کد مطلب: 4079 | تاریخ مطلب: 06/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

ششم آبان

ششم آبان

ـ سخنرانی در جمع بازاریان تهران؛ لزوم لغو لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره ویژگی ‎های حکومت اسلامی (1357)

ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ آفت بی‏توجهی به معنویات در تداوم راه (1357)

ـ پیام به اهالی شهرستان اقلید؛ همکاری با نمایندگان اعزامی (1358)

ـ سخنرانی در جمع مسئولان جهاد سازندگی قم؛ رفع وابستگی- توطئه امریکا (1358)

ـ سخنرانی در جمع نمایندگان دانش‏آموزان و جهادسازندگی؛ آرامش در اصلاح امور (1358)

امروز با امام: ششم آبان

 تدوین: محمد رجائی نژاد

ـ سخنرانی در جمع بازاریان تهران؛ لزوم لغو لایحه انجمن‏های ایالتی و ولایتی (1341)

«... آیا من از شما تشکر بکنم، یا شما از من تشکر بکنید؟ هیچ کدام از یکدیگر تمنای تشکر نداریم؛ بلکه وظیفه دینی همه ماست که بگوییم و بخواهیم که قانون شرکت نسوان در انتخابات‏[1]، انجام نشود. و اگر این قانون عملی بشود، دنبالش چیزهای دیگری است، و خواسته اکثریت مردم، شرط است؛ اکثر مردم این مملکت از این امر بیزارند. و شما فعلًا تعطیل عمومی نکنید. خدا نیاورد آن روز را که تعطیل عمومی بشود! و باز هم دعا می‏کنم که از این عمل به طور آرام جلوگیری شود. خدا نیاورد آن روزی را که علما بگویند تعطیل بکنید! اسد اللَّه عَلم‏[2] در این مملکت چه می‏خواهد بکند؟! این کار بازخواست و محاکمه‏های بعدی دارد. به طوری که شنیدم، از امینی‏[3] این موضوع را خواسته بودند؛ ایشان قبول نکرد و به کنار رفت. به حساب ارسنجانی‏[4] هم روزی خواهند رسید. اگر تمام دنیا- یکطرفه- بگویند: باید بشود! من یکی می‏گویم: نباید بشود. نه وظیفه من تنهاست، بلکه وظیفه شاهنشاه و همه افراد این مملکت است که بگویند این کار صلاح نیست ...

[خطاب به حجت الاسلام انصاری، واعظ شهیر قم:]

شنیده‏ام دو شب است زبان تو[5] را بسته‏اند. چه می‏شود که اگر دستبند به دست من و شما بزنند و به گوشه زندان بیندازند؟ مگر ما از حسین بن علی و امام سجاد بالاتر هستیم؟ در تمام نقاط این کشور، این جریان، رویش بحث است و مردم تنفر خودشان را از این امر چه به شاهنشاه و چه به دولت، نوشته‏اند

قانون این کشور قانون امام جعفر صادق (ع) است‏

این کشور، قانون اسمی‏اش قانون امام جعفر صادق است و باید تا موقع ظهور امام زمان، این قانون‏[6] باقی بماند. از کلیه علما بخواهید تا آنها بخواهند. فرستاده آقای بهبهانی‏[7] نزد من آمد و گفت: من تا آخرین نفس برای این موضوع اقدام می‏کنم. دولت باید بنویسد در روزنامه‏های رسمی که این عمل نقض شد و علناً به مردم اعلام کند. شنیده‏ام آقای فرماندار گفته است: دولت کار دارد. چه کاری از این کار واجبتر است که رضایت بیست میلیون جمعیت را فراهم کنند؟ چون از ده میلیون نفر جمعیت زن ایران، فقط یکصد نفر زن هر جایی مایل هستند که این کار بشود. سازمانهای اداری بایستی به دولت بگویند؛ و «انصاری» زبان گویای مردم قم است و تنها نیست؛ و همه جمعیت پشت سر او هستند، و حتماً امشب بایستی به منبر بروی و جریان را کاملًا شرح دهی که مردم بیدار شوند...» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 82)

 ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج درباره ویژگی‌‎های حکومت اسلامی (1357)

«در میان همه موجوداتی که در این طبیعت موجود هستند، انسان اختصاصاتی دارد که سایر موجودات ندارند. یک مرتبه باطن، یک مرتبه عقلیت، یک مرتبه بالاتر از مرتبه عقل، در انسان بقوه هست. از اول در سرشت انسان هست که این انسان از عالم طبیعت سیر بکند تا برسد به آنجایی که وَهْم ماها نمی‏تواند برسد و همه اینها محتاج به تربیت است... انبیا آمدند تا این انسان را به آن مراتبی که کسان دیگر، علمای طبیعت، نمی‏توانند این مراتب را اطلاع پیدا کنند و تربیت کنند انسان را، آن مراتب را تربیت بدهد و نمو و ارتقا بدهد...

ما یک مراتب بالاتری داریم که باید شماها به آن توجه کنید. این عباداتی که انبیا آورده‏اند و شما را به آن دعوت کردند؛ مثل نماز، مثل روزه، مثل حج، این طور چیزها، اینها یک اموری هستند که، نسخه‏هایی هستند از طبیبهای واقعی که آمدند شما را برسانند به یک مرتبه‏های کمالی که همان طوری که از طبیعت استفاده می‏کنید؛ مادامی که در طبیعت هستید، وقتی که نفوس شما از این طبیعت بیرون رفت و نَفْس عاقله شما در یک عالَم دیگر رفت؛ آنجا هم با یک تربیت صحیح رفته باشد و یک زندگانی کاملًا سعادتمند شما داشته باشید...

خدای تبارک و تعالی هیچ احتیاجی به اعمال ما و به خود ما ندارد؛ انبیا هم احتیاج به من و شما و به اعمال ما ندارند...

هی می‏پرسند اسلام چیست، اسلام چیست؟ اسلام یک چیزی نیست که بخواهد همه چیز را به هم بزند. اسلام تمام نظام طبیعت را حفظ می‏کند، فسادهایش را یکی یکی بیرون می‏کند. حکومت باشد؛ اما حکومت چپاولگر نباشد، حکومت خائن نباشد؛ نه اینکه می‏خواهد حکومت را به هم بزند. خوب، آنها [پیامبران و امامان] خودشان حکومت داشتند. سلطنت به معنای حکومت، نه به این معنای خلافکاری و اینها، به معنای حکومت اسلامی هست؛ حاکم اسلامی هست، نظام اسلامی هست، لکن این چپاولها، این دزدیها و این خیانتها نیست، منهای اینهاست...

ما که حکومت اسلامی می‏گوییم [یعنی‏] این هرج و مرج نباید باشد، به ما می‏گویند که شما حکومت اسلامی می‏خواهید بکنید، می‏خواهید که اصلًا چرخ این مملکت را بخوابانید! این غلط است می‏گویند، اینها تبلیغات باطل است. ما چرخها را به راه می‏خواهیم بیندازیم...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 178 ـ 182)

 ـ سخنرانی در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ آفت بی‏توجهی به معنویات در تداوم راه (1357)

«اگر انسان مثل سایر حیوانات تا همان حدی که حیوانات رشد می‏کردند بود، انبیا لازم نبود؛ انبیا می‏خواستیم چه کنیم؛ انسان می‏آید اینجا مثل حیوانات زندگی می‏کند و مثل حیوانات می‏خورد و مثل حیوانات می‏خوابد تا می‏میرد. اینکه احتیاج به انبیا ما داریم برای این که انسان مثل حیوانات نیست که یک حد حیوانی داشته باشد و تمام بشود. انسان یک حد ما فوق حیوانی و یک مراتب ما فوق حیوانی، ما فوق عقل [دارد] تا برسد به مقامی که نمی‏توانیم از آن تعبیر کنیم؛ و [از] آن آخرْ مقام مثلًا تعبیر می‏کنند [به‏] «فنا»، تعبیر می‏کنند «کالألُوهِیه»؛ یک تعبیرات مختلفی [می‏کنند] چون که تربیت انسان به همه ابعادش، هم تربیت جسمی و هم روحی و هم عقلی و هم ما فوق آن...

نیاز بشر به ادیان الهی برای رسیدن به مراتب کمال وجودی خویش‏

انسان اگر به همین حد طبیعت بود و بیشتر از این چیزی نبود، دیگر احتیاج به اینکه یک چیزی از عالَم غیب برای انسان فرستاده بشود تا انسان را تربیت بکند، تربیت آن ورق را بکند [نداشت‏]؛ چون آن ورق نبود، احتیاج هم نبود، لکن چون انسانْ مجرد از این عالم طبیعتْ یک حقیقتی است، همین خودِ خصوصیاتی که در طبیعت هست دال بر این است که یک ماورایی، یک ماورایی از این برای این طبیعت هست...

اسلام مثل رهبانیت مسیح نیست؛ البته مذهب مسیح هم حالا نسخش کردند و الّا مذهب مسیح هم این نبوده است که همه‏اش روحانیت [باشد] و [امور مادی‏] نباشد، مثل مذهب موسی‏[8] نیست که فقط مربوط به [طبیعت باشد]، عنایتش به طبیعت بیشتر باشد؛ و البته حضرت موسی- علیه السلام- که از انبیای معظم و از انبیای اولی العزم است، کامل بوده است [شریعتش‏]، به اندازه‏ای که محتاج بوده است بشر، لکن از بین رفته است...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 183 ـ 193)

 ـ پیام به اهالی شهرستان اقلید؛ همکاری با نمایندگان اعزامی (1358)

«اهالی محترم شهرستان اقلید- ایّدهم اللَّه تعالی‏

پیرو درخواستی که در مورد اعزام آقایان اهل علم جهت رسیدگی به وضع منطقه نموده بودید، قرار شد جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمین آقای صفدری و ثقة الاسلام و المسلمین آقای آقا شیخ علی‌اکبر آشتیانی بدانجا بیایند و از نزدیک اوضاع را بررسی نموده و در رفع مشکلات مذهبی و اجتماعی محل اقدام کنند. امید است اهالی محترم نیز فرصت را مغتنم شمرده، از همکاریهای لازمه با آقایان محترم دریغ ننموده و در اصلاح کارها و آرامش منطقه و اتحاد کلمه سعی کافی را مبذول دارند. از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 371)

 ـ سخنرانی در جمع مسئولان جهاد سازندگی قم؛ رفع وابستگی- توطئه امریکا (1358)

«ما باید وابستگیمان را از اجانب و غرب و شرق قطع کنیم. اگر ما بخواهیم که مملکتمان یک مملکت مستقلِ آزادِ مال خودمان باشد، باید در این اموری که مربوط به اقتصاد است، مربوط به فرهنگ است، مربوط به امور دیگرِ کشور است، خودمان فعالیت کنیم، و ننشینیم دیگران انجام بدهند. دولت هم مثل خود شما یکی از افراد این مملکت است. آن هم به اندازه قدرتش باید همراهی کند...

این تحولی که الآن در ملت پیدا شده است- که یک نمونه‏اش شما جوانهای عزیز من هستید که مشغول این طور فعالیتها هستید، زنها مشغول فعالیت هستند، مردها مشغول فعالیت هستند، جوانها همه مشغول فعالیت هستند- این تحول دیگر طوری است که پشتوانه این کشور است...

من میل دارم که این همه این روشنفکرهای باصطلاح و همه این دانشگاه و رؤسای دانشگاه و معلمین دانشگاه و اساتید دانشگاه و همه این قشرها، من میل دارم که اینها همه به فکر این مملکت باشند...

ما اگر رشد سیاسی داشته باشیم، حالا یک کشوری که از خودمان شده و می‏توانیم در این کشور زندگی صحیح بکنیم، زندگی انسانی بکنیم، زندگی آزاد و مستقل بکنیم، نباید همه گروه گروه بشویم، که در ظرف مثلًا چند ماه، دویست گروه با اسماء مختلف و با حرفهای مختلف؛ و باز همان مسائلی که در صدر مشروطیت برای شکستن آن قدرتهایی که آن وقت مجتمع شده بودند، باز حالا دوباره مشغول شدند، و...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 372 ـ 378)

 ـ سخنرانی در جمع نمایندگان دانش‏آموزان و جهادسازندگی؛ آرامش در اصلاح امور (1358)

«... خیلی انقلابها را اگر ملاحظه کرده باشید، بعد از گذشتن سالهای طولانی، باز هم آرامش در مملکتها نیست. دنبال سرِ بعضی انقلابات، تمام احزاب را از فعالیت بازداشتند؛ تمام روزنامه‏ها را توقیف کردند؛ تمام اجتماعات را منع کردند؛ به اسم اینکه انقلاب است، و انقلاب معنایش این است که هیچ کس حق هیچ نفس کشیدن ندارد.

اما شما ملاحظه کردید که انقلاب ایران، همان روز انقلاب، همه گروهها را فرصت داد؛ همه روزنامه‏ها را اجازه داد؛ همه اجتماعات را اجازه داد فعالیت کردند؛ چند ماه هم فعالیت کردند تا آنکه به ملت ثابت شد که بعضی از جناحها مخالف مسیر ملت هستند و به ضدِّ انقلاب عمل می‏کنند و توطئه‏ها دارند. از آنها بعضیشان جلوگیری شد، و مشغول بررسی هستند...

وقتی یک مجلس شورا با خود ملت، با رأی خود ملت ان شاء اللَّه تحقق پیدا کرد و یک حکومت مستقر و مستمری به وسیله مجلس درست شد، بسیاری از کارها آن وقت اصلاح می‏شود...

یک قدری توجه به اینکه کار باید با تدریج انجام بگیرد، کار باید با یک قدری حوصله، یک قدری صبر، یک قدری توجه به اینکه مشکلات کم نیست، زیاد است [انجام شود] نباید هر قشری هِی فکر کنند که یک مشکلاتی ما داریم، چرا الآن درست نمی‏شود...

باید اگر ما بخواهیم استقلال پیدا کنیم، آزادی پیدا کنیم، مملکت خودمان را خودمان اداره کنیم، باید خودمان را پیدا کنیم، گم کردیم ما خودمان را، باید پیدا بکنیم خودمان را...» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 379)



[1] - به لایحه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی اشاره شده است که بر اساس آن به طور نمایشی به زنان حق رأی و انتخاب شدن داده می‏شد. حضرت امام با آگاهی از اهداف بعدی رژیم شاه، مخالفت خود را با تصویب و اجرای این قانون اعلام کرد.

[2] - نخست وزیر وقت. وی بر تصویب و اجرای لایحه انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی پافشاری می‏کرد.

[3] - علی امینی پیش از اسد اللَّه عَلم، سِمت نخست‏وزیری داشت.

[4] - حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی. او مجری اصلاحات ارضی بود.

[5] - آقای انصاری از وعاظ قم که در آن ایام به دستور ساواک و شهربانی قم ممنوع المنبر شده بود.

[6] - اشاره به اصل« نظارت پنج روحانی طراز اول بر نحوه تصویب قوانین»، پیش‏بینی شده در قانون اساسی مشروطه.

[7] - آقای سید محمد موسوی بهبهانی( فرزند آقای سید عبد اللَّه بهبهانی) از علمای سرشناس تهران.

[8] - در متن بیانات سهواً« مسیح» تلفظ شده است.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

ـ گاهی مسند و ریش و عمامه خطرناک است!

«خیلی مواظب باشید. این مسند خطرناک است. این عمامه خطرناک است. این محاسن خطرناک است. خودتان را از این خطرها نجات بدهید. حفظ کنید خودتان را»
(صحیفه امام، ج‏11، ص: 503)