نیاز به حماسه عاشورا

امام حسین (ع) در دامن مطهر و پاکیزه پیامبر خدا (ص)، علی (ع) و فاطمه زهرا (س) رشد کرد و از سرچشمه عظیم و زندگی ساز مکتب اسلام و فضائل بلندمرتبه اخلاقی اسلام بهره برد. بدینسان امام خمینی، ایشان را تجسم توحید میداند که در کلام حضرت در دعای عرفه تجلی یافته است؛

کد : 4514 | تاریخ : 27 مرداد 1400

نیاز به حماسه عاشورا

حسن پویا

حسین (ع) فرزند علی (ع) و فاطمه (س) ملقب به سید الشهدا، بنابر مشهور در سوم شعبان سال سوم یا چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد.
حسین بن علی (ع) هفت سال در کنار جدش پیامبر خدا (ص) و مادرش فاطمه زهرا (س) و سی و هفت سال در کنار پدرش امیرمومنان علی (ع) زندگی کرد. ایشان بعد از شهادت پدر بزرگوارش ده سال همراه برادرش امام حسن مجتبی (ع) زیست.
از بزرگترین فضائل امام حسین (ع) حضور در کنار پیامبر (ص) در جریان مباهله با مسیحیان نجران و علاقه بی حد پیامبر به ایشان بود. چنانکه پیامبر (ص) حسن و حسین را سرور جوانان اهل بهشت لقب داد و فرمود: ان الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة؛ (بحار الانوار، ج37، ص39) و نیز فرمود: حسین منی و انا من حسین (همان، ج43، ص261)
امام خمینی در این باره می فرماید: پیغمبر هم فرمود که انا من حسین، یعنی دیانت را او نگه می دارد و این فداکاری، دیانت اسلام را نگه داشته است و ما باید نگهش داریم. (صحیفه امام، ج10، 120) به اعتقاد امام خمینی، در وجود حضرت سید الشهداء، عصاره وحی الهی نهفته است، از این رو می فرماید:
ناگهان شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی، سید اولیا علی مرتضی، تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود، قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود، واقعه بزرگی را به وجود آورد. (همان، ج12، ص441)
آری امام حسین (ع) در دامن مطهر و پاکیزه پیامبر خدا (ص)، علی (ع) و فاطمه زهرا (س) رشد کرد و از سرچشمه عظیم و زندگی ساز مکتب اسلام و فضائل بلندمرتبه اخلاقی اسلام بهره برد. بدینسان امام خمینی، ایشان را تجسم توحید میداند که در کلام حضرت در دعای عرفه تجلی یافته است؛ اَیَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَیْسَ لَکَ (همان، ج19، ص 355)
از اینجاست که حضرت در روز عاشورا با همه مصیبتهایی که بر ایشان وارد می شود، اما چون برای خدا و برای بقای دین خداست، تحمل می کند و چهره ای برافروخته پیدا می کند. امام خمینی در این باره می فرماید:
در بعض روایات هست که حسین بن علی (ع) هرچه به ظهر عاشورا نزدیکتر میشد، افروخته تر میشد، رویش افروخته تر میشد برای اینکه میدید که جهاد در راه خداست و برای خداست، عزیزانی که از دست می دهد از دست نداده است، اینها ذخایری هستند برای عالم بقا. (همان، ج17، ص414)
به گفته مورخان سید الشهدا آزادمرد بود و تن به ذلت و زبونی و پستی نمی داد و مرگ سرخ را بر زندگی ننگین رذیلانه با دشمن ترجیح میداد. ایشان انسانی بخشنده، مردم دار و دارای عزت نفس بود و همچون اجدادش، به فرودستان و مسکینان و مستندان کمک می کرد و به یتیمان سر میزد و از آنان دلجوئی میکرد.
زندگی امام حسین (ع) به ویژه در دوران امامتش، همواره در جهت تلاش برای حفظ اسلام و احکام اسلام و نجات مسلمانان از زیر سلطه زر و زور و تزویر بود.
امام خمینی در این زمینه می فرماید:
سید الشهدا سلام الله علیه که همه عمرش را و همه زندگی اش را برای رفع منکر و جلوگیری از حکومت ظلم و جلوگیری از مفاسدی که حکومتها در دنیا ایجاد کردند، تمام عمرش را صرف این کرد و تمام زندگی اش را صرف این کرد که این حکومت، حکومت جور بسته بشود و از بین برود، معروف در کار باشد، منکرات از بین برود. (همان، ج21، ص2و3)
اینک پیروان حسین (ع) باید حسینی باشند و در برابر استبداد و ستم بایستند و به امام خود اقتدا کنند، چنانکه خمینی کبیر، چنین کرد و تمام زندگی خویش را وقف اسلام و مسلمین کرد. جامعه حسینی و عاشورایی، جامعه بدون ظلم و ستم و کجروی است. حسینیان امروز سزاوار است همچون حسینیان کربلا در کنار اباعبدالله (ع) ظلم ستیز باشند و در برابر بی عدالتی ها و نابرابری ها و چاپلوسی ها و بندگان زر و زور و تزویر بایستند. آنگاه که برای مظلومیت حسین بن علی (ع) برسر و سینه می زنند، نگاهی به عصر خویش و آنچه در جامعه به اصطلاح اسلامی و دینی می گذرد، داشته باشند.
حسین بن علی (ع) در دورانی به امامت رسید که معاویة بن ابی سفیان برخلاف عهدنامه خود با حسن بن علی (ع)، عمل کرد و به ظلم و ستم و کشتار دوستداران علی (ع) پرداخت و در حالی که بر مناطق بسیاری سلطه یافته بود، بر فعالیتهای ناروا و بدعتهای خود ادامه داد و احکام و حدود اسلامی را زیر پا گذاشت و در نهایت برخلاف تعهدی که داده بود فرزند خود، یزید را بر مسلمین حاکم کرد. یزید که انسان نالایق و پست بود، به فرماندار خود ولید بن عقبة در مدینه دستور داد از حسین بن علی (ع) بیعت بگیرد و حضرت را نیز تهدید به مرگ کردند.

امام حسین (ع) که بیعت خود با یزید را مساوی با از بین رفتن تمام اسلام و احکام اسلامی میدید، شبانه همراه با تعدادی از اهل بیت خود مدینه را ترک کرد و به سوی مکه روان گردید. در این میان، کوفیان بسیاری از امام دعوت کردند و وعده بیعت با حضرت را دادند. حضرت سفیر خود مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد ولکن مسلم در کوفه به شهادت رسید و مردمان آن دیار از ترس حکومت، همه به خانه های خود پناه بردند.
در این بین برخی از افراد نیز ناصحانه امام حسین (ع) را از رفتن منع می کردند و به نصیحت امام برای دوری از سیاست توصیه می نمودند. امام خمینی تصویری قابل توجه از این وضعیت ارائه داده است:
البته آن که از همه بارزتر و معروفتر است سید الشهدا سلام الله علیه است. اگر وضع تفکر سیدالشهداء سلام الله علیه مثل بعض مقدسین زمان خودش بود، آنها طرحشان این بود که بماند همان در جوار حضرت رسول سلام الله علیه و عبادت کند. اگر وضع تفکر مولا هم این طور بود، کربلایی پیش نمی آمد. (همان، ج212، ص521)
امام حسین (ع) تکلیف خویش را این میدانست که در برابر ظلم و ستم یزید و یزیدیان بایستند و شهادت عزیزانه را بر نشستن ذلیلانه ترجیح داد.
حضرت سید الشهداء (ع) مهمترین هدف خویش را از قیام دربرابر حکومت جور، امر به معروف و نهی از منکر و اصلاح امت اسلامی و عمل به سیره جدش پیامبر خدا (ص) و پدرش امیر مومنان علی (ع) اعلام کرد.
زنده نگه داشتن عاشورا در هنگامه ای که دین به بازی گرفته شده و امت اسلامی در سراسر جهان در زیر سلطه اجانب گرفتار آمده اند و دین فروشان و دنیا داران حاکم شده اند، به این است که امت اسلامی و امت عاشورایی در برابر این ستمها ایستادگی کنند و عاشورایی دیگر برای اصلاح مسلمین برپا دارند، زیرا به تعبیر امام خمینی (ره):
عاشورا قیام عدالتخواهان، با عددی قلیل و ایمان و عشقی بزرگ، در مقابل ستمگران کاخ نشین و مستکبران غارتگر بود؛ و دستور آن است که این برنامه سرلوحه زندگی است در هر روز و در هر سرزمین.(همان)
اینک ماییم و نیاز به حسینی دیگر برای عاشورایی دیگر.

انتهای پیام /*