امروز با امام: هفدهم مهر

ـ تلگراف به محمدرضا پهلوی درباره انجمن های ایالتی و ولایتی (1341)
ـ پیام به مسلمانان جهان به مناسبت جنگ سوم اعراب و اسرائیل (1352)
ـ سخنرانی در جمع دانشجویان و منشأ مفاسد دانستن رژیم (1357)
ـ سخنرانی در جمع بانوان مکتب توحید؛ اهمیت نقش زنان- اخلاص در عمل (1358)
ـ سخنرانی در جمع ورزشکاران باستانی و قهرمانان کشور؛ بیان اهداف اسلام (1358)
ـ سخنرانی در جمع ورزشکاران و قهرمانان کشور؛ وظایف و اهمیت شورای شهر (1358)
ـ بیانات در جمع پرسنل آموزشگاه نوجوانان ارتش؛ عوامل پیشبرد نهضت (1358)
ـ پاسخ استفتاء وزیر کشاورزی در مورد غصب اراضی و کِشت و زرع در آنها (1358)
ـ مصاحبه با خبرنگاران خارجی در مورد سرنوشت جنگ (1359)
ـ پیام به ملت ایران و مسلمانان جهان در روز عید سعید قربان؛ اعلای کلمه اسلام (1360)
ـ حکم تنفیذ ریاست جمهوری آقای خامنه ای (1360)
ـ سخنرانی در جمع مسئولان کشور تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای خامنه ای (1360)
ـ بیانات در جمع سرپرست و معاونان سازمان برنامه و بودجه؛ پیشرفت اقتصادی (1361)
ـ نامه به آقای بهزاد نبوی در مورد استعفای آقای راستی کاشانی (1365)

کد : 4041 | تاریخ : 17 مهر 1400

امروز با امام: هفدهم مهر

 

ـ تلگراف به محمدرضا پهلوی درباره انجمن های ایالتی و ولایتی (1341)[1]

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

حضور مبارک اعلیحضرت همایونی‏

پس از اهدای تحیت و دعا، به طوری که در روزنامه‏ها منتشر است، دولت در انجمنهای ایالتی و ولایتی، «اسلام» را در رأی دهندگان و منتخبین شرط نکرده؛ و به زنها حق رأی داده است. و این امر موجب نگرانی علمای اعلام و سایر طبقات مسلمین است. بر خاطر همایونی مکشوف است که صلاح مملکت در حفظ احکام دین مبین اسلام و آرامش قلوب است. مستدعی است امر فرمایید مطالبی را که مخالف دیانت مقدسه و مذهب رسمی مملکت است از برنامه‏های دولتی و حزبی حذف نمایند تا موجب دعاگویی ملت مسلمان شود.

الداعی: روح اللَّه الموسوی.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 78)

ـ پیام به مسلمانان جهان به مناسبت جنگ سوم اعراب و اسرائیل (1352)

زمان: 17 مهر 1352/ 11 رمضان 1393

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

به مناسبت اوضاع و موقعیت کنونی از کلیه مسلمانان خواستارم که پس از توکل بر خداوند و تمسک بر مبانی قرآن کریم، در کنار نیروهای مسلحی که از سرزمین فلسطین دفاع می‏کنند قرار گیرند، و مال و جان خویش را در راه دفاع از خاک اشغال‏شده فلسطین و رهایی از اسارت و استعمار ناچیز بشمارند.

کلیه مسلمانان- به طور اعم- بویژه رؤسای کشورهای اسلامی و رهبران کشورهای عربی وظیفه دارند که متحد شوند و با صفوف فشرده و وحدت علیه استعمار و صهیونیسم پیکار کنند و بر منافع امریکا ضربه وارد سازند، و در راه خدمت به ملت مسلمان بکوشند.

من از دولت عراق و سایر دوَل عربی اسلامی که با مال و جان در نبرد تعیین سرنوشت علیه اسرائیل در دو جبهه مصر و سوریه شرکت کرده‏اند، سپاسگزاری می‏کنم و در این ماه مبارک از خداوند- عز و جل- مسألت می‏دارم که مسلمانان را از چنگال استعمار و پیروان آن آزاد سازند و به سرعت ایادی پلیدشان را که کشورهای مسلمانان را به بازی گرفته‏اند قطع کنند.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 4)

ـ سخنرانی در جمع دانشجویان و منشأ مفاسد دانستن رژیم (1357)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

از قراری که بعضیها می‏گفتند، مثل اینکه بعضی از آقایان آمده بودند اینجا و من نبودم و مثل اینکه قدری توهّم این را کردند که کسی دخالت داشته در این معنا؛ و این طور نبوده است. مزاج من اولًا اقتضای اینکه خیلی بنشینم و اینجاها باشم ندارد. از جهتی جایی بیرون گرفته‏اند برای اینکه من استراحت کنم. امروز هم که شنیدم آقایان اینجا تشریف می‏آورند، از این جهت آمدم که خدمت آقایان برسم. من عادت به تشریفات ندارم که مثلًا بین من و کسی واسطه باشد، حجاب باشد. این خلاف ادب اسلام است. من در اختیار همه آقایان هستم به مقداری که قدرت داشته باشم. یکوقت هم، قدرت نیست از باب اینکه ما شاء اللَّه شماها جوان هستید و ان شاء اللَّه وقتی که به پیری رسیدید، آن وقت می‏دانید که آن اقتضائاتی که در جوانها هست، در پیر نیست. ما حالا دیگر نفسهای آخر است که می‏کشیم، و امیدواریم که بتوانیم همه‏مان خدمت کنیم به اسلام، خدمت کنیم به مسلمین، خدمت کنیم به وطن خودمان.

الآن آشفته است ایران. آشفتگی‏ای که شاید در طول تاریخ یک همچو آشفتگی‏ای در ایران نبوده است. شما اگر تاریخ را ملاحظه کنید، بوده است انقلاباتی؛ بوده است چیزهایی؛ لکن به این صورت که از آن طرف جنودِ ابلیسی به جان مردم بیفتند، و از آن طرف ملت کشته بدهد، جوان بدهد و مقاومت کند [نبوده است‏]. الآن وضع ایران این طور است که هر جایش را که ملاحظه بکنید انقلاب است. باید گفت که انقلاب ایران. هرجا که بروید، در آنجا - آن طوری که برای ما دارند نقل می‏کنند از بچه‏های تازه به زبان آمده تا بزرگها و جوانها و پیرها و اینها، از دختر بچه‏ها و پسر بچه‏ها تا زنها و خانمهای بزرگ و مردهای بزرگ و آدمهای دیگر؛ اینها همه الآن کانَّهُ یک برنامه الهی در کار بوده است. دست بشر همچو قدرتی ندارد که این طور مردم را بیدار کند که همه طبقات و همه بچه‏ها و بزرگها، اینها با هم به یک راه بروند. این یک مطلب غیر عادی است؛ کانَّهُ لطفی از جانب خدای تبارک و تعالی است به ملت ایران که با این نهضتی که کردند و با این وحدت کلمه ان شاء اللَّه مقاومت کنند.

و این فسادی که در ایران پیدا شده است که همه فسادها زیر سر رژیم شاهنشاهی بود در تاریخ، از اولی که رژیم شاهنشاهی پیدا شده است تا حالا که ما مشاهده می‏کنیم، هر چه مَفْسَده بوده است، رژیم شاهنشاهی این مفاسد را ایجاد کرده، منتها هر وقت به اقتضای خودش؛ یکوقت اقتضایش یک نحو بوده است و در این عصری که، در این عصری که من درک کردم و گمان دارم هیچ کدام از آقایان درک نکرده‏اید، ابتلای به رضا خان [است‏] که انگلیسها آن وقت رضا خان را آوردند و کودتا درست کردند و مسلط کردند رضا خان را بر ملت. مأمور اجرای مقاصد اجانب بود او. از آن طرف، اجرای مقاصد آنها را می‏دید موقوف است به اینکه طبقه روشنفکر، طبقه علما، طبقه متدینین، اینها را بکوبد و از بین ببرد؛ از آن طرف هم چون آن منافع موقوف به این بود، عمل کرد به این کار [تا] منافع را به جیب آنها بریزد و خدا می‏داند که ما چه مصیبتها در زمان آن پدر کشیدیم؛ و همه‏مان هم که الآن مشترکیم در اینکه در زمان این پسری که خلف آن پدر است. این حقاً پسر رضا خان است، یعنی همه خاصیتهای فسادی که در پدر بود در این هم هست به اضافه یک چیزهای دیگر، به اضافه سالوسی. رضا خان یک آدم قلدری بود و همه‏اش قلدری می‏کرد؛ ملت هم آن وقت در مقابلش هیچ ایستادگی نداشت؛ یعنی کم بود، البته بود اما کم بود. به این ترتیبی که الآن هست نبود آن وقت، لکن رضا خان دیگر خودش را نمی‏چسباند به اسلام و به قرآن و به احکام مبین اسلام؛ دیگر ریاکاری نمی‏کرد. سرنیزه بود و می‏زد و می‏رفت. ایشان آن جهات را دارد؛ یعنی با سرنیزه مردم را می‏کوبد. آن قدری که او قتل کرد، این زیادتر از او کرد؛ برای اینکه او یک قتل عام در مسجد گوهرشاد کرد و بعد هم با یک اشراری، توسط اشراری. اما این آقا قتل عامها کرده است و اگر خدای تبارک و تعالی، خدای نخواسته، مهلتش بدهد خواهد کرد.

از آن طرف جوانهای ما را از بین برده است؛ از آن طرف هر روز که صحبت می‏شود، همین دو- سه روز پیش از این، که در مجلس صحبت کرده: باید احکام اسلام را حفظ کرد؛ باید چه. خوب مرد بی‏عقل! تو دیروز تاریخ اسلام که تاریخ شرافت یک ملت بود، برداشتی و تاریخ دیگری را جایش گذاشتی تا تودهنی خوردی و این را کنار گذاشتی. آزادی! آقا هی دم از آزادی می‏زند؛ تو راجع به حزب رستاخیز در نطقهایت مکرر گفتی که باید اینها وارد بشوند در این حزب؛ هر کس وارد نشد در این حزب، اگر سوء قصد دارد او را می‏کوبیم، می‏زنیم، چه می‏کنیم؛ و اگر این هم نیست تذکره به او می‏دهیم که برود بیرون، بیرونش می‏کنیم. آزادی؟ در کجای این مملکت ما آزادی هست؟ آزادی قلم دارند مردم؟ آزادی بیان دارند مردم؟ کجا آزادی دارند که ایشان دم از آزادی می‏زند؟ آزادی از احکام اسلام! دین مبین اسلام! احکام اسلام! آخر تو از اسلام چه داری؟ چه علامتی از اسلام تو داری تا اینکه دم از دین مبین اسلام می‏زنی؟ تو که داری اسلام را از بین می‏بری.

این ابتلایی است که ما همه الآن داریم. الآن جوانهای ما در ایران مبتلا هستند به این رژیم فاسد و دارند خون می‏دهند، کشته می‏دهند. همین چند روز پیش از این در کرمانشاه عده زیادی کشته شده‏اند، در کردستان هم؛ در سایر [شهرهای‏] کردستان، همین می‏گویند بوده است. چند روز پیش هم که دیدید تهران را چه کردند، تبریز را چه کردند، مشهد را چه کردند. انسان نمی‏تواند بشمارد این بلادی را که اینها قتل عام کردند و هر چه خواستند کردند. حالا هم دارد حفظ این قدرت خودش را با حکومت نظامی می‏کند. اگر حکومت نظامی، اگر این امریکای خبیث، ده روز این سرنیزه‏اش را از روی سر این بردارد همان درباریها می‏خورندش. محتاج نیست که شماها؛ همان کسانی که در خود دربار، همانهایی که محافظش هستند در دربار، اگر بردارد این نیزه را، سرنیزه را امریکا از سر این آدم؛ همانها او را از بین خواهند برد. هیچ تأمین جانی [ندارد].

این را بدانید که الآن من و شما راحت تر از او هستیم؛ او الآن به مصیبت گرفتار است. مردم را به مصیبت انداخته است لکن خودش مصیبتها الآن دارد. الآن شب و روز ندارد. شاید خواب ندارد این آدم. الآن وقتی که صحبت می‏کند، لرزه می‏کند و صحبت می‏کند. نمی‏تواند چهار تا کلمه را صاف صحبت کند. این حالایش است و عاقبتش هم ان شاء اللَّه بدتر از این خواهد شد، و آن طرفش‏[2] هم بدتر از این طرف خواهد شد.

این وضع ایران در حال حاضر؛ و ما که در اینجا هستیم و شما آقایان که در خارجِ بلد[3] هستید، در خارج ایران هستید، وظایف دارید. ما چنین نیست که از آنجا آمدیم بیرون، دیگر تمام. ما همه وظیفه داریم؛ یعنی وظیفه عقلی، وظیفه وجدانی، وظیفه شرعی داریم. وظیفه ما این است که ما در هر جا باشیم، جمعاً و فرداً، یکی یکی و اجتماعی، کمک کنیم به این نهضت مقدس ایران؛ که آنها در میدان مبارزه دارند خون می‏دهند و ما خارج هستیم و نمی‏توانیم برویم آنجا؛ باید در خارجْ ما هم مبارزه داشته باشیم. ما هم به هر مقداری که می‏توانیم با حرفمان، با قلممان، با تظاهرمان، هر کس هر چقدر، هر مقدار که می‏تواند، باید همه ما این وظیفه را ادا بکنیم.

الآن مملکت ایران به ما صاحبِ دیْن شده. ما دیْن داریم الآن به آنها؛ مدیونشان هستیم. برای اینکه آنها راجع به مصالح اسلام و راجع به مصالح ملت دارند فداکاری می‏کنند؛ ما هم جزء ملت هستیم، ما هم از ملت ایران هستیم. آنها پس برای خاطر ما فداکاری کردند، خون دادند، حبس بودند. الآن از علمای ما چقدر حبسند؛ از علما، از روشنفکرها، از دکترها، مهندسین، از محصلین، از بازاریها از همه طبقات الآن در حبسند. عده‏ای کشته شده‏اند؛ عده‏ای محبوسند. اینها برای خاطر همین ملت بوده؛ برای خاطر اسلام بوده؛ و ما که مُسْلم هستیم و ما که ملی هستیم، مربوط به این ملت هستیم، به اینها دیْن داریم، باید دیْنمان را ادا کنیم. من که یک طلبه هستم، دیْنم را ادا می‏کنم به اینکه بنویسم، بگویم به شما عرض بکنم، شما که آقایان هستید، محصل هستید، هر رشته‏ای را که دارید، باید دیْنتان را به این ملت ادا بکنید. اینها را خرد کردند زیر پای خودشان، و خداوند ان شاء اللَّه خردشان بکند و می‏کند ان شاء اللَّه. بنا بر این ما همه موظفیم که توجه داشته باشیم به آنها و هر مقداری که می‏توانیم، البته همه کار که ما نمی‏توانیم بکنیم؛ آن مقداری که در وُسْع ما هست، در قدرت ما هست، در خدمت به این ملت و در خدمت به این خلق، ما دیْن خودمان را ادا کنیم.

علاوه بر این، خوب خود ما هم اهل این ملت هستیم؛ می‏بینیم که تمام مخازن ما دارد می‏رود تو جیب امریکا و برادرهای او. نفت ما اگر این طور که حاتم بخشی می‏کند محمد رضا ... اگر این نشود، نفت ما به این زودیها تمام نمی‏شود، مخازن ما به این زودیها تمام نمی‏شود، لکن درِ نفت را باز کرده‏اند و حراج کرده‏اند. دارند می‏برند همه را، می‏خورند همه را. از آن طرف انگلیسها می‏برند، از آن طرف کسان دیگر. امریکایی‏ها که از همه بدترند. از آن طرف هم شوروی‏ها. همه ریخته‏اند به جان این ملت، و همه هم، دست به هم داده‏اند که این مردکه را نگهش دارند که این چیزها را ببرند.

شما دیدید که چند روز پیش از این، آن رهبر چین آمد که خیر- این رهبر چین، رهبر چند صد میلیون جمعیت، یک میلیارد جمعیت است؛ و خلق چین چطور و کمونیست چطور و ما چطور هستیم!- مردکه آمد ایران؛ یک کسی که قتل عامها کرده است، وارد به او شد. از روی کشته‏های ما با هلیکوپتر رد شد. نتوانستند او را از توی خیابان ببرند، برای اینکه مردم هیاهو می‏کردند، داد و قال می‏کردند. همه اینها را مردکه می‏دانست، نه اینکه نمی‏دانست؛ چقدر جمعیت همراهش بود. از روی کشته‏های ما عبورش دادند و بردندش آنجا، و دست به دست هم دادند و با کمال خوشرویی با هم- عرض می‏کنم- چه کردند. این، این آدم؛ اینها بازی می‏دهند مردم را. از آن طرف دیدیم که در 15 خرداد آن همه جمعیت از ایران کشته شد، و شوروی روزنامه‏هایش از آنها تأیید کردند و گفتند که اینها یک دسته ارتجاعی بودند، یک دسته چه بودند که می‏خواستند چه بکنند؛ و حالا هم همان طور هست که تأیید می‏کنند از او؛ امریکا هم که معلوم است.

اینها می‏خواهند که تمام مخازن ما را ببرند؛ و این ملت بیچاره بعد از اینکه نفتش رفت و منابعش از بین رفت، بعد چه باید بکند؟ خدا می‏داند چه باید بکند. این آقا می‏گوید که باید از خورشید ما چیز [انرژی‏] بگیریم! تو چراغ نفتی را نمی‏توانی روشن کنی؛ شما می‏خواهید از خورشید قدرت بگیرید؟! این حرفها چه است؟ این حرفها برای اغفال مردم است. تمام این صحنه‏سازیهایی که دارند می‏کنند برای این است که این مردکه را نگهش دارند آنها با قدرتهای خودشان.

و در داخله هم هر کس بگوید که این باید بماند یا خوب است بماند، این خائن است که می‏گوید: خوب است بماند؛ برای اینکه در داخله همه دیدند که این شخص چه می‏کند و با مردم چه کرده است و با مخازن ما چه کرده است، با مال ما چه کرده است. چقدرها اینها در خارج، عائله [شاه‏]، چقدر از مال مردم گرفته‏اند و در خارج الآن ویلا دارند و مِلْک دارند و چه دارند و چه دارند. همه اینها از مال ملت بوده.

خوب، ما رضا خان را دیده بودیم؛ یک سرباز لُختی آمد و حالا هر یک از آنها [صاحب‏] میلیاردها میلیاردها شده‏اند. این از مال همین ملت است. در همه شرکتها اینها شرکت دارند. هر شرکتی که در ایران تأسیس شده یک مقداری‏اش هم مال اینها هست. از نفت هم که همین طوری دارد می‏دهد به آنها. یک مقداری می‏گیرند، مقدار کمی می‏گیرند، که این مقدار هم به آنها آهن می‏دهند؛ چیزهایی که به درد ما نمی‏خورد. بله، به درد ایشان این مسلسلها می‏خورد؛ برای اینکه مردم را بزنند و بکشند. به درد ملت ما نمی‏خورد این چیزها. یک مقداری‏اش هم توی جیب خودشان و توی جیب عائله شان می‏رود و به تبلیغات می‏دهند در خارج، که خدا می‏داند اینها چقدر ... می‏گویند صد میلیون دلار وجه تبلیغات ایشان است که به خارج می‏دهند برای تبلیغ کردن. تبلیغ چه؟ تبلیغ اینکه این آقا برای ایران لازم است باشد. اگر این برود، کمونیست می‏شود ایران. چرا کمونیست می‏شود ایران اگر این برود؟ ملت ایران، یک ملت مسْلم هستند، ملت ایران شعارشان اسلام است، شعارشان دیانت است، چرا کمونیست می‏شوند؟ بیخود همین طوری دارند منتشر می‏کنند. حالا، اخیراً هم می‏گویند که بناست که، درست کرده‏اند یک دسته‏ای را که دانشگاه وقتی که باز شد، در دانشگاه شعار کمونیستی بدهند برای اینکه به مردم بفهمانند که ببینید الآن کمونیستها هستند. نه، اینها سازمان امنیتند، اینها کمونیست نیستند؛ با هر حیله و با هر حقه‏ای هست اینها می‏خواهند این را نگهش دارند و نگهداشتنشان هم برای این است که ایشان بهتر از همه نوکری دارد می‏کند.

ما حرفمان از اول تا حالا این بوده است که ما یک مملکتی داریم برای خودمان می‏خواهیم. ما نمی‏خواهیم امریکا سرپرست ما باشد. ما نمی‏خواهیم همه منافع این ملت را امریکا ببرد، همه منافع این مملکت را شوروی ببرد. گاز را شوروی ببرد و نفت را امریکا ببرد. مگر یک سفره بازی است، هر کس هر چه می‏خواهد بخورد؟ ما نمی‏خواهیم این طور باشد. ما می‏خواهیم خودمان، یک جمعیتی هستیم، هر چی هستیم به شما چه، ما هر چی هستیم، می‏خواهیم خودمان از زمین خودمان و از آب خودمان و از نفت خودمان و از مخازن خودمان که همه غنی‏اند اینها، ما می‏خواهیم از همینها استفاده کنیم و دزدها را هم کنار بگذاریم که هی می‏خوردند و می‏بردند. آنها را هم کنار بگذاریم و خودمان اداره کنیم مملکت خودمان را. ما سرپرست لازم نداریم. بد اداره کنیم خودمان کردیم، خوب هم اداره کنیم خودمان کردیم. ما حرفمان این است. کی می‏تواند بگوید که نخیر، باید حتماً یک کسی دیگر بیاید و شما را اداره کند؟ به شما چه ربط دارد؟ ما یک مملکتی داریم مال خودمان، مخازنش هم مال خودمان؛ خودمان می‏خواهیم اداره کنیم. می‏گویید نمی‏توانید، نتوانیم. به شما چه ربط دارد؟ ما نمی‏توانیم اداره کنیم، نمی‏خواهیم اداره کنیم؛ حرف ما این است که شماها بروید بیرون؛ و حال آنکه اگر اینها بروند بیرون، اگر این مفتخورها را ما کنار بزنیم- نفتخورها عبارت از همین ابرقدرتها [که‏] هم مفتخور هستند، هم نفتخور؛ و مفتخورها هم همین عائله پهلوی، و تمام آنهایی که در این پنجاه سال با اینها روابط داشته‏اند- از هر طبقه‏ای که می‏خواهد باشد، اینها مفتخورهایی هستند که روی نعش جوانهای ما دارند استفاده از مالیّت همین مملکت می‏کنند؛ ما می‏گوییم که اینها، این نفتخورها و این مفتخورها را اگر ما بیرونشان بکنیم، یک مملکت غنی‏ای داریم که می‏توانیم اداره‏اش کنیم تا آخر. این طور نیست که مملکت ما بودجه‏اش ناقص باشد؛ خورنده‏اش زیاد است! بودجه ناقص نیست؛ آنکه می‏خورد زیاد است، خرج آن اشخاص خارجی تبلیغاتی و نمی‏دانم، خرج این اشخاصی که در داخل هستند برای حفظ ایشان و امثال ذلک. این مستشارهایی که از خارج می‏آیند، اینها زیاد می‏خورند؛ همه اینها ریخته‏اند در این [کشور] برای مخازن ما و دارند آن را چپاول می‏کنند و می‏برند.

اگر ما دست اینها را کوتاه کنیم و ان شاء اللَّه کوتاه می‏کنیم و ملت ان شاء اللَّه قیام کرده است و کوتاه خواهد کرد، اصلش بیرونشان خواهیم کرد ان شاء اللَّه، اگر ما یک همچو چیزی موفق بشویم، هم نفتمان به اندازه کفایت است، هم خودمان می‏توانیم اداره بکنیم مملکت خودمان را. کی گفت که تو بیایی اداره کنی مملکت ما را، یا عمال تو بیایند اداره کنند؟ ما این همه مستشار می‏خواهیم چه کنیم؟ این مستشارها همه برای این است که حفظ کنند او را، و غارت کنند ما را. حفظِ این، برای غارت. خودشان هم می‏خواهند غارت بکنند و الّا اگر می‏دانستند یکی بهتر از این می‏توانند بیاورند، می‏بردندش. همچو عشقی به چشم و ابروی ایشان ندارند! لکن الآن نمی‏توانند این را برش دارند. هر کس را بیاورند، ما همین هستیم. اگر بنا شد که کودتا کنند، یک نظامی روی کار بیاورند، یا باید بکُشد، یا باید برود. همین طوری که حالا هستش. یا باید مسلسل را بکِشد و همه ملت را بکُشد و یا باید کنار برود. تا امریکا نرود و تا دست این ابرقدرتها از روی مملکت ما برداشته نشود، ما نهضتمان برقرار است و فریادمان هم برقرار است و کارها را ما انجام می‏دهیم و ان شاء اللَّه موفق خواهیم شد.

آقایان نترسید از این ابرقدرتها. اگر یک ملتی قیام کرد برای مصالح خودش ... یکوقت می‏خواهیم جنگ خارجی بکنیم، [در] جنگ خارجی ما هیچ هستیم و آنها همه چیز دارند؛ یکوقت یک ملتی یک حرفی دارد که همه عالم می‏پذیرند این حرف را که ما ملتی هستیم، نمی‏خواهیم اجانب توی ملت ما باشد، توی خانه ما باشد، از خانه ما بیرون بروید. این را کسی نمی‏تواند با آن معارضه کند. اگر هم معارضه کند، یک امَد[4] خیلی کمی می‏تواند معارضه کند و الّا با افکار عمومی دنیا مواجه خواهد شد؛ و هیچ قدرتی با افکار عمومی دنیا نمی‏تواند مقابله بکند. ما الآن متوجه کردیم تمام افکار عمومی دنیا را به ایران. الآن ایران مورد توجه همه است، یعنی یک چیزی است که همه دارند مطالعه می‏کنند در ایران، ایران را دارند مطالعه می‏کنند. آنها منتها مطالعه می‏کنند برای چاپیدن؛ شاید یک اصحاب خیری هم باشد که مطالعه می‏کنند که ملت چرا این جور است، چه شده، چرا باید این طور باشد این؛ کم کم همه که متوجه شدند به اینکه یک ملتی بپاخاسته و می‏گوید که من حق خودم را می‏خواهم، نمی‏گوید که من حق دیگران را می‏خواهم، این ناچار باید تبعیت از آن بشود. و من به شما مژده می‏دهم که ان شاء اللَّه اگر چنانچه دست به هم، همین طوری که دادید، دستتان در دست هم باشد، مخالفتها را کنار بگذارید و با هم دوست باشید، همه با هم همقدم باشید، نتیجه خواهید برد و کلک اینها را ان شاء اللَّه خواهید کَند و مملکت مال خودتان خواهد شد.

و آن یک کلمه‏ای هم که به شما آقایان خارج از کشور عرض می‏کنم، این است که گاهی من می‏شنوم- ایران که بودم گاهی می‏شنیدم اینجا هم شاید شنیده باشم- که آقایان بینشان یک مثلًا اختلافات جزئی، یک کدورتهای جزئی هست. به نظر من این صحیح نیست. شما همه برادر هم هستید. چرا با هم، سر چه با هم اختلاف داریم؟ ما همه باید دست به هم بدهیم، آنکه دشمن همه است، او را از بین ببریم. اگر ما بنا باشد که خودمان با هم اختلاف بکنیم، او آسوده سر جای خودش می‏نشیند [و] قوای ما صرف خودمان می‏شود. این هم یک نیرنگی است که آنها همیشه داشته‏اند که بین همین طبقات مردم اختلاف بیندازند. دو تا حزب درست کنند، آن حزب کذا، آن حزب کذا؛ بین این دو تا حزب اختلاف بیندازند و مردم را فلج بکنند. یا مثلًا، یک نفر را بیاورند جلو و یک چیزی از او درست بکنند، بعد هم مردم مشغول به او بشوند؛ مدتها سر این دعوا بکنند و قوایشان تحلیل برود و آنها استفاده بکنند. شما آقایان که در خارج هستید با هم برادر باشید. حل کنید اختلافات [را]. اگر یکوقت یک کدورتی از یک برادری دیدید، برادر وار بروید پیش او، بگویید فلان کار شده است و من به واسطه این، کدورت دارم، حل بشود این کار. علی ایّ حالٍ من توفیق شما را، همه آقایان را از خداوند تبارک و تعالی می‏خواهم؛ و امیدوارم که تحصیلات شما در اینجا به آخر برسد با سربلندی، و بتوانید به وطن خودتان برگردید و زمام امور وطن را اشخاص مهذب، اشخاص صحیح العمل به دست بگیرند؛ و همه شما خدمتگزار، همه ما خدمتگزار به این مردم و به وطن خودمان و به اسلام باشیم. من- این هم عرض کنم که من- مزاجم اقتضای اینکه هر روز بیایم اینجا، با این وضعی که الآن هست [ندارد]؛ من الآن خسته شده بودم؛ آمدم اینجا دیدم چاره ندارم [الّا] اینکه با آقایان صحبتی بکنم. من معذرت می‏خواهم از آقایان که بتوانم بیایم. اولًا، این را عرض بکنم که من از اولی که داخل در این باب شدم [اجازه‏] دخالت به کسی نمی‏دادم؛ به نزدیکان خودم هم اجازه دخالت هیچ وقت نمی‏دادم. خودم مستقل بودم در کارهایم. خودم هر کاری را می‏خواستم می‏کردم و هر کاری را نمی‏خواستم نمی‏کردم؛ و به حَسَب تشخیص خودم و تفکر خودم کارها را انجام می‏دادم. خیال نکنید که من حالا اینجا که آمدم مثلًا ارتباط خاصی با کسی داشته باشم، یا کسی در کارهای من دخالت بکند و من هم قبول بکنم از او؛ این حرفها نیست در کار. کدورتی نداشته باشید از این جهت که من مثلًا اگر رفتم بیرون برای استراحت، این یک چیزی بوده است که من مثلًا به آقایان رسیدگی نکنم، خدمت آقایان نرسم. من در خدمت همه آقایان هستم و آنجا هم، منزلم، درش باز است؛ هر کس از آقایان می‏خواهد، بیاید آنجا، لکن از اینکه بیایم در این محل و اینجا باشم، یا اینکه از آنجا هر روز پا شوم بیایم اینجا، از این معذرت می‏خواهم از باب اینکه مزاج من همچو اقتضایی ندارد؛ و من باید برگردم آنجا و استراحت بکنم، و ان شاء اللَّه خودم را حاضر کنم برای خدمت به همه آقایان.

 [یکی از خانمهای حاضر در جلسه: این مسئله حجاب، این خواهرها [را که‏] در این محیط هستند یک مقدار ناراحت کرده؛ یعنی واقعاً می‏خواهند ببینند که این حجاب به این شکل درست هست یا نه؟]

امام: به همین طور که حالا شما هستید؟ [خانم: بله‏]

امام: این مانع ندارد؛ اگر یک مَفْسَده‏ای بر آن نباشد، مانعی ندارد. شما باید خودتان تشخیص بدهید که آیا به این ترتیب که بروید مثلًا مفسده‏ای دارد؛ مثلًا فرض کنید که خلاف احترامی به شما می‏شود؛ از این چیزها. اگر بشود، خوب او را دیگر خودتان هم نمی‏توانید بگویید. اما اگر نمی‏شود، حجاب اسلام بیشتر از این نیست؛ همین است‏

[خانم: در ایران هم ...؟]

امام: ایران حالا با اینجا وضعش فرق دارد. آنجا ممکن است که بیشتر مفاسد باشد؛ و الّا نه اینکه حجاب ایران را اینجا دارد. حجاب ایران، حجاب اسلام، همین مقدارهاست. اسلام اینجا و آنجا ندارد. لکن یک جهات خارجی گاهی در کار هست. به طوری که یک مفسده‏ای باشد، یک اختلاف اخلاقی بشود، یک- عرض می‏کنم- چیزهایی باشد، البته آن وقت باید جلوگیری بشود؛ اما اگر نباشد این طور، و ساده باشد و مثل سایرین با سادگی باشد، نه؛ بی‏چادر مانع ندارد.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 489 ـ 499)

ـ سخنرانی در جمع بانوان مکتب توحید؛ اهمیت نقش زنان- اخلاص در عمل (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

قُلْ إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی‏ وَ فُرادی‏[5] خداوند تعالی می‏فرماید که به مردم ابلاغ کن که من شما را به یک چیز دعوت می‏کنم، موعظه به یک چیز. واعظ خدا؛ واسطه رسول اکرم؛ و ملت- همه ملتها، همه مخلوق- طرف موعظه که قهراً ماها هم هستیم. و آن یک موعظه که خدای تبارک و تعالی می‏فرماید بگو من یک موعظه دارم، این یک موعظه باید سرآمد تمام موعظه‏هایی باشد که خدای تبارک و تعالی فرموده است و انبیاء و اولیاء و همین طور هم هست، این یک موعظه این است که‏ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ‏ قیام کنید و نهضت کنید برای خدا. اهل معرفت- شما طلبه هستید، باید با زبان طلبگی هم به شما عرض کنم- اهل معرفت می‏گویند که اول منزل سلوک، «یَقظه‏[6]» است؛ یعنی «بیداری.» و به همین آیه تمسک می‏کند خواجه عبد اللَّه انصاری از منازل السائرین‏[7]- که منازل اهل سلوک را ذکر می‏کند- اول منزل را منزل «یَقظه»، منزل بیداری ذکر می‏کند. و این آیه شریفه را هم شاهد می‏آورد که خدا فرموده است‏ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ‏. ایشان تعبیرش این است که یعنی بیدار بشوید، بیدار شدن هم یک قسم از «قیام» است. و تمام نهضتهایی که در عالم واقع می‏شود آن هم قیام است؛ قیام از خواب، و قیام بعد از بیداری.

نخستین قیام؛ قیام از خواب غفلت‏

قیام از خواب برای ماها که خواب هستیم و باز بیدار نشدیم. ماها که برای سکر[8] طبیعت بیهوش هستیم؛ در خواب غفلت هستیم؛ و چشم و گوشمان همه‏اش متوجه به عالم طبیعت است. موعظه خدا، به حسب قول این مرد سالک‏[9]، این است که یک موعظه هست. و آن اینکه بیدار بشوید از این غفلت و از این خوابی که سنگین است. خوابی است که طبیعت غلبه کرده است بر ما و ما را خواب کرده است. اول قدم این است که ما بیدار بشویم و توجه کنیم به اینکه عالم طبیعت چی هست؛ و ما در عالم طبیعت به کجا می‏رویم؟ در سیر هستیم همه، این سیر به کجا منتهی می‏شود؟ این اول قدمی است که برای کسانی که سلوک «الی اللَّه» می‏کنند. اول قدم این است که بیدار بشوند؛ غفلت را کنار بگذارند؛ توجه به معنویات بکنند؛ به ما وراء طبیعت بکنند. این راهِ یک راه طولانی است که ما در اوایلش واقع هستیم؛ و باید سیر بکنیم، و تا آخر سیر بکنیم. اگر در حال غفلت ما را سیر دادند و ما بیدار نشدیم تا وقتی که از عالم طبیعت بیرون رفتیم، ما سعادتمند نیستیم.

چنانچه بیدار [شدیم‏] و راه را یافتیم و آن راهی که خدای تبارک و تعالی فرموده است راه مستقیم است، راه «الی اللَّه» است، ما آن راه را طی کردیم، از انحرافات کناره گرفتیم، توجه به خدا، توجه به احکام خدا کردیم، این راهی که قهراً ما را می‏برند، با قدم اختیار آن مقداری که مربوط به اختیار است طی کردیم، وقتی که از اینجا منتقل شدیم به عالم دیگر، همه آن سعادت، همه آن نور [است‏]. این عالم دار ظلمت است: ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ‏[10] اگر ما تکلیف خودمان را دانستیم و بیدار شدیم و فهمیدیم که باید سیر کنیم «الی اللَّه»، باید مجاهده کنیم برای خدا، قیام کنیم برای خدا، و در همه ابعادی که هستیم و داریم به تکلیف خودمان، به تکلیفهایی که خدای تبارک و تعالی به وسیله انبیا برای ما بیان فرموده است عمل بکنیم، راه مستقیم را طی بکنیم، منتهی می‏شویم به سعادت. یکی از قیامها همان قیامی است که ارباب سلوک می‏گویند، که راجع به سیر معنوی است. آیه را هم، به حسب نظر آنها، یا ناظر به آن است، یا بعضِ از مفاد آن است.

و یکی از چیزهایی که ظاهر آیه است این است که نهضتهایی که می‏کنید، قیام که می‏کنید «للَّه» باشد: «أن تقوموا للَّه». إِنَّما أَعِظُکُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنی‏ وَ فُرادی‏ یعنی خودتان هستید، قیام کنید «للَّه». جمعیت هم که هستید، گروهها هم که هستید، باز قیامتان «للَّه» باشد. فقط قیام نباشد. این قیام را و این نهضتها را همه گروههایی که [در] عالم هستند- چه اشخاصی که انحراف دارند و چه اشخاصی که ندارند- یک نهضت‏هایی دارند، لکن آنکه مورد موعظه است و خدای تبارک و تعالی به آن یک چیز موعظه کرده است بشر را؛ این است که قیامتان «للَّه» باشد؛ آلوده نباشد به هواهای نفسانی آلوده نباشد؛ به وسوسه‏های شیطانی، آلوده به دنیا نباشد.

الآن این نهضتی که شما در پیش دارید، و باید تشکر کنیم از خانمها که در این نهضت یک قدم راسخی داشتند، و یک کمک بزرگی به ملت کردند. این خانمها بودند که وقتی که به خیابانها و کوچه‏ها ریختند و فریاد زدند، تشییع کردند، تشجیع‏[11] کردند مردها را و قدرتهای آنها را چند مقابل کردند. و لهذا شما علاوه بر اینکه خودتان را قدرتمند کردید، دیگران را هم قدرتمند کردید. چنانچه در این جهاد سازندگی که گاهی وقتها می‏بینیم خانمها هم رفتند و مشغول شدند، خوب، البته از خانمها ساخته نیست که مثل یک رعیتی، مثل یک اشخاصی که ورزیده‏اند در آن امور کار کنند، لکن همان رفتنشان در بین این رعایا و بین این کشاورزان، همان رفتن و اشتغال پیدا کردن به همان مقداری که می‏توانند، این باعث این می‏شود که قدرت آنها چند مقابل می‏شود. وقتی آنها ببینند که از شهرها خانمهای محصل، خانمهای محترم، آمدند و در دهات مشغول کمک هستند به برادرهای خودشان، قدرت آنها چند مقابل می‏شود. و این یک عمل بسیار ارزنده‏ای است. و لو عملْ خودش به حسب حجمش کوچک باشد، لکن حجم معنویش خیلی زیاد است. چنانچه رفتن محصلین مدارس مردانه هم در بین همین رعیتها و در بین همین کشاورزها هم یک قدرتی به آنها می‏دهد. وقتی ببینند که همه قشرها پشتیبان هستند، از این پشتیبانی، آنها قدرتشان خیلی زیاد خواهد شد.

آن چیزی که حجم عمل را زیاد می‏کند، و لو حجم مادیش کم است، آن «للَّه» بودن و اخلاص است. یک عمل ممکن است به حسب حجم مادیش بسیار کم باشد، لکن به حسب معنا از همه اعمال، یا از اکثر اعمال، حجم معنویش زیادتر باشد. «لا اله إلا اللَّه» یک عبارت چند کلمه‏ای است؛ لکن عظمتش از تمام اذکار، یا اکثر اذکار، زیادتر و حجم معنویش از همه بیشتر است. افعال وقتی که «اخلاص» همراهش باشد [حجم معنوی پیدا می‏کند] «اخلاص» به منزله روح عمل است. همان طوری که انسان به این حجم مادی انسان نیست، این حجم مادی را سایر حیوانات بسیاری از حیوانات، هم این حجم را بیشتر از انسان دارند. آنکه اسباب امتیاز انسان است از سایر حیوانات آن جهت معنویت انسان است؛ آن جهت روح انسان است، روح مُهذَّب. روحی که تربیت شده باشد به تربیتهای الهی، آن ارزش انسان را زیاد می‏کند، و حجم معنوی را بالا می‏برد. کوشش کنید که آن حجم زیاد بشود.

کوشش کنید که معنویاتتان بر مادیات غلبه کند در خلال تحصیل، در خلال زحمت کشیدن، در تحصیل علوم. خداوند همه شما را موفق کند. کوشش کنید که مُهذَّب باشید، عمل کنید به آن چیزی که شما را به او دعوت کردند. اخلاقتان را، آدابتان را، معنویاتتان را تقویت کنید به طوری که یک انسانی باشید که وقتی که همه عالم را می‏بینید، همه را سعادتشان را بخواهید. یک انسانی باشید که به همه عالم محبت داشته باشید. پیغمبر اکرم این طور بوده که حتی کفار را هم وقتی که ملاحظه می‏فرمود که اینها مسلم نمی‏شوند، غصه می‏خورد برای آنها که چرا باید اینها مسْلم نشوند و بعد به آن شقاوتها و به آن عذابها برسند.

کوشش کنید که با خواهران خودتان، با برادران خودتان، با محبت باشید؛ علاقه‏مند باشید. کوشش کنید که احکام اسلام را به پیش ببرید. کوشش کنید که این نهضت را همه با هم این نهضت را به پیش ببرید که اگر این نهضت به آخر برسد- ان شاء اللَّه- و موفق بشویم و بشوید که اسلام در ایران تحقق پیدا بکند و مملکت ایران از آن گرفتاریهایی که تا حالا داشت بیرون برود، و یک مملکت اسلامی به تمام معنا بشود، این معنا الگو خواهد شد از برای ممالک اسلامی دیگر؛ بلکه برای همه ممالک. کوشش کنید که این نهضت را تقویت کنید، و ان شاء اللَّه به آخر برسانید، تمام احکام اسلام زنده بشود. عصر عصری باشد که احکام اسلام تجدید و زنده بشود با کوشش شماها.

خداوند همه شماها را حفظ کند و سلامت باشید؛ سعادتمند باشید؛ به علم و تقوی آراسته بشوید. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 242 ـ 246)

ـ سخنرانی در جمع ورزشکاران باستانی و قهرمانان کشور؛ بیان اهداف اسلام (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

چه روزهای خوشی می‏گذرانید. روزهایی که دشمن را فراری دادید؛ و همه با هم مجتمع، ورزشکارها و پهلوانها با ما، و روحانیون با سایر طبقات، ارتشیها با شما، شما با ارتشیها، همه با هم مجتمع و یکصدا برای پیشبرد اهداف اسلام، که یکی از اهداف اسلام استقلال کشور، آزادی برای همه، و سرافرازی همه ملتهای اسلامی. و من امیدوارم که شما پهلوانان برای ملتتان، برای کشورتان، مفید باشید. و با همت شما جوانان برومند و همت سایر اقشار ملت، این نهضت اسلامی به پیش برود؛ و یک مملکت مستقل، آزاد، خالی از همه شیاطین [داشته باشیم، یک‏] مملکت رحمانی که همه شیاطین از آن بیرون بروند، و یا مؤمن بشوند. و من امیدوارم که با همت همه شما پهلوانان و سایر اقشار، آن آرزوهایی که ما داریم، و آن فقط این است که اسلام تحقق پیدا بکند، که در سایه اسلام همه چیز هست.

و من نمی‏دانم این اشخاصی که از اسلام می‏ترسند از چی اسلام می‏ترسند؟ از این می‏ترسند که اسلام نتواند استقلالشان را حفظ بکند؟ خوب، این اسلامی بود که مملکت ما را از چنگ اجانب و قدرتهای بزرگ نجات داده. اسلامی که توانست تمام قدرتهایی که در عالم بودند و پشتیبانی می‏کردند از این رژیم، اسلامی که توانست تمام اینها را عقب بزند و شکست بدهد و مملکت خودش را از حُلْقوم اجانب- که در رأس آنها امریکاست‏ - بیرون بکشد، نمی‏تواند حفظ بکند این مملکت را؟ از این می‏ترسند که استقلال از دست برود؟ اینها دلسوز برای کشور خودشان و ملت خودشان هستند؟ از این می‏ترسند که از ملت، سلب آزادی بشود؟ اسلامی که آزادی را برای این ملت هدیه آورد، می‏ترسند حالا که هدیه آورد دوباره بگیرد از ایشان؟! می‏ترسند که اسلام، ذخایر ایران را به اجانب بدهد؟ اسلامی که کوشش کرده است و ذخایر را حفظ کرده است برای ملت و چپاولگران را بیرون کرده است از این مملکت، اینها می‏ترسند که ذخایر به باد برود؟!

آنچه که من می‏فهمم این است که بعضی از اینها گول خوردند؛ و بعضی از اینها هم توجه دارند و غرض دارند، و آنها می‏ترسند که اسلام، جیب اینها را نگذارد پُر بشود. از این می‏ترسند که اسلام نگذارد که این چپاولگریها باقی بماند. اینها برای ملت، برای کشور، دلسوز نیستند، البته من همه را نمی‏گویم، من بعضی از اینها را می‏گویم. من آن منحرفین را می‏گویم و آن وابسته‏های به رژیم سابق را که نمی‏خواهند اسلام تحقق پیدا بکند. می‏خواهند این وابستگی ما به خارج، به غرب و شرق، باقی باشد، چون در این وابستگیها اینها استفاده‏ها می‏کردند. چنانچه ملاحظه کردید در سایه رژیم سابق چپاولگرها چپاول کردند. و بعد از اینکه او رفت، بسیاریشان پولها را هم برداشتند و رفتند. میلیونها، میلیاردها پول از ایران رفت! اینها می‏ترسند که چنانکه اسلام با محتوایش تحقق پیدا بکند، دست آنها دیگر کوتاه بشود و دست اربابانشان کوتاه بشود از این چپاولگریها و به آمال خودشان نرسند. و الّا اگر برای ملت و برای کشور است، اسلام این کشور را به ما برگرداند، و قدرت اسلام بود، ایمان مردم بود، که این پیروزی برای ماها حاصل شد.

اسلام در طول تاریخ، آن وقت که اسلام بوده است، به کسی ضرر نمی‏زده است. در حکومت علی بن ابی طالب کی می‏تواند بگوید که ظلم بر او می‏شود؟ کی می‏تواند بگوید که استقلال از دستش می‏رود؟ کی می‏تواند بگوید که ذخایر ملت به باد می‏رود؟ حکومتی که رأسش علی بن ابی طالب- سلام اللَّه علیه- [باشد]، کی می‏تواند بگوید که نقصی در حکومت هست؟ کی می‏تواند بگوید که نمی‏شود اداره بکند؟

ما می‏خواهیم یک مملکتی باشد که در رأسش کسانی باشند که شیعه علی بن ابی طالب- سلام اللَّه علیه- هستند و مسْلم هستند؛ اسلام را به معنای واقعیش ادراک کردند؛ و مملکت ما، از مجلسش تا مجلس خبرگانش تا ارتشش تا بازارش تا پایگاه پهلوانهای ما، همه‏اش اسلامی باشد. اگر همه اسلامی باشند، خوفی از چیزی نیست. مسْلم که نمی‏تواند به مسْلم دیگر ضرر بزند. مسْلم برادر مسْلم است: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ[12] قرآن کریم، عقدِ اخوّت بین مسلمانها انداخته است، برادر که به برادر ضرر نمی‏زند. اینها خوفشان این است که مبادا اسلام تحقق پیدا بکند که مبادا منافعشان از دستشان برود! و الّا ملت ما اسلام را می‏خواهند، از باب اینکه از اسلام ضرر نمی‏بینند، اسلام به منافع آنهاست. با تحقق اسلام همه قشرها در رفاه زندگی می‏کنند؛ و برای آخرتشان هم تهیه می‏بینند.

خداوند شما پهلوانهای عزیز را برای ما حفظ کند؛ و قدرتِ فوق قدرت به شما عنایت کند. و ان شاء اللَّه قدرت روحی و قدرت باطنی پیدا بکنید؛ و مهذّب بشوید، چنانچه هستید. خداوند همه‏تان را تأیید کند. و السلام علیکم.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 247 ـ 249)

ـ سخنرانی در جمع ورزشکاران و قهرمانان کشور؛ وظایف و اهمیت شورای شهر (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

خوشوقتم که امروز با دو دسته از ورزشکارها و پهلوانها مواجه شدم. و چون آقایان از شهرهای مختلف هستند، من لازم می‏دانم که مسئله‏ای که الآن محل ابتلای ماست به آقایان بگویم، که در شهرهای خودشان که رفتند تبلیغ کنند، به برادران خودشان بگویند. و آن مسئله شوراهای شهر است. این شوراها باید باشد در شهرها، بعد هم در سایر نقاط ان شاء اللَّه- تأسیس بشود. و سرنوشت هر شهرستانی، هر شهری- که آن شوراها در آن هست- با خود این شوراهاست، که از طرف مردم تعیین می‏شوند افرادش.

آن چیزی که الآن لازم است بر همه آقایان، بر همه شما جوانان، بزرگان، و بر همه قشرهای ملت، این است که چشمهایشان را باز کنند با مطالعه، با دقت، افرادی که برای شوراها تعیین می‏کنند صفات خاصی را داشته باشند. اول: اینکه مؤمن باشند؛ مؤمن به این نهضت باشند؛ جمهوری اسلامی را بخواهند؛ طرفدار مردم باشند؛ امین باشند؛ اسلامی باشند، و شرقی و غربی نباشند، انحرافات مکتبی نداشته باشند؛ تا اینکه کارهایی که می‏کنند برای نفع ملت، برای نفع خود شهرستان باشد. اگر خدای نخواسته در این امر کوتاهی بشود و شیاطینی که دوره می‏افتند و می‏خواهند افرادی را جا بزنند به مردم، آن افراد منحرف یک وقتی تعیین بشوند برای شوراهای شهر، این برای خود شهر خطر دارد؛ برای کشور خطر دارد؛ برای اسلام خطر دارد.

از این جهت، یک مسئولیتی الآن گردن همه ملت هست- که شما هم از همان ملت هستید و بحمد اللَّه پهلوانهای ملت هستید، و بعدها هم پهلوانتر می‏شوید- این مسئولیت بزرگ هست، که ما الآن در یک وقتی واقع هستیم که بسیاری از ریشه‏های رژیم فاسد سابق در بین مردم هستند، و ممکن است که خودشان را با ظاهرسازی جا بزنند. باید شناسایی بشوند در هر شهرستانی که ده، پانزده نفر مثلًا- حالا آن عددی که باید تعیین بکنند در آنجا- باید انتخاب بشود، باید این شناسایی بشود. در بین روحانیون یک نفر هست، خوب، هر کسی در شهرش می‏داند که کدام روحانی کسی است که صلاحیت دارد برای این کار؛ دلسوز برای ملت است. و از کسبه مثلًا، از اصناف، از تُجّار، از کارگرها، از کشاورزها، سابقه‏اش را باید درست مردم بدانند که این در زمان طاغوت چه کاره بوده است، و سوابقش- سوابق خانوادگی‏اش- چه طور بوده است. اگر چنانچه دقت در این امر نشود و مردم توجه به این امر نکنند، مسئولند پیش خدا. اگر فردا یک گرفتاری برای ملت به واسطه اینها پیش بیاید، ماها که می‏خواهیم تعیین کنیم افراد را، مسئول هستیم، مسئولیت ما بزرگ است.

امروز وجاهت اسلام در خطر ممکن است باشد. اگر یک افراد نابابی در جمهوری اسلام مُقدَّرات یک شهری را در دست بگیرند و بعد کارهای خلاف بکنند، علاوه بر اینکه برای خود آن شهر مُضرّ است، وجهه جمهوری اسلامی را بد نمایش می‏دهد. و آنهایی که با شما و با ما و با اسلام غرض دارند اینها می‏خواهند که یک افرادی باشند که این افراد هر چه می‏توانند کار را از اسلام جدا کنند؛ مطالب را از اسلام جدا کنند. و شما و ما می‏خواهیم که هر چه کار می‏شود اسلامی باشد. بنا بر این، الآن آن چیزی ... که شاید از فردا و پس فردا این کاندیدها معرفی بشوند، و شماها باید رأی به کسی که می‏دهید که این در شورای شهرمان باشد، خیال نکنید که شورای شهر یک چیز آسانی است، یک چیز کمی است.

شورای شهر؛ یعنی همه کارهای شهر دست اینهاست. شهردار را هم تعیین می‏کند. کارهای دیگر شهر را، همه را، اینها انجام می‏دهند. نظارت در بازار، نظارت در همه جا، دارند. اینها اختیاراتی دارند، و ممکن است که خدای نخواسته یک وقتی اشخاص ناباب تعیین بشود، رأی داده بشود به آنها، و برای شهر مُضرّ؛ برای اسلام هم مُضرّ.

بنا بر این، یک مسئله مهمی است که باید شما توجه به آن داشته باشید. و برسانید به دوستان خودتان، به شهرستانهایی که می‏روید به دوستانتان، به اهل علم آنجا، برسانید که مردم آگاه بشوند و روی آگاهی رأی بدهند.

این یک مطلبی بود که الآن مورد نظر است؛ و لازم است ان شاء اللَّه عمل بشود. بعد، ما یک مراحل دیگری هم داریم که در موقع خودش باید از آن بحث بکنیم. یکی، قضیه مجلس شوراست. که او همه مُقدَّرات مملکت؟ باید رأی داده بشود. یکی هم رئیس جمهور است. که اینها هم دیگر بعد ان شاء اللَّه بشود.

و من امیدوارم که با همت همه قشرها و همت شما جوانها این مراحل را طی بکنیم. و آنهایی که مخالف با این مسائل هستند همان طوری که در رفراندم شکست خوردند، در این مسائل هم باز شکست بخورند، و پیروزی مال ملت اسلام باشد. و خداوند همه شما را ان شاء اللَّه حفظ بکند. و همان طوری که ایشان گفتند، و خوب هم تشریح کردند و صحبت کردند، آن ورزشکارها دو وظیفه دارند: یک، ورزش جسمانی برای قوه پیدا کردن، قدرت پیدا کردن.

وقتی قدرت جسمانی پیدا شد، دفاع از مملکت می‏توانند بکنند؛ دفاع از مخالفینی که می‏خواهند به آنها حمله کنند می‏توانند بکنند. و یکی هم پرورش روحانی که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود، آن وقت قدرت جسمانیش هم مضاعف می‏شود.

و شما کوشش کنید که آن قدرت را هم، که قدرت الهی است، آن قدرت هم به برکت اسلام و به برکت مولا امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- در شما پیدا بشود، که یک مرد روحانی قَوی و جسمانی قَوی بشوید که هم جانب روحتان قوی باشد؛ و هم جانب جسمتان قوی باشد.

و من هم دعا به همه‏تان می‏کنم؛ و خدمتگزار همه‏تان هم هستم. خدا همه‏تان را حفظ کند.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 250 ـ 253)

ـ بیانات در جمع پرسنل آموزشگاه نوجوانان ارتش؛ عوامل پیشبرد نهضت (1358)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

این روزها برای ملت ما مبارک است، و هر روز مبارک، و امید است مبارکتر بشود. مبارک برای اینکه بحمد اللَّه بر قدرتهای طاغوتی پیروز شدید و دست اجانب را از مملکت خودتان قطع کردید. و مبارکتر اینکه تا آخر قطع باشد. و از آن مبارکتر اینکه جمهوری اسلامی با محتوای اسلامی که همه قشرها اسلامی باشد تحقق پیدا کند. یکی از مبارکیها این است که شما برادرها با برادرهای ارتشی آموزشی، برادرانه با هم ملاقات می‏کنید و برای آنها کف می‏زنید. این امری است که در جمهوری اسلامی باید انجام بگیرد.

باید همه در آغوش هم، برابر هم، با برادری این نهضت را به پیش ببرید؛ و دست اجانب را و عمّال اجانب را، که بعض از آنها الآن هم مشغول توطئه هستند، از کشور خودشان کوتاه کنید.

من از همه قشرهای ملت و از ارتشیها و این جوانانی که الآن از اینجا رژه رفتند تشکر می‏کنم. و سلامت همه را از خدای تبارک و تعالی مسألت می‏کنم.

و از همه می‏خواهم که از آن چیزهایی که در دل داشتید دست بردارید؛ و همه با هم برادر باشید؛ و در راه اسلام کوشش کنید. و اگر گرفتاریهایی هم هست برای افراد شما یا برای گروههای شما، امید است که ان شاء اللَّه با برقراری حکومت عدل اسلامی تمام گرفتاریها رفع بشود.

کوشش کنید در اینکه با هم باشید. و کوشش کنید در اینکه خائنین را بشناسید و طرد کنید. خداوند به همه شما توفیق عنایت کند.

و من از همه شما تشکر می‏کنم، و به همه شما دعا می‏کنم؛ و خدمتگزار همه ملت و همه ارتش و همه قشرهای ملت هستم.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏10، ص: 254 ـ 255)

ـ پاسخ استفتاء وزیر کشاورزی در مورد غصب اراضی و کِشت و زرع در آنها (1358)

[بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏. محضر مبارک رهبر عظیم الشأن انقلاب ایران حضرت آیت اللَّه العظمی امام خمینی- مد ظله العالی‏

با تقدیم ادعیه و تحیات، از حضور مبارک استدعای ابلاغ اوامر کتبی و تعیین تکلیف نسبت به مسائل مشروحه ذیل را که مورد حاجت اشخاص و مأمورین دولت است می‏نماید:

1- با آنکه دستورات لازم الاتباع آن حضرت در مورد لزوم فعالیت بیشتر کشاورزان و توسعه سطح کشت منطوقاً و مفهوماً ناظر به کار مشروع هر کس در زمینی است که طبق مبانی شرعی و قانونی در اختیار دارد، مع التأسف جمعی از افراد ضد انقلاب و فرصت طلب در بعضی از مناطق، اذهان ساده روستاییان را مشوب نموده و وانمود می‏سازند که کشت و کار بدون اجازه در اراضی دیگران نیز در حکم اطاعت از امر امام و توسعه میزان کشت تلقی خواهد شد. استدعای صدور حکم در رفع این گونه شبهات و القائات را دارد.].

بسمه تعالی‏

تصرف در اراضی دیگران چه به طور کشت یا به طریق دیگر حرام است و توسعه کشت به طور غصب جایز نیست و باید از آن احتراز شود.

روح اللَّه الموسوی الخمینی‏

[2- بعضی افراد با سخنرانی و انتشار اعلامیه‏ها با تأویل و تعبیر نابجا از اصل «الزرع للزارع و لو کان غاصباً» وانمود می‏نمایند که هر کس بدون اجازه و عدواناً در زمین دیگری شخم بزند و بذر بپاشد، می‏تواند استیلای غاصبانه خود را تا برداشت محصول ادامه دهد. مستدعی است نظر مبارک را در این مورد که آیا می‏توان از این گونه افراد غاصب قبل از رسیدن محصول خلع ید نمود و تعیین حدود ضمان شرعی غاصب ابلاغ فرمایند.].

بسمه تعالی‏

غاصب باید فوراً زمین مغصوب را به صاحبش رد کند و صاحب زمین می‏تواند کشت او را حتی قبل از رسیدن موعد برداشت از زمین خود تخلیه کند.

روح اللَّه الموسوی الخمینی‏

در خاتمه از حضور مبارک اجازه می‏خواهد که متن فتاوی صادره را برای اطلاع عموم مردم و بخصوص کشاورزان و روستاییان به طبع رسانیده و در دهات و مزارع کشور منتشر نماید تا ان شاء اللَّه تعالی بدین وسیله و با مدد گرفتن از اوامر آن رهبر عالیقدر از تجاوزات و تصرفات عدوانی و غاصبانه بخصوص در شروع فصل کشت پاییزه حتی الامکان جلوگیری و به ایجاد نظم و آرامش در مناطق روستایی کمک گردد. با تقدیم شایسته ترین احترامات- علی ایزدی‏]. (صحیفه امام، ج‏10، ص: 256 ـ 257)

ـ مصاحبه با خبرنگاران خارجی در مورد سرنوشت جنگ (1359)

«سؤال: [شما راجع به جنگ چه فکر می‏کنید و نظرتان درباره این جنگ و آینده آن چیست؟].

جواب: بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏- اولًا ما به تبع اسلام با جنگ همیشه مخالفیم و میل داریم که بین همه کشورها آرامش و صلح باشد. لکن اگر جنگ را بر ما تحمیل کنند، ما تمام ملتمان جنگجوست و با تمام قوا مقابله می‏کنیم و لو اینکه همه ابرقدرتها هم دنبال او باشد. برای اینکه ما شهادت را یک فوز عظیم می‏دانیم و ملت ما هم شهادت را به جان و دل قبول می‏کند و از جنگ نخواهیم هراسید و مرد جنگ هستیم، لکن مایل نیستیم به اینکه جنگ واقع بشود.

الآن دولت دست نشانده و جنایتکار عراق به شهرهای ما و مردم عادی حمله کرده و دیشب نیز در دزفول حمله کردند و با موشکهای خودشان بسیاری از مردم را کشتند، ولی ما مواضع نظامی آنها را خواهیم زد و آتیه جنگ با ماست. برای اینکه ما تمام ملت همراهمان است و صدام ملت خودش بر ضد خودش است و حتی ارتش خودش هم متزلزل است و خواهند در این جنگ باخت، و بعثی‏ها ان شاء اللَّه از عراق خواهند رفت و یک دولت اسلامی در آنجا خواهد آمد.

و ما با کمال قدرت دفاع از خودمان خواهیم کرد و کشور عراق را نجات خواهیم داد از دست این جنایتکارانی که نوکر ابرقدرتها هستند. و ما باکی از اینکه ابرقدرتها به آنها پشتیبانی می‏کنند نداریم.

و امیدواریم که همان طور که شاه مخلوع را با دست خالی از بین بردیم و دست ابرقدرتها را از کشورمان قطع کردیم این شخص هم که جنایتکارتر از شاه سابق است از بین ببریم. کشور و ملت عراق را که برادر ما هستند آزاد کنیم تا خود کشور عراق و ملت بر سرنوشت خودش حکومت کند و حکومت را خودش تعیین کند. و ما برنده جنگ هستیم و هیچ تردیدی در این نیست. و به فرض اینکه ما هم کشته بشویم، ملت ما در حال جنگ هستند و شهادت را با دل و جان می‏پذیرند و من امیدوارم که با خدای تبارک و تعالی باشیم و خدای تبارک و تعالی با ماست. ان شاء اللَّه.

اخبار را همان طور که هست به ممالک و کشورهای خودتان گزارش بدهید. ما هیچ نمی‏خواهیم طرف ما باشید، همین طور که الآن مملکت را می‏بینید آن طور گزارش بدهید.» (صحیفه امام، ج‏13، ص: 261 ـ 262)

ـ پیام به ملت ایران و مسلمانان جهان در روز عید سعید قربان؛ اعلای کلمه اسلام (1360)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

حلول عید سعید قربان را که از اعیاد بزرگ اسلام و میعادگاه پیامبران عظیم الشأن، از حضرت ابراهیم تا حضرت محمد- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- بنیانگذاران توحید و عدالت و رهبران صراط مستقیم عبودیت است به ملت ایران و مسلمانان جهان تبریک عرض می‏کنم، و از خداوند متعال می‏خواهم که مسلمانان جهان را برای بپاداشتن سنت انبیای عظام بیدار فرماید و در راه حصول هدف انبیا که فرزندان و عزیزان خود را فدای آن می‏نمودند بسیج نماید تا با همت همگان پرچم توحید در فضای سراسر جهان به اهتزاز درآید، و دست قدرتهای چپاولگر از بلاد مسلمین و مستضعفین کوتاه گردد. در این سال، این عید برای مسلمانان از آن جهت مبارکتر است که در آستانه آن فرعون مصر[13] رهسپار کوی فرعونیان گردید، و برای ایران به علاوه از آن جهت که قوای شیطانی صدام رو به زوال و شیاطین پیوسته امریکا رو به اضمحلال است.

این جانب به همه مسلمانان و ملت عزیز ایران از پیروزی‏های پی در پی تبریک [عرض می‏کنم‏] و سعادت و سلامت همگان را خواستارم. و امید است با انتصاب آقای رئیس جمهور[14] و همت همه ارگانها مشکلات ایران رفع گردد. و السلام علی عباد اللَّه الصالحین.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 277)

ـ حکم تنفیذ ریاست جمهوری آقای خامنه ای (1360)[15]

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها[16] گرچه دست جنایتکاران و منافقان، رئیس جمهور متعهد و مؤمنی را از ملت مجاهد ایران گرفت و یکی از خدمتگزاران صدیق را به شهادت رساند و ملت عزیز را از خدمت او، و او را از خدمت به ملت محروم کرد و گمان کرد که با ترور اشخاص، ملت بپاخاسته از تصمیم خود عقب می‏نشیند و در خدمت به اسلام بزرگ سستی می‏ورزد و در نتیجه راه برای قدرتهای چپاولگر باز می‏شود، ولی شرکت بی‏سابقه مردم کشور، امید بدخواهان را مبدل به یأس و طمع آزمندان را برای همیشه برید.

امریکا و تروریستهای وابسته و پیوسته به آن با تبلیغات خود ملت شریف ایران و ارتش وفادار به اسلام را از هدف بزرگ اسلامی‏شان منحرف معرفی می‏نمایند، و وسایل ارتباط جمعی غرب، خصوصاً امریکا و صهیونیزم برای جهانخواران و مزدورانشان کاخهای سفید خیالی ساخته تا با شکست ایران در انتخابات، به سوی ایران مهد شیرزنان و شیرمردان، هجوم آورده و با محو اسلام، حکومت سلطنتی یا جمهوری دمکراتیک خلق‏[17] برقرار و کشور را تا ابد مورد چپاول قدرتمندان خصوصاً امریکا قرار دهند. ولی شرکت عمومی ملت شجاع و متعهد در انتخابات و پیروزیهای پی در پی قوای مسلح در جنوب و غرب و حضور مداوم ملت در سرتاسر کشور از طرفی، و از طرف دیگر سرکوبی اشرار وطن فروش در داخل و پشت جبهه و به انزوا کشیدن ملی گرایانِ پیوسته به امریکا، کاخهای تخیلی آنان را فروریخت.

خداوند متعال بر ما منت نهاد که افکار عمومی را برای انتخاب رئیس جمهوری متعهد و مبارز، در خط مستقیم اسلام و عالِم به دین و سیاست هدایت فرمود که امید است با حُسن تدبیر و کمک قوای سه‏گانه و پشتیبانی ملت بزرگ، مشکلات یکی پس از دیگری رفع و احکام مقدس اسلام به طور دلخواه در سطح کشور اجرا گردد.

این جانب به پیروی از ملت عظیم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفکر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقای سید علی خامنه‏ای- ایّده اللَّه تعالی- رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب نمودم.[18] و رأی ملت مسلمان متعهد و تنفیذ آن محدود است به اینکه ایشان به همان نحو که تا کنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف، و به حکم قرآن کریم‏ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ‏[19] بوده‏اند از این پس نیز به همان تعهد باقی باشند و از طریق مستقیم انسانیت و اسلام انحراف ننمایند، که ان شاء اللَّه نمی‏نمایند. و در این موقع خطیر که بدخواهان خارج و داخل و بلندگوهای ابرقدرتها خصوصاً امریکای جنایتکار با هر وسیله می‏خواهند ملت و دولت و مجلس و دادگاههای ایران را متهم کنند و به گمان فاسد خود تزلزلی در ارکان جمهوری اسلامی ایجاد نمایند، لازم است رئیس جمهور با کمک همه ارگانهای جمهوری اسلامی و با تشریک مساعی یکدیگر جریانات امور را به طوری هماهنگ و موافق اسلام کنند که بهانه را از دست بدخواهان بگیرند؛ گرچه بسیاری از آنان با احکام اسلام و حدود و تعزیرات آن موافقت ندارند.

آقای رئیس جمهور و سایر دست‏اندرکاران و دولتمردان در جمهوری اسلامی باید بدانند که ملت شریف ایران بر همه آنان محبت و منت دارند، چرا که این ملت فداکار است که در اول انقلاب با نثار خون جوانان خود و زحمات طاقت فرسا پیروزی را به دست آورد و همه را از زندانها و تبعیدها و انزواها و اختناقها نجات داد و حکومت را از ستمگران بازستاند و به آنان تحویل داد. و همین ملت است که از اول پیروزی تا کنون در صحنه بوده و از کشور و ارتش و سپاه و سایر قوای مسلح و دولت و مجلس و شورای عالی قضایی و دادگاهها پشتیبانی نموده، و با کمک و همت همین ملت، دشمنان داخل و خارج را سرکوب و حزب اللَّه را به جای احزاب و گروههای شیطان نشاند. و هم اینانند که با شوق و شعف به آقای رئیس جمهور بیش از شانزده میلیون رأی دادند و بر کرسی ریاست جمهوری نشاندند؛ و هم اینانند که به خواست خداوند تعالی قادرند کشور را حفظ و از شرّ شیاطین نجات دهند؛ و اینانند که بر همه ماها و شماها حق دارند و همه می‏بایست دیْن خود را به آنان ادا کنیم و در خدمت ملت خصوصاً مستضعفین که سنگینی این جمهوری به دوش آنان بوده و بدون کوچکترین توقعی در خدمت اسلامند، با جان و دل کوشا باشیم. و ما دام که همه ما و شما در خدمت مردم هستیم آسیبی به جمهوری اسلامی وارد نمی‏شود و ملت بزرگ و بیدار و در صحنه جواب همه یاوه سرایان و زورگویان را می‏دهد. از خداوند متعال پیروزی اسلام و مسلمین را خواستارم. و السلام علی عباد اللَّه الصالحین.

روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 278 ـ 280)

ـ سخنرانی در جمع مسئولان کشور تنفیذ حکم ریاست جمهوری آقای خامنه ای (1360)[20]

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

ما قبل از هر چیز، همگی باید از خداوند تعالی تشکر کنیم که ملت ما را توفیق این خدمتگزاری‏های به اسلام را عطا فرموده است و از ملت تشکر کنیم که در همه مراحل، از قبل از انقلاب تا زمان انقلاب و تا پیروزی انقلاب، یکدل و یک جهت برای اقامه عدل اسلامی و برای دفع اشرار و رژیمهای فاسد و اقامه رژیم جمهوری اسلامی، کوشش کردند و از زمانی که بپاخاستند تا کنون در صحنه بوده‏اند و با تمام توان خود و بذل مال و جان و فرزند و خاندان، برای پیدا شدن عدل الهی و مستقر شدن احکام آسمانی کوشا بوده‏اند و در صحنه الآن هم بیش از پیش حاضرند. و دلیل اینکه بیش از پیش است این مراتب آرا در رؤسای جمهوری است که هر کدام از دیگری بالاتر [است‏] و این رأی اخیر رأیی است که من گمان نمی‏کنم در دنیا سابقه داشته باشد که به این طور، بدون اینکه تبلیغات دامنه‏داری شده باشد، با فرصت کم و بدون اینکه یک خوف یا طمعی در کار باشد، همه قشرهای ملت از مراجع بزرگ اسلام و علمای اعلام بلاد و قشرهای دیگر مستضعف و بپاخاسته به پای صندوقها رفته‏اند و رأی خودشان را داده‏اند؛ یعنی، رأی به اسلام.

ما مرهون این زحمات و این خدمات هستیم. همه ما و همه آقایانی که حاضر هستند، چه کشوری و چه لشکری، همه ما مرهون زحمات این ملت هستیم. این ملت، ما را از انزوا بیرون آورد و این ملت دست همه شما را گرفت و از حبسها بیرون کشید و دست جور ستمکاران را از سر این کشور قطع کرد. خداوند ان شاء اللَّه، این ملت را پایدار و این اشخاصی [را] که برای اسلام در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها زحمت می‏کشند سعادتمند و پیروز فرماید. تمام این مسائل برای این است، که اولًا، اسلام ایده ما و شما و ملت است و ثانیاً، ملت همراه است با دولت، با ارتش، با مجلس، با قوه قضائیه و سایر ارگانهایی که هست؛ ملت در صحنه است. همان طوری که پیروزی برای حضور ملت در صحنه بود، ادامه پیروزی هم همین معنا را دارد.

و شما مقایسه کنید ما بین این کشور و کشورهای دیگر [را] از قبیل کشور مصر، عراق و سایر کشورهای نظیر آنها و کشورهای بزرگی که در پس اینجا واقع شده‏اند و هدایت می‏کنند آن نوکرهای خودشان [را] برای به دست آوردن قدرت. مقایسه کنید، ببینید رئیس جمهوری شهید می‏شود در ایران، هیچ اتفاقی نمی‏افتد، دنبال او و بعد از مدت کوتاه، یک رئیس جمهور به جای او می‏نشیند. رئیس جمهور فاسد در مصر کشته می‏شود،[21] مصر به هم می‏خورد! اعلام حکومت نظامی [می‏شود] یک سال. فرق ما بین اینجا و آنجا و این رئیس جمهور با آن رئیس جمهور این است که اینجا اتکا به اسلام است و همه ملت زیر پرچم اسلام قیام کردند و رئیس جمهور [هم‏] شهید بشود، ملت در صحنه است و به جای او، یکی دیگر را اقامه می‏کند. و آنجا پشتوانه تفنگ است و مسلسل است و قوای نظامی است و از ملت جدا و ملت از آنها جدا. اتکال این ملت به خداست و اتکال دولت مصر و عراق به اروپا و امریکا و شوروی است. ملتها اینجا در صحنه هستند و ملتها آنجا در خارج صحنه. از این جهت است که با کشته شدن رئیس جمهور در اینجا، هیچ اتفاقی نمی‏افتد که دنباله کشتن رئیس جمهور باشد و در آنجا، همچو به هم می‏خورد که برای تشییع جنازه نامبارک او نمی‏گذارند [کسی شرکت کند؛] باید جواز داشته باشند، نمی‏توانند تشییع جنازه کنند. برای چه؟ برای اینکه ملت مخالف آنهاست.

و از اینجا باید به همه کشورهای اسلامی تذکر بدهم و اخطار کنم که شماها در اشتباه هستید؛ شماها که اتکالتان را از خدا برداشته و به قدرتهای دنیوی مثل شوروی، مثل امریکا، اتکال پیدا کرده‏اید و ملتهای شما از شما متنفرند و لهذا، اگر یک روز سرنیزه را بردارید، نابود خواهید شد، شما به خود آیید و این رویه را ترک کنید. شما از ملت ایران و دولت ایران الگو بگیرید. ملت ایران الآن آرامش را در کشور ایجاد کرده است و خود آرامش را ایجاد می‏کند، بدون اتکال به یک قدرت دیگری. دولت هم اتکال از سرنیزه را برداشته و اتکال به خدا و به ملت کرده است. از این جهت، هیچ اتفاقی نمی‏افتد از کشته شدن و شهید شدن رئیس جمهور یا شهید شدن نخست وزیر. اینها برای این است که ما در زیر پرچم مبارک اسلام [هستیم‏] و اتکال به خدای تبارک و تعالی [داریم‏] و ملت ما وفادار به اسلام است. ملتهای اسلامی دیگر هم اتکالشان به خدا و اسلام است.

دولتها کاری بکنند که جلب نظر ملت را بکنند. دولتها بناشان بر این نباشد که در سایه سرنیزه حکومت کنند. شما دولتهای اسلامی به اندازه محمد رضا، نه قدرت داشتید و نه پشتیبان. پشتیبان او همه قدرتهای عالَم بود. من آن وقتی که در پاریس بودم، فهمیدم که همه پشتیبان این آدم هستند. مع ذلک، این ملت که قیام کرده بود آن سرنیزه را شکست و آن مسلسلها را درهم کوبید و آن قدرتهای بزرگ را از ایران بیرون کرد و هر چه خواستند او را نگه دارند و دنبال او کارهای خودشان را انجام بدهند، نتوانستند؛ برای اینکه ایران متکل به خدا و متکل به قدرت خود بود. دولتهای وابسته به امریکا، وابسته به شوروی، که مخالف با نص قرآن است وابستگی آنها، بیایند بیدار بشوند؛ توجه کنند که عزت مال اسلام است. و اگر آنها دست بردارند از شیطنتهایی که به آنها تعلیم می‏دهند و برگردند به دامن ملتهای خودشان- اگر امکان برگشتن برایشان باشد- برگردند و به ملتهای خودشان بپیوندند تا محتاج به سرنیزه نباشند و محتاج به حکومت نظامی نباشند. شما دیدید که با این انقلاب عظیمی که در ایران واقع شد، یک روز حکومت نظامی اعلام نشد، یک روز وضع غیر عادی در هیچ جای این کشور اعلام نشد؛ برای اینکه حکومت نظامی برای سرکوبی ملت است و ما کسی را نداشتیم که از ملت جدا باشد و بخواهد ملت را سرکوب کند.

اینکه صدام این قدر بعد از به دام افتادن و کار غیر عقلایی کردن و روی تخیلاتی که به او تحمیل کرده بودند، به ایران حمله کرد و امروز می‏خواهد خودش را از این دام بیرون بکشد و هر روز یک جور، یک نحو یک توطئه انجام می‏دهد، یک روز با اسرائیل می‏سازد و یک جایی از کشور خودش را بمباران می‏کند، یک بنگاهی را بمباران می‏کند و به گردن ایران می‏گذارد و ایران را با اسرائیل موافق می‏داند، هم پیمان می‏داند؛ ایرانی که از قبل از انقلاب با اسرائیل مخالف بوده است و از اول انقلاب تا کنون همیشه مخالف بوده است و اعلام مخالفت کرده و همه چیز را به روی او و دوستان او بسته است، این ایران را می‏گوید مخالف با اسرائیل نیست، بلکه هم پیمان با اسرائیل است. خوب، این مرد چه داعی داشت که خودش را به این دام بیندازد تا محتاج به این طور دروغهای شاخدار و این طور توطئه‏ها بشود. و یک روز هم در کویت، یک عملی انجام می‏دهند و می‏گویند که این عمل را ایران انجام داده است.

این کویت و سایر شیخ‏نشین‏ها تنبه پیدا بکنند به اینکه این طور امور برای آنها صرفه ندارد. بدانند این معنا را که ابرقدرتها از شما استفاده می‏کنند و آن روزی که دیدند از شما استفاده حاصل نمی‏شود، تفاله شما را به دور می‏ریزند.

ما دیدیم که قبل از اینکه سادات ساقط بشود، امریکا جانشین برای او معیّن می‏کرد.

سادات باز زنده بود و داشت مثل حیوانات راه می‏رفت! لکن امریکا پیش‏بینی کرد که باید به جای او که باشد؛ آن نوکری که همه حیثیت خودش را به باد داد در خدمتگزاری به امریکا، آن روزی که کشته شد و آن طور بساط در مصر پیدا شد. این رئیس جمهور تحمیلی ثانی،[22] که خیال دارد در مصر مثل آن حکومت کند و دربست خودش را در اختیار امریکا گذاشته است، قبل از اینکه به ریاست برسد، اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و امریکا کرده است. ندیده است که همان طوری که سلف طالحش‏[23] به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همین عمل را با او هم خواهند کرد.

ملت مصر باید این مطلب را بداند که اگر قیام کند بر خلاف این توطئه‏ها، همان طوری که ایران قیام کرد، آنجا هم خواهد پیروز شد. ملت مصر از حکومت نظامی نترسد و به او اعتنا نکند و همان طور که ایران حکومت نظامی را شکست و به خیابانها ریخت، آنها هم بشکنند و به خیابانها بریزند و این تفاله‏های امریکا را بیرون بریزند. ملت مصر ننشینند تا این قدرت از بین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند و نفوذ خودش را بر ملت تحمیل کند. امروز روزی است که ملت مصر باید قیام کند. امروز روز ضعف دولت است و قدرت ملت. باید قدرت را نشان دهد و اعتنای به این حکومت نظامیِ بر خلاف همه موازین نکند و بشکند این حکومت نظامی را و به خیابانها بریزد و این دولتی [را] که می‏خواهد با سرنیزه با اسلام مخالفت کند و به صراحت می‏گوید که هر کس که به اسلام وفادار باشد او را سرکوب می‏کنیم، [از بین ببرد.] این تکلیفی است برای ملت مصر، برای علمایی که وابسته به حکومت نیستند. این تکلیفی است برای علما. علمای مصر بپاخیزند و برای خاطر خدا، از اسلام دفاع کنند. چه عذری است برای علمای مصر که اعلام ضدیت با اسلام را- این حکومت قبل از آمدنش به سرکار اعلام کرده است که هر چه با اسلام ربط داشته باشد ما او را سرکوب می‏کنیم- چه عذری است برای علمای اسلام در مصر که نشسته‏اند و گوش می‏کنند تا اینکه اینها دوباره غلبه کنند؟! امروز شما پیروزید.

ارتش معلوم نیست که با دولت باشد، مگر آنهایی که جیره خوار امریکا هستند. ارتش مصر توجه کند به اینکه اگر بخواهد پشتیبانی کند از این حکومتی که اعلام کرده است که من تابع امریکا هستم و اسرائیل و من هر کس دم از اسلام بزند او را خفه می‏کنم، این ننگ را به خودش، ارتش مصر راه ندهد و مهلت ندهد تا بعد از این، باز اسرائیل بیاید و به شما حکومت کند، و اسرائیل و امریکا مقدرات شما را در دست بگیرند. ارتش عراق چه بهره‏ای برد از این کار؟

خطای صدام که به واسطه خدمتگزاری به امریکا و خدمتگزاری به اسرائیل، که از ایران صدمه دیده بودند، به ایران حمله کرد، ارتش عراق چه بهره‏ای از این برد؛ جز اینکه هزاران نفر از افرادش در اینجا کشته شدند؟ ارتش عراق که می‏بیند ملت عراق با این حزب فاسد، با این حزب کافر مخالف است، او هم مخالفت کند و دیگر اجازه ندهد بیش از این جوانانشان کشته بشود. ما و ارتش ما نمی‏خواهیم که جوانان مسلمین که با فشار به ایران می‏آیند برای اینکه عمل کنند بر طبق افکار فاسد صدام، کشته بشوند. ما همه ملت اسلام و جوانان اسلام را دوست داریم و می‏خواهیم که به راه حق و به راه اسلام و به راه ملتهای خود سیر کنند. ارتش عراق چرا نشسته و صدام دارد مملکت عراق را تباه می‏کند و ارتش عراق را تباه می‏کند و اسلام را زیر پا می‏گذارد؟ ارتش عراق، ملت عراق، بپاخیزید و این تفاله‏ها را بیرون ریزید! همه ملتهای اسلام باید قیام کنند و راه حق را به پیش بگیرند. همه دولتها باید برگردند و خاضع بشوند در مقابل ملت. البته از صدام گذشته است؛ مثل اینکه از سادات هم گذشته بود.

و اینهایی که در داخل کشور ما به تخیلات فاسد، مشغول به شرارت هستند، ما هیچ میل نداریم که این جوانهای گول خورده و این دختر و پسر گول خورده در این بیغوله‏ها پیش این شیاطین باشند و از آنها الهام بگیرند. شما جوانها- دختر و پسر- چه دیدید از این سران فاسد خودتان جز ادعا و جز انحراف؟ مگر همینها نبودند که ادعا می‏کردند ما با خلق موافقیم، با دیگران مخالف و با اجانب مخالف؟ مگر اینها ادعا نمی‏کردند و باز هم نمی‏کنند- لفظاً- که ما با امریکا مخالفیم و با غرب مخالف؟ شما دیدید که عملًا بر خلاف این عمل کردند و به دامن امریکا پناه بردند و امریکا از آنها پشتیبانی می‏کند. شما جوانها چرا فکرتان را در اختیار دیگران گذاشتید؟ چرا استقلال فکری ندارید؟ چرا خودتان مطالعه نمی‏کنید در احوال این سرانتان که شما را دارند تباه می‏کنند و خودشان یا در بیغوله‏ها هستند یا فرار از این کشور کردند و [می‏خواهند] شما را به هلاکت بیندازند و می‏گویند بعد، که شما کارها را انجام دهید، ما می‏آییم و به شما حکومت می‏کنیم؟

چرا تفکر نمی‏کنید؟ چرا توجه ندارید به مصالح خودتان؟ آن روزی که اینها بیایند و سلطه پیدا کنند بر این کشور، معلوم نیست که با شماها هم چه خواهند کرد. کسی که طریقه اسلام را ندارد، وفادار نیست. همینها بودند که افراد خودشان را ترور می‏کردند به مجرد اینکه بر خلاف رأیشان عمل می‏کردند و همینها هستند که اگر- خدای نخواسته، به فرض محال- قدرت در دستشان بیاید، جز حزب خودشان و جز اشخاصی که مربوط به خودشان است، تمام هواداران را- اگر بیدار بشوند و یک کلمه بخواهند بر خلاف آنها بگویند- قتل عام خواهند کرد. شما گمان نکنید که اینها برای ملت، برای شما و برای اسلام ارزش قائل هستند. شما دیدید که با همه ادعاها که اینها داشتند، به جایی فرار کردند که می‏گفتند ما دشمن با آنها هستیم و پناه به جایی بردند که دشمن همه ملتها است و ملتهای ضعیف. چرا فکر نمی‏کنید و چرا به خودتان رحم نمی‏کنید؟ بیدار بشوید! توجه کنید و دست از این شرارتها بردارید! و شما را اغفال نکنند برای مقاصد خبیث خودشان و شما را به کشتن ندهند! ما میل نداریم که شماها، جوانانی که برای این ملت می‏توانید یک ذخیره باشید، تباه بشوید؛ تباه فکری بشوید و بعد هم تباه جانی.

من از خدای تبارک و تعالی، سلامت و سعادت همه ملت را و همه ملتها را و خصوصاً مستضعفین را خواستارم. و از همه کسانی که این ملت با زحمت خودش آنها را به مقامی رسانده است می‏خواهم که تمام توان خودشان را برای خدمت [به‏] این مستضعفین و خدمت [به‏] این بیغوله‏نشین‏های بیچاره و خدمت به این زاغه‏نشینان صرف کنند. و ان شاء اللَّه، بعد از استقرار حکومت که الآن دیگر تمام شد همه جهات- عذری برای هیچ یک از شماها نیست؛ برای اینکه سابقاً کارشکنی می‏شد و حالا شما همه تفاهم دارید و کارشکنی هیچ یک برای دیگری نمی‏کند- همه هم فکر و هم صدا قیام کنید و برای این مستضعفین و برای این ملت که به همه ما و به همه شما منت دارد و حق دارد، برای آنها خدمت کنید و ان شاء اللَّه، موفق شوید. و از قوای نظامی می‏خواهم که با قدرت تمام، این تتمه این اشخاصی که به ناحق در مملکت ما وارد شدند، به اینها خاتمه دهند و آنها را از کشورمان ان شاء اللَّه، بزودی اخراج کنند. و امید است که خداوند به همه شما، لشکری و کشوری، ملت و همه ملتهای مستضعف دنیا سعادت بدهد و دست مستکبرین را از سر مستضعفین کوتاه کند.

و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏15، ص: 281 ـ 288)

ـ بیانات در جمع سرپرست و معاونان سازمان برنامه و بودجه؛ پیشرفت اقتصادی (1361)

«[بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏]

یکی از مسائل مهم ما مسئله اقتصاد است. ما باید سعی کنیم که از حیث اقتصاد، قوی و بدون وابستگی باشیم. و باید مسئله کشاورزی، که در رژیم سابق برای به هم زدن آن نقشه داشتند تا ما را وابسته کنند، بیشتر مورد نظر ما باشد. البته به طرف صنعت هم باید رفت، ولی اگر از کشاورزی منحرف شویم، اسباب آن می‏شود که آنچه خودمان نیز داریم از بین برود و مقصود رژیم سابق از آن همه تبلیغات برای «تمدن بزرگ» همین بود که کشاورزی را از بین ببرد، و مملکتی که هم آب داشت و هم زمین، آبها را به هدر می‏دادند و زمینها هم بدون استفاده مانده بود. باید مردم سعی کنند که آبها به هدر نرود و از زمینها استفاده کنند، و در بخش کشاورزی و صنایع کوچک، فعال باشند. و توجه دولت به صنایع بزرگ باعث نشود که صنایع کوچک هم از بین برود و دولت هم بایستی تمام قدرت خود را برای کشاورزی به کار گیرد. و اینکه روحانیون در شورای اقتصاد و برنامه‏ها نظارت می‏کنند، از باب این است که آنها به امور شرعی توجه دارند و نظارت آنها باعث می‏شود که طرحی که شما می‏دهید و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان می‏رود، رد نشود و در نتیجه، کارها آسان شود و شما در برنامه‏هایتان معطل نمانید. من به همه شما و کسانی که به انقلاب و اسلام کمک می‏کنند، دعا می‏کنم. امیدوارم موفق باشید.» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 33)

ـ نامه به آقای بهزاد نبوی در مورد استعفای آقای راستی کاشانی (1365)

[بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏. محضر مقدس حضرت امام خمینی- مد ظله العالی‏

بعد از سلام و آرزوی طول عمر و سلامتی آن رهبر بزرگوار، عطف به استعفانامه اخیر حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای راستی کاشانی از نمایندگی جنابعالی در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و پاسخ آن حضرت که در جراید منتشر گردید، به استحضار می‏رساند؛ از آنجا که متن استعفانامه همراه با پاسخ حضرت عالی که در واقع موافقت با استعفا بوده، منتشر گردیده است، و نامبرده در متن مزبور علاوه بر طرح استعفا، مسائل دیگری نیز مطرح کرده بودند، که مغرضین پاسخ آن حضرت را تأیید تمامی مطالب استعفانامه مزبور تلقی می‏نمایند، از حضور مبارک استدعا دارد برای جلوگیری از هر نوع القای شبهه و سوء استفاده در صورتی که مصلحت بدانید به نحو مقتضی و یا حتی در ذیل همین عریضه اعلام نظر فرمایید. ملتمس دعا. بهزاد نبوی‏[24]- 16/ 7/ 1365].

بسمه تعالی‏

جناب آقای بهزاد نبوی. این جانب فقط با استعفای آقای راستی و انحلال سازمان مذکور موافقت نمودم و با مطالب دیگری که در استعفانامه بود، به هیچ وجه موافقت نکردم.

17/ 7/ 65 / روح اللَّه الموسوی الخمینی.» (صحیفه امام، ج‏20، ص: 142)



[1] - نخستین تلگرافی که از سوی امام به محمد رضا پهلوی مخابره شده است.

[2] - جهان آخرت.

[3] - شهر، سرزمین.

[4] - مدت؛ مهلت.

[5] - سوره سبأ، آیه 46

[6] - یَقظه: بیداری.

[7] - منازل السائرین( شرح تلمسانی)، ص 53.

[8] - مستی.

[9] - خواجه عبد اللَّه انصاری.

[10] - سوره نور، آیه 40:« تاریکیهایی بالاتر از برخی دیگر از تاریکیها».

[11] - شجاعت دادن.

[12] - سوره حجرات، آیه 10:« بحقیقت، مؤمنان همه برادر یکدیگرند».

[13] - اشاره به هلاکت انور سادات( رئیس جمهور مصر) توسط خالد اسلامبولی و همرزمان مسلمان مصری او

[14] - در روز صدور پیام فوق، 17/ 7/ 1360، مراسم تنفیذ حکم سومین رئیس جمهور اسلامی ایران، آقای سید علی خامنه‏ای که پس از شهادت آقای محمد علی رجایی، در انتخابات 10 مهر 1360 از سوی مردم ایران انتخاب شده بود، در حضور امام خمینی برگزار گردید

[15] - در روز عید سعید قربان، با حضور امام خمینی و جمع زیادی از مسئولین عالی رتبه، علما و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و نظامی و مردم و خانواده‏های شهدا، مراسم تنفیذ حکم سومین رئیس جمهوری اسلامی ایران برگزار گردید. در این مراسم آقای سید احمد خمینی متن نامه‏های وزیر کشور و شورای نگهبان را مبنی بر اعلام صحت انتخابات قرائت نمود و سپس ایشان متن حکم امام خمینی در مورد تنفیذ انتخابات را برای حاضران خواند

[16] - سوره بقره، آیه 106:« ما هیچ آیتی را نسخ نمی‏کنیم و یا آن را از یادها نمی‏بریم مگر آنکه بهتر و یا مثل آن را بیاوریم».

[17] - در مقابل نظریه امام خمینی مبنی بر اینکه نظام سیاسی ایران« جمهوری اسلامی» می‏باشد که با تأیید اکثریت قاطع ملت ایران در رفراندم 12 فروردین 1358 و همه پرسی قانون اساسی همراه بود، گروهکهای چپگرا و مخالفین جمهوری اسلامی و برخی از ملیگرایان قیدهای دیگری را به عنوان پسوند« جمهوری» مطرح می‏کردند که با بی‏اعتنایی و مخالفت مردم روبرو گردید

[18] - به موجب اصل 110 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، امضای( تأیید و تنفیذ) حکم ریاست جمهوری، پس از انتخاب مردم، از وظایف و اختیارات رهبری می‏باشد

[19] - سوره فتح، آیه 29:« محمد( ص) فرستاده خداست، و آنانی که با اویند بر کافران سختگیر، و بین خویش مهربان هستند».

[20] - آقایان: حسینعلی منتظری، اکبر هاشمی رفسنجانی( رئیس مجلس شورای اسلامی)، سید عبد الکریم موسوی اردبیلی( رئیس دیوان عالی کشور)، ربانی املشی( دادستان کل کشور)، مهدوی کنی( نخست وزیر) و اعضای کابینه، نمایندگان مراجع عظام: گلپایگانی، مرعشی نجفی و شیرازی، اعضای شورای نگهبان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شواری عالی قضایی، دادستان کل انقلاب، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اعضای شورای عالی دفاع، شورای فرماندهی سپاه پاسداران، فرماندهان نیروهای سه‏گانه ارتش، نمایندگان ستاد مشترک ارتش، رؤسای دوایر سیاسی ایدئولوژیک ارتش، شهربانی، ژاندارمری، شورای سرپرستی صدا و سیما، نمایندگانی از جبهه‏های آزادیبخش، جانبازان انقلاب و خانواده‏های شهدا، خبرنگاران داخلی و خارجی.

[21] - اعدام انقلابی محمد انور سادات، رئیس رژیم حاکم بر مصر.

[22] - حُسنی مبارک که پس از ترور سادات، به جای او به ریاست جمهوری مصر رسید

[23] - طالح: ناپسند، خطاکار.

[24] - آقای بهزاد نبوی در کابینه شهید رجایی و میر حسین موسوی، معاون نخست وزیر در امور اجرایی و وزیر صنایع سنگین بود.

انتهای پیام /*