هجدهم بهمن

ـ نامه تشکر به آقای محمودی؛ تبریک ورود امام (1357)

ـ سخنرانی در جمع وکلای دادگستری؛ ترفند استعمارگران (1357)

ـ بیانات در مورد استفاده‏های نامشروع رژیم از رسانه‏های گروهی (1357)

ـ سخنرانی برای جمعی از اهالی کردستان؛ اختلاف شیعه و سنی (1357)

ـ سخنرانی در جمع کارکنان مجله پویندگان راه زینب؛ استواری در راه هدف (1359)

ـ سخنرانی در جمع مسئولان و قضات دادگاههای انقلاب؛ وظایف دادگاهها (1361)

ـ سخنرانی در جمع سفرا و کارداران کشورهای خارجی؛ هشدار به کشورهای منطقه (1362)

ـ پیام به خانواده‏های شهدا و ملت ایران؛ تجلیل از شهیدان (1363)

ـ پاسخ استفسار رئیس دیوان عالی کشور درباره شخص محکوم به اعدام (1367)

کد : 3514 | تاریخ : 18 بهمن 1399

امروز با امام: هجدهم بهمن


ـ نامه تشکر به آقای محمودی؛ تبریک ورود امام (1357)

«جناب مستطاب سید الاعلام و حجت الاسلام آقای محمودی- دامت افاضاته‏

به عرض می‏رساند، مرقوم محترم آقایان علمای اعلام و اهالی محترم شهرستان ورامین و حومه که در تبریک ورود این جانب مرقوم داشته بودید واصل گردید. از اظهار محبت آقایان محترم متشکرم. متأسفانه در اثر کثرت مشاغل و گرفتاریهای زیاد نمی‏توانم تقاضای شما را بپذیرم.[1] سلام حقیر را به عموم آقایان محترم ابلاغ نمایید. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 87)

ـ سخنرانی در جمع وکلای دادگستری؛ ترفند استعمارگران (1357)

«... آنچه اسباب خوشحالی است این است که این نهضت اسلامی ایران موجب شد که این اختلافات رو به نقصان گذاشت و رو به نابودی. دانشگاه با دانشجویان دینی ما با هم شدند. الآن این مجلسی که از آقایان قضات و آقایان وکلای دادگستری هست، هیچ وقت برای ما نبوده است. حالا ما با شما مواجهیم و درددلها را با شما می‏خواهیم بکنیم. ما زیاد درددل داریم آقا. و آن درددلی است که شماها دارید.

ما پنجاه سال است که هیچ چیز آزاد نداشتیم. همه شما می‏دانید، از آن وقتی که رضا شاه آمد تا الآنی که من اینجا نشسته‏ام، ما غیر از اینکه حالا- اخیراً شده است- ما هیچ چیز آزاد نداشتیم. نه مطبوعات آزاد داشتیم، نه یک دادگستری مستقل داشتیم، نه یک کانون وکلای مستقل. همه‏اش آنها تصرف داشتند. نه یک دانشگاه داشتیم، نه می‏توانستند جوانهای ما را تربیت صحیح بکنند ... اینها را عقب نگه داشتند. فرهنگ ما یک فرهنگی است که برمی‏گرداند بچه‏های ما را به طرف عقب. یک باب مفصلی است اینکه راجع به فرهنگ، اینها چه کردند...

این ملت الآن ایستاده است و می‏گوید که ما می‏خواهیم آزاد باشیم. این یکی از حقوق بشر است- که همه عالَم این معنا را قائلند- و می‏گویند ما می‏خواهیم مستقل باشیم. این هم یکی از حقوقی است که هر کسی سرنوشت خودش باید دست خودش باشد. و می‏گویند ما یک حکومت عدل می‏خواهیم، حکومت عدل اسلامی می‏خواهیم. این هم آرزوی هر آدمی است که یک حاکمی باشد برای آن حکومت بکند که بعد از چند وقتی جیبهایش را پر نکند و از این مرز برود! شما ملاحظه بکنید که بعد از سی و هفت سال که این آدم حکومت داشته است در اینجا، حکومت غیر قانونی داشته در اینجا، چقدر اینها از منافع ما بردند و خوردند و از بین بردند...» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 88 ـ 92)

ـ بیانات در مورد استفاده‏ های نامشروع رژیم از رسانه‏ های گروهی (1357)

«دستگاههایی در این مملکت بوده و هست که بایستی در خدمت مردم می‏بودند؛[2] ولی رژیم غاصب و فاسد در گذشته از آنها در راه هدفهای نامشروع خود و گسترش فساد استفاده کرده است.[3] (صحیفه امام، ج‏6، ص: 93)

ـ سخنرانی برای جمعی از اهالی کردستان؛ اختلاف شیعه و سنی (1357)

«مسئله اختلاف بین پیروان دو طایفه و دو مذهب، ریشه‏اش از صدر اسلام است. در آن وقت خلفای اموی، و خصوصاً عباسی، درصدد بودند که اختلاف ایجاد کنند. مجالس درست می‏کردند و [به اختلاف‏] دامن‏می‏زنند. این اختلاف کم کم اسباب این شد که در بین عوامِ از اهل سنت و عوامِ از اهل شیعه این تنافس‏[4] پیدا شد؛ و گر نه نه عوام اهل سنت به سنت رسول اللَّه عمل کرده و می‏کنند و نه عوام اهل شیعه پیروی از ائمه اطهار کرده‏اند. ائمه اطهار ما کوشش کردند تا اینها را داخل در آن جمعیت کنند، با آنها نماز بخوانند، به تشییع جنازه‏های آنها بروند. زمانْ کم کم آمد به این طرف، و قدرتمندان این کار را کردند برای اینکه این دو طایفه با هم سرگرم باشند، و خودشان هر کاری می‏خواهند بکنند...

ما با هم یکی هستیم و ما جدا نیستیم. اختلاف، اختلاف دو تا مذهب است؛ این اختلاف نباید اسباب این معنا بشود که ما در اساس اسلام [اختلاف کنیم‏]. اسلام بالاتر از این معانی است که ما به واسطه اختلاف مسلکی از اسلام مثلًا چه بکنیم. ما که می‏بینیم الآن اسلام در معرض خطر است، بر همه ما لازم است که دست به هم بدهیم و از آن اشتباهاتی که در سابق بوده دست برداریم، دستهایی را که مثل سابق [می‏خواهند] ما را از هم جدا کنند قطع کنیم.

و من امیدوارم که به کوشش شما دانشمندان آنجا و ما طلبه‏های اینجا بتوانیم این جدایی را برداریم. چنانچه اختلافاتی هم در بین خود ما هست: اختلاف بین اخباری و مجتهدین، این یک باب بود؛ بین صوفیه و متشرعه هم یک باب بود؛ و اخیراً بین احزاب- بَعْضُها مَعَ بَعْض؛ [یا] بین دانشگاهی و روحانی. و آنها به اختلافات دامن‏می‏زنند تا ما را به خودمان مشغول کنند و همه حیثیت ما را ببرند؛ هم مادیات ما را چپاول کنند، هم معنویات ما را از بین ببرند. ولی الآن ملت ما بیدار شده است، هم در طرفهای شما بحمد اللَّه به برکت وجود شما، و هم در اینجا به برکت روحانیون اینجا. امیدوارم که خداوند به همه شما سلامت بدهد. و به آقایان کردستانیها و بلوچها- به همه آنها از قول من سلام برسانید. من خدمتگزار همه شما هستم. ما آمده‏ایم که اسلام را از این وضع نجات بدهیم، مسلمین را از این تفرقه‏ها نجات بدهیم. ان شاء اللَّه موفق باشید.» (صحیفه امام، ج‏6، ص: 94)

ـ سخنرانی در جمع کارکنان مجله پویندگان راه زینب؛ استواری در راه هدف (1359)

هر کاری را که انسان شروع می‏کند نمی‏شود که در همان روزهای اول هر چه را که می‏خواهد انجام بگیرد. اینکه شما می‏گویید که کاری نکرده‏ایم، همین که در صدد هستید که کار خوب انجام بدهید، این بزرگترین کاری است که انجام گرفته است. انسان، اول که می‏خواهد یک مقصدی را، مقصد بزرگی را شروع کند تصمیم گرفتن برای او شاید از مشکلترین کارهایی است که انسان مبتلا به آن است. یک کار بسیار بزرگی که ارشاد یک ملت است، و بیشتر ارشاد نصف یک ملت است که بانوان باشند، این کار مشکلات زیاد دارد. تصمیم به این کار، خودش یک کار مهمی است شما تصمیم بعد گرفتید، بعد از تصمیم، هیچ به خودتان تزلزل و سستی راه ندهید. برای اینکه چنانچه انسان تصمیمی به یک امری گرفت ولی متزلزل باشد در اینکه آیا می‏تواند این کار را تا آنجا که می‏خواهد و آرزو دارد عمل کند، تصمیم‏گیری با این تزلزل نمی‏تواند کار را درست انجام بدهد.

باید همان طور که شما تصمیم گرفتید، جازم باشید [و] امیدوار باشید که این عمل را می‏توانید انجام بدهید؛ اگر بخواهید، می‏توانید انجام بدهید...» (صحیفه امام، ج‏14، ص: 60 ـ 63)

ـ سخنرانی در جمع مسئولان و قضات دادگاه های انقلاب؛ وظایف دادگاه ها (1361)

«... من مخصوص این قشری که سر و کارشان با این اشخاصی است که ضد انقلاب هستند و اشرار هستند، من علاقه به اینها زیاد دارم و زحمت آنها را می‏دانم. و من در آن نوشته‏ای هم که نوشتم راجع به، ضد انقلاب را استثنا کردم. و من مع ذلک گاهی می‏بینم سؤال می‏کنند که راجع به اینها چی. خوب، من از اول گفتم که آنها حسابشان از این مسائل جداست. آنها نه عفوی حالا در کار است برایشان مگر اینکه خیلی تشخیص بدهند که نه، دیگر حالا منقلب شده واقعاً؛ و الّا ما نمی‏توانیم حالا با ضد انقلاب یک جوری رفتار کنیم که فردا باز یک اجتماعی بکنند و یک غائله‏ای برای ایران ایجاد کنند، برای اسلام ایجاد کنند. اسلام به ما اجازه نمی‏دهد این را. ما راجع به افراد دیگری که افراد عادی هستند، افرادی هستند که یک جرمهایی کرده‏اند که در همه جا هست این جرمها، عادی است، آنها را باید البته خوب رسیدگی بکنند و چه بکنند و چه بشود.

راجع به اموال، اگر اموالهایی هستند که واقعاً در معرض این‏اند که اگر چنانچه رسیدگی به آنها نشود از بین برود، همان طوری که آقای محمدی‏[5] فرمودند، خوب، این یک مسئله‏ای است که برای خاطر آنها، ولی غایب باید آن کار را بکند، واجب است برایش که این کار را بکند، برای اینکه، از امور حسبیه است، و بعضی وقتها واجب است این امر را انجام دادن، برای حفظ اموال آنها، حفظ کنند آنها را، اموالی که در معرض خطر است، در مظان از بین رفتن است، بفروشند و برایشان نگه دارند، همین طوری که آقای موسوی‏[6] گفتند. و ان شاء اللَّه این کارها را انجام می‏دهید.

من راجع به دادگاه انقلاب و راجع به کارهایی که مربوط به دادگاه انقلاب است، من نمی‏گویم که باید اینجا سستی بشود. اینجا باید با جدیت جلویش گرفته بشود، باید جلوی این فسادها گرفته بشود. حالا بگیرند نگه دارند تربیت کنند یا اگر واقعاً مستحق حدود شرعی هستند حدود شرعی را جاری بکنند که- زندانها- باید زندانها محل تربیت باشند، باید مردم را در زندانها تربیت کرد. زندان خودش یک تربیتگاه باید باشد. خوب، کسانی که در زندان هستند برایشان صحبت بشود ارشاد بشود، آقایان صحبت کنند برایشان، ارشادشان کنند. ممکن است یک عده ایشان افرادی باشند که واقعاً گول خورده‏اند، و شاید اکثراً هم گول خورده باشند. آنهایی که گول خورده‏اند کم کم درست می‏شوند؛ تا یک وقتی که آرامش پیدا شد، خوب، آنها هم بروند سراغ زندگیشان. اما آنهایی که غیر اینها هستند، فرض کنید یک کسی دزدی کرده، یک کسی- یک فرض کنید که- یک کار خلاف کرده، اینی که حد شرعی دارد، خوب حد شرعی جاری کنید. آنی که حد شرعی ندارد باید رسیدگی کرد و این تعزیری می‏خواهد، تعزیرش کنند و رهایش کنند. آن هم که حد دارد حدش را می‏زنند رها می‏کنند، نگه داشتنش در زندان جز اینکه یک خلاف باشد و خداوند راضی نباشد و اینکه یک کسی که باید یک چند تا شلاق بخورد برود، خوب، اینها را ناراحت کردن، که اینها باید زودتر رسیدگی شود. حالا هم باز همین معنا را- عرض می‏کنم که- همه بدانند که در غیر دادگاههای انقلابی که مربوط به این گروهکهاست، سایر دادگاهها و دادسراها کار مردم را باید زود تمام بکنند. و من به حوزه علمیه هم سفارش کرده‏ام و می‏کنم به اینکه کمک کنند و امروز ایران محتاج به کمک است...

در هر صورت، من به همه کس، حالا یک دسته‏ای ملتفت نیستند، توجه ندارند، همه کس باید تشکر کنند از این آقایانی که کارهایشان را زمین گذاشتند. این آقایان یک کار دیگری داشتند کارشان این کارها نبود که، یک کارهای دیگری داشتند. یک علاقه‏ای به یک مسائلی داشتند، علاقه‏ای به مباحثه داشتند، علاقه‏ای به درس داشتند، در یک محلی علاقه پیدا کرده بودند. اینها بدون اینکه توقعی داشته باشند آمدند و مشغول خدمت شدند به اسلام، خدمت شدند به مسلمین. خوب، ما باید از آنها قدردانی کنیم، باید تشکر کنیم از آنها و خدای تبارک و تعالی هم به آنها اجر خواهد داد و همه چیز از اوست. او ان شاء اللَّه جبران همه نقیصه‏ها را او می‏کند. بشر چیزی نیست، فرض کنید که به شما یک تبریکی هم بگویند، این اثری ندارد؛ آنکه اثر دارد این است که کار پیش خدا خوب باشد، تا همیشه شایستگی انسان داشته باشد. و من امیدوارم که ان شاء اللَّه همان طوری که تا حالا وضع ایران رو به خوبی است الحمد للَّه، رو به بهبودی است، از این به بعد هم رو به بهبودی بشود .... و این مسائل جنگ هم زودتر ان شاء اللَّه حل بشود. و ایران اگر رهایش کنند به حال خودش- و حال آنکه نمی‏کنند رها- کار خودش را زود انجام می‏دهد، ولی حالا هم که رها نکنند بازدارد انجام می‏دهد...» (صحیفه امام، ج‏17، ص: 283 ـ 289)

ـ سخنرانی در جمع سفرا و کارداران کشورهای خارجی؛ هشدار به کشورهای منطقه (1362)

«ما در طول پنجاه سال سلطنت سیاه پهلوی مصیبتهایی دیدیم، ما دیدیم و شما بعضیتان شنیدید. از اول که رضا خان به ایران آمد با یک صورت ریاکارانه وارد شد و بعد هم تسلط پیدا کرد بر این ملت و شما اگر بخواهید عمق جنایاتی که رضا خان به این ملت کرد بخواهید توجه کنید محتاج به این است که یک کتاب بزرگی را بعضی از دانشمندهای ما بنویسند و عرضه کنند...

الآن جرم این ملت این است که می‏خواهد آزاد باشد، می‏خواهد انسان باشد، می‏خواهد سرنوشت خودش به دست خودش باشد. الآن تمام کشورها به استثنای کمی، بر ضد یک همچو کشوری که ملتش قیام کرده است و می‏خواهد آزاد باشد و می‏خواهد احکام اسلام در این کشور باشد، مذهبش در این کشور باشد، تمام کشورها به استثنای کمی، بر ضد او قیام کرده‏اند. تبلیغات، همه می‏دانید که چه اندازه است. شما در داخل ایران هستید و تبلیغات خارجی را می‏شنوید. تبلیغات خارجی آن طور هست که شاید شماها هر کدام وجدانتان بیدار باشد ناراحت بشوید. آنها می‏گویند که در خیابانها بچه‏ها را به توپ و تفنگ می‏بندند. تبلیغات [خارجی‏] می‏گویند که مردم هیچ آزادی در ایران ندارند. تبلیغات خارجی می‏گویند هیچ انتخاب آزادی در ایران تحقق پیدا نکرده است...» (صحیفه امام، ج‏18، ص: 319 ـ 324)

ـ پیام به خانواده‏های شهدا و ملت ایران؛ تجلیل از شهیدان (1363)

«درود و رحمت خداوند متعال بر شهدای ارجمند و جانبازان عزیز، این مهاجران الی اللَّه و رسوله که بالاترین سرمایه‏ای که خداوند به آنها امانت داده در راه پر ارزش والاترین ایده در طبق اخلاص گذاشته و تقدیم محضر مقدسش کردند، و ارزشمندترین نظام را تا سرحد جان و توان پاسداری کردند و دشمنان خدا را از میهن اسلامی بیرون راندند. کدام هجرت به سوی خدا و رسول بالاتر و والاتر از این هجرت است و کدام فداکاری ارزشمندتر از این فداکاری و جانبازی است. و چه کس و چه شخصیت می‏تواند ارزش این سرمایه آمیخته با معنویت و اخلاص را ارزیابی کند و عوض و اجر دهد، جز صاحب اصلی آن و مشتری والای آن، که فرموده: فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ‏[7] ای شهدای بزرگ وای شهدای زنده عزیز، اگر نبود مجاهدات شما و برادران و خواهران بزرگوار شما در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها، که با اخلاص خود عنایات خاص خداوند قادر را جلب نمودید، کدام قدرت و کدام ابزار جنگی می‏توانست جمهوری اسلامی و کشور عزیز شما را از این دریای مواج متلاطم، که شرق و غرب و وابستگان به آنان دست به دست هم و بازو به بازوی یکدیگر داده و در پی غرق آن کوشیدند و می‏کوشند، نجات دهد. این کوردلان از خدا بیخبر و عاری از معنویات نمی‏دانستند که این کشتی نوح است که خدایش کشتیبان و پشتیبان است. اینان با ابزار و سازوبرگ مادی به جنگ ایمان و معنویت و کشور صاحب الزمان- ارواحنا لمقدمه الفداء- آمده‏اند؛ و اکنون نیز پس از سالها تجربه به خود نیامده‏اند و به حرکات مذبوحانه ادامه می‏دهند. ولی چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان.

خداوندا! ما هیچیم هیچ! و هر چه هست از تو و به سوی تو است. ما به قدرت مطلق تو امیدواریم و از تو استمداد می‏کنیم. اگر تو با مایی شکست و پیروزی را به پشیزی نمی‏شناسیم. تو خود یار این ملت و این جوانان مخلص باش؛ و رحمت خود را بر این شهیدان جاوید نثار فرما. و جانبازان، این شهیدان زنده را شفا و اخلاص و اجر عنایت نما؛ و به بازماندگان آنان و خاندان و پرستاران اینان صبر و جزای خیر مرحمت فرما و اسرا و مفقودین ما را صحت و استقامت و نجات بده؛ و رزمندگان عظیم الشأن، این پشتوانه‏های جمهوری اسلامی را پیروزی و قدرت و شجاعت بیشتر لطف فرما و به ملت شریف ایران هر چه بیشتر استقامت و مقاومت و صبر و بردباری در راه پیشبرد مقاصد اسلام عنایت فرما و بین ملتهای اسلامی توحید کلمه ایجاد فرما و دولتهای اسلامی را از خواب گران بیدار نما و عظمت اسلام را به اوج خود برسان و دست ستمکاران و مفسدان و ماجراجویان را از اسلام و جمهوری اسلامی ایران قطع فرما و طمع طمعکاران را به ناکامی برسان و کیْد آنان را به خودشان برگردان و صلوات بی‏پایان خود را به انبیای معظم، بویژه اشرف و خاتم آنان- صلی اللَّه علیه و آله و علیهم- نثار فرما و درود بی‏پایان به ائمه معصومین- سیّما خاتمهم و غائبهم بقیة اللَّه- علیهم السلام- بفرست؛ و ما را از شرّ شیطان و نفس اماره نجات مرحمت فرما.» (صحیفه امام، ج‏19، ص: 144)

ـ پاسخ استفسار رئیس دیوان عالی کشور درباره شخص محکوم به اعدام (1367)

مخاطب: خمینی، سید احمد

[18/ 11/ 67- به آقای موسوی اردبیلی گفتم: «در مورد فردی که محکوم به اعدام است، امام فرمودند: طبق شرع با آن عمل کنید». ایشان گفت: «طبق نظر [و تشخیص‏] خودم؟» گفتم: «آری». بعد شک کردم که شاید نباید به نظر خودش عمل کند. در ضمن شما بارها اجازه داده‏اید که ایشان طبق نظر خودش عمل کند. در ذیل این نامه بفرمایید که طبق نظر خودش عمل کند یا نظر شما؟[8]]

بسمه تعالی‏

به نظر خودشان عمل کنند. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 254)



[1] - دعوت مردم ورامین از امام خمینی برای تشریف فرمایی معظمٌ له بدان سامان.

[2] - از آنجا که تلویزیون در اشغال نظامیان بود، گروهی از کارکنان اعتصابی تلویزیون ترتیبی دادند که رویدادهای انقلاب از کانال خاصی تحت عنوان« کانال دَه» یا« کانال انقلاب» پخش شود.

[3] - امام خمینی در پایان برای رادیو- تلویزیون و مطبوعات ملی، آرزوی موفقیت و خدمت بیشتر در راه مردم کردند.

[4] - فخرفروشی و رقابت.

[5] - آقای محمد محمدی گیلانی، رئیس دادگاههای انقلاب اسلامی

[6] - آقای سید حسین موسوی تبریزی، دادستان کل انقلاب اسلامی

[7] - بخشی از آیه 100 سوره نساء:« وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ» کسی که از خانه خود به قصد هجرت به سوی خدا و پیامبرش خارج شود و آن گاه مرگش فرا رسد، هر آینه اجر او بر خداوند است.

[8] - نامه فوق از سوی آقای سید احمد خمینی به حضور امام خمینی تقدیم شده است. یادآور می‏شود در احکام قضایی اسلام، قاضی واجد شرایط، می‏بایست مجتهد باشد و از آنجا که در احکام فقهی و قضایی اختلاف آرای مجتهدین امری طبیعی است، سؤال فوق در همین رابطه است که آیا در موضوعِ مورد گفتگو، آقای موسوی اردبیلی به نظر و رأی خویش عمل کند یا طبق فتوای امام خمینی

انتهای پیام /*