کد مطلب: 4118 | تاریخ مطلب: 24/08/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیست وچهارم آبان

بیست وچهارم آبان

ـ نامه به آقای میرزا حسن مستوفی کمره‏ای؛ احوال‏پرسی (1347)

ـ نامه به آقای مصطفی اشرفی و ابراز نگرانی از زندانی بودن علما (1354)

ـ پیام به کارکنان شرکت نفت؛ ضرورت ادامه اعتصابات (1357)

ـ مصاحبه با خبرنگار رادیو- تلویزیون سوئیس؛ کمونیستها در ایران- خیانتهای شاه (1357)

ـ مصاحبه با روزنامه آلمانی دنیای سوم؛ اوضاع عمومی ایران قبل و بعد از انقلاب (1357)

ـ مصاحبه با مجله «ویکلی مگزین»؛ حمله مردم به مراکز فساد (1357)

ـ سخنرانی [در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ لزوم تشکیل حکومت اسلامی و هدف از آن (1357)

بیست‌وچهارم آبان

 

ـ نامه به آقای میرزا حسن مستوفی کمره‏ای؛ احوال‏پرسی (1347)

«جناب آقای کمره‏ای- دام بقاه‏

مرقوم محترم واصل، دو- سه شب قبل در حرم مطهر، یک نفر خبر تشریف بردن جنابعالی را اطلاع داد؛ موجب نگرانی شد و در همان مقام شریف، سلامت شما را از خداوند تعالی خواستم. اکنون که مرقوم شریف واصل شد، از مندرجات معلوم می‏شود که بحمد اللَّه تعالی خیلی مهم نبوده است. از خداوند تعالی سلامت و عافیت جنابعالی و سایر متعلقین و اقوام را خواستار است. ماها بحمد اللَّه سلامت، و مصطفی ارادتمند است. مرقوم شده بود از بندر ...[1] کسی اینجاست؛ گرچه چندان اهمیتی ندارد و از این امور احتراز ممکن نیست، لکن گفتم تحقیق شود. خدمت عموم بستگان و خصوص آقازاده‏های محترم سلام می‏رساند.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 211)

ـ نامه به آقای مصطفی اشرفی و ابراز نگرانی از زندانی بودن علما (1354)

«خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و ثقة الاسلام آقای اشرفی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، سلامت و توفیق جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. این جانب بحمد اللَّه مزاجاً سلامت و در حال حاضر گرفتاریهای زیادی موجب ناراحتی است و فعلًا قریب پانصد نفر از اهل علم در حبس و برای ...[2] گرفتارند. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم.

خدمت جناب ثقة الاسلام آقای اخوی- دامت افاضاته- سلام برسانید.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 120)

ـ پیام به کارکنان شرکت نفت؛ ضرورت ادامه اعتصابات (1357)

«سلام من و ملت ایران بر کارگران و کارمندان شرکت نفت ایران! رحمت خداوند تعالی بر شما آگاهانی که با اعتصاب پر ارزش خود، روی ملت را سفید نمودید! اعتصاب شما هر روز و هر ساعتش با ارزش و کوبنده است؛ ارزشمند برای ملت غارتزده ایران که از جریان این طلای سیاه و مخزن پر برکت کشور که سالهاست خائنان به غارت داده‏اند و نفتخواران به غارت برده‏اند، جلوگیری کرده و از هدر دادن مال ملت فقیر به اندازه قدرتتان منع نموده‏اید؛ و...

دولت نظامی غیر قانونی سعی دارد با سرنیزه مردم را به حالت عادی خود برگرداند؛ غافل از آنکه با سرنیزه نمی‏شود رضایت ملت را جلب کرد. این سرنیزه‏ها بالاخره انفجار عظیمی را به بار خواهند آورد...

نهضت مقدس اسلامی ما عمر چپاولگریها و دیکتاتوریها را در ایران به سر آورده است. صاحب‏منصبانی که بر روی ملت آتش می‏گشایند باید بدانند که پیروزی ملت نزدیک است و انتقامش از خائنینْ سخت؛ عهد و پیمان شاه سست است و قهر انقلابی ملتْ سهمگین. و باید بدانند که شاه ممکن است آنان را نیز مانند نوکرهای وفادارش- برای ابقای خود- به محاکمه و زندان بکشد.

من از اعتصاب جمیع جناحها، فرهنگیان و بازاریان و اصناف، اعتصاب شرکت نفت و مخابرات و شرکت واحد و مطبوعات و اعتصاب سایر ادارات و مؤسسات دولتی [و] خصوصی که برای نجات میهن و برای خدمت به اسلام و مسلمین بوده است تشکر می‏نمایم...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 498 ـ 500)

ـ مصاحبه با خبرنگار رادیو- تلویزیون سوئیس؛ کمونیستها در ایران- خیانتهای شاه (1357)

سؤال: [حضرت آیت اللَّه، در ایران همه چیز به شاه بستگی دارد. در اطراف او هیچ نهضت سیاسی قدرت نفس کشیدن ندارد. شما خواستار رفتن شاه هستید. آیا شما دعوت به بی‏نظمی و آشوب نمی‏کنید؟ آیا مارکسیستها نخواهند توانست کشور را به طرف الحاد بکشانند؟]

جواب: چیزهایی که به شاه بستگی داشت از هم گسیخته شد و اکنون شاه در ایران هیچ نقشی ندارد. تمام این ناآرامیها و اختلافات برای این بود که شاه با استبداد و خیانت با این ملت عمل می‏کرد. این استبداد و خیانت باعث این مسائل شد. اگر شاه برود و حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی جانشین این رژیم شود، تمام این ناآرامیها برطرف می‏گردد و ایران صورت دموکراسی حقیقی به خود می‏گیرد. و اما مارکسیستها و کمونیستها هیچ نقشی در ایران که بیش از سی میلیون مسْلم دارد و همه با فریادهای اسلام طلبی بپاخاسته‏اند، ندارند و ما هیچ خوفی از آنها نداریم.

[شما حضرت آیت اللَّه، با کریم سنجابی از جبهه ملی در پاریس بحث مهمی داشتید. آیا شما با این حزب سیاسی مشترکاً مبارزه خواهید کرد؟ یعنی آیا ائتلاف می‏کنید؟]

- من مسائل و مطالبی که داشتم، و امکان ندارد یک قدم از آنها برگردم، به ایشان گفتم و ما با جبهه خاصی ائتلاف نداریم. همه ملت با ما، و ما با همه ملت هستیم. و هر کس این مطالبی که ما داریم و عبارت است از استقلال مملکت با آزادی همه جانبه و جمهوری اسلامی که قائم مقام رژیم سلطنتی است، هر کس با اینها موافقت کند از گروه ماست و از ملت است. و اگر موافقت نکند، بر خلاف مصالح اسلام و ملت گام برداشته است و ما هیچ ربطی با او نخواهیم داشت. و آنهایی که با ما موافقت کنند، ما هم با آنها هم صدا خواهیم بود، لکن ربط خاصی با کسی نداریم.

[حضرت آیت اللَّه، امریکایی‏ها تأثیر بسزایی روی ارتش ایران دارند. چرا تا به حال ارتش نسبت به شاه وفادار مانده است؟ آیا فکر می‏کنید وفاداری ارتش به شاه ادامه خواهد داشت؟ و آیا نیروهای مخالف آن قدر قوی هستند که شاه را علی رغم پشتیبانی ارتش به زیر بکشند و سرنگون کنند؟]

- با این وضعی که الان هست و قیامی که ملت کرده است، معلوم نیست ارتش وفادار به شاه باشد. چون ملت از خود آنهاست و آنها هم از ملتند. و ملت به واسطه همبستگی‏ای که به هم دارند قدرتی دارند که بالاخره ارتش را جذب می‏کنند. این امریکایی‏ها هستند که به واسطه نفوذی که در ارتش دارند، ارتش را نگه داشته که از شاه محافظت کنند. و الّا خود ارتش معلوم نیست که وفادار باشند و اگر هم فی الجمله وفاداری باشد، ملت آنها را جذب خواهند کرد.

[ایران برای غرب از اهمیت اقتصادی و استراتژیکی بسزایی برخوردار است. آیا حضرت آیت اللَّه فکر می‏کنند امریکایی‏ها حاضر باشند موقع خودشان را در منطقه خلیج فارس با اجازه دادن به تغییرات اساسی در ایران به خطر بیندازند؟]

- خطری که متوجه منطقه است از بی‏لیاقتی شاه و فساد دستگاه وی و دستگاه حاکمه است. ما می‏دانیم که دولتهای صنعتی به نفت و چیزهای دیگر نیاز دارند. لکن ما به ملت متکی هستیم و جمهوری اسلامی یک جمهوری متکی به ملت است که باید آزاد و مستقل باشد و به جایی پیوسته نباشد. ما نیازهای آنها را با مصالحی که داریم در مواقع خودش به نحوی که احترام متقابل بین دوَل مزبور و ما باشد، ان شاء اللَّه برآورده می‏کنیم. و نفت را آن طوری که مشتریان نفت با رعایت و حفظ مصالح ما بخواهند به آنها می‏دهیم. و اگر خطری باشد از ناحیه خود آنها خواهد بود، که می‏خواهند با بی‏عدالتی با ما رفتار کنند، نه از ناحیه ما که می‏خواهیم با عدالت و احترام متقابل عمل کنیم. این پشتیبانی لجوجانه‏ای که امریکا از شاه می‏کند، محتمل است موجب یک انفجار عظیم بشود که اشکالات سیاسی و اجتماعی و مالی به بار می‏آورد. باید امریکا از این لجاجت دست بردارد.

[حضرت آیت اللَّه، بانکها یکی از هدفهای حملات مردم است. سوئیس کشور بانکهای مهم بین المللی است. و چنین به نظر می‏رسد که به طور قطع مقدار زیادی از سرمایه‏های ایران به سوئیس منتقل شده باشد. در این باره شما چه فکر می‏کنید؟]

- خرابیهایی که در ایران پیدا شده و انقلاب ایران، در اثر مفاسدی است که در هیأت حاکمه وجود دارد. و همچنین بر اثر کارهای مخالف عقل است که شاه انجام می‏دهد. و خرابیهایی که با دست عمال شاه در سراسر مملکت انجام می‏گیرد، برای ضربه زدن به مردم و بد جلوه دادن مبارزات اصیل مردم ایران است که با حمله به مراکز استثمار و فحشا و فساد، تنفر خود را از هر چیزی که موجب انحراف و غارتگری است اعلام می‏کنند. الان خبرگزاریهای داخلی و خارجی اطلاع می‏دهند که در شهرهای ایران دستجاتی از اشرار و یا عده‏ای از کماندوها به صورت کولیها و بومیها به شهرها حمله می‏آورند و خرابکاری می‏کنند. و اینهاست که موجب شده ثبات مملکت متزلزل شود. اگر شاه برود و حکومت جمهوری اسلامی که حکومت دموکراسی واقعی است به جای آن بیاید، این ناآرامیها از بین می‏رود و در ایران ثبات برقرار خواهد شد. رژیم ایران به یک نظام دموکراسی‏ای تبدیل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‏گردد و سرمایه‏ها به ایران برمی‏گردد و به نفع مردم از آن استفاده می‏شود.

[حضرت آیت اللَّه، سیاست اقتصادی رژیم فعلی به وابستگی شدید ایران به خارجه منجر شده است. آیا برگشت به یک سیاست اقتصادی مستقل امکان دارد؟ و شما چگونه این کار را خواهید کرد؟]

- یکی از خیانتهایی که شاه به کشور ما کرده است، وابسته کردن اقتصاد ما به اجانب است. اقتصاد ما، به واسطه اعمال شاه، چه در اصلاحات ارضی که به طور کلی موجب فساد زراعت شده، و چه هزینه‏های بسیار فوق العاده‏ای که به طور بیهوده خرج شده، مثل خریدن سلاحهای بسیار زیاد که برای ملت ما نفع ندارد که ضرر هم دارد. و برای اجانب با آن سلاحها پایگاه درست شده است و ... موجب ضعف اقتصاد و پاشیدگی اقتصادی و به هم ریختن بنیادهای اقتصادی است. مردم ما با انقلابی که شده است قادر هستند همه امور را در مجرای صحیح و مستقل قرار دهند.

- [حضرت آیت اللَّه، دیروز امینی‏[3] با شاه ملاقات کرده است. اگر او به نخست‏وزیری منصوب گردد، آیا به نظر شما این آخرین شانس برای نجات رژیم خواهد بود؟]

- دیگر هیچ چیز برای شاه، شانس بقا نمی‏آورد. همه ملت ایران در تمام شهرستانها قیام کرده‏اند و با این قیام ملت تا شاه نرود، آرامش پیدا نخواهد شد و کسی نمی‏تواند شاه را نجات دهد. او چاره ندارد جز اینکه برود، و ابرقدرتها چاره ندارند جز اینکه با ملت ما مخالفت نکنند، که اگر مخالفت کنند برای آنها بدتر خواهد شد.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 501 ـ 504)

ـ مصاحبه با روزنامه آلمانی دنیای سوم؛ اوضاع عمومی ایران قبل و بعد از انقلاب (1357)

سؤال: [آقای خمینی، آیا به نظر شما، با توجه به افزایش فشار بر رژیم شاه، دوران سلطنت وی رو به پایان است؟]

جواب: یک رژیم شاه با اعمال خشونت و کشتار بی‏سابقه مردم در سال گذشته و با فساد بی‏حد و حصر، آن چنان کشور را بر هم زده است که جز با رفتن او امکان ندارد راه حلی را که مورد قبول مردم باشد عنوان نمود.

[پس از سرنگونی رژیم شاه، چه نوع حکومتی را پیشنهاد می‏کنید؟ آیا شما در صدد حفظ نظام سلطنتی در چارچوب قانون اساسی و همچنین حفظ سلطنت پهلوی هستید؟ شما چه نوع حکومتی را ترجیح می‏دهید؟]

- ملت ایران خواستار حکومت اسلامی است، و من جمهوری اسلامی متکی به آرای مردم را پیشنهاد کرده‏ام. و سلطنت پهلوی و یا نظام شاهنشاهی چیزی است که ملت ایران طی بیش از یک سال گذشته عموماً آن را نفی کرده‏اند و هر کس با آن موافق باشد، خائن به ملت ایران است.

[خواسته‏های مردم در مورد درآمد بیشتر و شرایط اجتماعی- اقتصادی بهتر، نقش اساسی در موقعیت سیاسی کنونی ایران ایفا می‏کند. این منافع موجه مردم، چگونه می‏تواند به دست آید و عملی گردد؟]

- با رفتن شاه ترمیم خرابیها ممکن خواهد بود. کشاورزی که بکلی از بین رفته است اصلاح می‏گردد. درآمد حاصله از نفت که حیف و میل و صرف هزینه‏های زائد و مضر شده است، به مصرف رفاه حال مردم فقیر خودمان خواهد رسید. توزیع ثروت و درآمدها بر اساس عدالت اسلامی، وضع توده‏های مردم ما را بهبود خواهد بخشید.

- [برای برنامه‏های اصلاحی شاه، که به عنوان «انقلاب سفید» یا «انقلاب شاه و مردم» مطرح است، چه اهمیتی قائل هستید؟ امروزه شما درباره اصلاحات ارضی چگونه فکر می‏کنید و اثرات آن را بر جمعیت روستایی و مهاجرت مداوم آنها چگونه می‏بینید؟]

- اصلاحات ارضی شاه جز برنامه‏ای برای از بین بردن کشاورزی ایران و تحمیل اقتصاد تک محصولی بر جامعه ما چیزی نبود. به طوری که امروز اکثر نیازهای غذایی ما از خارج وارد می‏شود. با برهم خوردن وضع کشاورزی دهقانان، دهات و زمینها را رها کرده و به شهرها هجوم آورده‏اند. سیاست غلط شاه هم در مورد صنایع مونتاژ، نه تنها مشکلی را حل نکرد و زندگی روستاییان مهاجر را، حتی در حد قابل تحمل تأمین ننمود، بلکه کشور را هر چه بیشتر وابسته به اجانب کرد که اثرات سوء اقتصادی آن غیر قابل محاسبه است.

[همزمان با اصلاحات ارضی، سرمایه‏ای کردن صنایع در ایران نیز به شکل پروژه‏های موقت صنعتی توسعه پیدا کرده است. تأسیس این صنایع منجر به تغییراتی در تولید و توزیع کالاها می‏شود. بازاریان تقاضای کاهش تولید کالاهای صنعتی را نکردند، بلکه خواستار بازگشت به شرایط تولیدی سنتی شدند. آیا شما فکر می‏کنید که با توجه به منافع بازاریان و مصرف کنندگان، توسعه کالاهای مصرفی صنعتی چگونه باید سازمان داده شود؟]

- سیاست صنعتی رژیم شاه، توسعه صنایع مصرفی و مونتاژ و وابسته کردن صنایع به صنایع اجنبی است. سیاست صنعتی دولت جمهوری آینده بر اساس ایجاد صنایع بنیادی و مادر خواهد بود، به طوری که هر گونه وابستگی از بین برود. با ایجاد صنایع بنیادی مادر، توسعه کالاهای مصرفی صنعتی نیز به شکلی توأم با آن پیشرفت می‏کند که منافع مصرف کنندگان ایرانی را مقدم بر هر چیز حفظ خواهد کرد.

[به گفته شاه، قرار است ایران ظرف بیست سال آینده به یک کشور صد درصد غربی تبدیل شود. این موضوع هم به دموکراسی غربی، صرفِ نظر از احزاب کمونیست، و هم به شرایط تولید و سطح زندگی در غرب دلالت دارد. آیا به نظر شما، این مسأله آینده مطلوبی برای ایران دربردارد؟ و شما چه راه حلی پیشنهاد می‏کنید؟]

- شاه برای اغفال مردم از این گونه حرفها بسیار گفته و می‏گوید. و امروز در ایران و در بسیاری از کشورها برای کسی کمترین تردیدی باقی نمانده است که شاه برای سرپوش گذاشتن بر روی جنایات و نیز شکستهای پی در پی خود متوسل به چنین دروغ‏پردازیها می‏شود. گذشته از این، ملت ایران با داشتن مکتبی مترقی چون اسلام، دلیلی ندارد که برای پیشرفت و تعالی خود از الگوهای غربی و یا کشورهای کمونیست تقلید کند.

[آیا شما دارای نظریات بخصوصی درباره کاهش تفاوت فاحش زندگی بین مردم شهری و روستایی، بورژوا و کارگر و دهقان هستید؟]

- آری، برنامه‏های اسلامی ما که در آینده به خواست خداوند اعلام و اجرا خواهد شد، به بهترین وجهی می‏تواند به این امر مهم بپردازد تا سرمشقی برای همه مردم جهان باشد.

[شما چگونه می‏خواهید فساد مالی کنونی و تورم همراه آن را از بین ببرید؟]

- چنانچه دست دزدها و غارتگران داخلی و خارجی کوتاه شود و برنامه‏های اقتصادی بر اساس نیازهای معقول و منطقی جامعه طرح‏ریزی و اجرا گردد، و نیز قوانین غیر الهی که وسیله دست سودجویان است از میان برود، مسأله‏ای به نام تورم برای مملکت باقی نخواهد ماند.

[در دولت بدون شاه، شیعه چه نقشی به عهده خواهد داشت؟]

- اساساً در تشکیلات حکومتی، شاه و مقام سلطنت زائده‏ای است که اگر دخالتی در امور نکند- که نباید بکند- دلیلی بر ماندنش نیست. و اگر دخالت کند که همیشه شاه چنین کرده است و با دخالتش در امر حکومت، حقوق تمامی ملت را پایمال کرده و هنگامی هم که مردم می‏خواهند حق خود را از وی بگیرند لجاجت می‏کند و دست به کشتار می‏زند. اینجاست که شیعه دست به کار می‏شود و با استمداد از فرهنگ غنی اسلام، چنین نهضت عظیمی بپا می‏کند، و تا جایگزینی نظامی که منطبق با موازین مورد قبول اسلام است از پای نمی‏نشیند.

[تشیع در نظر کشورهای غربی به عنوان عنصری محافظه کار در پیشرفت قلمداد شده است. همچنین ما خواسته‏های شیعیان را مبنی بر کناره‏گیری زنان از صحنه زندگی اجتماعی و نیز بازگشت به قوانین شیعی که می‏خواهد سنت مذهبی مبنای قوانین حکومتی قرار گیرد، همان طوری که در قانون اساسی- که به طور غیر قانونی به صورت از بین رفته درآمده- نیز ذکر شده است، شنیده‏ایم. ما همچنین شنیده‏ایم که تشیع سبک زندگی غربی را برای اینکه با سنتهای مذهبی توافق ندارد رد می‏کند. آیا ممکن است شما نظر خود را درباره این مسأله بر اساس مذهب تشیع بیان کنید؟]

- تشیع که مکتبی است انقلابی و ادامه اسلام راستین پیامبر (ص) است همچون خود شیعیان، همیشه مورد حملات ناجوانمردانه مستبدین و استعمارگران بوده است. تشیع نه تنها زنان را از صحنه زندگی اجتماعی طرد نمی‏کند، بلکه آنان را در جامعه در جایگاه رفیع انسانی خود قرار می‏دهد. ما پیشرفتهای دنیای غرب را می‏پذیریم، ولی فساد غرب را که خود آنان از آن ناله می‏کنند نه.

[ایرانی بودن، یک موقعیت ملی مستحکمی را به وجود آورده است که تناقضات چندانی را بین اقلیتهای مذهبی از قبیل یهودیها، مسیحیها و یا روحانیون اقلیتها در ایران به وجود نیاورده است. در حکومت مورد نظر شما، روابط بین این اقلیتها چگونه خواهد بود؟]

- اسلامی بودن، بیش از ایرانی بودن بین افراد ملت ایران روابط مستحکم برقرار کرده است. اقلیتهای مذهبی نه تنها آزادند، بلکه دولت اسلامی موظف است از حقوق آنان دفاع کند. و دیگر اینکه هر ایرانی حق دارد که مانند همه افراد از حقوق اجتماعی برخوردار باشد. مسلمان یا مسیحی و یا یهودی و یا مذهب دیگر فرقی ندارد.

[نفوذ غرب در ایران دارای اهمیت است. مثلًا چهل هزار مستشار امریکایی به طور دائم در ایران به سر می‏برند که اغلب در ارتش هستند. سیاست خارجی شما چگونه خواهد بود؟]

- حضور مستشاران نظامی امریکایی در ایران به دنبال سیاستهای ضد اسلامی و ضد ملی رژیم ایران است، که علاوه بر هزینه هنگفت آن که بر ملت سنگینی می‏کند، آنان را چنان تسلطی بر ارتش و مقدرات کشور داده است که شرف و حیثیت صاحب منصبان و درجه داران ارتش را به دست آنان لکه دار و نابود کرده است، و ما در این گونه موارد بر اساس یک سیاست مستقل و آزاد، بدون دخالت قدرتها عمل خواهیم کرد.

[در مقایسه با کشورهای «اوپک» نرخ کنونی نفت در ایران بسیار پایین است. آیا به نظر شما، در مقایسه با کالاهای سرمایه‏ای خریداری شده از غرب، بهای نفت ایران کافی است یا تعدیلاتی باید صورت گیرد؟]

- طبقه سرمایه دار غرب، به منظور حد اکثر سود و نیز تسکین بحرانهای اقتصادی در مصرف نفت، بی‏نهایت اسراف می‏کند، بدون آنکه به بحران عظیم و خطرناک آینده جهان به هنگام پایان یافتن این ماده حیاتی بیندیشد. بحرانی که از یک سو کشورهای تولیدکننده نفت که پس از پایان این منابع عظیم، قدرت خرید خود را از دست می‏دهند، و از سویی سایر کشورها نیز ناچار خواهند شد بهای غیر قابل تحملی برای انرژی لازم بپردازند. بنا بر این مسأله نفت، تنها مسأله قیمت آن نیست، که هم اکنون غیر عادلانه است. مسأله این است که باید به نفت نقش بایسته و حساب شده در اقتصاد کشورها و به طریق اولی‏ کشورهای نفت‏خیز داد، و به اقتصاد کشور قابلیت رشد واقعی بخشید، و نه رشد کاذب. ما سیاست نفتی خود را بر این اساس تنظیم خواهیم کرد. در این صورت است که می‏توانیم به عنوان طرف مساوی درباره قیمت نفت و فرآورده‏های آن و قیمت کالاهایی که می‏خریم، به آنچه عدل است عمل نماییم.

[به نظر شما روابط آینده‏تان با روسیه شوروی، کشورهای عضو پیمان ورشو و چین کمونیست چگونه است؟ روابط کنونی این کشورها با ایران ممکن است خیلی سرد توصیف شود]

- در حال حاضر روسیه شوروی و چین هر دو خود را با حمایت از شاه در صف مخالفین ملت ایران قرار داده‏اند. در آینده سیاست خارجی ما بر مبنای اصل حفظ آزادی و استقلال کشور و احترام متقابل خواهد بود. آنها با رعایت این اصل باید تصمیم بگیرند.

[شما برای ایران چه اهمیتی را در خلیج فارس و اقیانوس هند قائل هستید؟]

- اهمیت استراتژیکی منطقه غیر از اهمیتی است که برای کسانی که چشم طمع به منطقه دوخته‏اند دارد. ما بر اساس حفظ آزادی و استقلال بدون قبول نقش ژاندارمی، با سایر مردم منطقه، امنیت آن را حفظ خواهیم کرد و مانع نفوذ ابرقدرتها خواهیم شد.

[روابط شما با برادران عرب مسلمان چگونه خواهد بود؟ این روابط در حال حاضر تا حدودی محدود است‏]

- روابط ما برادرانه است، که منشأ آن از مذهبمان است. و تاریخ و فرهنگمان نیز مشترک است. ما همیشه مشکلات یکدیگر را می‏فهمیم و دشمنانمان نیز مشترک هستند.

[در حال حاضر ممکن است ایران را در مناقشات خاورمیانه، طرفدار اسرائیل نامید. چه اصلاحاتی را پیشنهاد می‏کنید؟]

- رژیم شاه در شرایط فعلی طرفدار اسرائیل است، و من نزدیک بیست سال است که در اعلامیه‏ها و سخنرانیهای خود با این امر مخالفت کرده و طرفداری خود را از مبارزات بحق ملت عرب و فلسطین اعلام داشته‏ام.

[چرا شما مجبور شدید عراق را ترک کنید؟ چرا برای ادامه تبعید خود، در پاریس اقامت می‏کنید؟ در صورتی که امکان بازگشت به ایران به شما پیشنهاد شده است چرا پاریس را دوست دارید؟]

- عراق تحت فشار شاه، مرا در فشار قرار داد و من وظیفه شرعی و الهی خودم دیدم که برای انجام مبارزات خود به ناچار آن کشور را ترک کنم. در فرانسه موقتاً هستم و مکان هم برای من مطرح نیست.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 505 ـ 510)

ـ مصاحبه با مجله «ویکلی مگزین»؛ حمله مردم به مراکز فساد (1357)

سؤال: [شما فرمودید که مبارزه مسالمت‏آمیز خواهد بود، چرا از این حد بیرون رفته و به صورت فعالیتهای تخریبی درآمده است؟]

جواب: مبارزه از طرف ملت، با آرامی شروع شد، لکن از طرف شاه، خشونت‏آمیز شد و مردم را به عصیان بیشتر واداشت. به علاوه بسیاری از این تخریبها به دست خود مأمورین شاه انجام گرفته و می‏گیرد. مردم فقط مراکز فساد را می‏کوبند، زیرا خواستار یک حکومت حق هستند.

[شما گمان می‏کنید که نظامیان، به دستور شاه از روز یکشنبه شهرها را رها کردند و رفتند، تا این کارها انجام بگیرد و سوژه باشد برای حکومت نظامی که بعداً ایجاد کنند؟]

- اکثر آتش‏سوزیهای آن روز از طرف دستگاه بوده است و مردم فقط مراکز فحشا و استثمار را از بین می‏بردند.

[اگر شاه برود، بر سر ایران چه می‏آید؟ آیا ایران از تحت نفوذ امریکا بیرون می‏رود؟]

- به نظر ما چنانچه شاه برود، ایران، ایران خوبی خواهد شد ان شاء اللَّه. نفوذ ابرقدرتها از آن برداشته می‏شود و ایران مال ایرانی می‏شود و همه قوای ایران فعلًا صرف تعمیر خرابیهای شاه خواهد شد.» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 511)

ـ سخنرانی [در جمع ایرانیان مقیم خارج؛ لزوم تشکیل حکومت اسلامی و هدف از آن (1357)

«ما عرض کردیم که ملت ایران- که ما هم دنبال ملت ایران هستیم- آنها سه تا اصل را تقاضا دارند، و در تظاهراتی که سرتاسر ایران کردند و حالا هم می‏کنند این سه تا اصل را ذکر می‏کنند و مقصودشان تحقق این سه تا اصل است. البته آنکه مقصود اصلی و هدف اصلی است، آن اصل سوم است که حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی. آنکه هدف نهایی و اصلی است آن است لکن دو اصل دیگر هم در آن مُنْضَم است؛ یعنی اگر همان اصل فقط هم می‏گفتند، این دو تا اصل هم لازمه آن هست. آنها که می‏گویند ما حکومت اسلامی می‏خواهیم یا جمهوری اسلامی می‏خواهیم، تحقق جمهوری اسلامی نفی رژیم سلطنتی است، و نفی رژیم سلطنتی نفی شاه است، در صورتی که شاه هم قانونی بوده باشد حکومتش و الّا از اول دیگر بی‏اساس است...

حکومت فاسد موجب همه فسادهایی است که از همه اطراف به ما احاطه کرده. بنا بر این خودِ این الآن یک هدفی شده است برای مردم که این آدم نباید باشد و این رژیم نباید باشد. این خودش یک هدفِ- کأنّه- اصیلی الآن از برای مردم است و لو اینکه وقتی که ما آن هدف اصلی را ملاحظه کنیم، این مقدمه اوست و لازمه اوست. نبودن این رژیم لازمه بودن رژیم صحیح اسلامی است...

ما از این پیرمردهای هفتاد سال پیش از این، هفتصد سال پیش از این می‏پرسیم که شما نسبت به ما چکاره هستید؟ شما به چه دلیل یک کسی را سلطان برای ما قرار دادید؟ چون ما خودمان در این زمان باید انتخاب کنیم. به مجرد اینکه در هفتصد سال پیش از این یک اشخاصی آمدند و یک کسی را، یا یک سلسله‏ای را سلطان کردند، این اسباب این می‏شود که نسبت به ما هم یک وضع عقلی قانونی داشته باشد؟ به چه دلیل؟ هر قانون این را بگوید غلط است که باید حتماً شما تسلیم بشوید به آنی که هفتصد سال پیش از این روی عقل خودش یک چیزی را گفته است و یک کسی [را] سلطان کرده...

پدران ما چه حقی داشتند که یک همچو کاری بکنند؟ نه ما پدرانمان را وکیل کرده بودیم و نه خودمان وکیل کرده بودیم این وکلا را. اینها بیجا یک همچو کاری کردند...

ما فرض می‏کنیم آن سلطنت موهبت الهی بوده است که مردم داده‏اند به شاه؛ حالا ما این هم فرضش می‏کنیم که خیر، خود این مردم همه با هم جمع شدند و این موهبت الهی را تقدیم آقای «آریامهر» کردند! خوب الآن که مردم همه دارند می‏گویند نمی‏خواهیم، خوب تمام می‏شود که قضیه! خوب یک چیزی مردم دادند حالا می‏گیرند. یک چیزی که اختیار دادنش دست یک کسی است، اختیار گرفتنش هم دست خود اوست.

ما فرض می‏کنیم که همه مردم جمع شدند یک روزی گفتند که محمد رضا خان سلطنت برای او باشد، ما این «موهبت الهی» را تقدیم ایشان کردیم؛ حالا را شما چه می‏گویید؟ تو حالا می‏خواهی سلطنت بکنی! سلطنت سابق بسیار خوب؛ تا حالا قانونی به قول خودت! از حالا که مردم دارند می‏گویند نه، دیگر چه؟...

بنا بر این، این اصلی که ایشان نباید باشد، مردم می‏گویند نباید باشد ... حالا مردم می‏گویند نباید باشد...» (صحیفه امام، ج‏4، ص: 512 ـ 522)



[1] - خوانده نشد.

[2] - خوانده نشد.

[3] - علی امینی.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)