کد مطلب: 3895 | تاریخ مطلب: 18/05/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

هجدهم مرداد

هجدهم مرداد

ـ حکم انتصاب آقای محمد مؤمن قمی به سمت سرپرست امور زندانیان قم (1358)

ـ سخنرانی در جمع مقامات کشوری و لشکری؛ موانع تشکیل حکومت اسلامی توسط ائمه (1363)

ـ حکم انتصاب آقای محمد مؤمن قمی به سمت سرپرست امور زندانیان قم (1358)

«بسمه تعالی‏

جناب مستطاب حجت الاسلام آقای آقا شیخ محمد مؤمن قمی- دامت افاضاته‏

بدین وسیله جنابعالی به سرپرستی امور زندانیان قم و رسیدگی به کار دادگاهها و اداره امور ستاد انقلاب اسلامی و تنظیم کارهای دفتر تبلیغات و همچنین تنظیم و اداره امور طلاب محترم و روابط شهرستانها منصوب می‏شوید که ان شاء اللَّه تعالی از این تاریخ شروع به کار نمایید. از خدای تعالی موفقیت آن جناب را در انجام وظایف الهی خواستارم.» (صحیفه امام، ج‏9، ص: 270)

 

ـ سخنرانی در جمع مقامات کشوری و لشکری؛ موانع تشکیل حکومت اسلامی توسط ائمه (1363)

«من بسیاری از اوقات از دو امر متأسفم که یکیش از دیگری بیشتر تأسف دارد. یکی اینکه در تمام دوره از صدر اسلام، نبوت، تا آخر نگذاشتند که یک حکومت دلخواه اسلام وجود پیدا بکند. زمان رسول اللَّه- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- آن همه گرفتاریها و جنگها و آن مخالفتها بود و نشد که حکومت به طور دلخواهی که ایشان می‏خواهند، متحقق بشود. در زمان سایر ائمه- علیهم السلام- هم، حتی زمان حضرت امیر که مواجه بود با آن جنگهای داخلی و آن منافقهایی که از کفار بدتر هستند و نگذاشتند حکومت شکل بگیرد به طوری که دلخواه باشد. اگر گذاشته بودند، مهلت داده بودند، و لو در یک دوره کوتاهی حکومت تحقق پیدا کرده بود، آن الگویی که آنها به عالم نشان می‏دادند، برای بشر تا آخر یک درس بزرگی بود. و ما باید متأسف باشیم برای این امر که محروم شدیم از یک همچو برکت بزرگی.

و امر دوم که باز نگذاشتند و نشد که ائمه ما- علیهم السلام- آن طوری که می‏خواستند بروز بدهند حقایق را، این هم بسیار مورد تأسف است، تأسف این از تأسف او بالاتر است، این چه علمی بوده است که نزدیک وفات، حضرت رسول- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- بیخ گوشی به حضرت امیر- علیه السلام- فرموده است و ایشان به حسب روایت- می‏فرماید- که «هزار باب از علم- یا هزار علم، هر کدام چه- برای من حاصل شد». این علم معمولی که دست ما هست، دست فقها هست، دست فلاسفه هست، دست عرفا هست، این نیست. او چه بوده است که حضرت امیر می‏گوید که من علم جم دارم، هاهُنا عِلماً جَمّا، لکن حَمَله‏[1] نیست، این علم فقه نبوده، علم فقه را تعلیم کرده‏اند، هیچ در او قصوری نشده است، این فلسفه و این چیزهایی که دست ماهاست اینها هم نبوده است و این مورد تأسف است که مهلت ندادند به اینها، نشد. در آن وقت حَمَله‏ای که آنها می‏خواستند نبود و آن علوم با خود آنها به ملأ اعلی رفت، و ما باید تا آخر دنیا تأسف از این بخوریم که از آن هیچ بهره نداریم؛ و او بلااشکال از این علوم رسمی که دست بشر است و دست مسلمین است، از اینها خارج است، برای اینکه اینها حَمَله داشتند، آن که حَمَله نداشته است، آنکه مورد تأسف خود ائمه- علیهم السلام- بوده است که پیدا نکردند کسانی را که به آنها تعلیم بدهند آن علوم را، و قرآن که مخزن همه علوم است، نشد که آنها تفسیر کنند، و آن معارفی که در قرآن هست آنها بیان کنند برای ما. اینها از تأسف‏هایی است که ما باید در گور ببریم. قرآن الآن در حجاب است، مستور است این قرآن. بعضی آیات قرآن است که گرچه بشر یا فلاسفه یا عرفا تا یک حدودی در موردش صحبتها کردند، لکن آن که باید باشد، نشده است و نمی‏شود. قرآن هم برای «مَنْ خوطِبَ بِه» آمده است. انّما یَعرفُ القُرآنَ مَنْ خوطِبَ بِهِ‏[2] اگر مقصود معانی عرفیه بود، که مردم همه می‏فهمند معانی عرفیه را، آن چی بوده است؟ و ما باید تا آخر متأسف باشیم. حضرت رضا- سلام اللَّه علیه- که با آن نیرنگ ایشان را بردند، الزاماً بردند به آنجا و خواستند ایشان را چه بکنند، معلوم بود که از اول بنا بر این نیست، نگذاشتند که اینها یک‏ حکومتی به دستشان بیاید، یک مجالی به دستشان بیاید که لااقل تعلیمات را بکنند. برای حضرت صادق- علیه السلام- هم که مجال بود برای اینکه علم فقه را باید توسعه بدهند و بیان کنند و بعضی از مسائل البته غیر فقهی هم بوده است، لکن سرگرمی ایشان به آن علومی که نمی‏شد که معطل بماند و علم شریعت بود، این هم باز نگذاشتند، نشد. حَمَله هم نداشتند؛ حَمَله فقه بود، اما حمله آن علوم نبود. بنا بر این، ما باید در این امور متأسف باشیم که از قرآن دستمان کوتاه است. این تفسیرهایی که بر قرآن نوشته شده است از اول تا حالا، اینها تفسیر قرآن نیستند، اینها البته یک ترجمه‏هایی، یک بویی از قرآن بعضیشان دارند، و الّا تفسیر این نیست. در هر صورت، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏، آن که از دست ما رفت، حکومت عدل الهی هم که تحقق پیدا نکرد که ما بفهمیم باید چه بکنیم...

نصرت خدا هست، وعده کرده خدا، لکن ما باید فکر این باشیم که ما نصرت اسلام را بکنیم، نصرت خدا را بکنیم. ما در فکر این باشیم که برای خدا کار بکنیم و نصرت دین خدا بکنیم. اگر ما این کار را انجام دادیم، وعده خدا بلااشکال تحقق پیدا می‏کند و نصرت او هم دنبال این هست. خوب! در این جنجال عظیمِ دنیا بر ضدّ ما، تکلیف ما چی است؟ اینکه من همیشه عرض می‏کنم که همه آقایان در هر جا هستند، چه علمای بلاد- بلاد ایران- و چه ائمه جمعه و جماعات و چه مجلس محترم شورای اسلامی و چه دولتمردان، اینها همه دست به دست هم بدهند تا اینکه این بار را بتوانند به مقصد برسانند، برای این است که، یک گِله‏هایی از هم دارند، یک نقایصی می‏بینند، البته تذکرش خوب است، اما های و هوی خوب نیست، انتقامجویی خوب نیست. باید ما در فکر اسلام باشیم. اگر در فکر خودمان هم هستیم، اگر فکر منافع خودمان هم هستیم، باید فکر اسلام باشیم که اسلام منافع ما را تأمین می‏کند...

از چیزهایی که من باید هم عرض کنم این است که، یک مطلبی که وقتی واقع می‏شود در بین دولتیها یا بین مجلسیها یا نطقهای مجلسیها، یک وقت این است که رادیو این را ذکر نمی‏کرد، خود دربسته بود، این، آن قدرها ضرر نداشت. اما حالا که بنا بر این است- و خوب هم هست- که رادیو مردم را در جریان بگذارد، به مجرد اینکه یک اختلافی در مجلس پیدا می‏شود، منعکس می‏شود در همه ملت، و آن که خیلی خطرناک است، این است که منعکس می‏شود در سپاه، در ارتش. ما که می‏خواستیم به- همه دنیا که دنبال این هستند که ارتششان از امور سیاسی کنار باشد، آنها یک چیزی می‏فهمند که می‏گویند این را- ما که می‏خواهیم که سپاه و ارتش جند اللَّه باشند و دسته‏بندی نداشته باشند و جهات سیاسی را کنار بگذارند، برای اینکه اگر جهات سیاسی و مناقشات سیاسی در سپاه رفت و در ارتش رفت، باید فاتحه این سپاه و ارتش را ما بخوانیم. این جهت را باید آقایان متوجه باشند...

شما همه آقایان پاسدار اسلام هستید، مجلس پاسدار اسلام است، و دولت همین طور و ارتش همین طور و سپاه همین طور. برای سپاهیها جایز نیست که وارد بشوند به دسته‏بندی، و آن طرفدار آن یکی، آن یکی طرفدار آن یکی. به شما چه ربط دارد که در مجلس چه می‏گذرد؟ در امر انتخابات باز هم به من اطلاع دادند که بین سپاهیها هم باز صحبت هست. خوب! انتخابات در محل خودش دارد می‏شود، جریانی دارد، به سپاه چه کار دارد که آنها هم اختلاف پیدا کنند؟ برای سپاه جایز نیست این. برای ارتش جایز نیست این. سپاهی را از آن تعهدی که دارد، از آن مطلبی که به عهده اوست بازمی‏دارد و همین طور ارتش را. و ما در گفتارمان، در کردارمان که در محضر خدای تبارک و تعالی واقع است، باید فکر بکنیم که این مطلبی را که ما امروز می‏خواهیم بگوییم، آیا در یک محیط سربسته است که هر چه بخواهیم بگوییم؟ یا در یک محیط سربازی است برای همه دنیا؟ وقتی مطلب این طوری است که ما یک کلمه‏ای که بگوییم در همه دنیا منتشر می‏شود، ما باید فکر بکنیم که این مطلبی که می‏خواهیم بگوییم، این صحبتی که می‏خواهیم بکنیم، آیا به صلاح کشورمان است؟ به مجرد اینکه خلاف سلیقه شماست، خوب! سلیقه شما این نیست، مطلب را می‏گویید، با آرامش می‏گویید، به جوری که دولت را، یا مجلس را یک وقت- خدای نخواسته- اسباب لکه‏دار شدن آنها نباشد، اسباب تضعیف نباشد. این یک مطلبی است همگانی و این مطلب به عهده همه ما هست،

کُلُّکُمْ رَاعٍ وَ کُلُّکُمْ مَسْئُولٌ‏[3]

همه مسئول هستیم در این مسائل...» (صحیفه امام، ج‏19، ص: 6 ـ 12)



[1] - حمل کنندگان

[2] - بحار الأنوار، ج 24، ص 237- 238. هرآینه قرآن را کسی می‏فهمد که به او خطاب( و نازل) شده است.

[3] - بحار الأنوار، ج 72، ص 38.

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!

حکومتی که موافق میل و رأی مردم نباشد، نمی خواهیم!
«ما می‏خواهیم یک حکومت الهی باشد موافق میل مردم، رأی مردم، و موافق حکم خدا. آن چیزی که موافق با اراده خداست موافق میل مردم هم هست.»
(صحیفه امام، ج‏ 4، ص 461)