کد مطلب: 3599 | تاریخ مطلب: 11/02/1399
  • تلگرام
  • Google+
  • Cloob
  • نسخه چاپی

یازدهم اردیبهشت

یازدهم اردیبهشت

ـ بیانات امام خمینی خطاب به آقای علی نخعی؛ ردّ سازش با دولت عَلَم (1342)

ـ پیام رادیو تلویزیونی به ملت ایران؛ شأن کار و کارگر و سازندگی کشور (1358)

ـ نامه به آقای روحانی و ابراز تأثر از حوادث پیش آمده‏ (1358)

ـ پیام به ملت ایران؛ شهادت، شخصیت و منزلت علمی شهید مرتضی مطهری (1358)

ـ بیانات امام خمینی خطاب به آقای علی نخعی؛ ردّ سازش با دولت عَلَم (1342)

مخاطب: نخعی، علی (افصح المتکلمین)[1]

[بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏]

معممین دورنگ را اخیراً شناخته‏ایم‏

«... اما معممینی را که فرمودید دورنگ هستند، دانه دانه آنها را، از محرابی و منبری و روضه خوان و واعظهای شهیرشان را اخیراً شناخته‏ایم که مزدهای هنگفتی هم از دولت دریافت می‏کنند ....

تماس با رژیم شاه، انتحار روحانیت‏

درباره آقای کمالوند[2] هم، ما ایشان را اعزام نکرده بودیم؛ بلکه آقای کمالوند را دولت طلبیده بوده است؛ و تلفنی از ما استجازه کردند که در سر راه، اول به قم بیایند. در جوابشان عرض کردم مطلقاً راضی به آمدنشان نیستم و مادامی که این دولت عَلم مصدر کار است، داخل هیچ قسم مذاکره صلح و مصالحه‏ای نخواهیم شد؛ زیرا این دولت به ترتیبی با اهل علم معامله کرده است، که تماس سران حوزه علمیه همراه او انتحار روحانیت است؛ و تا آنجا که اختیار روحانیت با ماست، تن به چنین صلح و اصلاحی نخواهیم داد؛ و دلیلی هم محض اصلاح حاضر نمی‏بینیم. مگر ما چه کرده بودیم که مستحق قلع و قمع علیل النفسهایی امثال ایشان باشیم؟ ما موقعی که یقین پیدا کردیم که محافل لا مذهب بهاییهای یهودی الاصل ایران و امریکا اراده دارند درخواست تساوی حقوق زن و مرد را آلت تجاوز به حریم مذهب رسمی این مملکت قرار دهند، و دین اسلام را که موجب بقای استقلال ظاهری این ملک و ملت است، تضعیف کنند؛ دوستانه نامه‏هایی از برای این دولت نوشتیم که مواظب باشند. دولتهای همسایه همواره روابطشان نسبت به شما این طور روشن نمی‏ماند، و دو دفعه امکان دارد درصدد دست درازی به این ملک برآیند. در صورتی که ایمان و اعتقاد مردم به قرآن و قانون اساسی سالم مانده باشد، در برابر اجانب به مراتب بیشتر از ارتش شما ایستادگی می‏کنند؛ و دین ما و دولت شما محافظت می‏شود. و درخواست کردیم که مجملًا از زمزمه موهون نمایندگی نسوان- که نقض ظواهر قرآن می‏باشد- دست بردارند. دفعه اول اظهار کردند که دست برداشته‏اند؛ در حالی که یکی دو ماه بعد درک کردیم که می‏خواهند در رفراندم، مقصود دشمنان نوامیس اسلام را به نام اصلاح قانون انتخابات تجدید کنند؛ دچار رعشه شدیدی شده، همراه اهل بصیرت، تبادل نظر کردیم. ما بین آنها اشخاصی صلاح را خاموشی دانسته، و تذکر دادند: دیگر وظیفه ما انجام شده است؛ هر گاه اعلام مخالفت کنیم موجودیت حوزه علمیه قم به مخاطره می‏افتد. دقت کردم، دیدم مطلب بعکس استنباط طبقه احتیاطْکار است. تشکیل این حوزه و حوزه‏های مشهد و کربلا و نجف و مصر- روی هم رفته- تعلیم و تعلم مباحث حلال و حرام دیانتی است، که به متعلم ما اجازه نمی‏دهد دستگاه، اصل آن دین را نابود کند؛ و در صورت اضمحلال اصل، بقای فرع، عموماً معنا ندارد. درک خودم را- محض طلاب- بیان کردم و مصمم شدم مثل حضرت سید الشهداء از برای حفظ اصل دین، با ایادی دولت ظلم مبارزه کنم، و ما دام که مأمورین آنها از زور و ظلم و ملاعبه با احکام الهی دست برندارند، من نیز از مجاهده دست برنمی‏دارم. مثل اینکه اخیراً اطلاع یافته‏ام وزیر دادگستری این دولت معلوم الحال، لایحه‏ای تنظیم می‏کند که مردهای غیر مسلمان و نیز زنهای حقوقدان، حق قضاوت در مملکت اسلامی ایران را داشته باشند. در فکر افتادم متقابلًا اعلامیه‏ای انتشار بدهم که مباینت طرح او را با اسلام متذکر شوم‏[3] ... نخیر، فقط تبلیغ بکنید. ایام ماه محرّم، موقع مناسبی، به جهت تبلیغ است. تصمیم دارم مکاتیبی برای اهل منبر و وعاظ خوزستان و شیراز و لرستان و تبریز و یزد بنویسم؛ و متکلمینی هم بفرستم، ماه محرّم مردم را مستبصر و روشن کنند. در تهران هم شما آقایان، نکات تاریک کارهای ظَلَمه را در منبرها تبلیغ بفرمایید. دعای خیر ما، بدرقه راه شما خواهد بود ...» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 192 و 193)

ـ پیام رادیو تلویزیونی به ملت ایران؛ شأن کار و کارگر و سازندگی کشور (1358)

 

«اختصاص یک روز به کارگران شاید به لحاظ تشریفات و تعظیم باشد و الّا هر روز روز کارگری است و کارگران است بلکه عالم از کار و کارگر تشکیل شده است. اینکه ما یک روز اختصاص بدهیم به کارگر، مثل این است که یک روز را اختصاص بدهیم به نور، یک روز را اختصاص بدهیم به خورشید. هر روز نور هست و روز نور است، هر روزْ روز خورشید است؛ لکن شاید این برای یک تشریفات و تعظیمی باشد، از این جهت مضایقه نیست، لکن اگر واقع بینی باشد، کار و کارگر در تمام عوالم ما قبل طبیعت و عالم طبیعت و عوالم ما بعد الطبیعه، کار و کارگر همه جاست و تمام موجودات عالم، چه موجودات قبل از طبیعت باشد و چه موجودات طبیعی باشد و چه موجودات بعد از طبیعت، همه از کارگر پیدا شده است، و کارْ نظیر «وجود» است که در همه شئون عالم دخالت دارد...

کار مثلِ جلوه حق تعالی‏ می‏ماند که در تمام موجودات سرایت کرده است. همه موجودات، کار در آنها هست و با کار درست شده‏اند. همه ذرات وجود کارگرند حتی ذرات اتمی که در این عالم طبیعت هست، اینها کارگر هستند با هوشیاری. همه ذرات عالم فعالند و هوشیارند...

کار در همه جا هست و عالمْ سرتاسر «روز کارگر» است نه یک روزْ روز کارگری است، سرتاسر عالم روز کارگر است، سرتاسر عالَم کارگر است و سرتاسر عالم کار است؛ یعنی...

ما این روز را بزرگ می‏شماریم از برای اینکه قرار داده‏اند این روز را برای کارگر. کارگر در اسلام، وقتی که در محیط محدودتری ملاحظه کنیم یعنی در این موجود پایین، در این زمین، در این ستاره کوچک که در مقابل عالمْ قَدْرِ محسوسی ندارد، در مقابل عالم ماده قدر محسوسی ندارد، یعنی...

اگر کشوری رو به رشد برود، با دست شما کارگران عزیز رو به رشد می‏رود و اگر کشوری رو به انحطاط برود، باز هم با شماست که رو به انحطاط می‏رود...» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 171 ـ 175)

 

ـ نامه به آقای روحانی و ابراز تأثر از حوادث پیش آمده‏ (1358)

«بسمه تعالی‏

خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای روحانی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل و موجب تأثر شد. این جانب با این حال که دارم از مطالبْ کمتر مستحضر می‏شوم و گاهی مسائلی که پیش می‏آید موجب تأثر است. راجع به هجرت خودتان، گمان می‏کنم که انسان باید در مقابل حوادث که در این نحو مواضع پیش می‏آید شکیبا باشد و پست خود را خالی نکند. امید است ان شاء اللَّه تعالی مسائل به طور دلخواه حل شود. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 177)

 

ـ پیام به ملت ایران؛ شهادت، شخصیت و منزلت علمی شهید مرتضی مطهری (1358)

«این جانب به اسلام و اولیای عظیم الشأن آن و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ضایعه أسف‏انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالیمقام مرحوم آقای حاج شیخ مرتضی مطهری- قدس سره- را تسلیت و تبریک عرض می‏کنم. تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزنده خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرد و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام‏شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود. من فرزند بسیار عزیزی را از دست دادم و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بود که حاصل عمرم محسوب می‏شد. در اسلام عزیز با شهادت این فرزند برومند و عالِم جاودان ثُلمه‏ای وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست. و تبریک در داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوه خود نورافشانی کرده و می‏کنند. من در تربیت چنین فرزندانی که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می‏بخشند و به ظلمتها نور می‏افشانند، به اسلام بزرگ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می‏گویم. من گرچه فرزند عزیزی را که پاره تنم بود از دست دادم لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد. مطهری که در طهارت روح و قوّت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود، رفت و به ملأ اعلی‏ پیوست، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفی‏اش نمی‏رود.

تروریستها نمی‏توانند شخصیت انسانی مردان اسلام را ترور کنند. آنان بدانند که به خواست خدای توانا ملت ما با رفتن اشخاص بزرگ در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می‏شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه‏های گندیده رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی‏نشیند. اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان رشد نمود. برنامه اسلام از عصر وحی تا کنون بر شهادت توأم با شهامت بوده. قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه‏های اسلام است. ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ.

اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می‏خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در اسلام را بترسانند، بد گمان کرده‏اند. از هر موی شهیدی از ما و از هر قطره خونی که به زمین می‏ریزد، انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می‏آید. شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید و الّا ترور فرد هر چه بزرگ باشد، برای اعاده چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام بپاخاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی‏کند. ما برای فداکاری حاضر و برای شهادت در راه خدا مهیا هستیم.

این جانب روز پنجشنبه سیزده اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت، عزای عمومی اعلام می‏کنم و خودم در مدرسه فیضیه روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می‏نشینم. از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسألت می‏نمایم. سلام بر شهدای راه حق و آزادی.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 178)



[1] - علی نخعی( افصح المتکلمین) در گزارش محرمانه خود به سرهنگ نشاط می‏نویسد که در ملاقات با امام چنین گفته است:« ... از آنجایی که شنیده‏ام آقای حاج آقا روح اللَّه کمالوند را اعزام فرموده بودید، دیدن نخست وزیر( اسد اللَّه علم) راه عملی یافته و ترمیمی بدهند، دلخوش شدم و می‏خواستم عرض کنم محققاً اقدام به صلح و اصلاح حضرت عالی با دولت، خیلی به موقع است». آنچه در فوق آمده است، جواب امام به این گفته‏هاست.

[2] - آقای روح اللَّه کمالوند، از روحانیون لرستان و از مدرسین حوزه علمیه قم. وی در ملاقات با شاه به طور بی‏پروا، خواستها و آرمانهای علما و روحانیون را به اطلاع او رساند اما از آنجا که تصمیم رژیم شاه مبارزه با اسلام و مسلمین بود، این دیدار نتیجه‏ای به بار نیاورد.

[3] - آقای نخعی در گزارش خود می‏نویسد:« مطلب به اینجا که انجامید، درخواست کردم مرا مرخص کنند و در صورتی که امری به من دارند در تهران انجام بدهم». بیانات امام به دنبال این سخن با« نخیر، فقط تبلیغ بکنید» آغاز می‏شود

. انتهای پیام /*
 

برنامه ها و فعالیتها


منشورات دفتر قم

-----------------------------------

آموزش مجازی

-----------------------------------

آموزش حضوری

-----------------------------------

امور فرهنگی و مناسبت ها

-----------------------------------

کتابخانه تخصصی امام خمینی(س)

-----------------------------------

خاطرات امام و انقلاب

-----------------------------------

همایشها و نشستهای علمی

-----------------------------------

-----------------------------------

پاسخ به پرسشهای شرعی

-----------------------------------

امور پایان نامه ها

-----------------------------------

دانشنامه امام خمینی (س)

-----------------------------------

مدرسه تخصصی فقه امام خمینی (س)

-----------------------------------


اختلاف و دوگانگی همچون موریانه است که...

اختلاف و دوگانگی همچون موریانه است که...

«رمز پیروزی ما وحدت کلمه بوده است. اکنون با کمال خضوع می خواهم تا از اختلافات دست برداشته و برای فردای خود فکر اساسی کنید، و از هر گونه اختلاف بپرهیزید که چون موریانه خوب و بد را نابود می کند.»
(صحیفه امام، ج‏6، ص: 194)