امروز با امام: بیست وششم اردیبهشت

ـ نامه به آقای محمد کیایی نژاد؛ اعلام وصول نامه ارسالی (1349)

ـ سخنرانی در جمع گروهی از کارکنان روزنامه کیهان؛ رسالت مطبوعات (1358)

ـ نامه تشکر به آقای سید حسین خادمی؛ تسلیت شهادت مرحوم مطهری (1358)

ـ نامه تشکر به آقای محمد کرمی؛ خنثی کردن توطئه‏ ها در خرمشهر (1358)

ـ سخنرانی در جمع عشایر لرستان؛ مستضعفان- خیانتهای شاه- گروهکهای وابسته (1358)

ـ سخنرانی در جمع بانوان مشهد؛ مفاسد پهلوی- نقش بانوان (1358)

ـ سخنرانی در جمع خواهران اهل سنت؛ برادری میان شیعه و سنی- انتظار از بانکها (1358)

ـ پیام رادیو تلویزیونی به ملت ایران؛ مقام و منزلت حقیقی زن (1358)

ـ سخنرانی در حضور فرمانده لشکر 28 کردستان؛ سرّ پیروزی- پاکسازی کردستان (1359)

ـ بیانات خطاب به سردبیر روزنامه اطلاعات؛ حدود آزادی در جمهوری اسلامی (1359)

ـ سخنرانی در جمع اعضای شورای عالی تبلیغات اسلامی؛ ویژگی تبلیغات در زمان ما (1361)

ـ سخنرانی در جمع فرماندهان و اعضای شورای عالی سپاه؛ پاسدار واقعی باشیم (1362)

کد : 3681 | تاریخ : 26 اردیبهشت 1400

امروز با امام: بیست‌وششم اردیبهشت

 

ـ نامه به آقای محمد کیایی نژاد؛ اعلام وصول نامه ارسالی (1349)

«خدمت جناب مستطاب مروّج الاحکام و عماد الاعلام آقای کیایی نژاد- دامت افاضاته‏

مرقوم شریف واصل، توفیق و سلامت جنابعالی را از خداوند تعالی خواستار است. مرجوّ آنکه این جانب را از دعای خیر برای حُسن عاقبت فراموش نفرمایید. و السلام علیکم. روح اللَّه الموسوی الخمینی» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 269)

ـ سخنرانی در جمع گروهی از کارکنان روزنامه کیهان؛ رسالت مطبوعات (1358)

«نقش مطبوعات در کشورها منعکس کردن آرمانهای ملت است. مطبوعات باید مثل معلمینی باشند که مملکت را و جوانان را تربیت می‏کنند، و آرمان ملت را منعکس می‏کنند. در مملکتی که آن همه خونریزی شد و آن همه ملت ما خون دادند تا آنکه یک جمهوری اسلامی موافق آرای اکثریت قریب به اتفاق محقق شد و دست خائنین کوتاه گردید و دست چپاولگران قطع شد، اگر مطبوعات ... بخواهند باز به پشتیبانی از جنایتکاران و خیانتکاران چیزی بنویسند، این مطبوعات ما نیست؛ این خیانت است. باید مطبوعات آنچه که ملت می‏خواهند بنویسند؛ نه آنچه بر خلاف مسیر ملت است. مع الأسف در بعض از مطبوعات [مطالبی‏] که بر خلاف مسیر ملت است و بر خلاف آمال جامعه ملت است منعکس می‏شود؛ و ما تا کنون به مسامحه رفتار کرده‏ایم. من امیدوارم که مطبوعات را خود صاحبان مطبوعات اصلاح کنند.

من از شما کارمندان و کارگران روزنامه کیهان تشکر می‏کنم که با اراده صمیمانه و با عزم مصمم جلوی اشخاصی که بر خلاف مسیر ملت می‏خواهند بروند گرفتید. گفتید که شاید کیهان امروز موافق میل ملت نباشد؛ کیهان امروز موافق میل ملت است. ملت روزنامه‏ای را می‏خواهد که مطابق آرای خودش، مطابق آرای ملت، مطابق خواسته‏های ملت، رفتار کند. مقاله‏نویسی نمی‏خواهد؛ قصه‏نویسی نمی‏خواهد؛ [مطالبی‏] را می‏خواهد که مطابق مسیر ملت باشد. باید جدیت کنید مسائلی را بنویسید که موافق مسیر ملت باشد.

خونهای ملت ما را هدر ندهند. ملت ما زحمت کشیده‏اند، ملت ما خون داده‏اند، بخواهند باز این با این اباطیل برگردانند به حال اول، این قابل تحمل نیست. ما تا آنجا صبر می‏کنیم که توطئه نباشد؛ و اگر خدای نخواسته توطئه باشد، صبر نخواهیم کرد، تحمل نخواهیم کرد. باید خودشان را اصلاح کنند. همه رسانه‏های تبلیغاتی باید خودشان را اصلاح کنند که خدای نخواسته بر خلاف مسیر ملت نروند. گمان نکنند که باز می‏شود آن دستگاه سابق را برگرداند. دیگر گذشت آن مسائل و آنها دفن شده‏اند.

خداوند شماها را توفیق عنایت کند. و من از شما متشکرم که در اینجا آمده‏اید و از نزدیک، من شما را ملاقات کردم و امیدوارم که روزنامه را خودتان اداره کنید و آن طور که دلخواه ملت است درج کنید در آن. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 323 ـ 324)

ـ نامه تشکر به آقای سید حسین خادمی؛ تسلیت شهادت مرحوم مطهری (1358)

«خدمت جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای خادمی- دامت برکاته‏

تلگراف تسلیت آن جناب در مورد شهادت مرحوم حجت الاسلام و المسلمین استاد مطهری واصل گردید. تلگرافات دیگری نیز به همین مناسبت از طرف اصناف محترم و سایر طبقات اصفهان واصل شده. مراتب تشکر و سلام این جانب را به عموم آقایان محترم ابلاغ فرمایید. از خداوند تعالی موفقیت و سعادت همگان را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. روح اللَّه الموسوی الخمینی» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 325)

ـ نامه تشکر به آقای محمد کرمی؛ خنثی کردن توطئه‏ها در خرمشهر (1358)

«خدمت جناب مستطاب حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج شیخ محمد کرمی- دامت برکاته‏

مرقوم محترم که حاکی از صحت مزاج شریف بود واصل گردید. زحمات جنابعالی و اقداماتی که در مورد آرامش منطقه و خنثی کردن توطئه دشمنان اسلام مورد تقدیر است و لازم است از این به بعد نیز کاملًا مراقب باشید که توطئه گران و دشمنان دین و مملکت نتوانند نقشه‏های خائنانه خود را در آن منطقه پیاده کنند و حوادث ناگواری امثال حادثه خرمشهر[1] که موجب تأثر و ناراحتی گردید به بار آورند. و امید است اهالی محترم منطقه و برادران عشایر ما نیز هوشیار باشند و گول تبلیغات آنان را نخورند و کمال همکاری را با حضرت مستطاب عالی در خنثی کردن نقشه‏های خائنانه آنان بنمایند. از خدای تعالی عظمت اسلام و مسلمین و قطع ایادی اجانب و اعادی‏[2] دین را خواستارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه. روح اللَّه الموسوی الخمینی» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 326)

ـ سخنرانی در جمع عشایر لرستان؛ مستضعفان- خیانتهای شاه- گروهکهای وابسته (1358)

«تمام ادیان آسمانی از بین توده‏ها برخاسته است و با کمک مستضعفین، بر مستکبرین حمله برده است. مستضعفین، در همه طول تاریخ، به کمک انبیا برخاسته‏اند و مستکبرین را به جای خود نشانده‏اند. در اسلام پیغمبر اکرم از بین مستضعفین برخاست و با کمک مستضعفین، مستکبرین زمان خودش را آگاه کرد یا شکست داد. مستضعفین بر تمام ادیان حق دارند. مستضعفین به اسلام حق دارند، زیرا در طول تاریخ 1400 ساله، این جمعیت بودند که کمک کردند دین اسلام را؛ ترویج کردند از دین اسلام رژیمهای شاهنشاهی و مستکبرین وابسته به آن رژیم، همیشه راه آنها غیر راه اسلام بوده است و با مبارزه با اسلام، زندگی منحوس خود را ادامه می‏دادند. مستضعفین بودند که دنبال انبیا بودند، دنبال علما بودند، دنبال اولیا بودند. نهضت ما هم با مستضعفین پیش رفت. مستکبرین یا فرار کردند یا در منازل خود نشستند. آنهایی که امروز برای استفاده نامشروع می‏خواهند سر این سفره بنشینند کجا بودند آن روز که مستضعفین خون خود را می‏دادند؟ یا در بیغوله‏ها بودند و یا در خارج. این مستضعفین‏اند که نهضت ما را به پیش بردند؛ اینها هستند که خون خود را ریختند. جوانان دانشگاهی، جوانان مدارس قدیم، جوانان بازاری، عشایر محترم، این طبقه بودند که با قیام خود رژیم منحوس را عقب نشاندند و دست نفتخواران مفتخوار را قطع کردند.

از خیانتهایی که رژیم سلطنتی پهلوی به اسلام و به ایران کرد، تخته قاپو[3] کردن عشایر بود .... این پشتیبان اسلام را او خواست بگیرد. عشایر و ایلات ما را خواست به شکست برساند تا وحدت ملی ما از دست برود، تا وحدت اسلامی ما از دست برود. در طول سلطنت جائرانه این پدر و پسر تنها شما بختیاریها نیستید که گرفتار ظلم و ستم بودید و گرفتار کمبودها؛ تمام عشایر ایران، تمام اقشار ایران این گرفتاری را داشتند و با زحمت و رنج دست به گریبان بودند. تنها کشاورزی شما از بین نرفته است، کشاورزی تمام ایران از بین رفته است. تنها شما مظلوم نبودید، همه ایران مظلوم بود. ایران یک محبسی بود و در آن 35 میلیون جمعیت حبسی! الآن بحمد اللَّه تعالی همه از حبس بیرون آمدید؛ و به شکرانه این نعمت باید صبر انقلابی داشته باشید. مهلت بدهید جمهوری اسلام مستقر بشود، تمام شما به حقوق خودتان خواهید رسید ان شاء اللَّه.

اسلام طبقه‏ای را بر طبقه دیگر ترجیح نداده است. اسلام گرایش مادی‏گری ندارد. اسلام تمام طبقات را مساوی دانسته است؛ فقط به تقوا مردم را بر دیگری ترجیح داده است. لکن ما الآن مبتلا هستیم به گرفتاریهای زیاد، به خرابیهای زیاد؛ که باید با دست قدرتمند تمام طبقات و بخصوص عشایر این گرفتاریها رفع بشود. کوشش کنید که آرامش پیدا بشود در کشورتان. دنباله‏های رژیم با اسمهای مختلف می‏خواهند آرامش نگذارند تحقق پیدا بکند؛ چون می‏بینند با آرامش، ملت به حق خود می‏رسد و دست آنها کوتاه می‏شود. الآن که شکست خودشان را دیدند در رفراندم، شکست قطعی خودشان را دیدند، حس کردند توجه ملت را به اسلام، لمس کردند شکست خودشان را، به کارهای مذبوحانه، به جنبشهای مذبوحانه دست زدند. بزرگان ما را ترور می‏کنند، و گمان می‏کنند با ترور کار آنها درست می‏شود. این ترور[4] ثابت کرد که ملت ایران هر چه خون ببیند و هر چه رنج ببیند قویتر می‏شود. اراده آهنین ملت ما آن طور نیست که بتوان با این حرکات مذبوحانه به او شکست داد. ملت ما راه خودش را یافته است و از پا نمی‏نشیند تا اینکه اسلام عزیز را پیاده کند، تا آنکه دست همه خائنان را قطع کند؛ تا آنکه مفتخواران را از مفتخواری منع کند.

شما ای برادران من! ای برادران عشایری من! آگاه باشید نگذارید تبلیغات سوء اینها در جوانان شما تأثیر کند. اینها را راه ندهید در بین خودتان که با تبلیغات خودشان بخواهند باز مسائل سابق را برگردانند و امریکا را بر خزائن ما مسلط کنند. اینها پیوستگان به امریکا هستند با هر صورتی که هستند.

آنهایی که به اسم دمکراتیک‏[5] می‏خواهند نهضت ما را شکست بدهند بستگان امریکا هستند. و باید بدانند با این حرفها نخواهند اینها به آمال خودشان برسند. آنها که به اسم توده‏ها[6] می‏خواهند توده‏های محروم را محرومتر کنند و دست اجانب را به ایران باز کنند، باید بدانند که گذشت دیگر. با این حرکات نمی‏توانند وسایل سابق را اعاده بدهند. ملت ما با وحدت خود و توجه به اسلام عزیز نهضت را به پیش برده است، و به پیش خواهد برد. نهضت ما ... فرو نمی‏نشیند، مگر آنکه تمام آمال اسلامی تحقق پیدا بکند.

سلام و درود من بر همه ملت ایران. سلام و درود من بر عشایر ایران. سلام و درود من بر عشایر بختیاری. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 327 ـ 329)

ـ سخنرانی در جمع بانوان مشهد؛ مفاسد پهلوی- نقش بانوان (1358)

«من قبلًا باید از شما بانوان محترمه که در این آفتاب گرم، زیر آفتاب سوزان، نشسته‏اید عذر بخواهم و تشکر کنم. من در خارج که بودم، و همین طور داخل، آن فعالیتهای ارزنده بانوان مشهد را می‏شنیدم. و باید فخر کنم به همچو خانمها؛ به همچو بانوان. من در عین حال که می‏بینم شما در زحمت گرما هستید، مختصراً دو- سه کلمه با شما عرض می‏کنم. ما از کارهایی که دولتها یا صاحبان قدرت انجام می‏دهند آن چیزهایی که نقطه ابهام ممکن است داشته باشد کشف می‏کنیم. رضا شاه آمد، کودتا کرد، دولت ایران را ساقط کرد، و خودش جانشین شد. بعد هم محمد رضا. آنها کارهایی کردند که بعضی از آن کارها ابتداءً شاید به نظر اشخاصِ غافل یک کار مثبت مفید بود. و کارهای دیگری کردند که با اسم اصلاح، با اسم تمدن، انجام دادند. کارهایی را که فسادش کشف شد. مثلًا «اصلاحات ارضی». اصلاحات ارضی! ابتداءً خیلی سر و صدا کردند که ما می‏خواهیم برای دهقانان چه، دیگر رعیت و اربابی از بین رفت! دهقان‏[7] شدند همه چه! از این حرفهایی که در روزنامه‏ها نوشتند، در رادیوها گفتند، در نطقها پخش کردند، که مردم را گول بزنند. لکن حالا ما فهمیدیم- قبلًا هم می‏دانستیم- حالا هم ملت فهمید که قضیه اصلاحات نبود؛ نمی‏خواستند دهقان را آزاد کنند؛ نمی‏خواستند دهقان و طبقه مستمند را به نوایی برسانند؛ بلکه مقصد این بود که ایران را بازاری کنند برای امریکا؛ و کشاورزی ایران را تباه کنند تا ایران محتاج بشود به امریکا در همه چیز، که الآن باز این احتیاج به خارج هست. صحبت از «اصلاحات ارضی» بود، لکن فهمیدیم که به فساد کشیدند مملکت را.

یا مثلًا آزادی برای قشرها، برای زنها، برای مردها. «آزادزنان، آزادمردان»! ما و شما همه دیدید که در زمان این پدر و پسر آن اختناقی بود که شاید در طول تاریخ ایران سابقه نداشت. نه مرد آزاد بود، و نه زن. همه در اختناق بودند؛ همه در رنج بودند. یک روز جشنها بر پا می‏شد که ما کاپیتولاسیون را لغو کردیم!- زمان رضا خان- یک روز حرفها زده می‏شد و در روزنامه‏ها، در نطقها، برای اینکه مملکت پیش رفته است؛ یکوقتی همان معنا را باز برقرار می‏کردند و مصونیت می‏دادند به امریکایی‏ها![8] این تابع این بود که قدرتمند چه بکند. هر چه آن قشر قدرتمند یک کاری می‏کرد، دیگران دنبال او هیاهو می‏کردند؛ در مجلسِ دست نشانده هیاهو می‏شد و مداحی می‏شد.

از جمله چیزهایی که در زمان رضا خان به تبع آتاترک‏[9] انجام گرفت، یکی اتحاد شکل بود؛ و یکی کشف حجاب. آن وقت این اتحاد شکل و این کشف حجاب را در بوق و سرنا، بلندگوهای آنها چه تعریفهایی کردند، چه مداحیهایی کردند؛ از آخوند، که مخالف با این مسائل بود، چه تکذیبهایی کردند؛ چه شعرهایی گفتند. شاید شعرهایش را بعضی‏اش را شنیده باشید. چه شعرهای هجوی می‏گفتند، که گفتنی نیست. بعد دیدیم که قضیه کشف حجاب، قضیه‏ای نبود که اینها بخواهند برای خانمها خدمت بکنند، اینها می‏خواستند که این طبقه [را] هم با زور و با فشار نابود کنند. آن مآثری که اینها دارند، آن خدمتهایی که این قشر می‏توانند به ملت بکنند، آن خدمتهای ارزنده‏ای که بانوان ما عهده دار آن هستند، از دستشان گرفته بشود؛ و نگذارند اینها آن خدمت اصیلی که باید بکنند و آن تربیت بچه‏ها، که بعدها مقدرات مملکت به دست آنهاست، اینها نگذارند که این خدمت انجام بگیرد؛ مبادا بچه‏ها در دامن اینها تقوا پیدا بکنند؛ در دامن اینها تربیت اسلامی بشوند؛ تربیت ملی بشوند؛ و بعد در دبستانها که آمدند و بعد در دبیرستانها که رفتند، نتوانند آنها با تبلیغاتی که آنجا می‏کنند و استادهایی که از خودشان آنجا می‏گذارند و مبلغینی که در آنجا دارند نتوانند اینها را برگردانند.

از این جهت، نقشه این بود که این بانوان را از آن مقام اصیل بزرگی که دارند کنار بزنند، و به خیال خودشان نیمی از این جمعیت ایران را آزاد کنند! دیدید که چه جور «آزاد» کردند. من دیدم که- شماها شاید اکثراً یادتان نباشد- من دیدم که چه کردند با این بانوان محترم ایران؛ چه فشارها آوردند؛ با سرنیزه‏ها این کار بیجا را انجام دادند. و بعد هم خواستند نتیجه بگیرند که کار اصیل را از دست اینها بگیرند [تا] تربیت اولاد را اینها نتوانند بکنند.

اینها اگر وارد بشوند در شغلهای مثلًا دیگر، شغلهای غیر اساسی، نمی‏توانند به طور اصالت رفتار کنند. البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن، هیچ مانعی ندارد؛ لکن نه آن طوری که آنها می‏خواستند. آنها نظرشان به این نبود که زن یک اشتغالی پیدا بکند. نظرشان به این بود که زن را مثل مردها هم، زنها را و مردها را، از آن مقامی که دارند منحط کنند، نگذارند یک رشد طبیعی از برای قشر زن پیدا بشود؛ یا یک رشد طبیعی از برای قشر مرد. نگذارند بچه‏های ما تربیت صحیح بشوند. و لهذا از آن اول جلویش را گرفتند. دامن بانوان که مرکز تربیت اطفال است بسیاری‏اش از این [موهبت‏] محروم شد. بعد در دبستانها بچه‏ها رفتند، آنجا هم با تبلیغات سوئی، با کتابهای منحرفی، آنها را منحرف کردند. بعد در دانشگاه که رفتند، عمال خود آنها نگذاشتند رشد صحیح بکنند. نگذاشتند دانشمندان صحیح تربیت بشود. اشخاص ملی صحیح، اشخاص اسلامی صحیح، تربیت بشود. ما از آن کارهایی که اینها کردند، که دیدیم بر ضد ملیت ما، بر ضد مصالح کشور ما بود، مثل قضیه کاپیتولاسیون، مثل قضیه- عرض می‏کنم که- کشاورزی، مثل سایر قضایا، می‏فهمیم که اصل اساس بر این بود که انحراف درست کنند. اساس بر اصلاحات نبود. اساس این بود که نگذارند یک مملکتی رشد بکند. و لهذا از آن می‏فهمیم که آن کشف حجابی که رضا خان به تبع ترکیه و به تبع غرب و به [واسطه‏] مأموریتی که داشت، [انجام داد] بر خلاف مصلحت مملکت ما بود.

و ما دیدیم که عضو فعالی که کار از او می‏آید، آنکه در این نهضت خدمت کرد، شماها بودید. شما بودید که با همین وضعی که الآن اینجا حضور دارید با همین وضع در خیابانها ریختید و به نهضت ما کمک کردید. آنهایی که تربیت‏شده آنها بودند اگر هم دخالت کردند، باز یک قشری‏شان بود که نزدیک بودند به آن طوری که شماها هستید. آنهایی که تربیتشان آن طور بود، آنها کاری به این مسائل نداشتند. همان طوری که بعض از مردها در این نهضت هیچ دخالت نداشتند. حالا آمده‏اند می‏خواهند که استفاده کنند. حالا که این طبقه مستضعف، این طبقه‏ای که دیگران ضعیف می‏شمردند و بحمد اللَّه قوی بودند. این طبقه‏ای که اینها می‏گویند طبقه سوم- و اینها طبقه اول هستند و آنها طبقه جهنمی سوّم بلکه هفتم- اینها بودند که برای کشور کار کردند؛ اینها این سد بزرگ را شکستند. این طبقه بودند که راه را باز کردند. حالا آقایان از امریکا و اروپا سرازیر شدند به اینجا و می‏خواهند استفاده کنند. بعضی بانوان هم که هیچ دخالت در این مسائل نداشتند حالا سر این خوان یغما خیال خودشان این است که استفاده کنند. الآن هم شما طبقه‏ای که خداوند حفظتان کند، خداوند سعادت به شما بدهد، شما هیچ توقعی ندارید. شما همان خدمتگزار برای اسلام بودید، حالا هم هستید. هیچ کدام توقع ندارید به اینکه چه بشوید و چه بشوید. خدمت را شما کردید و بعد هم شما می‏کنید، آن توقعدارهای بیجا که هیچ به این امور کار نداشتند، یک نفر کشته ندادند، آنها حالا آمدند، یکی می‏خواهد وزیر بشود، یکی می‏خواهد وکیل بشود، یکی می‏خواهد چه بشود. این یک خیال خامی است در سر اینها. خوب است که در کارهای خودشان تجدید نظر بکنند. این یک خیال باطلی است که دیگران زحمت بکشند و شما آرام باشید و در محل خودتان یا در خارج، و حالا بیایید و بخواهید منفعت زحمت دیگران را شما ببرید.

اول کسی که حق به این ملت پیدا کرد، همین جمعیتی که الآن اینجا نشستند، و آن جمعیتی که اینها نماینده آنها هستند از بانوان محترم مشهد و سایر بانوان ایران. در مردها هم همان طبقه کارگر و همان طبقه کشاورز و همان کاسبهای جزء و همان اشخاصی که در دانشگاهها هستند و محروم؛ در قشرهای ما هستند و محروم. اینها بودند که این نهضت را به پیش راندند. و حالا هم اینها توقعشان این قدرها نیست که آنها هست. آن توقعدارها آنهایی هستند که هیچ کاری نکردند. آنها حالا آمده‏اند می‏خواهند مثلًا فرض کنید رئیس جمهور بشوند؛ آنها حالا آمده‏اند می‏خواهند نخست وزیر بشوند. آنهایی که بلندگوی همین دستگاه بودند حالا می‏خواهند که یک کاری انجام بدهند؛ دوباره در اینجا بیایند. انقلابی شده‏اند همه امروز هر کس می‏آید پیش ما می‏گوید که ما مبارز بودیم! من می‏بینم، می‏دانم دروغ دارد به من می‏گوید؛ لکن خوب من چه بگویم به این آدم. «ما در آن زمان مبارز بودیم، ما حبسها دیدیم چه دیدیم»! از این گزاف گوییها. خیال می‏کنند که من بی‏اطلاعم. خوب، من اطلاع دارم که شما آن وقت همه‏تان یا بسیاری‏تان نوکر بودید! بسیاری‏تان کارهایتان برای آنها بود. حالا آمده‏اید انقلابی شده‏اید. خیر، شما انقلابی نیستید، و نخواهید بود. هر روزی که خدای نخواسته یک تقّی بلند بشود و یک شکستی خدای نخواسته پیدا بشود، شما از آن اشخاصی هستید که فوراً جلو می‏آیید و می‏گویید زنده باد کذا! ما شماها را می‏شناسیم. خودتان را اصلاح کنید. یک قدری توجه داشته باشید.

ما باید برای این طبقه کارگر و کارمند، که طبقه ضعیف هستند، طبقه‏ای هستند که شماها اینها را پایین می‏دانید و اینها از همه شما بالاتر و بلندمقامتر هستند، باید دولتها برای اینها کار بکنند. شما که آلاف و الوف دارید و در بانکها دارید و در خارج دارید و در داخل دارید و شرکتها دارید و تجارتها دارید، شماها چه می‏گویید؟ اینهایی که هیچ چیز ندارند در این امور دخالت کردند. خدا می‏داند آن روزی که من در تلویزیون دیدم که نمایش می‏داد این زاغه‏نشینان تهران را، وقتی پرسید از یکی‏شان که خوب شما اینجا چه می‏کنید. گفت ما صبحها که می‏شود با بچه هامان می‏رویم به تظاهر. این زاغه‏نشین بیچاره تظاهر کرده است و این پیروزی را آورده است. دولتها باید برای این زاغه‏نشین یک کاری بکنند. شماها که کنار نشسته بودید حالا آمدید می‏خواهید که استفاده کنید. استفاده‏چیها بروند سراغ کارشان! خداوند ان شاء اللَّه این طبقه را حفظ کند، خداوند شما بانوان عزیز محترم را حفظ کند. خداوند به شما سعادت عنایت کند. شما از قِبَل من به همه بانوان مشهد، که از طرف آنها نمایندگی دارید، سلام برسانید. من خدمتگزار همه شما هستم.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 330 ـ 335)

ـ سخنرانی در جمع خواهران اهل سنت؛ برادری میان شیعه و سنی- انتظار از بانکها (1358)

«من از شما متشکرم. موفق باشید ان شاء اللَّه؛ ان شاء اللَّه امشب صحبتی در این موضوع خواهد شد، مطالبی راجع به همین مسائل ... گفته خواهد شد. امیدواریم که خداوند ما را تأیید کند برای اینکه اسلام را آن طور که هست، در خارج محقق کنیم تا اینکه همه بدانند که اسلام برای همه است؛ و برادرهای سنی ما بدانند که تبلیغاتی که می‏شود که ما با آنها چه هستیم، صحیح نیست. همه ما برادریم، حقوقِ همه محفوظ است؛ همه مساوی هستیم.

همین طور بانوان محترم بدانند که در اسلام آن قدری که به بانوان خدمت شده است به دیگران نشده است. ان شاء اللَّه امشب من شاید یک بحثی در این باب بکنم.[10] ان شاء اللَّه موفق باشید. ان شاء اللَّه همه موفق باشید. و آن طوری که اسلام هست و اسلام می‏خواهد این سیستمهای بانکی هم آن طور باشد. امید است که بزودی ریشه رباخواری از این مملکت کنده بشود و یک اقتصاد صحیحْ به جای آن تحقق پیدا بکند؛ و آن طور نباشد که اشخاص سرمایه دار خون ضعفا را بمکند. اسلام برای همه اقشار حقوق قائل است، و برای مستضعفین بیشتر از دیگران پافشاری دارد. ما امیدواریم که شما برادرهای بانکی هم به سایر برادرها کمک کنید در راه اینکه این معنایی که اسلام می‏خواهد از بانکها، از تجارتها، از کسبها، از زندگیها، همان معنا تحقق پیدا بکند. خداوند همه شما را موفق کند.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 336)

ـ پیام رادیو تلویزیونی به ملت ایران؛ مقام و منزلت حقیقی زن (1358)

«اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

فردا روز تولد صدیقه طاهره، فاطمه زهرا- سلام اللَّه علیها- است؛ روز زن است. تمام ابعادی که برای زن متصور است و برای یک انسان متصور است در فاطمه زهرا سلام اللَّه علیها- جلوه کرده و بوده است. یک زن معمولی نبوده است؛ یک زن روحانی، یک زن ملکوتی، یک انسان به تمام معنا انسان، تمام نسخه انسانیت، تمام حقیقت زن، تمام حقیقت انسان. او زن معمولی نیست؛ او موجود ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است؛ بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است. پس، فردا روز زن است. تمام هویتهای کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد- تمام- در این زن است. و فردا همچو زنی متولد می‏شود؛ زنی که تمام خاصه‏های انبیا در اوست. زنی که اگر مرد بود، نبی بود؛ زنی که اگر مرد بود، به جای رسول اللَّه بود. پس، فردا روز زن است؛ تمام حیثیت زن و تمام شخصیت زن فردا موجود شد. معنویات، جلوه‏های ملکوتی، جلوه‏های الهی، جلوه‏های جبروتی، جلوه‏های مُلکی و ناسوتی- همه- در این موجود مجتمع است. انسانی است به تمام معنا انسان؛ زنی است به تمام معنا زن. از برای زن ابعاد مختلفه است؛ چنانچه برای مرد، و برای انسان. این صورت طبیعی نازلترین مرتبه انسان است و نازلترین مرتبه زن است و نازلترین مرتبه مرد است؛ لکن از همین مرتبه نازل، حرکت به سوی کمال است. انسان، موجود متحرک است؛ از مرتبه طبیعت تا مرتبه غیب، تا فنا در الوهیت. برای صدیقه طاهره این مسائل، این معانی حاصل است. از مرتبه طبیعت شروع کرده است، حرکت کرده است؛ حرکت معنوی؛ با قدرت الهی، با دست غیبی، با تربیت رسول اللَّه- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- مراحل را طی کرده است تا رسیده است به مرتبه‏ای که دست همه از او کوتاه است. پس، فردا تمام جلوه زن تحقق پیدا کرده است؛ و زن به تمام معنا متحقق است. فردا روز زن است.

مع الأسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ یکی در جاهلیت. در جاهلیت، زن مظلوم بود، و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت بیرون کشید. مرحله جاهلیت مرحله‏ای بود که زن را مثل حیوانات- بلکه پایینتر از او [می‏شمردند]. زن در جاهلیت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید. در یک موقع دیگر، در ایران ما، زن مظلوم شد؛ و آن دوره شاه سابق‏[11] بود و شاه لاحق؛[12] به اسم اینکه زن را می‏خواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، ظلمها کردند به زن؛ زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند. زن را از آن مقام معنویت که داشت شی‏ء کردند[13] به اسم آزادی آزاد زنان و آزاد مردان. آزادی را از زن و مرد سلب کردند. زنها و جوانان ما را فاسد الاخلاق کردند. شاه برای زن این خاصیت را قائل بود که شاه می‏گفت زن باید «فریبا» باشد! البته با آن نظر حیوانی که او داشت؛ با آن نظر جسمانی، مادی، حیوانیِ پست که او داشت، زن را نظر می‏کرد. باید «فریبا»[14] باشد! از مقام انسانیت، زن را فرو کشید به مرتبه یک حیوان؛ به اسم اینکه برای زن می‏خواهد مقام درست کند زن را از مقام خودش پایین آورد. زن را مثل یک عروسک درست کرد؛ در صورتی که زن انسان است؛ آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه است، از دامن زن انسانها پیدا می‏شوند. مرحله اولِ مرد و زن صحیح، از دامن زن است. مربی انسانها زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می‏کند؛ و با تربیت صحیح خودش کشور را آباد می‏کند. مبدأ همه سعادتها از دامن زن بلند می‏شود. زن مبدأ همه سعادتها باید باشد. و مع الأسف زن را به صورت یک لعبه‏[15] در آوردند این پدر و پسر؛ و خصوصاً این پسر. آن قدر جنایات که به زن کردند به مردان نکردند.

زن مبدأ همه خیرات است. شما دیدید، ما دیدیم، که زن در این نهضت چه کرد. تاریخ دیده است که چه زنهایی در دنیا بوده است، و زن چیست. تاریخ دور است؛ ما خود دیدیم که چه زنهایی تربیت کرده است اسلام، چه زنهایی در این عصر اخیر قیام کردند. و آنها که قیام کرده‏اند همین زنهای محجوبه جنوب شهر و قم و سایر بلاد اسلامی بود. آنها که به تربیت آریامهری تربیت شدند ابداً در این امور دخالت نداشتند. آنها تربیتهای فاسد شده بودند؛ از تربیتهای اسلامی آنها را دور نگه داشتند. اینهایی که تربیت اسلامی داشتند خون دادند، کشته دادند، به خیابانها ریختند، نهضت را پیروز کردند. ما نهضت خودمان را مرهون زنها می‏دانیم. مردها به تَبَع زنها در خیابانها می‏ریختند. تشویق می‏کردند زنها مردان را. خودشان در صفهای جلو بودند. زن یک همچو موجودی است که می‏تواند یک قدرت شیطانی را بشکند. این زن را در این دوره رضا خان و محمد رضا خان منحط کردند از مقام خودش. مرد را هم منحط کردند. جوانها را هم منحط کردند. مراکز فحشا الی‏ ما شاء اللَّه برای جوانهای ما درست کردند به اسم «آزادی»، به اسم «پیشرفت»، به اسم «تمدن»! جوانهای ما را به فحشا کشیدند. به اسم آزادی، همه آزادیها را از ماها سلب کردند. آنهایی که زمان رضا خان را درک کرده‏اند می‏دانند چه می‏گویم. آنها دیدند که چه کردند با ما، و چه کردند با زنهای محترم ما. آنها که زمان محمد رضا را درک کردند، آنها هم می‏بینند. با اسمهای فریبنده، با الفاظ بزک کرده مملکت ما را رو به خرابی بردند. بالاتر از همه جوانهای ما را فاسد کردند. نیروی انسانی ما را به عقب نشاندند. زن در زمان محمد رضا و رضا پهلوی عنصر مظلومی بود، و خودش نمی‏داند. آن قدر که ظلم در این دو زمان شد در زمان جاهلیت معلوم نیست شده باشد. آن قدر که انحطاط برای زنها در این قرن شد معلوم نیست که در قرن جاهلیت شده باشد. در هر دو قرن مظلوم بوده‏اند زنها؛ آن وقت اسلام آنها را از اسارت بیرون آورد، و در این زمان هم امیدوارم که اسلام باز دست آنها را بگیرد و از غرقاب ذلتها و مظلومیتها نجات بدهد.

ای زنهای محترم بیدار بشوید! توجه کنید! بازی نخورید! گول این شیاطین که می‏خواهند شما را به میدان بکشند، گول اینها را نخورید؛ اینها فریبنده‏اند. اینها دنبال «فریبا» هستند؛ مثل شاه ملعون. به اسلام پناه بیاورید. اسلام برای شما سعادت ایجاد می‏کند.

فردا روز زن است. روز زنی است که عالم به او افتخار دارد؛ روز زنی است که دخترش‏[16] در مقابل حکومتهای جبار ایستاد و آن خطبه را خواند و آن حرفها را زد که همه می‏دانید؛ زنی که در مقابل یک جباری ایستاد- که اگر مردها نفس می‏کشیدند همه را می‏کشتند- و نترسید و ایستاد و محکوم کرد حکومت را، یزید را محکوم کرد. به یزید فرمود تو قابل آدم نیستی، تو انسان نیستی. زن یک همچو مقامی باید داشته باشد. زنهای عصر ما بحمد اللَّه شبیه به همانها هستند. ایستادند در مقابل جبار با مشت گره کرده؛ بچه‏ها در آغوششان، و به نهضت کمک کردند. خداوند ما را از شرّ شیاطین نجات بدهد. خداوند جوانان ما را از شرّ این شیاطین انسی نجات بدهد. خداوند بانوان ما را، دوشیزگان ما را از شرّ اینها نجات بدهد. سلام بر همه شنوندگان.» (صحیفه امام، ج‏7، ص: 337 ـ 340)

ـ سخنرانی در حضور فرمانده لشکر 28 کردستان؛ سرّ پیروزی- پاکسازی کردستان (1359)

«من امیدوارم که به خواست خدا و همت ارتش و پاسداران، کردستان بزودی تصفیه و درست شود. من از فداکاریهای شما برای کشور خود و برای اسلام تشکر می‏کنم. حال که اشرار را از آنجا راندید، باید توجه به این معنا داشته باشید، که آنان شما را رها نخواهند کرد. من به شما ارتشیان دلیر و سپاه پاسداران و شورای انقلاب و فرمانده کل قوا[17] هشدار می‏دهم، که اشرار باید از کردستان تصفیه شوند. آنان کردستان را به فساد کشیدند و مردم کردستان را به طرز وحشتناکی اذیت و آزار کردند. آنان مردم را غارت کردند و همه را کشتند. دیگر نباید به اینها مهلت داد. باید منطقه درست پاکسازی شود تا دست آنها کوتاه و امیدشان قطع شود.

البته مسئله مهم این است که ارتش و پاسداران و ژاندارمری ما با یکدیگر همزبان و هم پیمان باشند. و مهمتر اینکه در عمل با هم هماهنگی داشته باشند. زیرا در هماهنگی است که پیروزی میسر می‏شود، باید سران با هم تفاهم داشته باشند، که بحمد اللَّه دارند.

باید سلسله مراتب محفوظ باشد. باید اطاعت بی‏چون و چرا انجام گیرد ولی درست مثل صدر اسلام. اطاعت بدون هیچ اغماضی باید باشد، و محبت و دوستی و برادری هم باید باشد. حضرت امیر- علیه السلام- رئیس کل قوا بودند، ولی نسبت به سایر افراد ارتش اسلام هم عطوفت داشتند. هر گز در سپاه اسلام تحمیل نیست. یعنی درست یک عده برادر هستند که در کنار هم برای خدا می‏جنگند، که یکی فرمانده و دیگری فرمانبردار است، و تخلف از دستور فرمانده جایز نیست. باید نظم کاملًا رعایت شود. باید فرماندهان به سربازان بفهمانند که همه با هم برادریم، و همه با هم می‏خواهیم کاری را انجام دهیم. ولی ارتش هم باید از فرمانده کل قوایش، که آقای بنی صدر است اطاعت کند. خلاصه امروز که ما از طرف قدرتها در خطر هستیم، البته به نظر من بعید به نظر می‏رسد، باید منسجم باشیم. زیرا اگر انسجام به وجود آید، هیچ قدرتی نمی‏تواند به شما زور بگوید، و پیروزی از آن شماست. امروز ارتش پشتیبان بسیار قوی دارد و آن ملت است. ملت با ارتش است و ملت با ارتش عزیز همراه است. امید است که دولت و ملت و ارتش و گروههای متعهد با هم منسجم و یکدست شوند، تا نیرویی به دست آید که هیچ کس نتواند در مقابل آن بایستد. من از ارتش و سپاه پاسداران و ژاندارمری و سایر نیروهایی که برای اسلام زحمت کشیده‏اند، خصوصاً در کردستان فعالیت کردند تا کفار را شکست دهند، تشکر می‏کنم. و به خانواده‏های شهدای بزرگ خود تسلیت می‏گویم. و از خداوند می‏خواهم که به شما و سایرین قدرت عنایت کند. شما الآن سرباز اسلام هستید.

درست مثل سربازهای زمان حضرت رسول با شما عمل می‏کنند و مقامتان عالی است و پیش خدای تبارک و تعالی، ارجمند هستید. این مملکت مال شماست و خودتان هم باید نگهش دارید. مهم رضایت خداست، که عمل شما موجب رضایت خداست. ان شاء اللَّه خداوند همه شماها را در پیشرفت و پیروزی تأیید کند.

خداوند ان شاء اللَّه همه شما را تأیید کند. و سرّ پیشرفتی که در صدر اسلام است این است که، سربازان اسلام با تعداد کمی که داشتند در مقابل تعداد زیادی از سربازان دشمن، که یکی ایران و یکی روم بود و بسیار هم مجهز بودند، ایستادند و پیروز شدند، زیرا سلاح معنوی داشتند. یعنی اعتقادشان بر این بود که اگر ما برویم و کشته شویم، باز هم سعادتمند هستیم، و اگر بکشیم هم ما سعادتمندیم. آن وقت دشمن فقط برای دنیا بود که آن هم با فشاری که بر آنها می‏آوردند می‏جنگیدند. ببینید در جنگ ذات سلاسل، دشمن، سربازان خود را به زنجیر بسته بود که فرار نکنند. آیا با این اعتقاد می‏شود جنگید؟ سرّ اینکه لشکر اسلام پیروز شد و آنها شکست خوردند همین بود، که آنها روحیه‏شان را به واسطه اینکه ایمان به خدا نداشتند، بکلی از دست داده بودند. آخر آنها برای چه کسی کار بکنند و برای چه منظوری خود را بکشند؟ آیا خودشان را بکشند که یک نفر، فرض کنید شاه و یا پسر شاه، آن همه بساط داشته باشد؟ برای چه این سربازها آن طور فداکاری کنند؟ اما اینجا این طور نیست، اینجا فداکاری برای اسلام است. فداکاری برای خداست. خدا هم بر ما حق دارد. هر چه ما داریم از خداست و هر چه داریم باید در راه او بدهیم.

بنا بر این، سرّ پیروزی صدر اسلام همین دو کلمه بود: ایمان به خدا و ایمان نداشتن به خدا. آنهایی که ایمان نداشتند، ضعیف بودند و اینهایی که ایمان داشتند، قوی. ما باید با یک همچو قدرت و روحیه‏ای که شما می‏گویید که آنها می‏گفتند ما می‏خواهیم شهید بشویم به پیش برویم. من از آن وقتی که این نهضت شروع شد مکرر هر چند روز یک مرتبه، زنان و مردان می‏آمدند پیش من و اصرار می‏کردند که شما دعا کنید تا ما شهید بشویم. من دعا می‏کنم که شما موفق بشوید و ثواب شهادت را داشته باشید. برای اسلام خدمت کنید. این روحیه موجب پیشرفت است. جدیت کنید که این روحیه محفوظ باشد.

جوانهایی که در ارتش و سپاه پاسداران هستند، تقویت روحی بشوند. الحمد للَّه از نظر روحی قوی هستند. ایمان آنها را تقویت کنید. یک سرباز مؤمن می‏تواند یک گروه را در هم بشکند. ان شاء اللَّه من امیدوارم که این شهیدانی که برای خدا به شهادت رسیده‏اند، نزد خدای تبارک و تعالی، مقاماتی را داشته باشند که لشکر اسلام در جنگ احد و در سایر جنگها داشتند. خداوند ان شاء اللَّه خانواده‏های آنان را سلامت بدارد، و من هم به آنان تسلیت می‏گویم. اینها از خود ما هستند. مثل اینکه فرزندان خود من باشند. متأثر هستم و مفتخر به اینکه همچو روحیه‏ای در تمام سربازها پیدا شده. امیدوارم که با همین روحیه بر مشکلات غلبه کنید، و مملکتتان یک مملکت مستقلی برای خودتان باشد. دیگر نه ابرقدرتها بر شما غلبه کنند و نه هر چه دارید در طبق بگذارید و به آنها بدهید. خدا ان شاء اللَّه همه شما را تأیید کند. ان شاء اللَّه.

[در اینجا سرهنگ صدری خطاب به امام بیان داشت: به عنوان استدعا در خاتمه عرایضی داشتم.

سربازان لشکر 28 انتظار دارند یک پیامی از امام عزیزشان بشنوند، اگر استدعای حقیر مورد تصویب قرار گیرد.].

[امام فرمودند:].

اگر این حرفهایی که من زدم ممکن است منعکس بکنند. من واقعاً شاید همیشه در فکر این کردستان بوده‏ام. در فکر اینکه یک دسته فاسد آمدند و یک ناحیه از مملکت را آن طور کردند. به اسم اینکه ما می‏خواهیم برای مردم کار بکنیم. و حال اینکه دیدیم و شما دیدید که اینها فاسد بودند و می‏خواستند کردستان را خراب کنند. مردم را به بدبختی بکشند. و الحمد للَّه با روحیه‏ای که شما داشتید غلبه کردید بر آنها.

من به همه سربازانی که در کردستان برای اسلام سربازی کرده‏اند، و همه پاسدارانی که برای اسلام پاسداری و فداکاری کرده‏اند، دعا می‏کنم و از همه شما و از همه آنها متشکرم. من خود را منفعل می‏دانم که چرا نمی‏توانم بروم به همراه آنان جنگ کنم، برای اینکه من ضعیف هستم. امیدوارم که آنها موفق و مؤید باشند و پیش خدا روسفید، چنانچه هستند. و در پیشگاه اسلام از سربازهای اسلام و پاسداران محسوب شوند. با سلامت و سعادت و عزت و عظمت، مملکت خود را اداره کنید و به پیش بروید، ان شاء اللَّه مؤید باشید.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 294 ـ 297)

ـ بیانات خطاب به سردبیر روزنامه اطلاعات؛ حدود آزادی در جمهوری اسلامی (1359)

«من با خانواده شما سابقه دارم. با مرحوم پدر شما آقا سید احمد، و با مرحوم آقا سید محمد تقی- خدا رحمتش کند که در خدمت اسلام فوت شد- سوابقی دارم. منتها آقای جلال آل احمد را جز یک ربع ساعت بیشتر ندیده‏ام. در اوایل نهضت یک روز دیدم که آقایی در اتاق نشسته‏اند و کتاب ایشان- غربزدگی- جلو من بود. ایشان به من گفتند چطور این چرت و پرتها پیش شما آمده است.- یک همچنین تعبیری- فهمیدم که ایشان جلال آل احمد است. مع الأسف دیگر او را ندیدم. خداوند او را رحمت کند. شما را هم در تلویزیون گاهی می‏بینم.

[آقای شمس آل احمد در پاسخ امام گفت: من سعادت داشتم یک بار در مجلس بزرگداشتی که برای مرحوم پدرم در قم به سال 41 گذاشته بودید، و یک بار دیگر نیز خدمتتان رسیدم.

[امام خمینی، در ادامه فرمودند:].

شما بهتر می‏دانید این اطلاعات و این کیهان وضعشان در سابق چطور بود، و حالا چگونه می‏باشد. مع الأسف همان طور که شما می‏دانید ما مبتلا به یک طایفه روشنفکر غربزده هستیم که هر اصلاحی در کشور بخواهد بشود نمی‏گذارند. در گذشته شاه نمی‏گذاشت، حالا اینها. اینان و لو همانها نباشند اما کار آن را می‏کنند. اگر ما بخواهیم یک روزنامه را بگوییم که به خط ملت باشید، تو روزنامه‏ای هستی که از ملت هستی و ملت هر چه می‏خواهد شما باید در روزنامه‏هایتان بنویسید، تا یک همچون صحبتی می‏شود و یک روزنامه‏ای که بر خلاف مقاصد ملت و مقاصد اسلام است، و بی‏اذن هم منتشر می‏شده، جلویش گرفته می‏شود یکدفعه می‏بینیم در روزنامه‏ها آن طایفه از روشنفکران شروع می‏کنند به اعتراض که خیر. خوب قلم آزاد است، اما هر قلمی؟! بیان آزاد است، اما هر بیانی؟! یک بیان است که یک مملکت را به دامن ابرقدرتها می‏اندازد. آیا این بیان آزاد است؟! این را ما بگوییم آزادی، که مملکت ما را به فساد بکشید؟! یک قلمی است که با صهیونیسم و امثال اینها روابط دارد. یک روزنامه‏ای که با بودجه آنها اداره می‏شود و خودشان تیراژی ندارند تا خود را اداره کنند. ما باید به اینها بگوییم آزاد هستید؟! کجای دنیا یافت شده که یک انقلابی بشود و این همه روزنامه داشته باشد؟ همه روزنامه‏ها را می‏بستند و یک، روزنامه ارگان خود حزب، مثلًا یا خود دولت را می‏گذاشتند باشد.

کجای دنیا این طور آزادی به مردم داده بودند که به مجرد اینکه انقلاب پیروز بشود همه به میدان بیایند و هر چه می‏خواهند به هر کس بگویند، و تا پنج- شش ماه هم هیچ کس به کسی حرف نزد، تا فهمیدند به اینکه اینها یک دسته‏ای هستند در داخل که با خارج مرتبط می‏باشند، و بر ضد کشور و مصالح کشور دارند عمل می‏کنند. باز هم ما بگوییم که شما آزادید؟! فقط به واسطه کلمه آزادی! باید حدود آزادی آن چیزی باشد که ملت می‏خواهد. نه اینکه بر خلاف ملت آدم آزاد است. خوب من آزادم، یک تفنگ هم دستم هست بزنم یک کسی را بکشم. این چه آزادی است؟ آزادی موازین دارد، و بحمد اللَّه شما این طور که من تا حالا دیده‏ام و حرفهای شما را شنیده‏ام از روی میزان حرف می‏زنید. حالا که در مؤسسه اطلاعات وارد شده‏اید باز هم همان میزانی که از آزادی پیش شما هست و همان میزانی که در نشریات می‏باشد، که باید نشریات در خدمت این ملت باشد، و نه بر ضد ملت، با کمال قدرت و پشتکار مشغول شوید. شما قدرتش را دارید. به شما کسی نمی‏تواند بگوید مرتجع هستید. دیگران اگر بخواهند کاری بکنند، ممکن است ارباب قلم یک همچون حرفی را به او بزنند. اما نسبت به شما نمی‏توانند این حرف را بزنند. شما با قدرت عمل کنید و این عناصری که بر ضد مسیر نهضت و انقلاب و مصالح کشورند تصفیه و پاکسازی نمایید. خداوند ان شاء اللَّه شما را موفق کند.» (صحیفه امام، ج‏12، ص: 298 ـ 299)

ـ سخنرانی در جمع اعضای شورای عالی تبلیغات اسلامی؛ ویژگی تبلیغات در زمان ما (1361)

«بحمداللَّه این مجلس، مجلس علماست، مجلس دانشمندان متعهد است و ما موفق شدیم به زیارت آقایان و امیدواریم که همه توفیق پیدا کنیم در خدمت به اسلام.

مسأله تبلیغات از صدر اسلام تا ابد یکی از اموری است که اسلام بر آن پافشاری کرده است، و در این زمان که ما هستیم یک اولویت خاصی دارد. همه می‏دانیم که هیچ انقلابی تا کنون به اندازه انقلاب اسلامی مورد هجوم تبلیغاتی و تسلیحاتی واقع نشده است.

انقلابهایی که در دنیا واقع شده است یا گرایش به راست داشته‏اند، راستی‏ها با او موافقت می‏کرده‏اند و اگر مخالفتی بوده است از چپی‏ها بوده است. یا گرایش به چپ داشته‏اند؛ بعکس بوده است. لکن اسلام چون نه شرقی و نه غربی است و صراط مستقیم است، جمهوری اسلامی هم با همان برداشت از اسلام متحقق شده است و امروز چون نه چپی است، چپی‏ها با او مخالفند و نه راستی است، راستیها با او مخالفند. و ملاحظه می‏فرمایید که تمام رسانه‏های دنیا- به استثنای کمی از آنها- و تمام رسانه‏های بزرگ دنیا الآن یا با صراحت و یا با تلویح با این جمهوری اسلامی و اسلام مخالفت می‏کنند، و در هر شب و روز ساعات بسیار را برای سرکوبی جمهوری اسلامی صرف می‏کنند، و از آن طرف اشخاصی امثال صدام را- که من از اول گفتم که این آدم، آن وقت هم که ما در نجف اشرف مشرف بودیم، آن را یک مرد خطرناکی معرفی می‏کردند، و یک جنون عجیبی در این آدم هست که برای خودخواهی خودش حاضر است که تمام ملتهای دنیا را به خاک و خون بکشد- اینها را وادار کرده‏اند که با ما مخالفت کنند و حمله کنند. و امروز هم که به خواست خدای تبارک و تعالی و تأییدات او، جبهه جنگ دارد تکلیفش معین می‏شود و سقوط صدام و ان شاء اللَّه حزب بعث نزدیک می‏شود، رسانه‏های گروهی که نمی‏توانند منکر این بشوند که پیشرفتهایی ایران کرده است، مع ذلک از راههای دیگری مشغول سمپاشی شده‏اند؛ از این راه که اگر این جمهوری موفق بشود و غلبه پیدا کند بر عراق، بر رژیم عراق، آیا با منطقه چه خواهد کرد، آیا با شیخ‏نشینان حکومتهای منطقه چه خواهد کرد؛ این حرفها الآن رایج شده است و در رسانه‏های گروهی گفته می‏شود، و تمامش برای این است که، آنها را وادار کنند به یک کاری در مقابل ایران، در مقابل جمهوری اسلامی.

و من امروز برای خاطر اینکه در تاریخ مسأله بماند، عرض می‏کنم که دولت ایران و ملت ایران با همه ملتها و با همه دستگاههایی که انحراف ندارند، مخالفت ندارد و از اول هم اعلام کرده است که ما به زمینهای دیگران هیچ نظری نداریم، و پیش ما اصلش زمین و طبیعت و مادیت این قدرها نیست که به ازای او با مسلمانان جهان به جنگ برخیزیم؛ این یک برنامه‏ای است که مخالفین اسلام دارند و سرکشان دنیا و اربابهای آنها دارند که باید سرکوبی کرد تمام مستضعفان جهان را تا به قدرت رسید و به نوایی رسید. و اسلام یک همچو امری را محکوم می‏کند، و ما که تابع اسلام هستیم و ملت ما که ملتی است تعهد دارد به تبعیت از احکام اسلام، هر گز مخالفت با احکام اسلام نمی‏کند. و ما اعلام می‏کنیم که این حکومتهایی که در منطقه هستند یا خارج منطقه هستند توجه داشته باشند که آنها را دارند وادار می‏کنند که خودشان را به هلاکت بیندازند، برای خاطر امریکا یا بلوک دیگر.

ما به آنها مکرر تنبه داده‏ایم که شما آلت دست ابرقدرتها هستید و از شما استفاده می‏کنند، به شما استفاده نمی‏دهند؛ شمایی را که امروز دارند تحریک می‏کنند که اگر با صدام همراهی نکنید، چه و چه خواهد شد، و ایران با شما چه‏ها خواهد کرد، اینها می‏خواهند که شما آلیّت دست آنها را داشته باشید، و به منافع آنها با صدام همراهی کنید، و به همان تله‏ای که صدام افتاد، شما هم بیفتید. و شما بدانید که اگر صدام نجات پیدا کند و قدرت به دست بگیرد، آدمی نیست که قدرشناسی از امثال شما بکند، آدمی است که جنون بزرگ‏بینی خودش را دارد، و با این جنون با شما که با او هم همراهی کردید به جنگ بر می‏خیزد، و شما را اگر قدرت داشته باشید، تباه خواهد کرد. و من و دولت ایران و ملت ایران اعلام می‏کنیم که شما چنانچه با صدام همراهی نکنید و چنانچه به طور اسلامی با ما رفتار کنید و به برنامه‏های قرآن کریم با ما رفتار کنید و با ملتها رفتار کنید، دولت ایران و ملت ایران با شما برادر است و از شما حمایت خواهد کرد. لکن چنانچه- خدای نخواسته- انحرافی عمل کنید و خودتان را به این دام بیندازید، مطمئن باشید که شما از صدام قدرتمندتر نیستید، و آنهایی که مثل دولت مصر می‏خواهند به او کمک کنند، آنها هم تجربه کنند ببینند که چه خواهد شد. و من نصیحتشان می‏کنم که این تجربه را نکنند و جوانهای بیگناه مردم را به تباهی نکشند و جوانها را نیاورند در یک میدانی که عاقبتش برای آنها هلاکت است.

و اما در یک همچو محیطی که تمام رسانه‏های گروهی به ضد اسلام واقعاً و به ضد جمهوری اسلامی تبلیغات می‏کنند، امروز تبلیغات یک ویژگی خاص دارد و بر همه لازم است که تبلیغات کنند؛ تبلیغات داخلی برای اینکه، مبادا- خدای نخواسته- مردم تحت تأثیر تبلیغات سوء ابرقدرتها واقع بشوند، و بالاتر از او تبلیغات در خارج باید بشود.

ما تبلیغاتمان در خارج بسیار ناقص است و اشخاصی که از خارج می‏آیند اینجا و با من ملاقات می‏کنند، همه از این مطلب شکایت دارند که در خارج تبلیغات کم است- البته وزارت خارجه و ارشاد اخیراً یک طرحهایی دارند و ان شاء اللَّه موفق خواهند شد- لکن باید ما تبلیغاتمان زیاد بشود که لا اقل ما بتوانیم به ملتها حالی کنیم که این تبلیغاتی که اینها بر ضد اسلام و بر ضد مسلمین و بر ضد جمهوری اسلامی می‏کنند، اینها تمام غلط است. و شما دیدید که وقتی خبرنگارها از اطراف می‏آیند و می‏بینند، آنهایی که انصاف دارند اعلام می‏کنند و همین چند روز پیش از این، یکی از آنها اعلام کرد که کلیه چیزهایی که ارتش ایران اعلام کرده است صحیح است، لکن رسانه‏های گروهی دست بردار نیستند. آنها اگر یک قدم فرض کنید که صدامیها پیش بیایند، او را قلمداد می‏کنند که کجا را گرفتند، کجا چه شد، محاصره کردند ارتش ایران را و چنانچه ایران پیش ببرد، حتی الامکان ذکری نمی‏کنند، آن وقتی که خیلی رسوایی در می‏آورد ذکر کمی می‏کنند و می‏روند دنبال اینکه آیا چه خواهد شد. ای وای که اگر اسلام پیروز بشود چه خواهد شد. و ما امروز موظفیم که تبلیغات را هر چه بیشتر تقویت کنیم و دولت و وزارت ارشاد موظف است که تبلیغات را در خارج تقویت کند و همه آقایانی که از اول اصل شأنشان تبلیغ بوده است، انبیاء شأنشان تبلیغ بوده است، اولیاء خدا شأنشان تبلیغ بوده است، همه آقایان علمایی که هستند، اینها همه مبلغین اسلام هستند. باید خطبای عظام ما که مبلغین اسلامند، علمای اعلام ما، طلاب عزیز ما و قشرهای دیگری که در تبلیغات دخالت دارند و مشغول این عمل شریف هستند، باید به سرعت خودشان زیادی بدهند، و تبلیغات خودشان را تسریع کنند. البته روی یک موازینی و روی یک نظامی و روی یک سازمانی که آن طور البته بهتر خواهد بود. و من هم که وظیفه‏ام دعا کردن به شماست و از اول هم دعاگوی شما بودم، من هم امیدوارم که موفق بشوم به وظیفه خودم عمل کنم.

و یک کلمه هم راجع به ارتش و راجع به سپاه و راجع به پیروزیهای آنها عرض کنم. امروز بحمداللَّه در جبهه‏های ما جوانهایی هستند از ارتشی، از سپاهی، از بسیج، از مردمی که هر کس آنجا رفته است و آمده است با من ملاقات کرده است، می‏گوید آنها به ما دل می‏دهند و شجاعت می‏دهند. ما می‏رویم که آنها را تشجیع کنیم، می‏بینیم که نه، ما تحت تأثیر آنها واقع می‏شویم. و حقیقتاً یک امری است که خدای تبارک و تعالی عنایت خاصش را به اینها کرده است. اینهایی که شبها به دعا بر می‏خیزند و به مناجات بر می‏خیزند، البته در جنگها پیروز خواهند شد. و مطمئن باشند که این نفسهای آخری که صدام و صدامیان و طرفداران آنها دارند می‏کشند، اینها آن نفسهایی است که محتضر می‏کشد. و امیدوارم که اسلام در همه جا چهره نورانی خودش را نمایش بدهد. و خداوند تبارک و تعالی نصرت بدهد به آنها و قوت بدهد به آنها. و ملت هم در دنباله آنها هستند و آنها را تأیید می‏کنند و آنها را پشتیبانی می‏کنند، و مبلغین هم آنها را پشتیبانی می‏کنند. آنها با قلب پاک خودشان و بازوهای بزرگ خودشان و قوی خودشان به کار خودشان ادامه بدهند که ان شاء اللَّه نصرت نزدیک است. وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ‏[18].

ما از خدا می‏خواهیم که به ما کمک بدهد، و این نصرت را نصیب ارتش ما و ملت ما بکند، و همه ان شاء اللَّه موفق بشوند که این نور اسلام را در همه جا پرتوافکن باشند. و ما امیدواریم که شما آقایان هم موفق و مؤید باشید. و همان طوری که در روایات ما هست که از قم علم به جاهای دیگر منتشر می‏شود، بحمد اللَّه مدتهایی است که این معنا تحقق پیدا کرده است. و امروز امیدواریم که به همت علمای قم و مدرسین قم و خطبای قم این مسأله زیادتر بشود. و امروز بحمد اللَّه همه ایران قم است، و همه علما هستند و همه دانشمندان و همه اشخاصی هستند که اسلام از آنها بهره می‏گیرد و به آنها پشتیبانی می‏کند. خداوند تمام ما را از فداکاران اسلام قرار بدهد، و از فداکاران به امام زمان، سلام اللَّه علیه، که آثار رحمت خدا و آثار حمایت این بزرگوار در جبهه‏ها برای اشخاص ظاهر شده است و می‏شود ان شاء اللَّه.» 0صحیفه امام، ج‏16، ص: 250 ـ 254)

ـ سخنرانی در جمع فرماندهان و اعضای شورای عالی سپاه؛ پاسدار واقعی باشیم (1362)

«من هم متقابلًا این روز بزرگ را به شما تبریک می‏گویم و همیشه شما را دعا می‏کنم.

اما علت اینکه پیام ندادم: اولًا ارگانها و نهادها زیاد شده‏اند و ثانیاً چون همه ارگانها از سپاه و ارتش و کمیته‏ها و مجلس و دولت را یکی می‏دانم، قبلًا برای همه پیام داده‏ام.

چه انتخاب خوبی است که روز ولادت حضرت سید الشهدا- علیه السلام- روز پاسدار نامیده شده است. امیدوارم همان گونه که امام حسین- علیه السلام- با خون خود اسلام را زنده کرده، شما به تبعیت از او انقلاب و اسلام را ضمانت نمایید. بنی امیه قصد داشتند که اسلام را از بین ببرند، و در رژیم گذشته نیز افرادی مثل یزید، خلاف شرع می‏کردند و به اسم «دروازه تمدن» بنا داشتند که دانشگاهها را فاسد و مردم عادی را سرگرم به مسائل شهوانی کنند، که اگر مردم انقلاب نکرده بودند و چند سال دیگر مملکت دست آنها بود همه چیز خراب می‏شد، که با عنایت خداوند آن مسائل از بین رفت. و مادامی که ما پاسدار واقعی باشیم کشورهای بزرگ نمی‏توانند کاری انجام دهند؛ و علّت فشار دنیا هم این است که می‏بینند در این مملکت نه کودتا معنی دارد و نه هجوم نظامی، و ایران از نظر منطقه و اسلام قدرت خاصی پیدا کرده است، لذا ما را آرام نمی‏گذارند.

و ما باید به همه سفارش کنیم که برای اسلام خدمت کنند و همه در صف واحدی قرار بگیریم که انحرافی پیش نیاید، و باید همیشه احساس کنیم که تنها خودمان هستیم در برابر این همه دشمنان. باید این بار بزرگ را به منزل برسانیم و در این راه متحد باشیم و گرایش خاص به این گروه و آن گروه نداشته باشیم.

و شما سلام مرا به همه برادران و همه پاسداران و نیروهای نظامی و انتظامی برسانید.

من دعاگو و خدمتگزار شما هستم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه» 0صحیفه امام، ج‏17، ص: 439)



[1] - در پی تبلیغات تفرقه‏انگیز ضد انقلاب و تشکلهای وابسته به بیگانگان در خوزستان، تحت عنوان« خلق عرب» و ایجاد بلوا و تحصن در این منطقه، در تاریخ 23/ 2/ 1358 عوامل مذکور به بهانه انتشار اطلاعیه علیه آقای آل شبیر خاقانی، در خرمشهر با حمله مسلحانه به کانونهای فرهنگی و کمیته انقلاب اسلامی در این شهر، دست به آتش‏سوزی و تخریب و خلع سلاح کمیته زدند.

[2] - جمع اعداء به معنی دشمنان

[3] - یعنی ایلات و عشایر را در منطقه خاص سکونت دادن، و از کوچ سنتی آنان جلوگیری کردن.

[4] - ترور شهید مرتضی مطهری.

[5] - مانند« جبهه دمکراتیک ملی».

[6] - مانند« حزب توده ایران».

[7] - مالک زمین، زمیندار.

[8] - اشاره به احیای رژیم کاپیتولاسیون و مصونیت سیاسی امریکایی‏ها در ایران در سال 1343 ه. ش.

[9] - مصطفی کمال آتاترک( رئیس جمهور ترکیه)، وی پایه گذار مکتب لائیک بود که در سال 1302 ه. ش. در ترکیه به قدرت رسید.

[10] - ر. ک: پیام رادیو- تلویزیونی 26/ 2/ 58

[11] - رضا خان پهلوی.

[12] - محمد رضا.

[13] - یعنی زن را به کالا و جنس تبدیل کردند.

[14] - اشاره به مصاحبه محمد رضا پهلوی با خانم« اوریانا فالاچی» روزنامه‏نگار معروف ایتالیایی است. محمد رضا در این مصاحبه، از زن به عنوان موجودی که باید« فریبا» باشد، یاد کرده است.

[15] - بازیچه.

[16] - اشاره به حضرت زینب کبری- سلام اللَّه علیها- و خطبه معروف او در مجلس یزید بن معاویه است.

[17] - در آن زمان، فرماندهی کل قوا- به نیابت از سوی امام خمینی- بر عهده ابو الحسن بنی صدر رئیس جمهور بود.

[18] - بخشی از آیه 126، سوره آل عمران:« هیچ نصرت و کمکی نیست مگر از جانب خدا».

انتهای پیام /*