کد مطلب: 3906 | تاریخ مطلب: 27/05/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

بیست وهفتم مرداد

بیست وهفتم مرداد

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1353)

ـ نامه به آقای سید مرتضی پسندیده درباره وجوهات شرعیه (1355)

ـ پیام به نیروهای ارتشی و مردم؛ پایان دادن به غائله پاوه (1358)

ـ حکم به ارتش در تعقیب و دستگیری اشرار کردستان (1358)

ـ حکم انتصاب آقای احمد مطهری به سمت قاضی دادگاههای انقلاب خراسان (1358)

ـ سخنرانی در جمع معلمان کشور؛ مکتب توحیدی- نقش معلم و مادر (1358)

ـ سخنرانی در جمع نمایندگان مجلس خبرگان؛ توطئه احزاب- آزادی و دموکراسی (1358)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1353)

«احمد عزیزم- دو طغرا[1] مرقوم شما واصل شد؛ از سلامت شما و دیگران مسرور شدم. ان شاءاللَّه تعالی همیشه سلامت باشید. در موقع مقتضی و رفع مانع، از آقای لواسانی‏[2] احوال‏پرسی شود و کسی برود برای دیدن ایشان. راجع به تعیین شخص دیگر شما با کسی مذاکره نکنید.[3] من کسی را تعیین نمی‏کنم- عجالتاً و کسی را هم سراغ ندارم. از مواظبت آقای عمّ بزرگوار[4] کوتاهی نکنید. ایشان ضعیف المزاج هستند و باید رسیدگی شوند. منتظر ورود خانم‏[5] در روز چهارشنبه یا شب پنجشنبه هستیم. و السلام علیکم.

29 رجب 94- پدرت‏

به آقای حاج شیخ عبدالعلی‏[6] بگویید اگر امانتی برای کویت خواستید بفرستید به وسیله آقای حاج سید اسماعیل باشد، به وسیله دیگری نفرستید.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 40)

 

ـ نامه به آقای سید مرتضی پسندیده درباره وجوهات شرعیه (1355)

«حضور مبارک حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای پسندیده- دامت برکاته‏

به عرض حضور مبارک می‏رساند، پس از اهدای تحیت و سلام، جواب مرقومات را با وکالتنامه که مرقوم شده بود فرستادم اینک تصدیع می‏دهد مبلغ ده هزار تومان به جناب مستطاب سید الاعلام آقای حاج سید محمد تقی اردبیلی- دامت افاضاته- بپردازید، قبول است.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 165)

 

 

ـ پیام به نیروهای ارتشی و مردم؛ پایان دادن به غائله پاوه (1358)

«از اطراف ایران، گروههای مختلف ارتش و پاسداران و مردم غیرتمند تقاضا کرده‏اند که من دستور بدهم به سوی پاوه رفته و غائله را ختم کنند. من از آنان تشکر می‏کنم؛ و به دولت و ارتش و ژاندارمری اخطار می‏کنم اگر با توپها و تانکها و قوای مجهز تا 42 ساعت دیگر حرکت به سوی پاوه نشود، من همه را مسئول می‏دانم.

من به عنوان ریاست کل قوا به رئیس ستاد ارتش دستور می‏دهم که فوراً با تجهیز کامل عازم منطقه شوند؛ و به تمام پادگانهای ارتش و ژاندارمری دستور می‏دهم که بی‏انتظارِ دستور دیگر و بدون فوت وقت- با تمام تجهیزات به سوی پاوه حرکت کنند؛ و به دولت دستور می‏دهم وسایل حرکت پاسداران را فوراً فراهم کنند.

تا دستور ثانوی، من مسئول این کشتار وحشیانه را قوای انتظامی می‏دانم. و در صورتی که تخلف از این دستور نمایند، با آنان عمل انقلابی می‏کنم. مکرر از منطقه اطلاع می‏دهند که دولت و ارتش کاری انجام نداده‏اند. من اگر تا 24 ساعت دیگر عمل مثبت انجام نگیرد، سران ارتش و ژاندارمری را مسئول می‏دانم. و السلام. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 285)

 

ـ حکم به ارتش در تعقیب و دستگیری اشرار کردستان (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

به رئیس کل ستاد ارتش، و رئیس کل ژاندارمری [جمهوری‏] اسلامی، [و] رئیس پاسداران کل انقلاب اکیداً دستور می‏دهم که به نیروهای اعزامی به منطقه کردستان دستور دهند که اشرار و مهاجمین را که در حال فرار هستند تعقیب نمایند، و آنان را دستگیر نموده و با فوریت به محاکم صالحه تسلیم کنند؛ و تمام مرزهای منطقه را با فوریت ببندند که اشرار به خارج نگریزند. و اکیداً دستور می‏دهم که سران اشرار را با کمال قدرت دستگیر نموده و تسلیم نمایند. اهمال در این امر، تخلف از وظیفه و مورد مؤاخذه شدید خواهد شد. و السلام.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 286)

 

ـ حکم انتصاب آقای احمد مطهری به سمت قاضی دادگاههای انقلاب خراسان (1358)

«جناب مستطاب ثقة الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ احمد مطهری- دامت افاضاته‏

بدین وسیله جنابعالی به سمت قضاوت در دادگاههای انقلاب اسلامی در استان خراسان منصوب می‏شوید که در تشکیل دادگاه و رسیدگی به پرونده متهمان و زندانیان اقدام نموده و احکام شرعیه را درباره ایشان صادر نمایید؛ و در هر حال احتیاط را رعایت نمایید. از خدای تعالی موفقیت آن جناب را خواستارم.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 287)

 

ـ سخنرانی در جمع معلمان کشور؛ مکتب توحیدی- نقش معلم و مادر (1358)

«از امتیازات مکتب توحید با تمام مکتبهایی که در عالَم هست این است که در مکتبهای توحید، مردم را تربیت می‏کنند و آنها را از ظلمات خارج می‏کنند و هدایت به جانب نور می‏کنند. تمام مکتبهایی که مکتب غیر توحیدی هستند، مکتبهای مادی هستند و این مکتبهای مادی یا مردم را از عالم نور برمی‏گردانند به سوی عالم ظلمت و دعوت می‏کنند به مادی‏گری و ماده و از عالم نور منصرف و منحرفشان می‏کنند؛ یا آنها را همان دعوت به ماده می‏کنند و دیگر آن طرفش را کار ندارند. نسبت به عالم نور و ارجاع مردم به عالم نور بیطرف هستند و- علی‏ ایّ حال- هر دو مکتب، چه آن مکتبهای ضد توحیدی و چه آن مکتبهایی که نسبت به توحید کاری ندارند، بیطرفند نسبت به توحید. اینها کارهایی که می‏کنند، تعلیم و تعلمهایی که دارند، تعلیم و تعلمهایی است که مربوط به ماده است و...

در مملکت ما هم وقتی که این فتح بزرگ به دست شما زنها و مردهای محترم انجام گرفت، همه چیز را آزاد گذاشتند: تبلیغات را آزاد گذاشتند، مکتبها را آزاد گذاشتند به طوری که در این چند ماه تقریباً حدود دویست تا شاید گروههای مختلف اظهار وجود کردند! حتی کمونیستهایی که فاسد و مفسدند اظهار وجود کردند. لکن بعد از آن که ما احساس بکنیم که اینها اظهار وجودشان فقط برای تبلیغ نیست، فقط برای این نیست که می‏خواهند مکتب خودشان را عرضه کنند، بلکه مسأله، مسئله توطئه است. عرضه مکتب غیر سوزاندن خرمنهاست! غیر ریختن به دانشگاه و جلوگیری از اینکه دانشگاهیان مشغول کار باشند. غیر از ریختن به کارخانه‏هاست و مانع شدن از اینکه کارخانه‏ها عمل بکنند. غیر از این است که با رفراندمی که مردم و مردمی است و مربوط به مصلحت مردم است مخالفت کنند و تحریم کنند یا آتش بزنند صندوقها را، یا با اسلحه جلو بگیرند از اینکه مردم رأی بدهند. یا در راهپیمایی که کرده‏اند خودشان غائله درست کردند و عده کثیری از جوانهای ما را زخمی کردند، که قریب سیصد نفر زخمی... اینها نمی‏خواهند با منطق صحبت کنند. اینها می‏خواهند که همه مکتبها را سرکوب کنند...

اعلام کردم که اگر چنانچه اینها باز یک همچو کارهایی بکنند، ما تمام ملت را بسیج می‏کنیم، ما تمام پاسدارانی که هستند بسیج می‏کنیم، ما تمام زن و مرد ایران را بسیج می‏کنیم، و ریشه آنها را در می‏آوریم...

نقش معلم در جامعه، نقش انبیاست. انبیا هم معلم بشر هستند. نقش بسیار حساس و مهمی است؛ و مسئولیت بسیار زیاد دارد. نقش مهمی است که همان نقش تربیت است که...

انبیا آمده‏اند این انسانی که به این مرحله رسیده است- و یک مرحله خطرناک است هم برای خودش و هم برای همنوع خودش- آنها را نجات بدهد و متوجه به نور بکند؛ متوجه به مبادی نور بکند؛ آنها را از اخلاق فاسده، از آن اخلاق، و خویهای حیوانی بیرون بیاورند، و به خویهای انسانی و به اخلاق انسانی برسانند...

دامن مادر بزرگترین مدرسه‏ای است که بچه در آنجا تربیت می‏شود. آنچه که بچه از مادر می‏شنود غیر از آن چیزی است که از معلم می‏شنود. بچه از مادر بهتر می‏شنود تا از معلم. در دامن مادر بهتر تربیت می‏شود تا در جوار پدر؛ تا در جوار معلم. [این‏] یک وظیفه انسانی است، یک وظیفه الهی است، یک امر شریف است؛ انسان درست کردن است.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 288 ـ 295)

 

ـ سخنرانی در جمع نمایندگان مجلس خبرگان؛ توطئه احزاب- آزادی و دموکراسی (1358)

‏«وقتی که رفراندم می‏خواست بشود، یک شلوغیهایی ایجاد می‏کردند. آنجا که شکست خوردند، بعد در هر موردی اینها با شکست مواجه می‏شوند. حالا هم که بناست این مجلس محترم تحقق پیدا بکند، این خرابکاریها را پیش آوردند برای اینکه اذهان را متوجه کنند به جای دیگر، و شاید به خیال خودشان نتوانند آقایان به کار خودشان ادامه بدهند، بعد هم که این کار درست شد. بعد که بخواهیم مجلس شورای ملی درست بشود و رئیس جمهور، باز هم منتظر هستیم که این مسائل پیش بیاید. لکن ملت راه خودش را پیدا کرده؛ و ملت و دولت، همه قشرها، به این راه ادامه می‏دهند- چه این شلوغ کاریها را اینها بکنند و چه نکنند- اینها هم خیلی دشوار نیست. ما می‏خواهیم حتّی الامکان با ملایمت با اینها رفتار بکنیم؛ خونریزی نشود. لکن اینها می‏خواهند...

ما می‏خواستیم و آقایان می‏خواستند که بعد از انقلاب هم خیلی با ملایمت رفتار کنند، آزاد کردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد کردند همه را، قلمها را آزاد کردند، گفتارها را آزاد کردند، احزاب را آزاد کردند، به خیال اینکه اینها یک مردمی هستند که لااقل اگر مسلمان نیستند؛ آدم هستند. برای یک مملکتی که برای خود اینها ملت زحمت کشیده است، لا اقل این قدر ادراک دارند که اگر دوباره اوضاع برگردد، برای همه بد است. لکن معلوم شد خیر، قضیه این حرفها نیست و اینها عمّال خارجیها هستند حالا یا عمّال امریکا هستند، یا عمّال جاهای دیگر هستند، حالا برای ملت ماهیت اینها، ماهیت این نویسنده‏ها، ماهیت این احزاب، ماهیت این الفاظ فریبنده بیمعنا، برای ملت حالا روشن شد.

اگر ما الآن دیگر انقلابی رفتار کنیم، نمی‏توانند بگویند که شما آزادی ندادید. ما آزادی دادیم، سوء استفاده شد و...

انقلاباتی که در دنیا واقع می‏شود، پشت سر انقلاب یک چند هزار از این فاسدها را در مراکز عام می‏آیند دار می‏زنند و آتش می‏زنند، تمام بشود قضیه؛ نمی‏گذارند که یک روزنامه‏ای [منتشر] بشود، الّا آن روزنامه‏ای که خودشان می‏خواهند. الآن انقلاب اکتبر[7] که این قدر وقت از آن گذشته، باز روزنامهْ مردم ندارند؛ باز حزبی در کار نیست، یک حزب بیشتر نیست. اینها دارند برای آنها سینه می‏زنند! اگر در اینجا از یک حزب فاسد جلو بگیرند، می‏گویند آی شد یک حزبی؛ شد «رستاخیز»[8]. ما می‏خواهیم رستاخیز بشود...

بنا بر این، در کمال تأسف ما دیگر نمی‏توانیم آن آزادی که قبلًا دادیم بدهیم؛ و نمی‏توانیم بگذاریم این احزاب به کار خودشان و فسادهایی که داشتند می‏کردند و می‏کنند [ادامه‏] بدهند...

همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می‏خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی‏خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست...» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 296 ـ 305)



[1] - فقره، عدد.

آقای سید احمد خمینی درباره پاورقیهای این نامه چنین توضیح داده است:

[2] - حضرت آیت اللَّه لواسانی را ساواک تحمل نکرد؛ بالاخره او را دستگیر و پس از حبس به شهر هشتپر( در شمال) تبعید کرد. امام دستور دادند کسی به دیدار ایشان برود. من رفتم؛ ساواک من را تعقیب کرد.

[3] - بعد از تبعید حضرت آیت اللَّه لواسانی، برای وجوهات تهران باید شخصی عهده دار این کار می‏شد. امام هشدار داده بودند که من هیچ کاری نکنم زیرا ممکن است نپخته باشد و من هم طبق دستور ایشان کاری نکردم و امام از شدت علاقه به حضرت آیت اللَّه لواسانی تا آخر هم کسی را به جای ایشان انتخاب نکردند.

[4] - آیت اللَّه پسندیده.

[5] - امام به مادرم خیلی علاقه‏مند بود و از دوری او رنج می‏برد، مادرم نیز امام را دوست می‏داشت ولی هر دو یا سه سال یک بار به مدت دو یا سه ماه برای دیدار با فرزندانش به ایران می‏آمد.

[6] - حاج شیخ عبد العلی قرهی مدت زیادی ریاست دفتر امام در نجف را به عهده داشت. خانواده ایشان کسالت سختی گرفت، دکترها گفتند از نجف باید برود. او حاضر نبود ولی امام او را به اصرار فرستاد. ظاهراً مقصود از« امانتی» وجوهات است.

[7] - انقلاب کمونیستی شوروی که در اکتبر سال 1917 م واقع شد.

[8] - شاه در سال 1353 ه .. ش حزب« رستاخیز» را به عنوان تنها حزب قانونی کشور اعلام کرد و عضویت آن را اجباری ساخت و دستور داد کسانی که با آن مخالف هستند ایران را ترک کنند.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)