کرد؛ نه همه برای آن بالا و آن اشراف، برای اشراف؛ هم حکومتها برای اشراف کار می‏کنند. نه، حکومت مال همه است، برای همه باید کار بکنند. برای ضعفا باید بیشتر کار بکنند تا اینها را برسانند به آن حدها. این تبلیغات اینها را گوش نکنید.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 194 ـ 202)

 

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره غیر قانونی بودن رژیم پهلوی (1357)

«اگر ملتی همگی قیام کردند و همه چیزشان را دارند می‏دهند؛ برای اینکه آزادی و استقلال خودشان را به دست بیاورند، نمی‏شود این را با سرنیزه و حکومت نظامی و دولت نظامی، این آتش را خواباند. این جزء اشتباهاتی است که اینها می‏کنند...

مردم ایستاده‏اند و حق خودشان را می‏خواهند. یک چیزی نمی‏خواهند که غیر مشروع باشد؛ مردم حق مشروع خودشان را می‏خواهند؛ مردم می‏گویند که ما پنجاه سال با اختناق زندگی کردیم و خسته شدیم؛ پنجاه سال است! بیشتر از پنجاه سال است این جوانهای چهل- پنجاه ساله ما، چهل ساله ما، چشم که باز کردند در حال اختناق بودند...

ما همه اطلاع داریم که اصلًا روی قوانین نیست سلطنت پهلوی. و سلسله پهلوی، اوّلی که رضا شاه آمد به ایران و کودتا کرد، اولش به شکل یک صاحب منصب بود و بعد وزیر جنگ شد و بعدش حکومت موقت شد و با سرنیزه تمام اینها شد. ملت ایران، ابتداءً ملتفت نبودند که این چه آدمی است، صحبتی نمی‏کردند، لکن بعد کم کم آن روی واقعیش را نشان داد که یک آدمی است که از هیچ چیز نمی‏گذرد...

همه حرف ملت ما این است که این آدم، یک آدمی است که خیانت [کرده‏]، بر فرض اینکه یک سلطنت قانونی، فرض کنید، فرض کنید که خیر، سلطنت قانونی و به قانونِ صحیح هم- که همه‏اش باطل است، لکن ما حالا فرض می‏کنیم- یک نفر آدمی که سلطنت قانونی داشته باشد به حَسَب قانون اساسی، اگر به ملتی خیانت کرد، اگر تخلف از قوانین اساسی کرد این عزل است، این دیگر سلطان نیست...

با یک ملت نمی‏شود بازی کرد. شما نترسید از اینکه کارتر از آن طرف می‏گوید «ما پشتیبانی می‏کنیم» و وزیر خارجه انگلستان از آن طرف می‏گوید که «ما پشتیبانی می‏کنیم» و نمی‏دانم کرملین از آن طرف می‏گوید «پشتیبانی می‏کنیم»؛ اینها همه حرف است که می‏زنند. هیچ از این معنا نترسید. یک ملت- هر چه هم که ضعیف باشد- وقتی همه گفتند نه، این «نه» است، نمی‏شود «آره» بشود...» ‏ (صحیفه امام، ج‏4، ص: 203 ـ 212)

 

ـ پاسخ استفتاء بانوان در مورد حق طلاق برای زنان در صورت اشتراط (1358)

سؤال‏کننده: بانوان‏

[بسمه تعالی. حضور محترم آیت اللَّه العظمی، امام خمینی- دامت برکاته‏

مسئله اختیار طلاق به دست مرد، موجب ناراحتی و تشویش خاطر گروهی از زنان مبارز ایران شده است؛ و گمان می‏کنند که دیگر به هیچ وجه حق طلاق ندارند. و از این موضوع افرادی سوء استفاده کرده و می‏کنند. نظر حضرت عالی راجع به این مسأله چیست؟].

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

برای زنان، شارع مقدس راه سهلی معین فرموده که خودشان زمام طلاق را به دست بگیرند، به این معنا که در ضمن عقد نکاح اگر شرط کنند که وکیل باشند در طلاق، یا بطور مطلق یا به طور مشروط، یعنی اگر مرد بدرفتاری کرد یا مثلًا زن گرفت، زن وکیل باشد که خود را طلاق دهد، در این صورت هیچ اشکالی برای خانمها پیش نمی‏آید، و می‏توانند خود را طلاق دهند.

از خداوند تعالی توفیق بانوان را خواستارم. امید است تحت تأثیر مخالفین اسلام و انقلاب اسلامی واقع نشوند، که اسلام برای همه است و برای همه نافع است.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 387)

 

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان مدرسه عالی مفیدی؛ غرب‏زدگی (1358)

«باید ما، نه ما تنها، شرق باید، شرق که خودش را که گم کرده پیدا کند. اینها با تبلیغات خودشان ما را همچو به غرب برگرداندند و غربزده کردند که همه چیز خودمان، همه مفاخر خودمان، یادمان رفت، برای خودمان دیگر چیزی قائل نیستیم... شرق همه چیز دارد. فرهنگش از فرهنگ غرب بهتر است، فرهنگ غرب از شرق رفته است، همه چیزش از غرب بهتر است، فقط تُهیش کردند از خودش. فقط تبلیغات دامنه‏داری که به وسیله نوکرهای اینها- که الآن هم موجودند در مملکت ما، الآن هم با صورتهای مختلف در مملکت ما موجودند، و مع الأسف اشخاصی دامن‏می‏زنند به اینکه اینها را بزرگ کنند ما را از خودمان تهی کردند به طوری که ما خیال می‏کنیم هر چیز که هست از آنجاست...

باید خودمان را پیدا کنیم. شرق باید درِ غرب را ببندد؛ در غرب را به روی خودش ببندد. تا غرب راه به اینجا دارد، شما به استقلال خودتان نمی‏رسید. و تا این غربزده‏هایی که در همه جا موجودند از این مملکت نروند یا اصلاح نشوند، شما به استقلال نخواهید رسید. اینها نمی‏گذارند، ما باید خودمان را پیدا کنیم تا بتوانیم سرِ پای خودمان بایستیم و بفهمیم ما هم موجودی هستیم...

تکلیف ما چیست؟ تکلیف هر یک از ما و هر یک از افراد ملت این است که آن کاری را که می‏کند خوب انجام بدهد...

تکلیف ما این است که اولًا هر کاری که محوَّل به ماست خوب انجام بدهیم. محصِّلید، خوب تحصیل کنید. معلِّمید، خوب تعلیم کنید. استادید، خوب استادی کنید. کارگرید، خوب کار بکن. کشاورزید، خوب کشاورزی بکن. ملایی، خوب ملایی بکن. هر چی هستی، همان کاری که به تو محوَّل است او را خوب انجام بده...

ننشینید دیگران برای شما کار کنند. خودتان کار کنید. ملت خودش کار بکند. هم خودش عملی را که می‏خواهد انجام بدهد خوب انجام بدهد؛ هم به رفیقش بگوید خوب انجام بده؛ هم به جامعه‏...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 388 ـ 394)



[1] - بازداشتن و طرد و منع کردن.

[2] - بخشی از آیه 7 سوره محمد:« اگر خدا را یاری کنید خداوند شما را یاری رساند و گامهایتان را استوار گرداند».

[3] - روی پاکت نامه چنین مرقوم شده است:« ایران- خونسار، خدمت حضرت مستطاب حجت الاسلام آقای سید محمد علی ابن الرضا- دامت برکاته».

[4] - بدرستی خوانده نشد؛ احتمالًا« به دوستان».

[5] - من( احمد خمینی) از طریق اروپا فرد گمنامی را انتخاب کردم تا نامه‏های پستی خود را به وسیله او برای امام ارسال دارم. امام این طریق را- بر طریق کویت که آن هم گمنام بود- ترجیح دادند.

[6] - قضیه نماز و روزه، پوشش است.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)