کد مطلب: 4627 | تاریخ مطلب: 19/10/1400
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

امروز با امام: نوزدهم دی ماه

ـ نامه به آقای محمد کیایی نژاد؛ دستوراتی پیرامون وجوه شرعیه (1351)
ـ پیام به ملت ایران درباره توطئه تعرض به مردم به اتهام ساواکی بودن (1357)
ـ مصاحبه با تلویزیون «بی. بی. سی» درباره آینده ایران و نحوه بازگشت به ایران (1357)
ـ مصاحبه با روزنامه «لوتاکونتینوا» درباره ویژگیهای حکومت اسلامی (1357)
ـ مصاحبه با تلویزیون اسپانیا درباره ایران پس از خروج شاه (1357)
ـ مصاحبه با روزنامه «لوموند» درباره غیر قانونی بودن دولت بختیار (1357)
ـ نامه به آقای عباس علی عمیدزنجانی؛ اعلام وصول وجوه شرعیه (1358)
ـ سخنرانی در جمع کارکنان پالایشگاه تهران و جهاد سازندگی بابل؛ تقدیر از تعاون ملت (1358)
ـ سخنرانی در جمع اهالی ارومیه و قشرهای مختلف مردم؛ اهداف دشمنان (1358)
ـ حکم موافقت با استعفای آقای یوسف صانعی از شورای نگهبان (1361)
ـ سخنرانی در جمع قضات شورای عالی قضایی و دیوان عالی کشور؛ اهمیت امر قضا (1361)

امروز با امام: نوزدهم دی ماه

 

ـ نامه به آقای محمد کیایی نژاد؛ دستوراتی پیرامون وجوه شرعیه (1351)

«بسمه تعالی‏

26 حج 94

خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام آقای حاج شیخ محمد کیایی نژاد- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف از مکه معظمه واصل شد. امید است اعمال شریفه، منظور نظر اولیای عظام و مقبول درگاه حضرت سبحان باشد و پیوسته موفق به ارشاد و هدایت باشید. راجع به رفتن مکه در سالهای آینده، با وصفی که مذکور شده بود، مانع ندارد.

راجع به وجوهی که حضرت حجت الاسلام آقای طالقانی می‏دهند که تقسیم شود، خوب است به خودشان مراجعه کنید و مشورت نمایید؛ هر چه صلاح دیدند عمل کنید. راجع به ایصال وجه به معظمٌ له مانع ندارد و مجازند. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 60)

ـ پیام به ملت ایران درباره توطئه تعرض به مردم به اتهام ساواکی بودن (1357)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

دهم صفر 99

سلام و تحیت به عموم ملت ایران- ایّدهم اللَّه تعالی‏

مطالبی از ایران می‏رسد که از توطئه‏ای خطرناک حکایت می‏کند. گفته می‏شود اعلامیه‏هایی بدون امضا در تهران و شهرستانها منتشر می‏شود و اشخاص بسیاری را به اسم ساواکی و یا عمال شاه تهدید به قتل می‏کنند و خانه‏هایی را با همین بهانه‏ها سوزانده و به زن و فرزندان آنان اهانت نموده و آزار داده‏اند. به طوری که از ایران اطلاع داده‏اند اعمالی بر خلاف اسلام و انصاف بدون رعایت حقوق شرعی انجام می‏گیرد که شاهد بر آن است که دستهای ناپاکی در کار است که با هرج و مرج و ایجاد رعب و وحشت نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خدای نکرده به شکست بکشند. ملت محترم ایران باید بداند که دیانت مقدس اسلام، جان و مال انسانها را محترم شمرده و تجاوز به آن را از محرّمات عظیمه می‏داند؛ و کسانی که دست به این نحو جنایات زده و موجب ارعاب مردم می‏شوند، به نظر می‏رسد از جناحهای منحرفی باشند که می‏خواهند در پناه هرج و مرج، یا شاه را حفظ کنند و یا کشور را با ایجاد کودتای نظامی به تباهی بکشند.

مردم مسلمان ایران، در مبارزات بحق خود، از این روشهای غیر انسانی استفاده نمی‏کنند؛ و موظف شرعی هستند که به اعلامیه‏های مشتمل بر قتل و غارت و اعلامیه‏های بی‏امضا به هیچ وجه ترتیب اثر ندهند، و از اشخاصی که می‏خواهند به خانه‏های مردم تجاوز کنند و آتش‏سوزی نمایند جلوگیری کنند؛ که به نظر می‏رسد توطئه‏ای در دست اجراست که باید از آن جلوگیری کرد.

ملت شریف در تهران و شهرستانها و قصبات به راهپیمایی و تظاهرات و اعتصابات خود ادامه دهند تا این توطئه با رفتن شاه خنثی شود.

بر حضرات علمای اعلام ایران است که مردم را با اطلاعیه‏ها بیدار کنند و آنان را به وظایف شرعیه خود آگاه نمایند مجازات اشخاص جنایتکار و مجرم، بعد از اثبات جنایت، با محاکم صالحه است نه با اشخاص متعارف. از خداوند تعالی قطع دست جنایتکاران را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه. روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 402 ـ 403)

ـ مصاحبه با تلویزیون «بی. بی. سی» درباره آینده ایران و نحوه بازگشت به ایران (1357)

«سؤال: [اگر شاه ایران را ترک گوید، آیا حضرت عالی فکر می‏کنید وقت مناسبی برای بازگشت شما به ایران خواهد بود؟]

جواب: باید مطالعاتی بکنیم. هر وقت مقتضی شد می‏رویم.

[چه نوع حکومت یا دولتی را حضرت آیت اللَّه انتظار دارند که تا پایان سال جاری مسیحی (دسامبر 79) در ایران روی کار آید؟]

- ما امید این را داریم که همین حکومتی را که پیشنهاد کردیم که حکومت «جمهوری اسلامی» است در این سال روی کار آید.

[و این حکومتی خواهد بود که شما شخصاً منصوب خواهید کرد؟]

- ما به حسب آن طوری که تا کنون گفتیم رجوع به آرای مردم می‏کنیم؛ ولی به حسب واقع، مردم با رفراندمی که مکرر کردند این حکومت را قبول کردند.

[دولت بریتانیا هنوز هم به فرستادن سلاحهای خود مثل تانکها، راکتها و دیگر سلاحهای نظامی برای شاه ادامه می‏دهد. از نظر حضرت آیت اللَّه معنای این فرستادن اسلحه چیست؟]

- ما سالهای طولانی است که گرفتار این چیزها هستیم که دولت انگلیس به حکومت جائر ما همراهی می‏کند. از اول دولت انگلیس پدر این شاه را بر ما تحمیل کرد، و بعد هم که او خیانت به آنها کرد او را اخراج کردند. متفقین- که یکی‏شان انگلستان بود- محمد رضا شاه را بر ما تحمیل کردند و تحمیلات دولت انگلستان و ظلمهایی که به ملتهای ضعیف- که یکی از آنها ملت ماست- کرده‏اند، سابقه زیادی دارد و اینکه حالا هم به فرستادن سلاح و پشتیبانی از شاه ادامه می‏دهد، می‏خواهد سلطنت او ادامه پیدا کند و این ادامه جرمها و جنایاتی است که او مرتکب شده و می‏شود. و اینها می‏خواهند دولت شاه را هر چه بیشتر نگه دارند و هر روزی که بر سلطنت باقی بماند روز مصیبت بزرگ ملت ماست.

[گفته شده است که حضرت آیت اللَّه از لیبی و فلسطینی‏ها کمکهایی دریافت می‏کنید و همچنین گفته شده است که بعضی از وابستگان نزدیک به حضرت عالی (کسانی که اینجا به شما کمک می‏کنند) وابسته به حزب سابق توده هستند و یا عقاید کمونیستی دارند؛ آیا این اتهامات درست است؟]

- خیر؛ اینها تبلیغات دار و دسته شاه است. ما از هیچ دولتی استمداد نکردیم و نخواهیم کرد؛ ما به نیروی ملت اتکا داریم و احتیاج به دولتها نداریم. و کسانی که با من ارتباط نزدیک و یا دور دارند از مسلمانهای خالص هستند و به هیچ حزبی وابستگی ندارند. اینها تبلیغاتی است که شاه و دارودسته او می‏کنند، آن هم برای اینکه نهضت ما را آلوده کنند.

[ما امروز شاهد هستیم که یک نهضت جدید اسلامی در بسیاری از ملتهای مسلمان رشد می‏کند، مثل ترکیه و پاکستان؛ و اینها قیامهای اسلامی می‏کنند. به نظر حضرت عالی دلیل این قیامها چیست؟]

- در سالهای طولانی، تبلیغات دامنه‏دار دولتهای شرق و غرب موجب این شد که ملتهای مسْلم از آنان بازی بخورند و گمان کنند که ترقیات این کشورهای ضعیف در گرایش به یکی از این دو ابرقدرت است؛ لکن به هر طرف که تمایل پیدا کردند بعد از مدتی فهمیدند که آنها جز اسیر کردن اینها و بردن خزاین و غارت کردن مخازن آنها کار دیگری نمی‏کنند. در عصر ما، ملت ما یافت که شاه به واسطه پیوندی که با غرب، مخصوصاً با امریکا دارد و همین طور با شرق، تمام مخازن ما را به باد داده است بلکه نیروهای انسانی ما را نیز به هدر داده است؛ و فهمیدند جنایات فوق العاده‏ای که مرتکب می‏شود به واسطه پیوندی است که شاه با ابرقدرتها دارد. از این جهت ملت ما بپاخاست و سایر ممالک، از جمله ممالک اسلامی نیز به این حقیقت تلخ توجه پیدا کردند و با مطالعه تاریخشان درک کردند که تمام گرفتاریهایی که ملتها پیدا کردند از دست این ابرقدرتهاست؛ ناچار از آن ابرقدرتها رویگردان شده‏اند. و اسلام که تمام آرزوهای بشر را به طور شایسته در دسترس آنها خواهد گذاشت و می‏گذارد و قوانین اسلام، چه قوانین اقتصادی و سیاسی و چه قوانین فرهنگی و معنوی آن، قوانین غنی‏ای است که هر کس به آنها توجه پیدا کند ناچار به اسلام گرایش پیدا خواهد کرد. و مسلمین بعد از سالهای طولانی‏ای که در غفلت بودند حالا مقداری رو به بیداری گذاشتند و مقداری توجه به اسلام پیدا کردند و امید این هست که توجه آنها به اسلام بیشتر بشود و اسلام را آن طور که هست بشناسند و در صورت شناخت صحیح، گرایشات آنان به شرق و غرب بکلی منقطع خواهد شد و برای پیاده کردن احکام اسلام جانفشانی خواهند نمود.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 404 ـ 406)

ـ مصاحبه با روزنامه «لوتاکونتینوا» درباره ویژگیهای حکومت اسلامی (1357)

مصاحبه‏کننده: خبرنگار ایتالیایی روزنامه لوتاکونتینوا

سؤال: [در غرب بین طرفداران و پشتیبانان مبارزات مردم ایران در ماههای اخیر سؤالهای زیادی طرح شده است. خیلی از این سؤالها به خاطر کمبود شناخت تاریخ و رشد عقاید گذشته دور و اخیر شماست. برای من هم بیشتر و در نتیجه فعالیت بیشتر در پشتیبانی از انقلاب اسلامی شما، جواب به این سؤالات می‏تواند مفید واقع شود. تصور می‏کنم که آنچه امروز در حیات یک جنبش توده‏ای در ایران اتفاق می‏افتد ریشه‏هایش در یک نوع رنسانس- تجدید حیات- شیعه یافت می‏شود. ممکن است شرح دهید که چه فعالیتها و بحثها و مبارزاتی در سی سال اخیر فعالیت شما را تشکیل داده است؟]

جواب: یکی از خصلتهای ذاتی تشیع، از آغاز تا کنون، مقاومت و قیام در برابر دیکتاتوری و ظلم است که در تمامی تاریخ شیعه به چشم می‏خورد؛ هر چند که اوج این مبارزات در بعضی از مقطعهای زمانی بوده است. در صد سال [اخیر] حوادثی اتفاق افتاده است که هر کدام در جنبش امروز ملت ایران تأثیری داشته است: انقلاب مشروطیت،[1] جنبش تنباکو[2] و ... قابل اهمیت فراوان است. تأسیس حوزه علمی دینی در بیش از نیم قرن اخیر در شهر قم‏[3] و تأثیر این حوزه در داخل و خارج کشور ایران و نیز تلاش روشنفکران مذهبی در داخل مراکز دانشگاهی و قیام سال 41- 42 ملت ایران به رهبری علمای اسلامی که تا امروز ادامه دارد، همه عواملی هستند که اسلام شیعی را در سطح جهان مطرح می‏کند.

- [این فعالیتها و بحثها، این مدرن شدن- انطباق با زمان- شیعه از چه راههایی رشد کرد؟ آیا یک کار محدود به روحانیت شیعه بوده است یا در راههای دیگری هم رشد کرده است؟ و مدارس اسلامی (حوزه‏های علمی) در این رشد چه نقشی داشتند؟]

- اساساً اسلام- که تشیع چیزی جز اسلام اصیل نیست- نه تنها جلو رشد علمی و فکری بشر را نمی‏گیرد بلکه خود زمینه‏های این حرکت را آماده تر می‏کند و به این حرکت جهت انسانی و الهی می‏دهد. و تکامل علمی و فرهنگی بشر بعد از ظهور اسلام، محققین تاریخ را خیره ساخته است. بله، چیزی که باید اضافه کنم این است که فساد اخلاق و انسان مصرفی شدن و تمام تلاش انسان برای لذتجویی بیشتر و تمام ارزشها را با پول سنجیدن مفهومی غیر از مدرنیزه کردن کشور دارد؛ و تشیع با آنها مخالف است نه با مدرنیزه کردن کشور. در مورد کار روحانیت باید بگویم که مطالعه و تحقیق در بحثهای اسلامی و شناختن فقه شیعه، به علت گسترش زمینه‏های آن، به صورت تخصصی درآمده است که قهراً ایجاب می‏کند که همیشه عده‏ای از مردم خود را برای درک و سپس ابلاغ این مسائل آماده کنند. و کسانی که این مسئولیت را به عهده گرفته‏اند روحانیون هستند که بر اساس دریافتهای اسلامی خود همیشه در حرکتهای اجتماعی و مبارزات سیاسی در سطح پیشتاز بوده‏اند.

[ممکن است معنی و مفهوم «حزب اللَّه» را برای ما تشریح کنید؟]

- هر مسلمانی که موازین و اصول اسلام را پذیرفته است و در اعمال و رفتار از انضباط دقیق شیعی برخوردار است یک عضو از اعضای حزب اللَّه است؛ و تمامی دستورات این حزب و خطمشی آن را قرآن و اسلام بیان کرده است. این حزب غیر از حزبهای متداول امروز دنیاست. امروز تمام مردم ایران- در هر سِنی که هستند- از زن و مرد که با شعارهای اسلامی مبارزه می‏کنند جزء حزب اللَّه هستند.

[ممکن است معنی دقیق «امام» را تشریح کنید؟ در معنی کلی آن و در موقعیت خود شما لقب «امام» که در تظاهرات میلیونها ایرانی در ماه محرّم به شما داده شده چیست؟ رابطه امام با حزب اللَّه چیست؟]

- امام به معنی پیشوا و کسی که جمعی را در جهتی هدایت و رهبری می‏کند. و امام بیان‏کننده خط مشی شیعه و حزب اللَّه و رهبریکننده این تشکیلات بزرگ فراگیر است که تمامی وظایف آنان را از قرآن و سنت پیامبر اسلام در زمانهای مختلف و شرایط مختلف اجتهاد و استنباط می‏کند و به آنان ابلاغ می‏نماید.

[حکومت مدرن چگونه می‏تواند در یک جامعه اسلامی وجود داشته باشد؟]

- اسلامی که بیشترین تأکید خود را بر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به آزادی از همه خرافات و اسارت قدرتهای ارتجاعی و ضد انسانی دعوت می‏کند، چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوریهای مفید بشر که حاصل تجربه‏های اوست سازگار نباشد؟!.

[با در نظر گرفتن اینکه هر حکومتی در خود حد اکثر تمرکز قدرت را جمع می‏کند، چگونه حکومت اسلامی می‏تواند وجود داشته باشد و قدرت در آن تمرکز نیابد و رابطه مسلط و زیر سلطه برقرار نشود؟]

- اسلام در رابطه بین دولت و زمامدار و ملت ضوابطی و حدودی معین کرده است و برای هر یک بر دیگری حقوقی تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هر گز چنین رابطه‏ای، یعنی رابطه مسلط و زیر سلطه، به وجود نمی‏آید. اساساً حکومت کردن و زمامداری در اسلام یک تکلیف و وظیفه الهی است که یک فرد در مقام حکومت و زمامداری، گذشته از وظایفی که بر همه مسلمین واجب است، یک سلسله تکالیف سنگین دیگری نیز بر عهده اوست که باید انجام دهد. حکومت و زمامداری در دست فرد یا افراد، وسیله فخر و بزرگی بر دیگران نیست که از این مقام بخواهد به نفع خود حقوق ملتی را پایمال کند. هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیماً در برابر سایرین، زمامدار مسلمین را استیضاح کند و به او انتقاد کند و او باید جواب قانع‏کننده بدهد و در غیر این صورت، اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد- خود به خود- از مقام زمامداری معزول است و ضوابط دیگری وجود دارد که این مشکل را حل می‏کند.

[در جامعه اسلامی چه ارگانیسمهای اجتماعی مردمی باید تصمیم‏گیری سیاسی و برابری بین افراد را تضمین کند و از برقراری روابط مسلط و زیر سلطه ما بین مردم جلوگیری نماید، و همچنین کسانی را که در دستگاه حکومتی تصمیم‏گیری می‏کنند کنترل نماید؟ تجربه تاریخ به ما می‏آموزد که قدرت مردم که توسط پارلمان اعمال می‏شود- حتی اگر پارلمان آزادانه انتخاب شده باشد- خیلی محدود است و رو به کم شدن می‏نهد]

- در دنیای امروز، که گفته می‏شود دنیای صنعت است، رهبران فکری می‏خواهند جامعه بشری را نظیر یک کارخانه بزرگ صنعتی اداره کنند؛ در حالی که جامعه‏ها از انسانها تشکیل شده است که دارای بُعد معنوی و روح عرفانی است. و اسلام در کنار مقررات اجتماعی، اقتصادی و غیره به تربیت انسان بر اساس ایمان به خدا تکیه می‏کند و در هدایت جامعه از این بُعد بیشتر برای هدایت انسان به طرف تعالی و سعادت عمل می‏کند. اگر ایمان به خدا و عمل برای خدا در فعالیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و سایر شئون زندگی بشر وارد شود پیچیده ترین مشکلات امروزی جهان به آسانی حل می‏شود. امروز دنیا، هم در این بن بست گرفتار شده است و هم نمی‏خواهد به نوع هدایت انبیا تسلیم شود. ولی سرانجام چاره‏ای جز تسلیم ندارد.

[از چه راههایی فکر می‏کنید که بشود تمرکز قدرت اقتصادی را از بین برد؛ نه فقط بین فقرا و ثروتمندان بلکه حتی بین تیپهای مختلف فرایند تولیدی (کارگر و کارفرما)؟]

- جامعه بدون خدا و بدون ایمان و عمل برای خدا آن چنان با مشکل رابطه کارگر و کارفرما گرفتار شده است که وقتی هم می‏خواهد این مشکل را حل کند مشکلی بزرگتر ایجاد می‏کند که در حل آن، خود را در بن بست می‏بیند! ولی در جامعه اسلامی که همه چیز بر اساس و معیار اسلام و ایمان سنجیده و عمل می‏شود، هر گز مشکلی پیش نخواهد آمد.

[فکر می‏کنید که بعد از سرنگونی رژیم پهلوی بشود بلافاصله حکومت اسلامی برقرار کرد یا احتیاج به یک حکومت موقت برای رسیدن به حکومت اسلامی باشد؟]

- بدیهی است هر اندازه ملت و حکومت طبق موازین اسلامی و برای خدا عمل کنند تدریجاً نقایص خود را بیشتر برطرف می‏کنند و دائماً در تعالی و ترقی بیشتری قرار خواهند گرفت و در مجموعْ جامعه به ارزشهای خدایی بیشتر نزدیک می‏شوند و این سیر، نهایت ندارد.

- [به عنوان یک مثال مشخص، برای از بین بردن اقتصاد وابسته به نفت شاه و استفاده متفاوت از این ماده اولیه، یک حکومت اسلامی چه اصولی را باید به کار گیرد؟]

- ایران امکانات و ظرفیتهای مختلف و فراوانی برای رشد اقتصادی دارد که اگر نفت هم نباشد بتواند در رشد خود و از بین بردن فقر پیروز شود. از قبیل معادن مختلف که در صنایع اهمیت زیادی دارد و همچنین امکانات کشاورزی و دامداری و مهمتر از همه، وجود استعدادهای سرشار و خلاق انسانی. و نفت را در ضمن اینکه به هر کس که مشتری باشد و با رعایت عدل و انصاف از ما بخرد و پول آن را بدهد می‏فروشیم، سعی هم خواهیم کرد که از خود نفت در صنایع مختلف استفاده کنیم.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 407 ـ 411)

ـ مصاحبه با تلویزیون اسپانیا درباره ایران پس از خروج شاه (1357)

سؤال: [شما عمل امریکا را که خواسته است تا شاه به تعطیلات برود چگونه برآورد می‏کنید؟]

جواب: ناآرامیها وقتی رفع می‏شود که رژیم شاه از بین برود و خارجیها در امور داخلی ما دخالت نکنند.

[چگونه می‏توانید وضع فعلی را که سیاست کلی به بن بست رسیده است، از بن بست درآورید؟ به نظر جنابعالی بن‏بستی که به وجود آمده چگونه از بین خواهد رفت؟]

- با رفتن رژیم سلطنتی، بن بست هم از بین خواهد رفت و ملت تکلیف همه چیزها را خودش معین می‏کند.

[آیا مقامی را در سیاست کلی کشور قبول خواهید کرد؟ وقتی که جنابعالی مراجعه کردید به ایران، در نظر دارید که در مسائل سیاسی شرکت مستقیم داشته باشید؟]

- از اجزای حکومتی نخواهم بود لکن دخالت در امور مملکت و هدایت دولتها را باید بکنم.

[سیاست حضرت عالی راجع به منابع زیرزمینی مملکت به بهترین وضعش چگونه است؟]

- منابع زیرزمینی تابع سیاست اقتصادی است. در شرایط فعلی، ما ناچار به فروش منابعمان هستیم؛ البته با سیاستی مستقل.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 412)

ـ مصاحبه با روزنامه «لوموند» درباره غیر قانونی بودن دولت بختیار (1357)

مصاحبه‏کننده: خبرنگار فرانسوی روزنامه لوموند

سؤال: [شما اعلام کرده‏اید که دولت بختیار غیر قانونی است؛ چرا؟]

جواب: به دو دلیل: یکی اینکه این دولت از طرف رژیم شاه تعیین شده است. این رژیم قبل از تظاهرات تاسوعا و عاشورا، خود غیر قانونی بود و تظاهرات مزبور که در واقع نوعی رفراندم بودند، غیر قانونی بودن رژیم را تعیین کردند. دلیل دیگر این است که نه مجلس شورا و نه مجلس سنا هیچ پایگاه ملی ندارند و نمایندگان این دو مجلس را که دولت از آنها رأی اعتماد می‏خواهد، ملت انتخاب نکرده است.

[در صورتی که بختیار شکست بخورد، شما وقوع یک کودتای نظامی که شاه را کنار بگذارد و روی واحدهای برگزیده ارتش نظیر کماندوهای نیروی هوایی و ژاندارمری تکیه داشته باشد، ممکن می‏دانید؟]

- وقوع چنین کودتایی ممکن است. در این حال این آخرین سنگی خواهد بود که رژیم به سوی ملت می‏افکند. و ملت مصمم است با استقرار یک حکومت اسلامی به مبارزه ادامه دهد و هر نوع رژیم دیگری با مخالفت ملت روبه خواهد شد.

[اگر شما پیروز شوید، از نظر بنیادهای اساسی چه در نظر دارید؟]

- ما کمیته‏ای را مأمور خواهیم کرد که به منظور تشکیل یک مجلس به مشورتهای لازم اقدام کند. ملت یک بار اراده خود را به داشتن یک حکومت اسلامی اعلام کرده است، ولی اگر از نظر حقوقی رفراندمی هم لازم باشد، ما مخالف آن نخواهیم بود. این کمیته از افراد مؤمن تشکیل می‏شود و ممکن است علما هم به صورت عضو کامل و یا عضو ناظر در آن شرکت کنند.

- [شما به عنوان رهبر غیر قابل انکارِ مخالفان تجلی یافته‏اید. شما گفته‏اید که نمی‏خواهید زمام امور را به دست گیرید. بنا بر این یک حکومت اسلامی را به چه صورت در نظر گرفته‏اید؟]

- ما نامزدی برای ریاست جمهوری معرفی خواهیم کرد که باید به وسیله ملت انتخاب شود. وقتی او انتخاب شد از او پشتیبانی و حمایت خواهیم کرد. قوانین حکومت اسلامی، قوانین اسلام خواهد بود. من شخصاً رئیس جمهوری نخواهم شد و هیچ پست دولتی هم نخواهم پذیرفت. من مانند گذشته به هدایت ملت اکتفا خواهم کرد.

[بسیاری از مردم در ایران و بخصوص در بین روشنفکران با وجود اعتقاد، به فرایض مذهبی عمل نمی‏کنند و یا اصولًا به مذهب عقیده‏ای ندارند. روش حکومت اسلامی در برابر آنها چه خواهد بود؟]

- ما سعی می‏کنیم به این افراد راه سلامت و نجات را نشان دهیم. اگر نخواهند این راه را بپیمایند، در زندگی یومیه خود آزاد خواهند بود مگر اینکه بخواهند توطئه‏های زیانبخشی علیه ملت و کشور تدارک بینند.

[شما اخیراً گفتید که اگر امریکا سیاست تسلطجویی خود را در برابر ایران تغییر دهد، شما حاضر خواهید بود در روابط خود با امریکا تجدید نظر کنید. منظور شما از این مطلب چیست؟]

- اگر امریکا به نحو صحیح رفتار کند و در امور داخلی ما مداخله نکند و مشاوران خود را که در امور کشور ما دخالت دارند فرا خواند، ما نیز آنها را احترام خواهیم گذاشت.

[آیا فکر می‏کنید که امریکایی‏ها با توجه به اهمیت موضوع و عواقبی که جنبش ملت ایران در کشورهای عرب و مسلمان منطقه می‏تواند داشته باشد، به آسانی از ایران دست خواهند کشید؟]

- البته امریکا می‏خواهد که همه کشورها را زیر نفوذ خود داشته باشد. ولی ما چنین تصوری را نمی‏توانیم بپذیریم و ملت از آن خسته شده است. ملتهای دیگر نیز با پیروی از ملت ما خود را از دست‏اندازی استثمار رهایی خواهند داد.

[نفت، مسئله دشوار و پر دردسری است. در این زمینه چه سیاستی مورد نظر شماست؟]

- ما نفت را به هر کس که از ما بخرد می‏فروشیم مشروط بر اینکه به قیمت عادلانه و بر مبنای تراضی طرفین باشد. ارزهایی را که از این راه به دست خواهیم آورد به مصرف آبادی و عمران مملکت خواهد رسید.

- [آیا به اسرائیل و آفریقای جنوبی نفت خواهید فروخت؟]

- خیر، برای اینکه این کشورها همان طور که قبلًا هم گفته‏ام راهی بر خلاف حق و عدالت در پیش گرفته‏اند.

[از چند روز پیش مسکو نسبت به ایران تغییر لحن داده و از جنبش ملی حمایت می‏کند. نسبت به این تحول چه فکر می‏کنید؟]

- تبلیغات روزنامه‏های شوروی مداخله در امور داخلی محسوب نمی‏شود. و در واقع تمام روزنامه‏های جهان باید از ما علیه رژیم شاه حمایت کنند. اتحاد شوروی در ردیف کشورهایی است که وضع ملت ایران را درک کرده و رفتار خود را بر همین اساس بنا نهاده است. ما با شوروی مانند همه کشورهای دیگر، ما دام که نخواهند در امور داخلی ما مداخله کنند، روابط دوستی خواهیم داشت. باید به روابط حُسن تفاهم و دوستی بر پایه احترام متقابل استوار بود.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 413 ـ 416)

ـ نامه به آقای عباس علی عمیدزنجانی؛ اعلام وصول وجوه شرعیه (1358)

«بسمه تعالی‏

جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج شیخ عباس علی عمید زنجانی- دامت افاضاته‏

ان شاء اللَّه تعالی وجود محترم سالم و به انجام وظایف الهی موفق باشید. مرقوم جنابعالی به ضمیمه مبلغ پانصد هزار تومان وجه ارسالی واصل گردید. دوام توفیقات آن جناب را از خدای تعالی مسألت دارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه. به تاریخ 20 صفر 1400

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 83)

ـ سخنرانی در جمع کارکنان پالایشگاه تهران و جهاد سازندگی بابل؛ تقدیر از تعاون ملت (1358)

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من نمی‏دانم از کجا شروع کنم. تسلیت به ملت ایران برای فجایعی که در طول این مدت دیدند، و شهدایی که دادند، یا بر فجایعی که در 15 خرداد به بار آمد، یا فجایعی که 17 دی، 19 دی. ما تمام ایام سالمان، در این دو سال اخیر، ایامی بوده است که مصیبت برای ملت بوده است، لکن توأم با سرفرازی شهادت در راه اسلام. خون دادن در راه استقلال؛ ما هم سرفرازیم در عالم، برای اینکه قیام کردیم بر ضد طاغوت. و ملت ما، تمام قشرها، بانوان، آقایان، تمام قشرهای ملت، قیام کرد و بر همه قوای شیاطین غلبه کرد.

مبارک باد بر شما این شهادتها و این فداکاریها و این مصیبتها. و باز مبارک باد بر شما این تحولی که در شما پیدا شد در صنعت نفت. آن تحولی که پیدا شد و از آنجا شروع شد شریان اجانب را قطع کرد. مبارک باد بر شما این پیروزی، و این تحولی که در تمام قشرها پیدا شده است، که یک رشته او همین سازندگی است، که در همه جا هست، و آقا الآن بعضش را فرمودند.

من باید تشکر کنم از این ملت که همچه حس اعانت درشان پیدا شده است، حس تعاون پیدا شده است، که خودشان بدون انتظار از اینکه قوه‏های دیگری به آنها کمک کند، خودشان قیام کردند، و در همه مسائل با قدرت پیش رفتند. برادران من، ایران امروز مال شماست. دستهای اجانب ازش کوتاه. و توطئه گرها به واسطه همین قیام شما و به واسطه کوتاه شدن دست اجانب در توطئه هستند. همان طور که مردانه قیام کردید و مردانه عقب زدید آن سد شیطانی را، شکستید آن سد شیطانی را، مردانه باقی باشید بر آن، و نهضت خودتان را پیش ببرید. کشور مال شماست. خرابی مال شماست. و آباد کردن به عهده شما. خرابی اندازه ندارد. این قدر نیست که بتواند یک قشری او را آباد کند.

خرابی به اندازه‏ای است که باید تمام افراد ملت قیام کند، جدیت کند تا ترمیم کند. لکن قیام برای این امر، هم قیام برای خداست و هم قیام برای اسلام و ملت و کشور خودمان است. و باید به همین طور پیش برویم و دست توطئه گرها را قطع کنیم، همان طور که دست اجانب را از مخازنتان قطع کردید. من از شماها تشکر می‏کنم. از همه ملت تشکر می‏کنم. از شما آقایان که زحمت کشیدید و اینجا تشریف آورید. از پالایشگاه تهران و از شمال تشریف آوردید. خداوند همه شما را حفظ کند و موفق و مؤید.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 84 ـ 85)

ـ سخنرانی در جمع اهالی ارومیه و قشرهای مختلف مردم؛ اهداف دشمنان (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

سؤال کردید که تکلیف ما الآن چه هست؟ و این سؤال از همه قشرها هست که ما الآن که در این مرحله رسیدیم تکلیف چیست؟ شما می‏دانید که الآن از خیلی جهات کشور ما حساسترین مرحله حیات خودش را دارد می‏گذراند. از یک طرف با قدرتهای بزرگ مواجه هست؛ با امریکا، با شوروی هم که الآن در افغانستان هست و قدرتهای بزرگ تقریباً مواجه با کشور ماست.

از یک طرف موقعی است که می‏خواهید شماها رئیس جمهور را تعیین کنید و بعد هم ان شاء اللَّه وکلای خودتان را. و در این موقع تمام دستجاتی که نمی‏خواهند اسلام تحقق پیدا بکند، نمی‏خواهند جمهوری اسلامی تحقق پیدا کند، نمی‏خواهند این کشور به حال عادی برگردد و سرنوشت خودش را خود اهالی کشور به دست بگیرند، اینها راه افتاده‏اند و توطئه می‏کنند. و در یک همچو موقع حساسی اینکه تکلیف است این است که باید ما بعض از آشفتگیهایی که در محل خودمان هست، عجالتاً، موقتاً صرف نظر کنیم و این دو مرحله را بگذرانیم. مرحله تعیین رئیس جمهور، که الآن دستهایی در کار است که نگذارند، و مرحله تعیین وکلا که مجلس شورایی بخواهند محقق بشود و این هم بدتر از این خواهد شد و شلوغیها را زیادتر خواهند دامن‏زد. اینها می‏خواهند یک استقراری در این مملکت نباشد. و ما مکلفیم که کوشش کنیم که یک استقراری باشد که این مراحل را ما بگذرانیم. و کشور ما، یک کشوری بشود که جهات اسکلتش محقق شده باشد.

الحمد للَّه قانون اساسی‏اش خوب به تصویب رسید. ملت هم رأی دادند. و دیدید که چقدر کوشش شد که نگذارند. و بحمد اللَّه اصل جمهوری اسلامی را هم ملت رأی دادند. و آن وقت هم یک اشخاصی می‏خواستند نگذارند. حالا هم هر چه ما نزدیکتر می‏شویم به پیروزی، آنها مصمم‏تر می‏شوند در اینکه بشکنند. اینها قدم به قدم دارند زندگی خودشان را از دست می‏دهند، و دست و پا می‏زنند که حیات خودشان را، حیات جنایتکاری خودشان را ادامه بدهند.

و ما مکلفیم که نگذاریم این توطئه‏ها رشد پیدا بکند. و نگذاریم که اینها مسلط بشوند به اینکه بروند مثلًا در دهات، در جاهایی که زیاد می‏توانند تبلیغ بکنند. تبلیغ کنند، که آشوب بپا کنند. نگذارند این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. همچو نیست که مِن باب اتفاق، اتفاق افتاده باشد که همان ساعتی که تقریباً در قم آن آشوب بلند می‏شود، در تبریز هم بلند می‏شود، این نمی‏شود بی‏رابطه باشد. این یک توطئه‏ای است که با یک حسابی انجام می‏گیرد. و الّا به همان وضع به همان وضعی که در قم، در آن روز جمعه در قم، قبل از ظهر با همان ترتیبی که اینجا شروع کردند، در تبریز شروع کردند. یعنی کأنّه یک جمعیت بودند با چماق و با چیز دیگر. یک جمعیت بودند که آنجا و اینجا با هم شروع کردند به شلوغکاری. و این برای این بود که الآن می‏بینند که اگر چنانچه رئیس جمهور هم تعیین بشود، خوب یک مرتبه پیروزی است برای ملت. نگذاریم این پیدا بشود. بعد هم می‏گویند اگر چنانچه مجلس شورا تحقق پیدا بکند، پیروزی ملت است، این هم می‏خواهند نگذارند.

الآن اگر ما سرگرم بشویم به مسائل دیگر، از این مسأله بازمی‏مانیم. اینکه من به شما آقایان تذکر می‏دهم و از آقایان می‏خواهم که بلادشان که رفتند، در محلشان که رفتند به مردم تذکر بدهند، آن این است که، توطئه این است که ما را سرگرم به بعض مسائل بکنند.

آن مسائل اصلی را ما غفلت از آن بکنیم. اگر ما از آن مسائل اصلی غفلت بکنیم، مثلًا فرض کنید اگر برای رئیس جمهوری ما موفق نشویم که یک رئیس جمهوری یک آرای زیادی، مثلًا ملت موفق نشود که چه بشود، خوب، این منعکس می‏شود در خارج که مملکت ایران جوری است که نمی‏تواند رئیس جمهورش را هم تعیین کند. چنانچه اگر موفق نشده بودیم به اینکه قانون اساسی را رأی به آن بدهیم و ملت رأی به آن بدهند، باز این یک چیزی می‏شد که مملکت ایران بازنرسیده به آن حدی که برای خودش یک نظمی تهیه کند. توجه داشته باشید که مبادا ما را در خارج از کشورمان متهم کنند به اینکه اینها رشد ندارند. این یک مطلبی بسیار مهم است. آنها دارند کوشش می‏کنند به اینکه، یعنی آن تفاله‏های رژیم سابق، آن اشخاصی که وابسته به خارج هستند، کوشش می‏کنند که اینجا به هم بزنند اوضاع را. آنهایی که در خارج نشسته‏اند و می‏خواهند مسائل را آن طوری که دلشان می‏خواست منعکس کنند.

آنها در خارج منعکس می‏کنند به اینکه ایران آشوب است. ایران به هم ریخته است.

یکی اینجا واقع می‏شود، ده تا آنجا گفته می‏شود. کم کم یک همچو مطلبی در دنیا منعکس می‏شود که ایران ثبات ندارد. استقرار ندارد. رشد سیاسی تا حالا پیدا نکردند.

اینها برای آزادی الآن لایق نیستند. این را می‏خواهند. می‏خواهند موجه کنند این مطلب را که اگر دخالت نظامی کردند، دنیا مقابلشان نایستد. چرا؟ بگویند برای اینکه ملتی بود که نظامی نداشت. به هم ریخته بود و متزلزل بود و در معرض این بود که بکلی از بین برود. ما دیدیم که اینها رشد ندارند. یک رژیمی را پیش آوردیم که به اینها رشد بدهد.

سرپرستشان باشد. این از مسائل بسیار مهم حالای ما هست. این مسائل دیگری که می‏گویید حکومتمان چه هست و نمی‏دانم رئیس فوجمان چه هست، اینها مسئله دوم است.

اینها آن وقتی که شما مملکتتان را مستقرش کردید، آن وقت باید برویم سراغ اینکه زراعتمان چطور است. خانه‏مان چه جور است- عرض می‏کنم- کشتمان چه جور هست رئیس مثلًا کذامان چه جور هست. آن وقت باید تمام قواتان را اینجا بیاورید. آنها هم البته در درجه دوم، آنها هم باید گفته بشود. آنها هم باید اصلاح بشود. اما غفلت از این نکنید که یکوقت شما را بدون اینکه توجه داشته باشید، از آن مسلک اصلی و مقصد اصلی بازدارند و متوجه کنند به یک مقصد دیگری. از آن راهی که می‏خواستید بروید، شما را برگردانند به یک راه دیگری. این یک مسئله بسیار مهمی است که اگر ما این غفلت را بکنیم و از آن راه برگردیم به یک راه معوجی، اساس مطلب از دست ما می‏رود. یکوقت اساس مطلب در معرض خطر است، یعنی اساس کشور در معرض خطر است، یکوقت اساس نه، اما خوب حکومت کجا غلط است. فلان مثلًا کجا چه می‏شود. اینها بعد از استقرار اساس مطلب و مستحکم شدن اساس کشور، آنها آسان است.

تغییر یک رئیس فوجی، تغییر یک حکومتی- عرض می‏کنم- رفتن یک روحانی یک جائی، اینها یک مسائلی است که جزئی است و آسان. غفلت نکنید از اینکه در اطراف این مملکت، الآن هر جا شما بروید در اطراف این مملکت، دستجات مختلف همه دنبال این مطلبند که مردم را نگذارند آن راهی که باید بروند، بروند. هر جا یکجوری، هر جا یکجور غائله بلند می‏کنند که نگذارند مردم راه مستقیمی که باید بروند، که برسند به اساس مطلب. یعنی منتهی بشوند به اینکه مملکتشان جوری شده است که دیگر همه چیزش تمام است؛ یعنی اساسش. همان طوری که اگر ما رأی نداده بودیم به اصل جمهوری اسلامی، یا می‏رفتیم سراغ اینکه خوب حالا حکومت اینجا چه جوری است، و فرض کنید شهربانی اینجا چه جوری است، غلط بود. الآن که شما می‏خواهید اساس را درست کنید، که رئیس جمهور می‏خواهید تعیین کنید، الآن همه قوا باید متوجه این بشود که توطئه‏هایی که می‏شود که نگذارند رئیس جمهور تعیین بشود و غوغا خواهد شد، این را بدانید که مهیا باشید. همه جا خواهند یک غوغایی کرد. متوجه باشید که شما را دیگر برنگردانند از راه مستقیم به یک راه دیگری. خودشان غوغا کنند و فایده ببرند. همه متوجه این مسأله باشید، همه جا. الآن وقت اینکه من کسالت دارم نیست.

وقت اینکه من در محلم- مثلًا فرض کنید که- فلان قضیه واقع می‏شد، الآن وقتش نیست.

این وقت دارد. این را کراراً من عرض کردم. اگر یکوقت خدای نخواسته یک زلزله‏ای در یک شهری بیاید، شما هیچ فکر این هستید که من حالا خانه‏ام وضعش چه جوری است یا زندگی؟ همه می‏روید برای اینکه این زلزله زده‏ها را بیرون بیاورید. هیچ در فکر این نیستید که حالا من وضعم چیست. شما آن وقتی که در حال نهضت بود، که می‏خواستید این مرد فاسد را که همه چیز را فاسد کرده، از کشورتان بیرون کنید، تو خیابانها می‏رفتید، پشت بام می‏رفتید، پایین، بالا فریاد می‏زدید. هیچ فکر این بودید که رئیس شهربانی چه جوری است؟ هیچ فکر نبودید. اگر آن وقت فکر این بودید، این پیروزیها را پیدا نمی‏کردید. اینکه پشت کردید به همه مقاصد خودتان و رو کردید به دشمن، دشمن را بیرون کردید، حالا هم همه مقصدهای جزئی را که دارید رها کنید، بروید سراغ این دو مرحله. این دو مرحله را تمام بکنید و بعد از اینکه این دو مرحله تمام شد، آن وقت اساساً باید این مملکت همه چیزش درست بشود.

خیال نکنید که فقط ارومیه شما این طوری است. همه جا این طوری است. همه جا یک مقداری از آن تفاله‏های سابق باقی مانده. پاکسازی یک مملکتی که در طول تاریخ خراب بوده، و این پنجاه سال خرابتر بوده، و این سی سال اخیر دیگر بدتر از همه وقت شده، خرابی این محتاج به یک طول زمانی است.

اینها جوانهای ما را ضایع کردند، که این یک عمر لازم دارد که یک جوانی که ضایع شد در این رژیم، هروئینی شد در این رژیم، تریاکی شد در این رژیم، شارب الخمر شد در این رژیم، عادت به سینماهای فاسد کرد، عادت به این مراکز فحشا، که همه را درست کرده بودند و با نقشه برای اینکه نگذارند جوانهای ما یک جوانهای محکمی از کار درآیند، که بتوانند مقابل آنها بایستند. این محتاج به این است که مدتها طول بکشد تا یک تحول حاصل بشود.

این تحولی که الآن حاصل شده، یک تحول معجزه‏آسایی است آقا. یک مملکتی که جوانش مشغول بود به- فرض کنید که- تعیّش، سایرین هم مشغول، هر کسی به کار خودش مشغول بود، و در ذهنشان نمی‏آمد که می‏شود یک همچو کاری انجام بگیرد، خدا خواست که، یکدفعه ملت را متبدل کرد به یک چیز دیگری. همه ایستادند در مقابل این دشمن و همه این را پیش بردند. جوانها از آن مراکز کشیده شدند به خیابانها. مردم از بازار و کسبشان دست برداشتند، کشیده شدند به خیابانها. حتی آن پیرمردهای زاغه‏نشین با اولادشان آمدند به خیابانها و فریاد کردند. با فریاد و مشت و با سنگ و با اینها، بر آنها، تانکها و آن بساطی که آنها داشتند، موفق شدند. و این یک چیز خدایی بود. یک چیزی نبود که بشر بتواند این مسائل را درست کند. خدا این کار را کرد. و حالا باز شما باید همه با هم متوجه باشید به اینکه مملکت اسلامی الآن دست شما امانت است. تا حالا شما موظف نبودید، از باب اینکه طاغوت بود بر شما مسلط. شما بگویید «ما چه کنیم»، الآن دیگر «چه کنیم» ندارد.

الآن یک مملکتی است، دست ملت است. این ملت موظف است این مملکت اسلامی را سر و سامان به آن بدهد. سرو سامان به آن دادن این است که هر اختلافی هر جا می‏خواهد پیدا بشود، خفه کنند آن اختلاف را. نگذارند اختلاف پیدا بشود. هر جا می‏خواهند این اشخاص فساد بکنند، بشناسانند آنها را. بگیرندشان، تسلیمشان کنند به دادگاه. یک مسئله‏ای است عمومی باید انجام بگیرد. ننشینید شما برای اینکه دولت برای شما چه کار بکنند. رئیس شهربانی چه بکند. خودتان هستید. مال خودتان است مملکت.

خودتان باید حفظش کنید. بگذارید این دو مرحله هم ان شاء اللَّه پیش برود. بعد که پیش برود، یک آرامشی قهری حاصل می‏شود. یعنی آنها دیگر طمعشان تقریباً بریده می‏شود.- قهری یک آرامش ممکن است ان شاء اللَّه حاصل بشود- و آن وقت هم با همت همه باید درست بشود. یک مملکتی نیست که بتواند یک کسی، شما بنشینید که دولت انجام بدهد. دولت هم یک افرادی هستند مثل شما. آنها هم قدرت همچو زیادی ندارند. آنها هم افرادند. همه باید با هم دست به هم بدهیم. نه مرد تنها، خانمها هم همین طور. طبقه واحد نه، همه طبقات باید دست به هم بدهند تا یک خرابه‏ای که برایشان گذاشتند آباد کنند و زندگی‏شان را در آنجا اداره کنند.

خداوند ان شاء اللَّه همه شما را حفظ کند و موفق باشید.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 86 ـ 92)

ـ حکم موافقت با استعفای آقای یوسف صانعی از شورای نگهبان (1361)

 [بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏. محضر مبارک حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی- دام ظله علی رؤوس المسلمین‏

با عرض ارادت و تحیت، بدین وسیله استعفای خود را از عضویت در شورای نگهبان تقدیم می‏دارم. امید است با کرامت و بزرگواری، مورد قبول قرار گیرد. «الأمر إلیکم». یوسف صانعی- عضو فقهای شورای نگهبان‏].

بسمه تعالی‏

موافقت می‏شود. ان شاء اللَّه موفق باشید.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 226)

صحیفه امام، ج‏17، ص: 227

ـ سخنرانی در جمع قضات شورای عالی قضایی و دیوان عالی کشور؛ اهمیت امر قضا (1361)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من قبلًا دو تا نکته را باید عرض کنم خدمت آقایان: یکی اینکه روحانیونی که در حوزه‏های علمیه بوده‏اند و بزرگ شده‏اند در آنجا، اینها با مجاهدات می‏توانند از آن محل خارج بشوند و در جاهای دیگر خدمت کنند. همچه نیست که بعض امثال منافقین تصور می‏کنند که حالا دیگر آخوندها مثلًا دستشان چه افتاده و چه می‏خواهند بکنند.

اینها الآن هم با مجاهده می‏آیند، تکلیف شرعی است که امروز وارد بشوند در این مسائل؛ نه اینکه مقام پیش آنها مطرح است. آنها سی سال، چهل سال در حوزه‏ها با آن وضع حوزه‏ها گذرانده‏اند و عادت کرده‏اند در آن محلها تشریف داشته باشند. و به حسب تربیتی که در آنجا شده‏اند و در محیط آنجا بوده‏اند وضعشان این طور است که به حسب طبیعت این طور نیست که آنها دنبال این باشند که یک مقامی باشد، دنبال خدمت هستند. در این خدمت اگر در حوزه‏ها باشد، در حوزه‏ها خدمت می‏کنند، و اگر یک وقت تکلیف دیدند که در خارج حوزه‏ها باشد در خارج حوزه‏ها. و با اینکه قضاوت یک امری است که به حسب حکم الهی حق روحانیون است، و تا زمانی که رژیم سابق بود همان طوری که همه را از حقوق خودشان محروم کرده بود این حق الهی هم که برای آنها در عین حالی که رنج دارد، لکن حقش بود، باید به آن قیام کنند، نمی‏توانند تخلف کنند.

الآن هم که آقایان در هر جا باشند و خدمت بکنند این طور نیست که بخواهند یک جایی را قبضه کنند و یک جایی را بگیرند، و نمی‏دانم چه. همان طوری که خوب، به ایران هم نسبت می‏دهند که می‏خواهند اینها همه کشورها را بگیرند و امپراتوری- مثلًا- عثمانی را برگردانند. این طور نیست که ایران یک همچه خیالی داشته باشد که برود امپراتوری؛ اصلًا اسلام وضعش این طور نبوده است. جنگهای اسلام این طور نبوده است که برای این باشد که امپراتوری به دست بیاورد؛ برای این بوده است که امپراتوریهایی که ظالم بوده‏اند کنار بگذارند و یک عدل اسلامی پیش بیاورند.‏

الآن هم کسانی که در داخل هستند و انصاف دارند، و این طور نیستند که غربزده باشند و همان فرم غرب را بپسندند، اگر از آن فرم گذشت دیگر بگویند اینها دیگر نه انسانی است و نه هیچ.

آنهایی که می‏توانند مسائل را آن طوری که هست بفهمند، می‏بینند که ایران از آن وضعی که سابق داشته، برگشته به چه وضعی؟ بانوانش را وقتی ملاحظه کنید، بانوان آن وقت چه می‏کردند، حالا چه می‏کنند. الآن می‏بینید که این بانوان در صحنه هستند و برای کشور خودشان کار می‏کنند. در جنگ که الآن هست، این بانوان مشغول به کار هستند.

وقتی که هرجا آدم نظر می‏کند و در تلویزیون تصویرشان را نشان می‏دهند می‏بیند به جان و دل دارند خدمت می‏کنند. و در سابق اگر یک چیزی پیش می‏آمد هیچ یک از آن کسانی که آن وقت در مجلس بودند مثلًا از خانمها یا در جاهای دیگری بودند حاضر نبودند یک کلمه راجع به این مسائل، یک قدم راجع به این مسائل بردارند. آنها همه در فکر این بودند که کارهای دیگری انجام بدهند. و من تعجب می‏کنم از اینکه این دو روز که هفده دی‏[4] بود و وقت این بود که رضا خان آن کار را کرد و آن صدمه را به بانوان ما وارد آورد، من گمان نمی‏کردم که بانوانی باشند که حالا هم باز اسم او را بیاورند؛ او را مثلًا بخواهند و بگویند که خدمتگزار بوده است. لکن در خارج خوب، هستند یک دسته‏ای که این طور هستند و تجلیل از رضا خان و غمض عین از این همه جنایتی که آن آدم وارد کرد به ایران. هر کس آن وقت را یادش هست، و آن مسائلی که در آن وقت یادش هست، و آن مصیبتهایی که برای بانوان پیش آوردند یادش باشد می‏فهمد که این آدم چه عنصری بود. و آن وقت هم انگلیسها کار می‏کردند، انگلیسها کی را انتخاب کردند برای سرکوبی، در هر صورت اینها از مسئله ما خارج است.

می‏خواستم عرض کنم که روحانیون امروز هم اگر در هر جا وارد بشوند این طور نیست که بخواهند یک سلطه‏ای پیدا کنند و مثلًا فرمانفرمایی بکنند. شما ملاحظه می‏کنید آن رئیس جمهور است، خوب مقام بالاتری دارد وضعش چه جوری است؟ کیفیت سلوکش چه جوری است؟ زندگی‏اش چه جوری است؟ رفت و آمدش چه جوری است؟ نشست و برخاستش با مردم چه جوری است؟ خوب، این مسئله‏ای است که مشاهد همه است. و آن رئیس مجلسش هست، و این آقا هم رئیس دیوان عالی کشورش هست. همه اینها را شما مشاهده می‏کنید. این نیست که اینها در خارج یک جور، که آنها یک وضعی دارند که شما می‏بینید، همان وضعی که در زمان طلبگی خودشان داشتند همان وضع را هم حالا دارند. منتها حالا یک خدمت وسیعتری انجام می‏دهند. آن وقت یک خدمتهایی به معنویت نزدیکتر انجام می‏دادند. ما نباید خیال بکنیم و کسی خیال بکند که روحانیت در اینجا یک چیزی پیدا کرده و دنبالش دارد می‏گیرد که هی زیادش کند. اینها با رنج و زحمت اینجا می‏آیند.

قضاوت را می‏دانند که چقدر کار مشکلی است و پر مسئولیتی است؛ شما هم می‏دانید، شما هم جزء روحانیون هستید. شما آقایان هم می‏دانید که قضاوت چه امر مهمی است و چه پر مسئولیت و پر زحمت. بالاخره قاضی یک طرف قضیه از او ناراضی است. دو تا آدمی که با هم منازعه می‏کنند کم اتفاق می‏افتد، نادر، که آن کسی هم که محکوم شده است آن هم شکرگزار باشد. قهراً آن کس که محکوم شده است ناراضی می‏شود. خوب، این یک مقدار نارضایتیهای وسیعی که برای شما آقایان پیش می‏آید، آن قدر زحمتی که آقایان الآن دارند می‏کشند و در ازایش هم ملاحظه می‏کنید هیچ اجری که بخواهند بیایند از مردم اجری بگیرند، حقوقی مثلًا کافی داشته باشند، این حرفها توی کار نیست.

این یک نکته بود که عرض کردم که ما باید بدانیم. قدر این آقایانی که وارد می‏شوند در این مسائل بدانیم که اینها از یک محیط که عادت کرده بودند به آن محیط، و بیرون آمدن از آن محیط برایشان مشکل بود، احساس این را می‏کردند که تکلیف دارند و تکلیف هم دارند، احساس این را کرده‏اند و از آن محیط بیرون آمده‏اند، و آمده‏اند اینجا؛ و باید ما قدرشان را بدانیم که رها کرده‏اند یک محیطی که مأنوس بودند، رفقایی داشتند، نمی‏دانم کارهایی داشتند، درسهایی داشتند، تفکرات اسلامی داشتند، حالا از آنها دست برداشته‏اند برای ادای تکلیف آمدند اینجا و مشغول خدمت هستند.

این یک نکته هست. نکته دیگر، این شورای عالی قضایی که بود من باید تشکر کنم از اینها. اینها زحمت کشیده‏اند، دو- سه سال زحمت کشیده‏اند، رنج برده‏اند، خدمت کرده‏اند، و این طور نیست که آنها هم برای مقامی آمده بودند. آنها از بزرگان روحانیون هستند. آنها هم مثل سایر روحانیون از محلی که مأنوسشان بوده است و مطلوبشان بوده است آمدند در یک محیطی که زحمتش زیاد و رنجش زیاد و کارش زیاد و مسئولیت پیش خدایش هم زیاد و نارضایتی پیش مردم هم زیاد. این طوری نیست که اینها آمده باشند یک بهره‏ای برده باشند. برایشان هم هیچ مطرح نیست که حالا اینجا خدمت بکنند یا آنجا خدمت بکنند. یک مرد اسلامی روحانی که با روحیات اسلام مأنوس است فرقی پیشش نیست که حالا بشود رئیس دیوان عالی کشور و دادستان کل کشور یا کار دیگری بکند، جور دیگری خدمت بکند، این هم فرقی ما بینش نیست. بنا بر این، این طور نیست که اگر به واسطه بعضی مصالح و بعضی جهاتی که در کار بوده است کسی گمان بکند که این آقایانی که در شورای عالی قضایی بوده‏اند یک وقت خدای نخواسته، نامطلوب هستند. اینها همه‏شان مطلوب، همه‏شان خدمتگزار، اینها خدمت کرده‏اند. اینها بعضیشان در انقلاب، از اول انقلاب خدمت کرده‏اند. بناءً علیه اگر یک مصالحی اقتضا بکند که آن آقایانی که مدتی رنج کشیده‏اند این رنجشان را حالا بدهند کسی دیگر بکشد و خودشان مثلًا یا استراحت کنند یا در جایی که زحمتش کمتر است و گرفتاریش کمتر است آنجا خدمت بکنند، این طور نیست که- حالا فرض کنید- اشخاص خیال کنند که نه، این آقایان معلوم شد چه هستند. نخیر اینها همه‏شان را سی سال است، بعضی از اینها را سی سال است می‏شناسم. بنا بر این، این طور نیست که مردم گمان کنند یا کسی گمان بکند این آقایان نامطلوب بودند و رفتند. اینها مطلوب بودند، لکن خسته شده‏اند. دیگر خستگی، یک وضعی پیدا می‏کند انسان در قضاوت، که گاهی خسته می‏شود و این اسباب این می‏شود که یک کار سبکتری یا یک وضع بهتری، تغییر وضعی داده شود.

و حالا ما می‏خواهیم این رنج را به گردن آقای آقا شیخ یوسف صانعی به عنوان دادستان کل [بگذاریم‏] و معرفی کنم به آقایان. و من آقای صانعی را مثل یک فرزند بزرگ کرده‏ام. این آقای صانعی وقتی که سالهای طولانی در مباحثاتی که ما داشتیم تشریف می‏آوردند ایشان، بالخصوص می‏آمدند با من صحبت می‏کردند و من حظ می‏بردم از معلومات ایشان. و ایشان یک نفر آدم برجسته‏ای در بین روحانیون است و یک مرد عالمی است و متوجه مسائل است و مخالف این انحرافاتی که در این کشور موجود بوده است؛ از قبیل منافقین- نمی‏دانم- و غیره، و ایشان مخالف سرسخت آنهاست. با جدیت عمل می‏کند. با قاطعیت عمل می‏کند اگر یک وقتی موقعش بشود.

از این جهت، من این آقا را به جای آقای ربّانی‏[5]، در عین حالی که از ایشان هم تشکر می‏کنم و تقدیر می‏کنم، و ایشان هم باید یک فکری کرد که یک جایی باز خدمت بکنند، و بتوانند خدمت به این کشور بکنند و خدمتگزار باشند. چنانچه سایر آقایان هم که هستند و ایشان را معرفی می‏کنم. و من امیدوارم که ایشان به همه مسائلی که توجه دارند بیشتر توجه داشته باشند. و باید به همه آقایان راجع به این مسأله قضا عرض کنم که امر قضاوت یک چیزی است که بسیار مسئولیتش زیاد است. انسان با جان مردم، با ناموس مردم، با مال مردم، با حیثیت مردم، با آبروی مردم، سر و کار دارد. یک لغزش ممکن است که تمام بشود به اینکه آبروی یک مسلمانی ریخته بشود. یک لغزش ممکن است که یک مسلمانی را تا آخر عمر محروم کند، بدبخت کند. این چیزهایی است که برای قوه قضائیه هست. لکن با همه اینها چون تکلیف الهی است و ما نمی‏توانیم به واسطه مشکل یک امری، از تکلیف الهی شانه خالی کنیم تکلیف الهی است، از این جهت، باید قیام کرد به آن.

و قضیه قضاوت و- عرض می‏کنم- اینها حق اشخاص دانشمندی است که قضاوت اسلامی را بدانند، عدالت داشته باشند، تقوا داشته باشند، بفهمند که با چه مطلبی سر و کار دارند؛ به چه کار بزرگی دارند مشغول می‏شوند. یک لغزش، یک کشور را گاهی وقتها شاید از بین ببرد، یا یک خانواده را تا آخر ضعیف کند و از بین ببرد. و از آن طرف هم یک کار خوب یک کشور را روشن می‏کند. خدمت در قضا خدمت بزرگی است.

محرومینی که غالباً اشخاص آنها را از جهاتی محروم کرده‏اند و ظلم کرده‏اند، آنها را به حقوق خودشان می‏رساند. و من امیدوارم که همه قضات محترمی که در سرتاسر کشور داریم و دادستانهایی که داریم و کسانی که در امور دادگستری خدمت می‏کنند، همه موفق باشند که برای خاطر خدا و برای خاطر اسلام و برای خاطر این مستمندانی که در طول تاریخ در تحت فشار یا سلاطین بوده‏اند یا خانها و سرمایه دارها و امثال اینها، که آقایان می‏دانند و بهتر هم می‏دانند خیلیهایشان اینها را، ان شاء اللَّه نجات داده بشوند، و کشور ما ان شاء اللَّه یک کشوری بشود که هر چه بیشتر به افق اسلام نزدیکتر. البته آرزوی ما این است که یک کشور اسلامی بشود؛ و همه مسائلش مسائل اسلامی باشد. و این بسته به این است که هر کس در هر جایی که خدمت می‏کند، این مسأله در نظرش باشد که من دارم برای خدا و برای اسلام خدمت می‏کنم، نمی‏خواهم برای مقام، مقام چیزی نیست، مقام چیزی است که هر چه هم زیاد باشد، خوب دیگر مقام سلطنت را شما دیدید که مسأله چه بود و آن پدر چه شد و آن پسر چه شد، و آن طور وضع پیدا کردند، آن طور عاقبت چه شد. و آن طرف هم که معلوم نیست چه خواهد شد. یعنی، برای ما معلوم نیست که آنجا با آنها چه خواهند کرد. ما به آن طرفش کاری نداریم.

در هر صورت مقام مسئله‏ای نیست که انسان ارزش انسانی‏اش را صرف آن بکند.

شماها ارزش انسانی دارید. ارزش انسانی بالاترین چیزهاست برای شما؛ و باید این ارزش انسانی را هر چه بیشتر تقویت کنید. خدمت به مردم به کناره‏گیری درست نمی‏شود.

انسان ارزشش در این است که در جامعه چه می‏تواند بکند، و چه خدمتی به این بندگان خدا می‏خواهد بکند.

شما ملاحظه می‏کنید که پیغمبر اکرم از همه بیشتر رنج کشید برای تربیت مردم؛ برای اینکه این مظلومین را از دست آن ظالمها نجات بدهد. و بعدش هم کسانی که متعهد بودند و به جای او بودند آنها هم همه رنج کشیدند، و همه- عرض می‏کنم که- زحمت کشیدند، و همه برای این بود که چه بکنند. خوب، می‏بینید که پیغمبر اسلام با آن وضعی که آن وقت داشت و بنده‏هایی که همه خاضع او شده بودند، توی مجلس وقتی می‏نشست نمی‏فهمید کسی که کدام یک از آنها پیامبر است. عرب می‏گفت کدام پیغمبر است؟ آن با اسم پیغمبر می‏گفت این. وضعش این طور بود که مجلسش مسجد بود. در مسجد بود و همه کارهای بزرگ دنیا را هم مساجد انجام می‏دادند.

و ما امیدواریم حالا هم مساجد ما برگردد به آن وقتی که مسجد، محلّ حل و عقد امور باشد، و مسجد محل نقشه‏های جنگ باشد، همه چیز باشد. و مسجدیها باشند که بتوانند کارها را بخوبی انجام بدهند، خداوند همه شما را توفیق بدهد، مؤید و منصور باشید، و من دعاگوی همه شماها هستم.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 226 ـ 233)



[1] - به رهبری روحانیون عالیقدری چون آقایان: بهبهانی و طباطبایی در 1324 ه. ق.

[2] - جنبشی همه جانبه در دفع و ردع امتیازات خارجی در دوران ناصر الدین شاه، به رهبری مرجع کبیر تقلید آقای میرزا حسن شیرازی.

[3] - به دست مرجع مدبر تقلید، آقای عبد الکریم حائری یزدی، در سال 1340 ه. ق.

[4] - هفدهم دی ماه، سالروز کشف حجاب توسط رضا خان پهلوی.

[5] - آقای ربانی املشی، دادستان پیشین کل کشور.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


«قرآن صاعد»‏، «مناجات شعبانیۀ»،«دعای عرفات»‏،«صحیفۀ سجادیه» و‏‎ ‎‏«صحیفۀ فاطمیه»‏

ما مفتخریم که ادعیۀ حیاتبخش که او را «قرآن صاعد»‏می خوانند از ائمۀ‏‎ ‎‎‏معصومین ما است. ما به «مناجات شعبانیۀ»‏امامان و «دعای عرفات»‏حسین بن علی ـ علیهما السلام ـ و «صحیفۀ سجادیه» این زبور آل محمد و‏‎ ‎‏«صحیفۀ فاطمیه»‏که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه‏‎ ‎‏است از ما است.‏