کد مطلب: 3927 | تاریخ مطلب: 31/05/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

سی ویکم مرداد

سی ویکم مرداد

ـ تلگراف به آقای محمدتقی فلسفی؛ ادامه سخنرانی در اصفهان و شیراز (1343)

ـ نامه به دخترش، خانم فریده مصطفوی؛ خانوادگی (1351)

ـ پیام به اهالی آبادان درباره آتش‏سوزی سینما رکس (1357)

ـ پیام به ملت ایران و اهالی کردستان؛ وظایف ارتش و وضع کردستان (1358)

ـ نامه تشکر به آقای گلپایگانی؛ حمایت از سرکوب ضد انقلاب در کردستان (1358)

ـ حکم انتصاب آقای محمد صدوقی به سمت امام جمعه یزد (1358)

ـ تلگراف به آقای محمدتقی فلسفی؛ ادامه سخنرانی در اصفهان و شیراز (1343)

«حضرت حجت الاسلام آقای فلسفی‏

پس از اهدای سلام، تلگرافاً از اصفهان تقاضا شده است که جنابعالی ده روز دیگر اهالی را مستفیض فرمایید. مقتضی است اجابت فرمایید. از مساعی جمیله جنابعالی و منابر مفیدتان باید تقدیر و تشکر کنم. از علمای اعلام شیراز نیز دعوتی از جنابعالی شده است و تقاضای اجابت نموده‏اند؛ مقتضی است اجابت فرمایید. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و وحدت کلمه آنها را خواستار است.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 365)

 

ـ نامه به دخترش، خانم فریده مصطفوی؛ خانوادگی (1351)

«دختر عزیزم‏

مرقوم شریف واصل، از سلامت شما و دیگران مسرور شدم و از اینکه یادی از پدر پیر کردید متشکرم. امید است شماها همه خوش و خرّم باشید. از خانم‏[1] غیر از تلگراف چیزی نرسیده، لابد اشتغال به خوشیها مانع است. داداش‏[2] اول رجب آمدند کربلا، حالشان خوب است. بحمداللَّه من هم حالم مزاجاً بحمداللَّه سلامت است. امروز خیال رفتن به کربلا برای زیارت نیمه رجب داریم. در همه جا به همه شماها دعا می‏کنم و زیارت می‏نمایم. به خانم و تمام حول و حواشی سلام برسانید. خدمت آقای اعرابی‏[3] و فرشته‏[4] عزیزم سلام برسانید. از خداوند تعالی سلامت همه را خواهانم. والسلام علیک. پدرت‏» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 441)

 

ـ پیام به اهالی آبادان درباره آتش‏سوزی سینما رکس (1357)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

خدمت عموم اهالی محترم آبادان- ایّدهم اللَّه تعالی‏

دریافت خبر بسیار فجیع به آتش کشیدن چند صد نفر هموطنان ما با آن وضع حساب شده موجب تأثر و تأسف شدید گردید. من گمان نمی‏کنم هیچ مسلمانی بلکه انسانی دست به چنین فاجعه وحشیانه‏ای بزند جز آنان که به نظایر آن عادت نموده‏اند و خوی درندگی و وحشیگری، آنان را از انسانیت بیرون برده باشد. من تا کنون اطلاع کافی ندارم؛ لکن آنچه مسلّم است این عمل غیر انسانی و مخالف با قوانین اسلامی از مخالفین شاه که خود را برای حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداخته‏اند و با فداکاری از هم میهنان خود دفاع می‏کنند- به هر مسلکی باشند- نخواهد بود و قراین نیز شهادت می‏دهد که دست جنایتکار دستگاه ظلم در کار باشد که نهضت انسانی- اسلامی ملت را در دنیا بد منعکس کند. آتش را به طور کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأمورین درهای آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست.

گفتار شاه که: تظاهر کنندگان مخالف من «وحشت بزرگ» را وعده می‏دهند؛ و تکرار آن پس از واقعه که: این همان وعده بوده است، شاهد دیگری بر توطئه است؛ نه اینکه واقعاً شاه یک غیبگوی بزرگ است! مصاحبه سابق شاه که ایران را با ملت نابود می‏کنم نیز شاهد این مدعا است. اظهار تأسف و تأثر در بوقهای تبلیغاتی از اشخاصی که هر روز دستشان تا مرفق به خون هم میهنان مسلمان ما فرو رفته است.

شاهد بزرگی است بر نقشه شیطانی شاه و همدستانش، هم آنان که در اکثر شهرهای ایران دست به کشتارهای فجیع زده‏اند.

آیا مردم مظلومی که هر روز به دست همین جنایتکاران به خاک و خون کشیده شده و به وضع بسیار اسفباری کشته شده‏اند هم میهنان ما نبوده‏اند؟ قراین نشان می‏دهد که قضیه دلخراش آبادان چون کشتار سایر شهرهای ایران از یک منشأ به وجود آمده است. آیا از این جنایت کسی جز شاه و بستگانش امید نفعی داشته‏اند؟ آیا تا کنون غیر از شاه که هر چند وقت یک بار دست به کشتار وحشیانه مردم می‏زند این قبیل صحنه‏ها را به وجود آورده است و یا خواهد آورد؟ این مصیبت دلخراش برای شاه، شاهکار بزرگی است تا به تبلیغات وسیع در داخل و خارج دست زند و به بوقها و مطبوعات دست نشانده داخل و نفع طلب خارج دستور دهد که هر چه بیشتر برای اغفال مردم این جنایت را منتشر و به ملت محروم و مظلوم ایران نسبت دهند تا در خارج، ملت حق طلب ایران را مردمی که به هیچ ضابطه انسانی و اسلامی معتقد نیستند معرفی نماید.

من به ملت بزرگ ایران اعلام خطر می‏کنم، خطر اینکه دستگاه این گونه اعمال وحشیانه و ضد اسلامی را در سایر شهرهای ایران انجام دهد تا تظاهرات پاک مردم شجاع ایران را که با خون خود ریشه درخت اسلام را آبیاری می‏کنند لوث نماید. لازم است گویندگان، مطلبی را که به نابودی انقلاب رهایی‏بخش اسلام منجر می‏شود برای مردم روشن نمایند. این مصیبت بزرگ را به ملت مسلمان ایران بخصوص به مردم ستمدیده آبادان و به خانواده‏های داغدیده تسلیت عرض نموده و خود را در غم بزرگ و جانکاه آنان شریک می‏دانم. از خداوند تعالی نصرت اسلام و مسلمین و قطع ایادی اجانب و پیوستگان به آنها را خواستارم.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 445 ـ 446)

ـ پیام به ملت ایران و اهالی کردستان؛ وظایف ارتش و وضع کردستان (1358)

«بسم اللَّه المنتقم‏

از مقام رهبری انقلاب و فرماندهی کل قوا اخطار می‏کنم:

1- این جانب پشتیبانی خود را از قوای انتظامی، ارتش، ژاندارمری، شهربانی و پاسداران انقلاب اعلام می‏کنم؛ و اجازه نمی‏دهم قلم یا قدمی در تضعیف آنان به کار رود. متخلفین مجرم؛ و در صورت احساس توطئه در دادگاههای انقلابی محاکمه انقلابی می‏شوند. و از این تاریخ هیچ کس و هیچ مقامی حق تضعیف آنان را ندارد.

2- افراد قوای انتظامی فوق باید اطاعت از ما فوق و حفظ سلسله مراتب را بکنند و در صورت تخلفْ مجرم شناخته می‏شوند و با احساس توطئه، دستور محاکمه در دادگاههای صحرایی را می‏دهم.

3- اعتصابات قوای انتظامی اکیداً ممنوع اعلام می‏شود و در صورت تخلفْ مجرم شناخته می‏شوند؛ و محرکینْ ضد انقلاب شناخته می‏شوند و در دادگاههای انقلابی به کیفر انقلابی می‏رسند، و با احساس توطئه، دستور دادگاههای صحرایی نسبت به آنان را می‏دهم.

4- اکیداً دستور می‏دهم که قوای انتظامی، بخصوص ارتش و پاسداران انقلاب، هماهنگ باشند و تمام گروههای پاسدار نیز هماهنگ باشند؛ و در سرکوبی اشرار و پاکسازی مناطق، بخصوص کردستان و خوزستان همکاری کنند. متخلّفینِ مُجرم، و محرکینْ محاکمه انقلابی می‏شوند.

5- به اعضای حزب دمکرات، و کردهای غیور و پاکدل که از طرف سران توطئه‏گر این احزاب و خیانتگران به اسلام و ملت اغفال شده‏اند، اعلام می‏شود در صورتی که خائنان را رها کرده و به ملت و به اسلام بپیوندند و خود را به پادگانها و مقامات انتظامی معرفی کرده سلاح خودشان را تحویل دهند، مورد عفو واقع می‏شوند، و اگر سران خائن را دستگیر و تحویل دهند، پاداشی بزرگ به آنها می‏دهم. و در صورتی که در مخالفت با ملت و دولت پایداری کنند به سزای اعمال ضد اسلامی خود می‏رسند و با شدت با آنان عمل می‏شود.

6- به مردم شریف کردستان اعلام می‏کنم که شما را برادر و برابر خود می‏دانیم، و از حقوقی برابر با سایر برادران ایرانی‏تان در هر کجا که باشید، برخوردار خواهید شد. و در جمهوری اسلامی هیچ فرقی بین ترک، کرد و لُر و عرب و فارس و بلوچ نمی‏باشد. این توطئه گران و وابستگان به اجانب هستند که مانع از اجرای اصلاحات می‏باشند. من از شما مرزنشینان کرد می‏خواهم که با تمام نیرو پشتیبانی از قوای انتظامی نموده و بدخواهان اسلام و کشور را بشدت سرکوب کنید.

7- به مدیر عامل شرکت نفت دستور دادم که با مذاکره با دولت، پول یک روز نفت را به کردستان اختصاص دهند. و دولت موظف است در اسرع وقت، در عرض یک هفته، این امر را انجام دهد و نسبت به سایر استانها نیز اقدام می‏شود و برادران عزیز کُرد ما را که مورد هجوم اشرار قرار گرفته‏اند مورد توجه قرار دهد.

8- از ملت رزمنده و شریف ایران باید تشکر کنم که با کمال صداقت و شجاعت آمادگی خود را برای سرکوبی اشرار و حفظ سرحدات کشور اعلام داشتند و به پشتیبانی از قوای انتظامی برخاستند. پاسداران و سایر قوای انتظامی، امروز از اسلام و در مسیر اسلام هستند؛ و پشتیبانی از آنان وظیفه شرعی و ملی همگی ماست.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 316 ـ 317)

 

ـ نامه تشکر به آقای گلپایگانی؛ حمایت از سرکوب ضد انقلاب در کردستان (1358)

«بسمه تعالی‏

حضرت آیت اللَّه آقای حاج سید محمد رضا گلپایگانی- دامت برکاته- مشهد مقدس‏

تلگراف شریف واصل و موجب تشکر شد. خائنان و استفاده‏جویان از مال ملت، که خود و اربابانشان را در خطر می‏بینند، به تلاش افتاده که به خیال خود با سلب آرامش و ایجاد فجیعه و کشتار مسلمین منطقه، مانع از پیشرفت سیاسی و اجتماعی کشور شوند؛ غافل از آنکه ملت به خواست خداوند متعال آن چنان با هوشیاری بپاخاسته و آماده سرکوبی آنان است که اگر جلوگیری و تقاضای صبر نشود، با بسیج عمومی، ریشه فساد را قطع و به زندگی خائنانه آنان خاتمه می‏دهد. از جنابعالی در تحت قبه مطهر ثامن الائمه- علیهم السلام- امید دعا برای اسلام و مسلمین دارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 318)

 

ـ حکم انتصاب آقای محمد صدوقی به سمت امام جمعه یزد (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای صدوقی- دامت افاضاته‏

پس از اهدای سلام و تحیت؛ در این موقع حساس که لازم است مسائل اجتماعی و سیاسی اسلام گوشزد ملت شود، مقتضی است جنابعالی در یزد اقامه نماز جمعه نموده و مردم را به وظایف شرعی و ملی آنان آشنا فرمایید. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 319)



[1] - همسر امام خمینی؛ که در زمان نگارش نامه فوق برای دیدار از فرزندان و بستگانشان به ایران آمده‏بود.

[2] - آقای سید مصطفی خمینی.

[3] - داماد امام خمینی، همسر خانم فریده مصطفوی.

[4] - نوه امام خمینی.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)