امروز با امام: دوم اردیبهشت

ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی عالمی دامغانی؛ تبریک بازگشت امام به قم (1343)

ـ نامه تشکر به آقای محمدجواد قائمی؛ تبریک بازگشت امام به قم (1343)

ـ نامه تشکر به آقای ملک حسینی (1348)

ـ نامه احوال‏پرسی به آقای محمد صادقی (1355)

ـ سخنرانی در جمع نیروهای نظامی؛ مجاهدت ملت ایران- توطئه علیه روحانیت (1358)

ـ سخنرانی در جمع پرسنل ژاندارمری؛ پیوند ملت با نیروی انتظامی (1358)

ـ سخنرانی با حضور سفیر ایران در فرانسه؛ واژگونی رژیم 2500 ساله (1358)

ـ سخنرانی در جمع افسران و درجه داران؛ پیوند ارتش و ملت- عفو نیروهای انتظامی (1358)

ـ سخنرانی در جمع پرسنل ارتش؛ پیوند ارتش و ملت- حفظ سلسله مراتب در ارتش (1358)

ـ پیام به بانوان جنوب تهران؛ بانوان پیشقدم در نهضت (1358)

ـ پیام به مسلمانان ایران وجهان؛ شهادت آقای صدر و خواهر مظلومه‏ اش (1359)

کد : 4345 | تاریخ : 02 اردیبهشت 1400

امروز با امام: دوم اردیبهشت

 

ـ نامه تشکر به آقای محمدتقی عالمی دامغانی؛ تبریک بازگشت امام به قم (1343)

«جناب حجت الاسلام آقای آقا شیخ محمد تقی عالمی دامغانی‏[1]- دامت برکاته‏

به عرض عالی می‏رساند، مرقومه شریفه که حاکی از سلامت مزاج شریف و تبریک ورود حقیر به شهر مقدس قم‏[2] [بود] واصل گردید. از عواطف کریمه و تفقد جنابعالی متشکرم. مساعی جمیله و مبارزات آن جناب در جریانات اخیره به سمع حقیر رسید و امید است مورد نظر حضرت ولی عصر- عجل اللَّه فرجه الشریف- واقع شده و مأجور باشید. لازم است به مؤمنین و مسلمانان تذکر دهید در مساجد جهت انجام فرایض دینی و شعائر مذهبی اجتماعاتشان را زیادتر و منظمتر کنند، چون فعلًا بهترین وسیله مبارزه همین اجتماعات منظمی است که بشود به وسیله آنها در اعلای کلمه طیبه اسلام کوشش نمود. توفیق عموم مسلمانان را در احقاق حق و ابطال باطل از خدای متعال خواستار و ملتمس دعا هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 313)

ـ نامه تشکر به آقای محمدجواد قائمی؛ تبریک بازگشت امام به قم (1343)

«جناب مستطاب آقای محمد جواد قائمی- دامت توفیقاته‏

مرقومه شریفه به ضمیمه اشعاری که درباره ورود حقیر به شهر مقدس قم بود، واصل گردید. از تفقد جنابعالی متشکرم. توفیق عموم مسلمانان جهان را از خدای متعال خواستار و ملتمس دعا هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 314)

ـ نامه تشکر به آقای ملک حسینی (1348)

«خدمت جناب مستطاب سید الاعلام و حجت الاسلام آقای ملک حسینی- دامت افاضاته‏

مرقوم محترم که حاکی از سلامت مزاج شریف و حاوی تفقد از این جانب بود موجب تشکر گردید. سلامت و سعادت جنابعالی را از خداوند تعالی مسألت می‏نماید. امید است در مظانّ استجابت دعوات، منظور نظر شریف باشم. و السلام علیکم.» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 228)

ـ نامه احوال‏پرسی به آقای محمد صادقی (1355)

«خدمت جناب مستطاب عماد الاعلام و حجت الاسلام آقای صادقی- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، امید است ان شاء اللَّه تعالی مزاج شریف سلامت باشد و نقاهت به بهبودی و صحت تبدیل شود. این جانب مزاجاً بحمد اللَّه تعالی سلامت هستم و با نگرانیها و ناراحتیها می‏گذرانم. امید است به دعای آقایان رفع نگرانی شده و امور اصلاح شود. از جنابعالی امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 142)

ـ سخنرانی در جمع نیروهای نظامی؛ مجاهدت ملت ایران- توطئه علیه روحانیت (1358)

«من از مجاهدات خستگی ناپذیر اقشار ملت ایران تشکر می‏کنم. مجاهدات ایران نه تنها روی مذهب شیعه را سفید کرد، که روی اسلام را سفید کرد؛ بلکه روی بشریت را سفید کرد. آنها که داد از «حقوق بشر» می‏زنند، کاری برای بشر انجام نداده‏اند. آنها که داد «آزادی» لفظاً می‏زنند- این جبهه‏های مختلف‏[3]- برای انسانها کاری انجام نداده‏اند. آنکه کار انجام داد و مبدأ است از برای اینکه بشریت را نجات بدهد، مجاهدات ملت ایران است. مجاهدات ملت ایران با اتکای به اسلام و توجه به خدای متعال ما را نجات داد؛ و از این به بعد هم نجات خواهد داد.

مجاهدات شما جوانان و مسلمین برومند ایران- همه طبقات- که با وحدت کلمه دست اجانب را کوتاه کردید، الگویی است برای همه مستضعفین؛ من امیدوارم که همه مستضعفین- که زیر بار مستکبرین هستند- به واسطه این مجاهدات شما به خود بیایند و خودشان را نجات بدهند. شما پاسداران اسلام هستید، ملت ایران پاسدار اسلام است؛ و همان طور که در صدر اسلام، اصحاب رسول اکرم و ارتش رسول اکرم پاسدار اسلام و قرآن بود، امروز ملت ایران این معنا را و این افتخار را دارد. همه برای اسلام، همه برای جمهوری اسلام فریاد زدند؛ همه اسلام را خواستند، و دست اجانب را از مملکت خودشان با صدای «اللَّه اکبر» قطع کردند. با نداشتن هیچ ابزار جنگی، لشکرهای عظیم طاغوتی را- ارتش طاغوتی را [و] کسانی که از اجانب دنبال سر او بودند- اینها با «اللَّه اکبر» از بین بردند.

ارتش ما، آنهایی که پاک بودند، آلوده نشده بودند به چیزهایی که- کثافاتی که- طاغوت داشت، به سوی ملت برگشتند و با ملت شدند. الآن ارتش ما، ژاندارمری ما- همه اینها- قوای انتظامی ما، شهربانی ما، در خدمت اسلام است؛ و آنچه مربوط به طاغوت بود دفن شد و دفن می‏شود. امروز شما آزادید و هیچ خوف از ستمکاران ندارید و خوف از دولتها ندارید؛ چون دولتها اسلامی است و خیانت نمی‏کنند و جباریت نمی‏کنند.

امروز اشخاصی که دیده‏اند در رأس این قوا روحانیت بوده است و روحانیت در همه اقشار ملت- مقدم بر همه اقشار- در این نهضت قیام کرده است و سایر ملت دنبال او، به واسطه اسلامیت و به واسطه قرآن مجید، قیام کرده است، درصدد برآمدند که با روحانیت معارضه کنند. آنهایی که در این نهضت هیچ حظی نداشتند، امروز از روحانیت انتقاد می‏کنند، می‏گویند روحانیت نباشد. این خیال خامی است برای اشخاص خام یا برای اشخاص خائن. روحانیت در رأس ما هست و ما تَبَعِ روحانیت هستیم. ملت ما تَبَع روحانیت است و اگر روحانیت در کار نبود، این نهضت به ثمر نمی‏رسید ... من به همه کسانی که برای کشور خودشان کار می‏خواهند بکنند و علاقه به کشور خودشان دارند نصیحت می‏کنم که این صف الهی را نشکنید. شکستن این صف، شکستن قرآن است، شکستن این صف، شکستن اسلام است؛ اگر بیرق اسلام در رأس ملت ما نباشد، تا آخر ...

بَرده و کارکن دیگران خواهند بود. آنهایی که به کشور خودشان علاقه‏مند هستند، این سد را نشکنند، و نمی‏توانند بشکنند. ملت، ملت با روحانیت است؛ آنکه به اسلام علاقه دارد، به کارمندان اسلام‏[4] هم علاقه دارد. اگر بعض کسانی که به طور قاچاق وارد در روحانیت شدند، فسادی دارند، به روحانیت مربوط نیست، آنها مطرودند؛ ولی آنهایی که به واسطه الهام از دیگران یا به واسطه کج‏فهمی خودشان خیال کردند که این دژ محکم را می‏توانند بشکنند در اشتباهند. این دژْ دژ الهی است؛ این سدْ سد خدایی است؛ پشتوانه این، امام زمان- سلام اللَّه علیه- است. این حرفهای نامربوط را کنار بگذارند! ملت تحمل نمی‏تواند بکند ... [مرتب‏] «آخوند ارتجاعی» نگویید! غلط است این حرف؛ کشور شما را می‏برند اگر این آخوندها نباشند. ما همه دیدیم که در همه بلاد، معممین- معممین متعهد- در رأس مردم بودند و مردم را وادار کردند به اینکه نهضت کنند؛ و مردم هم اطاعت کردند. این دژ را خیال نکنید می‏توانید بشکنید! اسلام را نشکنید؛ قرآن را نشکنید. ملاحظه حرفهای خودتان را بکنید، عاقلانه حرف بزنید، به اسلام خیانت نکنید. من از همه اقشار ملت متواضعانه تشکر می‏کنم. من در خدمت شما هستم. روحانیت در خدمت اسلام و در خدمت ملت است. این سد را حفظ کنید تا کشور شما حفظ بشود.

من به همه اقشار ملت سفارش می‏کنم که به خود آیند و توجه کنند که ناآگاه اسباب دست دیگران نشوند. آنهایی که دم از «حقوق بشر» می‏زنند کاری نکنند که حقوق ما از بین برود؛ آنهایی که دم از «دمکراتیک» می‏زنند کاری نکنند که آزادی ما از دست برود؛ و نمی‏توانند بکنند. من به آنها اخطار می‏کنم که سر جای خودتان بنشینید! نکنید کاری که برای ما تکلیف الهی پیدا بشود.

من از خدای تبارک و تعالی سلامت و سعادت تمام اقشار ملت را خواهان و امید این دارم که با وحدت کلمه و با اتحاد و با حفظ جهت الهی، در خدمت قرآن باشیم و با دست واحد بر مشکلات خودمان غلبه بکنیم.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 84 ـ 86)

ـ سخنرانی در جمع پرسنل ژاندارمری؛ پیوند ملت با نیروی انتظامی (1358)

«من از تمام جناحهای قوای انتظامی و از شما جوانان برومند ژاندارمری تشکر می‏کنم. شما از این به بعد نیروی اسلامی هستید، ژاندارمری اسلام هستید؛ ایران از شماست و شما از ایران. ما همه پاسداران اسلام، پاسداران کشور هستیم. من از طرف ملت پیوند خودم را و ملت را به قوای انتظامی اعلام می‏کنم. قوای انتظامی از ماست و ما از آنها. قوای انتظامی حافظ استقلال کشور ماست و ما پشتیبان آنها و ملت ما پشتیبان آنهاست. در بین ما اگر تفرقه‏ای بیندازند، به ضرر کشور است. باید همه هوشیار باشید؛ نگذارید تفرقه واقع بشود. ملت هوشیار باشد که بین آنها و قوای انتظامی تفرّقی حاصل نشود؛ قوای انتظامی بیدار باشند که بین آنها و ملت جدایی نیفتد. در بین خودشان باید حفظ نظام و سلسله مراتب را بکنند؛ اگر بخواهند خدمت به کشور و اسلام بکنند، باید انتظامات را حفظ کنند و سلسله مراتب را حفظ کنند.

ما همه از شما هستیم و شما از ما. و همه پاسداران اسلام و همه برادر. مثل زمان طاغوت نیست که بین ما و شما را جدایی انداختند. اجانب بودند که می‏خواستند قوای انتظامی از ملت جدا [باشند]. مردم را از قوای انتظامی می‏ترساندند. قوای انتظامی از ماست؛ نباید ما از آنها بترسیم و نباید آنها از ما. هیچ هراسی در کار نیست، برادر هستیم؛ برادرها از هم نمی‏ترسند، همه در خدمت هم هستند ما همه در خدمت اسلام. و امید است که تمام شما با قدرت و قوت و عظمت، حفظ ثغور[5] و حدود مملکت را بکنید و حفظ نظم در بین جامعه ما مرهون خدمتهای شما باشد.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 87)

ـ سخنرانی با حضور سفیر ایران در فرانسه؛ واژگونی رژیم 2500 ساله (1358)

«این [انقلاب‏] کار بشری نبود؛ این کار خدایی بود. بشر می‏تواند یک شهر را، یک منطقه را آزاد کند اما نمی‏تواند یک اجتماع را این چنین به حرکت درآورد که با دست خالی یک سلطنت 2500 ساله را واژگون کند. در چهارم آبان‏[6]، در بازار بزرگ تهران، از ترس پاسبانی کسی تصور نمی‏کرد که بتواند یک پرچم نزند! چطور می‏شود این حرکت به این عظمت را بشری دانست؟ کار، کار الهی بود، کار خدا بود. همه اقشار و طبقات متحد شدند و ریشه این جنایتکار را از بیخ و بن برانداختند و بر علیه استعمار مبارزه کردند. چون خدای بزرگ پشتیبان این ملت بود، کار به سامان رسید و انقلاب پیروز شد.

این مملکت مال شماست؛ مملکت خودتان است. امروز هر کس به سهم خود باید اقدام کند و وظیفه خودش را انجام دهد. شما یک قدم به عقب نگذاشتید و با استقامت و پایمردی شرّ محمد رضای خائن را از سر ملت دور کردید. او با همه زور و پول و ضمانت بیگانه نتوانست در برابر ایمان مردم- که با دست خالی در برابر تانک و توپ و سرنیزه مقاومت کردند- ایستادگی کند.

ولی هنوز استعمار دست از جان این مردم برنمی‏دارد و در هر گوشه کشور نغمه شومی ساز می‏کند. چون خدای بزرگ حامی ملت ایران است، این دسایس هم خنثی خواهد شد. اینها حرکات مذبوحانه است. اینها کسانی نیستند، اینها چیزی نیستند. آن موقع که اسلحه داشتند و حمایت می‏شدند کاری از پیش نبردند و [مردم‏] کلکشان را کندند؛ حالا که ما مسلح هستیم، ملت مدافع ماست، وحشتی نداریم. این مردک‏[7] کیست که تحریک کند؛ او قابل این حرفها نیست. خداوند همیشه با مستضعفان است و حق همواره بر باطل غلبه کرده و ایمان همیشه فایق شده است. انقلاب اصیل ما- که با دست خالی در برابر اسلحه و زور پیش رفت- با کمک خداوند منان بود و سلطنت طاغوتی را واژگون کرد. با اتکال به خدا و با وحدت کلمه و همت فرزندان این آب و خاک، همه با هم به بازسازی کشور می‏پردازیم و با عزم راسخ کمر همت می‏بندیم. اینها قدرتی نیستند...

من از ملت فرانسه تشکر می‏کنم که به من فرصت دادند تا صدای ملت ایران را به گوش جهانیان برسانم؛ و از کشور آزاد فرانسه پیامهای خود را به ملتی که 2500 سال زیر یوغ استبداد دست و پا می‏زده برسانم تا از استعمارِ سالیان دراز رهایی یابند.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 88 ـ 90)

ـ سخنرانی در جمع افسران و درجه داران؛ پیوند ارتش و ملت- عفو نیروهای انتظامی (1358)

«من امروز را روز مبارکی می‏دانم؛ روز میمونی می‏دانم. قبل از ظهر، یک عده کثیر از دوستان ما، برادران ارتشی ما، برادران ژاندارمری ما آمدند و با ما ملاقات کردند؛ و الآن دوستان عزیز من و ارتشیهای محترم اصفهان به ملاقات آمده‏اند. من از این جهت این روز را میمون می‏دانم و مبارک، که ارتش در قلب مردم و در بین مردم و با احترام زیاد و شور و شعف فوق العاده مواجه هستند. من از این جهت [امروز را] مبارک می‏دانم که در سابق و در زمان طاغوت ارتش ما از ملت جدا بود و از روحانیت جداتر. امروز ارتش در قلب ملت است و در کنار روحانیت؛ به طوری که هدایت آنها را به اینجا حضرت حجت الاسلام آقای طاهری‏[8]- ایّده اللَّه تعالی- فرمودند. سابقه ندارد که یک شخص روحانی در ارتش و در رژه ارتش شرکت کرده باشد. ارتش از ما جدا شده بود و ملت از ارتش جدا شده بود. و این خیانت بزرگی بود که رژیم سابق کرد و ما را- برادران را- از هم جدا کرد. امروز روزی است مبارک که ارتش با ملت هم آغوش و در دریای جمعیتْ امروز خودشان را غوطه‏ور می‏بینند و مردم مثل برادر آنها را پذیرایی می‏کنند. نه آنها از مردم بیزارند و نه مردم از آنها. به خلاف سابق، که مردم را طوری [تلقین‏] کرده بودند و به طوری از ارتش و سایر قوای انتظامی ترسانده بودند که مردم احساس ناراحتی می‏کردند با دیدن آنها. و ارتش را آن طور بار آورده بودند که احساسشان نسبت به ملت غیر از این احساس بود که امروز هست. امروز شما احساس شادی می‏کنید که در آغوش ملت هستید، و ملت احساس شادی می‏کند که در آغوش شماست؛ و هر دو احساس شادی می‏کنید که برادروار مجتَمع هستید و هر دو با هم. و من احساس غرور می‏کنم که این ارتش با مردم همچو مختلط است و همچو مُزْدَوَج‏[9] است که مثل دو برادر. این، غرور دارد.

اسلام همین را می‏خواهد. ارتش اسلام در صدر اسلام با مردم یکی بودند، جدایی نداشتند، از مردم بودند. بعدها سلاطین جور و خصوصاً اخیراً به واسطه تبلیغاتی که کردند- تبلیغاتی که از جانب اجانب بود و مأمور آن رژیم منحط بود- تبلیغاتی کردند که شما را از ما جدا کردند، ملت را از شما جدا کردند. ملت را- بعضی را از بعض- جدا کردند؛ دانشگاهی را از مدرسه‏ای جدا کردند؛ بازاری را از هر دو خواستند جدا کنند. بحمد اللَّه این فرصت پیدا شد و خدای تبارک و تعالی همچو توفیقی داد که همه الآن با هم، همه برادروار در یک محیط دوستانه، در یک محیطی که با شعف و شوق از هم پذیرایی می‏کنید، مجتمع هستیم. این روز، روز مبارکی است؛ این روز، روز میمون و بزرگی است.

و اما قضیه‏ای که فرمودند راجع به عفو[10]، همین طور است که گفته‏اند ... آنهایی که مجرم بودند، آنهایی که خیانتکار بودند، آنها را مجازات کردند و خواهند کرد. و اما ارتش، ژاندارمری، و همین طور سایر طبقات دیگر از قوای انتظامی، شهربانی، در تمام کشور، اگر ... خدای نخواسته مرتکب یک جرم صغیری، یک گناه صغیره‏ای شده باشند، ما این را عفو کردیم؛ و خداوند تبارک و تعالی به واسطه برگشت آنها به دامن اسلام و برگشت آنها به دامن ولی عصر- سلام اللَّه علیه- آنها را عفو فرمود. و ما به تبع امام زمان- سلام اللَّه علیه- عفو عمومی نمودیم و از اشخاصی که گناه صغیره کردند و خدای نخواسته مرتکب بعضِ صغایر ذنوب‏[11] شدند [گذشتیم‏]. خداوند همه شما را عظمت، عزت [و قدرت عنایت کند.

برادران من! توجه داشته باشید که در این فرصت از زمان، در این لَمْحه‏[12] از زمان، شیاطین می‏خواهند باز بین ما و شما، بین شما و سایر قوای انتظامی، بین قشرهای ملت جدایی بیندازند و از آن استفاده کنند و- به خیال خام خودشان- برگشت به حال اول [را] و لو به فرم دیگر [فراهم آورند]؛ لکن باید با هوشیاری و با بیداری، خدعه اینها را خنثی کنید؛ مثل کوه در مقابل آنها بایستید و نگذارید خللی در این اجتماع شما، در این سد بزرگی که دارید و در این اجتماع و در این وحدت کلمه‏ای که دارید، نگذارید آنها رخنه کنند که اگر- خدای نخواسته- رخنه کنند شاید مسائل و مشکلی برای ما پیش بیاید. خداوند همه شما را عزت و سلامت و سعادت عنایت فرماید و شما را با ملت و ملت را با شما چنان همراه و برادر کند که کسی نتواند خلل در این برادری ایجاد کند.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 91 ـ 93)

ـ سخنرانی در جمع پرسنل ارتش؛ پیوند ارتش و ملت- حفظ سلسله مراتب در ارتش (1358)

«درود بر شما سربازان برومند اسلام! امروز همه ما پاسداران اسلام هستیم؛ همه ملت پاسدار اسلام است. شما ارتش از ملت و ملت از شماست. من از شما تشکر می‏کنم که در موقعی که ما احتیاج داشتیم به شما، به ما کمک کردید؛ و ما انتظار داریم که در مواقع سختی، به ملت ما کمک کنید؛ چون ملت از شماست. توطئه توطئه گران را شما خنثی کنید، چنانچه ملت خنثی می‏کند.

کسانی که می‏خواهند بین شما و ملت جدایی بیندازند، آنها از اسلام نیستند، آنها ضد انقلابند. امروز شما لشکر اسلام هستید، ارتش اسلام هستید. احترام شما جوانان برومند بر همه ما لازم است. ملت باید از شما پشتیبانی کند و شما از ملت. قشرهای ارتشی و ملی دو تا نیستند. طاغوت می‏خواست بین شما و ما را جدایی بیندازد. الحمد للَّه الآن طاغوت در کار نیست و لشکرْ لشکر اسلامی است و شما فرزندان ما هستید.

من از خدای تبارک و تعالی بیداری ملت را و هوشیاری شما جوانان را خواستارم؛ و من امیدوارم که نتوانند آنهایی که می‏خواهند بین ملت ما و ارتش ما جدایی بیندازند موفق شوند. آنها از ما نیستند و ما از آنها نیستیم؛ ارتش از ماست و ما از ارتش.

من از درجه داران، افسران، سربازان ارتش تقاضا دارم که حفظ نظام را بکنند و سلسله مراتب را حفظ کنند که اگر سلسله مراتب حفظ نشود ارتش رو به ضعف می‏رود، و اگر خدای نخواسته ارتش ما رو به ضعف برود کشور ضعیف خواهد شد، اسلام ضعیف خواهد شد. سلسله مراتب را حفظ کنید. ارتشیها و صاحب منصبها نسبت به سربازها رحمت داشته باشند، عطوفت داشته باشند؛ و سربازها از آنها- با حفظ سلسله مراتب- اطاعت کنند.

من از خدای تبارک و تعالی توفیق و سعادت شما، و قدرت نظامی را خواستارم. تمام قوای نظامی از ما هستند و ما ملت از آنها. ما از هم جدایی نداریم، برادر هستیم. خداوند همه شما را توفیق بدهد. سلام و درود خدا بر شما! درود خدا بر همه شما سربازان ملت و بر همه اقشار ملت!» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 94 ـ 95)

ـ پیام به بانوان جنوب تهران؛ بانوان پیشقدم در نهضت (1358)

«روز یکشنبه دوم اردیبهشت جمع کثیری از بانوان جنوب تهران برای دیدن این جانب و کمک به خانه‏سازی به شهرستان قم آمدند؛ و موجب تشکر این جانب را فراهم نمودند. و چون قبل از آنان جمعیتهای دیگری نیز آمده بودند و مدتی من در پذیرایی از آنان خسته شده بودم، و زیادی جمعیت نیز باعث شد که نتوانم با بانوان محترم گفت و گویی کنم، لهذا از آنان معذرت می‏خواهم.

من به همه اقشار ملت خصوصاً بانوان که سهمی بسزا در این نهضت مقدس دارند و داشتند علاقه متواضعانه دارم و بانوان را در این نهضت پیشقدم می‏دانم؛ و کراراً گفته‏ام که بانوان حق بیشتری بر اسلام دارند؛ و خصوص بانوان جنوب شهر تهران، انگیزه قیام اسلامی هستند، و راهنمای سایر اقشار. از خداوند تعالی سلامت و سعادت همگی [را] خواستار، امید [است‏] کمکهای شایانی را که به خانه‏سازی نمودید مورد توجه خداوند تعالی و امام امت، ولی عصر- عجل اللَّه فرجه- باشد. درود بر ملت معظم ایران و بر بانوان عظیم الشأن.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 96)

ـ پیام به مسلمانان ایران وجهان؛ شهادت آقای صدر و خواهر مظلومه‏ اش (1359)

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏

با کمال تأسف حسب گزارش جناب آقای وزیر خارجه که از منابع متعدده و مقامات کشورهای اسلامی به دست آورده است و حسب گزارشاتی که از منابع دیگر به دست آمد. مرحوم آیت اللَّه شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او- که از معلمین دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود- به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده‏اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیتهای عزیز از موالیان خود برده‏اند؛ و جنایت و ستمکاری نیز ارثی است که امثال این جنایتکاران تاریخ از اسلاف‏[13] ستم پیشه خود می‏برند. شهادت این بزرگواران که عمری را به مجاهدت در راه اهداف اسلام گذرانده‏اند به دست اشخاص جنایتکاری که عمری به خونخواری و ستم‏پیشگی گذرانده‏اند عجیب نیست؛ عجب آن است که مجاهدان راه حق در بستر بمیرند و ستمگران جنایت پیشه، دست خبیث خود را به خون آنان آغشته نکنند. عجب نیست که مرحوم صدر و همشیره مظلومه‏اش به شهادت نایل شدند؛ عجب آن است که ملتهای اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاهها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصایب بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول اللَّه- صلی اللَّه علیه و آله- وارد می‏شود بی‏تفاوت بگذرند و به حزب ملعون بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند. و عجبتر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هَدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.

من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجه داران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد؛ و یا از پادگانها و سربازخانه‏ها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند. من از کارگران و کارمندان دولت غاصب بعث مأیوس نیستم؛ و امیدوارم که با ملت عراق دست به دست هم دهند و این لکه ننگ را از کشور عراق بزدایند. من امیدوارم که خداوند متعال بساط ستمگری این جنایتکاران را درهم پیچد.

این جانب برای بزرگداشت این شخصیت علمی و مجاهد، که از مفاخر حوزه‏های علمیه و از مراجع دینی و متفکران اسلامی بود، از روز چهارشنبه سوم اردیبهشت به مدت سه روز عزای عمومی اعلام می‏کنم، و روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت را تعطیل عمومی اعلام می‏نمایم، و از خداوند متعال خواستار جبران این ضایعه بزرگ و عظمت اسلام و مسلمین می‏باشم. و السلام علی عباد اللَّه الصالحین.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 253 ـ 254)



[1] - عنوان روی پاکت نامه چنین است:« همدان، کوی اجاق قلی، کاشی شماره 3، خدمت ذی شرافت جناب حجت الاسلام آقای شیخ محمد تقی عالمی دامغانی- دامت برکاته العالیه- قم، خمینی 9 ذی حجة الحرام 83».

[2] - پس از آزادی از زندان.

[3] - مانند« جبهه ملی ایران» و« جبهه دمکراتیک ایران» و ...

[4] - روحانیون.

[5] - جمع ثغر: مرز

[6] - روز تولد محمد رضا پهلوی.

[7] - شاپور بختیار.

[8] - آقای سید جلال الدین طاهری.

[9] - با هم، توأم.

[10] - اشاره به بخشی از سخنان مقدماتی آقای طاهری.

[11] - گناهان کوچک.

[12] - لحظه، هنگام.

[13] - پیشینیان.

انتهای پیام /*