سیری در وصیت نامه امام خمینی(س) و فلسفه آن!

بیست و ششم بهمن ماه 1361 نگارش وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(س) به پایان رسید.
«وصیت» گرچه به معنای «سفارش» میباشد؛ ولی در فرهنگ اسلامی و متأثر از آموزه های قرآن و عترت، معنای اصطلاحی سازنده ای یافته و به معنای سفارش شخص به وصی خود جهت انجام کارهایی پس از مرگ او میباشد.
امام خمینی نه تنها عارفی کامل و سالکی واصل بوده که فقیهی عالی مقام و متعبد به احکام شرع بوده و در همان صراط سلوک کرده است. ایشان در طول عمر پرفراز و نشیب و با برکت خود وصیت نامه های متعددی نوشته است:

کد : 4234 | تاریخ : 25 بهمن 1399

سیری در وصیت نامه امام خمینی(س) و فلسفه آن!

محمدکاظم تقوی

بیست و ششم بهمن ماه 1361 نگارش وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(س) به پایان رسید.

«وصیت» گرچه به معنای «سفارش» میباشد؛ ولی در فرهنگ اسلامی و متأثر از آموزه های قرآن و عترت، معنای اصطلاحی سازنده ای یافته و به معنای سفارش شخص به وصی خود جهت انجام کارهایی پس از مرگ او میباشد.

توصیه و سفارش به وصیت به معنای پیش گفته از این جهت سازنده است که انسان خود را «مسافر» در دنیا ببیند و بدان دل نبندد و علاوه بر اینکه تکویناً در حال سیر و سلوک به نشئه آخرت و سرای باقی است، اختیاراً و با فراهم آوردن زاد و توشه ای که در «دارالقرار» به کار او می آید، با صحیفه ای دربردارنده «اعمال صالحه» در محضر محاسبه الهی حاضر شود.

امام خمینی نه تنها عارفی کامل و سالکی واصل بوده که فقیهی عالی مقام و متعبد به احکام شرع بوده و در همان صراط سلوک کرده است. ایشان در طول عمر پرفراز و نشیب و با برکت خود وصیت نامه های متعددی نوشته است:

الف) وصیت نامه شخصی

ب) وصیت نامه مربوط به شئون مرجعیت

ج) وصیت نامه سیاسی ـ الهی

از وصیت نامه های شرعی شخصی امام خمینی وصیت نامه ای به تاریخ بهمن ماه 1331 موجود است (صحیفه، ج 21، ص 475) که البته در سالهای بعد مورد تجدید نظر و اصلاحات و به روز رسانی قرار گرفت.

اهتمام حضرت امام به امور حوزه ها و شئون مرجعیت و نیز حساسیت بسیار زیاد در حفظ و مصرف صحیح وجوه شرعیه و جلوگیری از هرگونه استفاده نادرست و غیرشرعی از آن، ایشان را واداشت در سال 1356 که در حوزه علمیه نجف به صورت تبعید اقامت داشت، چهار تن از اصحاب دفتر خود حضرات آیات: شیخ حبیب الله اراکی، سیدعباس خاتم یزدی، سیدجعفر کریمی و شیخ غلامرضا رضوانی را به عنوان اوصیاء شرعی در امور مرجعیت و مصرف صحیح وجوه شرعی معین کند. (همان، ج3، ص 280)

اما وصیت نامه سیاسی ـ ا لهی امام خمینی که نوع سوم از وصیت نامه های ایشان است، وصیت نامه ای ویژه و مختص ایشان است که به گونه ای استمرار رهبری و خیرخواهی برای ملت ایران میباشد. در این مجال به تناسب سال‌روز به پایان رسیدن نگارش این وصیت نامه سیری در محتوای آن خواهد شد و در بخش پایانی به این نکته مهم توجه داده میشود که چرا باید این میراث معنوی امام خمینی را همواره در جامعه زنده نگه داشت و فلسفه آن چیست؟

وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی در سی و شش صفحه به خط ایشان نوشته شده که 6 صفحه آن مقدمه و سی صفحه دیگر متن را تشکیل میدهد. مطالب متن در هجده بند بیان شده و مقدمه این وصیت نامه با حدیث نبوی «ثقلین» و مورد اتفاق شیعه و سنی، آغاز گردیده و حضرت امام با نگاهی عرفانی و اجتماعی- تاریخی از قرآن و عترت سخن میگوید! از جایگاه والا و ارزشمند آنها و از مهجوریت و مظلومیت آنان و محرومیت مسلمانان و بشریت از هدایتهای این دو منبع هدایت و سعادت، شکوه سر می‌دهد که زنگ هشدار و بانگ بیدار باش برای غافلان و خفتگان است. حضرت امام در این مقدمه در فرازهایی با کمال افتخار، افتخارات معنوی پیروان ثقلین و شیعیان محمد و آل محمد(علیه و علیهم السلام) را برمی‌شمارد و به ابعادی از شخصیت والای ائمه هدی(ع) و مواریث معنوی ای چون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و صحیفه فاطمیه و ادعیه حیاتبخش ائمه معصومین(ع) که «قرآن صاعد»ش خوانده‌ا‌‌ند، سخن گفته و هدف ائمه طاهرین(ع) را تلاش «در راه تعالی دین اسلام و در راه پیاده کردن قرآن کریم» دانسته و به خصوص به «بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان» که «در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان، یا بهتر از آنان، در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند» افتخار میکنند و در پایان این مقدمه تذکر میدهند: که وصیت سیاسی ـ الهی اینجانب اختصاص به ملت عظیم الشأن ایران ندارد، بلکه توصیه به جمیع ملل اسلامی و مظلومان جهان از هر ملت و مذهب میباشد.» و این خود جلوه ای از انسانی و جهانی بودن مکتب سعادت بخش اسلام است که این عالم ربانی برای بشریت در عصر خود و ناظر به وضعیت و نیازها و مشکلات آنها از خاستگاه قرآن و عترت توصیه میکند.

حضرت امام درمتن وصیت نامه خود، نخست دو مطلب مهم را متذکر میشود:

1. انقلاب اسلامی که دست جهانخواران و ستمگران ـ استعمار و استبداد ـ را از ایران بزرگ کوتاه کرد، با تأییدات غیبی الهی پیروز گردید. بر همین اساس متذکر میشود: «شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه ا نقلابها جدا است، هم در پیدایش و هم در کیفیت مبارزه و هم در انگیزه ا نقلاب و قیام و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارت زده عنایت شده است.»

2. یادآوری اینکه: «اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین میکند... مکتبی که برخلاف مکتبهای غیرتوحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است.»

آنچه امام خمینی در بندهای متن وصیت نامه خود بیان کرده در دو بخش: عوامل و اسباب حفظ و بقای ثمرة انقلاب اسلامی، و موانع و خطرهای تهدید کننده آن میباشد.

«اینجانب که نفسهای آخر عمر را می‌کشم به حسب وظیفه، شطری از آنچه در حفظ و بقای این ودیعه الهی دخالت دارد و شطری از موانع و خطرهایی که آن را تهدید میکنند برای نسل حاضر و نسلهای آینده عرض میکنم.»

الف) «بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است، رمز، پیروزی را ملت می‌داند و نسلهای آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی، و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد» بوده است.

ب) هشدار نسبت به توطئه مهم جدا پنداشتن اسلام از امور دنیا و سیاست جامعه و منحصر دانستن اسلام و دیگر ادیان الهی در معنویات و تهذیب نفوس، به گونه ای که حکومت و سیاست و سررشته داری برخلاف آن مقصد و مقصود بزرگ و معنوی است!

«آنچه مردود است، حکومت های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه جویی و انگیزه های منحرف و دنیایی، که از آن تحذیر نموده اند، جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. . و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش میکردند، از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است.»

ج) یادآوری خدمات نظام جمهوری اسلامی ایران و البته اذعان به اینکه: «اینجانب هیچگاه نگفته و نمیگویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل میشود و اشخاصی از روی جهالت وعقده و بی انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمیکنند.» حضرت امام در توصیفی قدرشناسانه از ملت مؤمن و آگاه و باوفای ایران می‌گوید: «من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله (صلی الله علیه و آله) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی ـ صلوات الله و سلامه علیهما ـ میباشند.» و در ادامه همین بند به مسئولان ارشد حکومت میگوید: «قدر این ملت را بدانید و در خدمتگزاری به آنان خصوصاً مستضعفان و محرومان و ستمدیدگان که نور چشمان ما و اولیای نعم همه هستند و جمهوری اسلامی رهاورد آنان و با فداکاری های آنان تحقق پیدا کرد و بقای آن نیز مرهون خدمات آنان است، فروگذار نکنید و خود را از مردم و آنان را از خود بدانید.»

د) هشدار نسبت به خطر بدبینی و جدایی دانشگاهیان و حوزویان و تأکید بر «پیوند دوستی و تفاهم و محکمتر و استوارتر» ساختن این پیوند.

هـ) هشدار نسبت به توطئه خطرناک استعماری «بیگانه نمودن کشورهای استعمار زده از خویش». حضرت امام یادآور میشود که «بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد و اگر خودی خود را بیابد و یأس را از خود دور کند و چشم داشت به غیر خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیده اند، شما هم خواهید رسید به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکاء به نفس، و قطع وابستگی به دیگران و تحمل سختی ها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.»

و) اهمیت مراکز تعلیم و تربیت و تأکید بر اداره آنها با برنامه های اسلامی و غیر استعماری.

ز) حضرت امام «تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی» را از «مهمات امور» می‌داند و مسئولیت اصلی را متوجه ملت میداند و میگوید:«هیچ علاجی بالاتر و والاتر از آن نیست که ملت در سر تا سر کشور در کارهایی که محول به اوست بر طبق ضوابط اسلامی و قانون اساسی انجام دهد.»

ح) «از مهمات امور مسأله قضاوت است که سر و کار آن با جان و مال و ناموس مردم است. وصیت اینجانب به رهبر و شورای رهبری آن است که در تعیین عالی ترین مقام قضایی که در عهده دارند، کوشش کنند که اشخاص متعهد سابقه دار و صاحب نظر در امور شرعی و در سیاست را نصب نمایند.»

ط) وصیت به حوزه های علمیه به هوشیاری نسبت به توطئه های دشمنان و تدوین برنامه دقیق برای حوزه ها و این‌که «کوشش نمایند که هر روز بر دقت ها و بحث و نظرها و ابتکار و تحقیقها افزوده شود و فقه سنتی که ارث سلف صالح است و انحراف از آن سست شدن ارکان تحقیق و تدقیق است، محفوظ بماند و تحقیقات بر تحقیقات اضافه گردد و البته در رشته های دیگر علوم به مناسبت احتیاجات کشور و اسلام برنامه هایی تهیه خواهد شد و رجالی در آن رشته تربیت باید شود و از بالاترین و والاترین حوزه هایی که لازم است به طور همگانی مورد تعلیم و تعلم قرار گیرد، علوم معنوی اسلامی [است] از قبیل علم اخلاق و تهذیب نفس وسیر و سلوک الی الله که جهاد اکبر میباشد.»

ی) وصیت به قوه اجرائیه و با تأکید می‌گویند «به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه میکنم که در انتخاب استانداردها دقت کنند اشخاص لایق، متدین، متعهد، عاقل و سازگار با مردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هر چه بیشتر حکمفرما باشد.»

ایشان با یادآوری اهمیت مسئولیت و وظیفه وزارت خارجه، میگوید: «مسئولیت شما بسیار زیاد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و سفارتخانه ها، و چه در سیاست خارجی حفظ استقلال و منافع کشور و روابط حسنه با دولتهایی که قصد دخالت در امور کشور ما را ندارند... و کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی و در بیدار کردن دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد کنید.»

حضرت امام این نکته تلخ را نیز در این بند یادآورمیشود که:

«چه مصیبت بار و غم انگیز است که مسلمانان متاعی دارند که از صدر عالم تا نهایت آن نظیر ندارد ، نتوانسته اند این گوهر گران بها را که هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه کنند، بلکه خودنیز از آن غافل و به آن جاهلند و  گاهی از آن فراری اند!»

ک) «از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت از کودکستانها تا دانشگاهها است.» که امام «به واسط اهمیت فوق العاده اش» تکرار کرده است.

ایشان ملت و دولت را موظف به حفظ سلامت این محیط های تعلیم و تربیت میدانند و البته خود جوانان را نیز توصیه به مصون نگه داشتن این مراکز کرده است.

ل) حضرت امام در این فراز از وصیت نامه خود، نیروهای مسلح کشور را «بازوان قوی و قدرتمند جمهوری اسلامی» و «نگهبان سرحدات و راهها و شهرها و روستاها و بالاخره نگهداران امنیت و آرامش بخشان به ملت» میداند که «می بایست مورد توجه خاص ملت و دولت و مجلس باشند.» و یادآور می‌شود که «احتیاج ما پس ا ز این همه عقب ماندگی مصنوعی به صنعتهای بزرگ کشورهای خارجی حقیقتی انکارناپذیر» است و به آن‌ها توصیه می‌کند که «زندگی انسانی شرافتمندانه را ولو با مشکلات» ترجیح دهند تا «قدرت ابتکار و پیشرفت در اختراعات» در آنها شکوفا شود. ایشان به نیروهای مسلح «وصیت اکید» دارند که طبق مقررات ارگانهای نظامی به «عدم دخول در احزاب و گروهها و جبهه ها» پایبند باشند و «قوای مسلح مطلقاً چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازیهای سیاسی دور نگه دارند... و بر فرماندهان لازم است که افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند». از نگاه امام خمینی ورود نیروهای نظامی در دسته بندی های سیاسی و کشمکشهای قدرت موجب می‌شود «بی اشکال به تباهی کشیده» شوند، لذا «بر رهبر وشورای رهبری است که با قاطعیت از این امر جلوگیری نماید تا کشور از آسیب در امان باشد.»

م) وصیت به استفاده صحیح و مفید و سازنده از «رادیو و تلویزیون و مطبوعات و سینماها و تئاترها». حضرت امام این پدیده های تمدن جدید را به اصطلاح فقهی، از ابزارهای مشترک میداند که استفاده صحیح و سازنده از آنها مجاز و خوب است، ولی اگر این ابزارها موجب «تباهی و تحذیر ملتها، خصوصاً نسل جوان» گردد مردود و ممنوع است.

ن) نصیحت و وصیت به گروهها و گروهکها، امام خمینی در وصیتی خیرخواهانه به آن‌ها میگوید که از مزاحمت و جنایت در حق ملت دست بردارند و به ملت ملحق شوند و به آنان میگوید:«من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما میرسد و شائبه قدرت طلبی در آن نیست، گوش فرا دهید.» این بیان و ادبیات خود گواه روشنی است که امام خمینی و جمهوری اسلامی با این گروههای معارض نیز با زبان نصیحت و خیرخواهی سخن گفته است و اگر برخوردی پیش آمد، نتیجه لجاجت و جنایت آنها بوده که با ملت و شخصیت‌های ارزشمند و مؤثر کشور برخورد قهر آمیز داشته اند.

س) توصیه به عملیاتی کردن نظام اقتصادی اسلام که یک رژیم اقتصادی معتدل و میانه است و با نظام سرمایه داری بی حد و مرز غرب و سوسیالیستی نافی اصل مالکیت شرق کمونیستی تفاوت دارد و «اگر به حق به آن عمل شود چرخهای اقتصاد سالم به راه می افتد و عدالت اجتماعی، که لازمه یک رژیم سالم است تحقق می‌یابد.»

ع) وصیت به روحانیون و روحانی نماهای مخالف با نظام جمهوری اسلامی به اینکه «نصیحت متواضعانه برادرانه میکنم که آقایان محترم تحت تأثیر شایعه سازیها قرار نگیرند و برای خدا و حفظ اسلام این جمهوری را تقویت نمایند».

ف) وصیت به همه مسلمانان و مستضعفان جهان به اینکه: «نباید بنشینید و منتظر آن باشید که حکام و دست اندرکاران کشورتان یا قدرتهای خارجی بیایند و برای شما استقلال و آزادی را تحفه بیاورند.» بلکه خود باید «به پا خیزید و حق را با چنگ و دندان بگیرید... و همه در زیر پرچم پرافتخار اسلام مجتمع، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفاع برخیزید، و به سوی یک دولت اسلامی با جمهوری های آزاد و مستقل به پیش روید.»

نکته مهم و جالب توجه این است که حضرت امام در این فراز هم بر مبنای آرمان وحدت مسلمانان در سراسر جهان پدیده جدید دولت ـ ملت که در این برهه از تاریخ زندگی بشر رخ داده، را به رسمیت میشناسد و اهداف اسلامی را در این قالب نیز محقق شدنی میداند که «جمهوری های آزاد و مستقل» اهداف اسلامی را هدف خود  بدانند و این هدف والا بدون کشورگشایی و امپراطوری ساختن دنبال گردد.

ص) توجه به این حقیقت و نکته حکیمانه که زندگی در دنیا همراه با سختیها و دشواریها میباشد و حجم دشواری‌ها و مشکلات متناسب با اهداف و مقاصد و اندازه آن میباشد و در قدردانی عملی از ملت مسلمانان و وفادار ایران مینویسد:

«اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیداری و هوشیاری و تعهد و فداکاری و روح مقاومت و صلایت در راه حق میبینم و امید آن دارم که به فضل خداوند متعال این معانی به اعقاب ملت منتقل شود و نسلاً بعد نسل بر آن افزوده گردد، با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر میکنم و از ملت امیدوارم که عذرم را در کوتاهی ها و قصور و تقصیرها بپذیرند.»

پرسشی که در فرجام این سیر شتابان بر رؤس و سرفصلهای وصیت نامه امام خمینی شایسته است مطرح شود این است که چرا باید پس از گذشت دهها سال از ارتحال آن رهبر بزرگ، همچنان وصیت نامه ایشان محور بحث و بررسی و گفتگوها باشد و چه هدفی بر آن مترتب است؟ هر ناظر منصف و هر محقق جوینده حقیقت، اذعان خواهد داشت که انقلاب اسلامی ایران گرچه با مشارکت عموم طبقات ملت ایران به پیروزی رسید و هر کسی نقش و سهم خود را داشته، اما در این میان نقش افکار و نوع رهبری امام خمینی تأثیر منحصر به فردی داشته است. فقه و فکر امام بود که مبارزه با طاغوت و حکومت ظالم و ستمگر را با پرداخت هزینه از دیدگاه شرع مطهر مجاز و لازم میدانست و این امام خمینی بود که حضور و ایفای نقش بانوان مسلمان را در عرصه های مختلف اجتماعی از پایگاه مرجعیت تقلید جایز اعلام کرد و انرژی گسترده بانوان دریای خروشان ملت را توفنده تر نمود. همچنین افکار و اندیشه های حضرت امام پس از پیروزی در تأسیس و اداره نظام جمهوری اسلامی، جایگاه منحصر به فردی داشته است. ترکیب جمهوریت با اسلامیت از فقه و فکر ایشان و باتوجه به جایگاه مرجعیتی و نفوذ کلام او تثبیت گردید و بسی گره ها در طول ده سال رهبری ایشان که با سرپنجه اندیشه پویا و بالنده امام گشوده شد و جلوه ای از سازگاری سنت و تجدد خود را نشان داد. حضرت امام به صراحت با «مفاسد تجدد و تمدن جدید» مخالفت میکرد نه با اصل تمدن جدید، و این خود نکته ای کلیدی برای زندگی انسان امروز است. ایشان با توجه دادن به اینکه «دو عنصر زمان و مکان» درفرایند اجتهاد نقش دارند، پویایی و بالندگی و پاسخگویی فقه اسلام را مطرح کردند و بسی اقدامات و رهنمودهای دیگر.

لذا برای اینکه افقی که با پیروزی انقلاب اسلامی مبتنی بر تعالیم قران و عترت گشوده شد، روز به روز با بالندگی و پویایی و سازندگی بیشتر در عرصه بینش و معرفت و اقدام و عمل به پیش رود، توجه به محکمات و امهات افکار و اندیشه رهبر و بنیانگذار این بنای رفیع لازم و ضروری است و همین نکته کلیدی، فلسفه لزوم پرداختن هماره به میراث فکری و مجموعه اندیشه ایشان میباشد.

 

انتهای پیام /*