دوم بهمن

ـ پیام به جمعی از متدینین تهران جهت افشای ماهیت رفراندم شاه (1341)

ـ نامه به سید مصطفی خمینی درباره رسیدگی به مستمندان قم (1342)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1349)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ ضرورت تحصیل و تهذیب نفس (1350)

ـ پیام به مسلمانان ایران و جهان درباره کمک به مردم لبنان (1355)

ـ پیام به ملت ایران به مناسبت قیام 19 دی مردم قم و نوید پیروزی (1356)

ـ پیام به طوایف و ایلات بویراحمد برای حفظ نظم در منطقه (1357)

ـ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم؛ ولادت حضرت رسول- اصلاح مرکز علمی
(1359)

ـ نامه به آقایان نیّری و رئیسی؛ اجرای «حدود» و «قصاص» (1367)

کد : 3486 | تاریخ : 02 بهمن 1399

امروز با امام: دوم بهمن


ـ پیام به جمعی از متدینین تهران جهت افشای ماهیت رفراندم شاه (1341)

[حضور محترم حضرت مستطاب حجت الاسلام و المسلمین، آیت اللَّه العظمی فی الارضین، آقای حاج آقا روح اللَّه خمینی- دام ظله العالی علی رءوس الأنام‏

تقاضا داریم نظریه خودتان را در موضوع «تصویب ملی» که در مطبوعات اعلام شده بیان فرمایید.

جمعی از متدینین تهران‏]

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

هر چند میل نداشتم مطلب به اظهار نظر برسد، لهذا مصالح و مفاسد را به وسیله آقای بهبودی‏[1] به اعلیحضرت تذکر دادم و انجام وظیفه نمودم، و مقبول واقع نشد؛ اینک باید به تکلیف شرعی عمل کنم. به نظر این جانب این رفراندم، که به لحاظ رفع برخی اشکالات به اسم «تصویب ملی» خوانده شده، رأی جامعه روحانیت اسلام و اکثریت قاطع ملت است، در صورتی که تهدید و تطمیع در کار نباشد و ملت بفهمد که چه می‏کند. این جانب عجالتاً از بعضی جنبه‏های شرعی آن، که اساساً رفراندم یا تصویب ملی در قبال اسلام ارزشی ندارد، و از بعضی اشکالات اساسی قانونی آن برای مصالحی صرف نظر می‏کنم، فقط به پاره‏ای اشکالات اشاره می‏نمایم:

1- در قوانین ایران رفراندم پیش‏بینی نشده و تا کنون سابقه نداشته، جز یک مرتبه، آن هم از طرف «مقاماتی غیر قانونی» اعلام شد، و به جرم شرکت در آن جمعی گرفتار شدند و از بعضی حقوق اجتماعی محروم گردیدند[2]. معلوم نیست چرا آن وقت این عمل «غیر قانونی» بود، و امروز قانونی است!

2- معلوم نیست چه مقامی صلاحیت دارد رفراندم نماید[3]؛ و این امری است که باید قانون معین کند.

3- در ممالکی که رفراندم قانونی است باید به قدری به ملت مهلت داده شود که یک یک مواد آن مورد نظر و بحث قرار گیرد، و در جراید و وسایل تبلیغاتی آرای موافق و مخالف منعکس شود و به مردم برسد؛ نه آنکه به طور مبهم، با چند روز فاصله، بدون اطلاع ملت اجرا شود.

4- رأی دهندگان باید معلوماتشان به اندازه‏ای باشد که بفهمند به چه رأی می‏دهند. بنا بر این اکثریت قاطع حق رأی دادن در این مورد را ندارند؛ و فقط بعضی اهالی شهرستانها که قوه تشخیص دارند صلاحیت رأی دادن در مواد ششگانه را دارند که آنان هم بی‏چون و چرا مخالف هستند.

5- باید رأی دادن در محیطِ آزاد باشد و بدون هیچ گونه فشار و زور و تهدید و تطمیع انجام شود؛ و در ایران این امر عملی نیست و اکثریت مردم را سازمانهای دولتی در تمام نقاط و اطراف کشور ارعاب کرده و در فشار و مضیقه قرار داده و می‏دهند.

اساساً پیش آوردن رفراندم برای آن است که تخلفات قانونیِ قابل تعقیب که ناچار مقامات مسئول گرفتار آن می‏شوند، لوث شود. و کسانی که در مقابل قانون و ملت مسئول هستند اعلیحضرت را اغفال کرده‏اند که به نفع آنان این عمل را انجام دهند. اینان اگر برای ملت می‏خواهند کاری انجام دهند چرا به برنامه اسلام و کارشناسان اسلامی رجوع نکرده و نمی‏کنند تا با اجرای آن برای همه طبقات زندگی مرفه تأمین شود و در دنیا و در آخرت سعادتمند باشند؟! چرا صندوق تعاونی درست می‏کنند که حاصل دسترنج زارع را ببرند؟! با تأسیس این چنین صندوق تعاونی، بازار ایران بکلی از دست می‏رود و بازرگانان و کشاورزان به خاک سیاه می‏نشینند؛ و در نتیجه سایر طبقات نیز به همین روز مبتلا می‏شوند. اگر ملت ایران تسلیم احکام اسلام شوند و از دولتها بخواهند برنامه مالی اسلام را با نظر علمای اسلام اجرا کنند، تمام ملت در رفاه و آسایش زندگی خواهند کرد

مقامات روحانی برای قرآن و مذهب احساس خطر می‏کنند. به نظر می‏رسد این رفراندم اجباری مقدمه برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب است. علمای اسلام از عمل سابق دولت راجع به انتخابات انجمنهای ایالتی و ولایتی، برای اسلام و قرآن و مملکت احساس خطر کرده‏اند؛ و به نظر می‏رسد که همان معانی را دشمنان اسلام می‏خواهند به دست جمعی مردم ساده دلِ اغفال شده اجرا کنند. علمای اسلام وظیفه دارند هر وقت برای اسلام و قرآن احساس خطر کردند، به مردم مُسْلِم گوشزد کنند تا در پیشگاه خداوند متعال مسئول نباشند. از خداوند متعال حفظ قرآن مجید و استقلال مملکت را خواهانیم. روح اللَّه الموسوی الخمینی‏» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 135 ـ 137)

ـ نامه به سید مصطفی خمینی درباره رسیدگی به مستمندان قم (1342)

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب نور چشمی، به قراری که مطلع شدم وضع فقرای قم بسیار بد است. این معنی این جانب را کاملًا ناراحت کرده است؛ مع الأسف با وضع حاضر، آن طوری که باید و شاید نمی‏توانم به بندگان محترم خدای تعالی خدمت کنم. شما از قول من پس از اظهار تشکر از اشخاصی که کمک کردند، به اهالی محترم و ثروتمندان معزز تذکر دهید که خدای تعالی این روزها را برای امتحان پیش می‏آورد. خوب است که از امتحان الهی سرفراز بیرون بیایید، و هر کس به مقدار مقدور خود به سادات محترم و سایر فقرا کمک کند. اگر خدای نخواسته کسی در این سرما تلف شود، همه مسئول هستیم و از انتقام خدای تعالی می‏ترسم. و السلام علیکم و علیهم و رحمة اللَّه‏

مقداری وجه فرستاده شد. این مبلغ که شصت هزار تومان است با وجوهی که اهالی محترم می‏دهند در تحت نظر معتمدین محل، هر طور صلاح است، تقسیم شود؛ چه خاکه زغال و چه آذوقه و لباس.» (صحیفه امام، ج‏1، ص: 260)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ خانوادگی (1349)

«احمد عزیزم‏

ان شاءاللَّه تعالی با سلامت و سعادت قرین باشید. بعضی مطالب که قبلًا نوشته‏ام جواب نداده‏اید:

1- راجع به تحقیق از خانواده آقای کلانتر[4]. نوشتم تحقیق کنید در تهران است ماهی سیصد تومان به آنها برسانید، به هر وسیله می‏دانید. 2- از کتابخانه چیزی ننوشته‏اید. نمی‏دانم به چه حال است. هر چه زودتر تحویل اهل علم دهید و این جانب را مطلع کنید.

3- از قرار مذکور شما برای گرفتن پول از آقای لواسانی‏[5] خودتان تهران می‏روید. این مطلب موجب نگرانی من است، ترک کنید. 4- راجع به گذرنامه‏های دخترها اقدام رسمی کنید لکن تشبث به اشخاص نباشد. 5- راجع به مشاوری که کراراً نوشته‏اید، صلاح نمی‏دانم و مَفْسَده‏اش بیشتر از صلاح است لکن شما صحبتی نکنید و به سکوت بگذرانید. 6- شما به غیر از بحث و درس اشتغال به چیزی نداشته باشید و هر چه بیشتر مباحثات و درس را تعقیب کنید و سطوح را هر چه زودتر پایان دهید. 7- در فرستادن کاغذ خودتان و همشیره‏ها مضایقه نکنید و زود به زود بفرستید. 8- به همشیره‏ها و خانواده محترم سلام برسانید. و السلام علیکم. پدرت‏» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 319)

ـ نامه به آقای سید احمد خمینی؛ ضرورت تحصیل و تهذیب نفس (1350)

«احمد عزیزم‏

مرقوم شما واصل، از سلامت شما مسرور شدم. سفارش اکید می‏کنم که شما جز تحصیل علم و تهذیب اخلاق به هیچ کاری کار نداشته باشید[6] و در هیچ امری دخالت نکنید. ماها بحمد اللَّه تعالی سلامت هستیم. از شما امید دعای خیر دارم. و السلام علیکم. پدرت‏» (صحیفه امام، ج‏2، ص: 417)

ـ پیام به مسلمانان ایران و جهان درباره کمک به مردم لبنان (1355)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏

فاجعه لبنان و مصیبات وارده بر برادران ایمانی ما به حدی نیست که بتوان تحریر کرد. اکنون جنگی که دستهای مرموز دشمن انسانیت به نفع استعمار و اسرائیل بر پا نمود و لبنان را به صورت مخروبه‏ای وحشتناک درآورد. قدری آرامش صوری پیدا کرده لکن هزارها خانواده محترم که دیروز با عزت و نعمت و رفاه به سر می‏بردند، با از دست دادن عزیزان خود و خراب شدن خانمان و فقدان اموال، بی‏سرپرست و بی‏پناه در این فصل سرما با آلام و دردهای ناگفتنی دست به گریبان هستند. کمکهایی که از اهل خیر خصوصاً ایران شده است گرچه موجب تقدیر و تشکر است لکن جبران گرفتاریهای نامحدود برادران عزیز ما را نمی‏کند. عزیزانی که سَلَف آنها مردانه برای عظمت و عزت و شعائر خود با جناحهای مختلف وحشیهای قرون وسطایی و آدمکهای استعمارزده جنگیدند، و خون خود را در راه شرافت و عزت خود ریخته جانبازی شجاعانه کردند؛ «شَکَّر اللَّه سَعیَهم و جَزاهُمُ اللَّهُ خَیراً»[7]. اکنون بازماندگان آنها- طفلهای عزیز بی‏پدر و سرپرست، پدر و مادرهای فرزند از دست داده، و هزاران مجروح و ناقص الاعضاء- به جا ماندند با مصیبتهای گوناگون و آه و ناله‏های روزافزون. بر انسانهای شرافتمند است، بر مسلمین پاکروان است، بر پیروان رسول اکرم- صلی اللَّه علیه و آله و سلم- و امیر مؤمنان- علیه الصلاة و السلام- است که برای نجات فرزندان اسلام بپاخیزند. بر ثروتمندان غیرتمند است که به پاس نعمتهای الهی از فرزندان قرآن محافظت نمایند و به خدمت آنها بشتابند، خدمتهای انسانی و محترمانه، بازماندگان فرزندان اسلام را چون اطفال خود بلکه بالاتر بدانند.

سرپرستان محترم آنها شرافتمندانه از دین و عظمت خود دفاع کرده و مردانه جان دادند و نام خود را برای همیشه پایدار گذاشتند و اسلام و مسلمین را سرافراز نمودند؛ «جزاهم اللَّه عن الاسلام خیراً»[8]. ما باید به جبران خدمت آنها، به بازماندگان و عزیزان آنها خدمت کنیم؛ خدمتی محترمانه و شرافتمندانه. ملت اسلام خصوصاً ملت شریف ایران- ایّدهم اللَّه تعالی- به آسانی می‏تواند جبران خساراتی که قابل جبران است بکند و با همت عالی به زندگی بازماندگان برادران ایمانی خود سر و سامان بدهد و روی خود را در پیشگاه خدای تعالی و انسانیت سفید کند.

این جانب با حال ضعف و نقاهت از دوستان اسلامی خود با کمال تواضع امید دارم که به اسرع وقت- بی‏درنگ- قبل از آنکه فرصت از دست برود، در این امر اسلامی الهی بکوشند و [از] هم سبقت گیرند، و به مصایب بزرگ برادران خود تخفیف بخشند. و امید آن دارم که خداوند کریم در مقابل این خدمت، آنها را سربلند و عزیز فرماید؛ و اگر بخواهند از وجوهی که محتاج به اذن فقیه است بدهند، در ربعْ این جانب اجازه می‏دهم. از خداوند تعالی قطع ایادی دشمنان انسانیت و اذناب آنها را خواستار، و توفیق و تأیید برادران ایمانی را خواهانم. و السلام علی عباد اللَّه الصالحین و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 192 ـ 193)

ـ پیام به ملت ایران به مناسبت قیام 19 دی مردم قم و نوید پیروزی (1356)

«بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

سلام به روحانیت مترقی شیعه که با هم پیوستگی زایدالوصف در مقابل سرنیزه عمال بی‏حیثیت اجانب ایستاده و از هیاهو و دست و پا زدنهای مذبوحانه آنها نهراسید. سلام به روحانیون و علمای اعلام مذهب از نجف اشرف تا سراسر ایران که با وحدت کلمه در مقابل ستمکاران و چپاولگران به جواب مثبت دست زدند. درود بر جوانان غیور حوزه علمیه بیدار قم و سایر حوزه‏ها که با سرفرازی به نهضت روحانیت ادامه و رونق دادند. درود بر جوانان پر شور آگاه دانشگاههای ایران که با قیامهای هوشیارانه پیاپی، وفاداری خود را به اسلام بزرگ و کشور عزیز خود ثابت کردند.

سلام و درود بر ملت بزرگ هوشمند ایران که با همه اختناق و فشار، از اسلام عدل‏پرور و مظلومان و مقتولان در راه دیانت دفاع نمودند. رحمت خداوند بر مقتولین 15 خرداد (دوازده محرّم)، و 19 دی و (29 محرّم) امسال. محرّم چه ماه مصیبت‏زا و چه ماه سازنده و کوبنده‏ای است، محرّم ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سروَر اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکست ستمکار را به فدایی دادن و فداشدن دانست؛ و این خود سرلوحه تعلیمات اسلام است برای ملتها تا آخر دهر.

نهضت 12 محرّم (15 خرداد) در مقابل کاخ ظلم شاه و اجانب به پیروی از نهضت مقدس حسینی چنان سازنده و کوبنده بود که مردانی مجاهد و بیدار و فداکار تحویل جامعه داد که با تحرک و فداکاری روزگار را بر ستمکاران و خائنان سیاه نمودند، و ملت بزرگ را چنان هوشیار و متحرک و پیوسته کرد که خواب را از چشم بیگانه و بیگانه‏پرستان ربود و حوزه‏های علمیه و دانشگاهها و بازارها را به صورت دژ مدافع از عدالت‏خواهی و از اسلام و مذهب مقدس در آورد. نهضت اخیر که پرتوی از نهضت 15 خرداد است و شعاعش در سراسر کشور نور افکنده، خود کوبندگی خاصی دارد که شاه را از خود بیخود کرده و او و دار و دسته چاقوکشش را به تلاش مذبوحانه واداشته، جنایات 29 محرّم امسال نقطه عطفی است به جنایات شاهانه 12 محرّم آن سال. شاه خواست ضرب شستی به ملت مسلمان نشان دهد؛ پس از تمامیت حساب با رئیس جمهور امریکا با بهانه مختصری که مأمورین ایجاد کردند، مرکز تشیع و حوزه فقاهت اسلام را در جوار مرقد پاک فاطمه معصومه- سلام اللَّه علیها- به مسلسل بست و جمعیت بیگناه فراوانی از جوانان حوزه علمیه و متدینین غیور شهر مذهبی قم را در خاک و خون کشیده به قتل رساند؛ و تا کنون آمار آنها در دست نیست، و مقتولین را از هفتاد تا سیصد، تا حال گفته‏اند و عدد مجروحین را خدا می‏داند. و أسف‏آورتر (که ننگش بر جبین آنها خواهد ماند) آنکه کسانی که رفته‏اند خون به مجروحین در بیمارستانها بدهند، توقیف کرده و مانع شده‏اند از اعطای خون؛ و گفته می‏شود کسانی به این جهت جان داده‏اند.

شاه می‏خواهد ثابت کند که نوکری او تحکیم شده؛ و ملت نباید گمان کند [او] از پشتیبانی اجانب برخوردار نیست؛ ولی ملت با تظاهرات عمومی و تعطیل سرتاسری دامنه‏دار و اظهار تنفر، بار دیگر ثابت کرد که او را نمی‏خواهد و از او و خاندانش بیزار است؛ و این رفراندم طبیعی سرتاسری در حقیقت خلع او از سلطنت غاصبانه جابرانه است. کارتر و دیگر غارتگران مخازن ملتهای مظلوم باید بدانند محمد رضا خان، خائن و یاغی است و ناچار از سلطنت مخلوع است؛ بر فرض قانونی بودن؛ چه رسد به سلطنت انتصابی از قِبَل اجانب که خودش اعتراف نموده. به ملت شریف ایران مژده می‏دهم که رژیم جائرانه شاه نفسهای آخرش را می‏کشد، و این قتل عامهای بی‏رحمانه نشانه وحشتزدگی و حرکات مذبوحانه است. مضحک و بسیار رسوا، این مانورهای وقیحانه و بچگانه است که پس از داغ باطله از طرف عموم ملت خوردن، به راه انداخته‏اند و مشتی سازمانی و اراذل و اوباش از خودشان و جمعی ضعفا و بیچارگان را با زور سرنیزه از اطراف جمع‏آوری و در شهرها به فریاد و جنجال «جاوید شاه» وادار می‏کنند، و گمان می‏کنند جبران تعطیل عمومی بازارهاست و با این سیلیها می‏توانند صورت سیاه خود را سرخ کنند. من به ملت ایران با این بیداری و هوشیاری و با این روحیه قوی و شجاعت بی‏مانند نوید پیروزی می‏دهم؛ پیروزی توأم با سربلندی و افتخار؛ پیروزی توأم با استقلال و آزادی؛ پیروزی توأم با قطع ایادی اجانب و چپاولگران؛ پیروزی با برچیده شدن بساط ستمگران و انقراض دودمان سیاهروی پهلوی. ملتی که با هوشمندی و پیوستگی همه طبقات از روحانی تا دانشگاهی، از منبری تا بازاری، از دانشجوی داخلی تا خارجی، از کارگر تا دهقان، بپاخاسته و تب و تاب اسلام عدالت‏پرور دارد پیروز است. ملتی که با دادن بهترین جوانان برومند خود با سرافرازی به مخالفت و تنفر از دستگاه جبار ادامه می‏دهد پیروز است. ملتی که حتی بانوان محترمه‏اش با تظاهرات محجوبانه بیزاری خود را از رژیم شاه اعلام می‏کنند، پیروز است. ملتی که مادران و خواهران شیردلش افتخار به مرگ جوانان برومندش می‏کند که در صف شهدا هستند، پیروز است. ملتی که جوانان و دانشجویان داخل و خارج کشورش مجال تفکر را از شاه و اربابانش سلب کرده، پیروز است. ملتی که با همه تشبثات شاه و دار و دسته‏اش در امریکا با تظاهرات پر شور و رعدآسای جوانان رشیدش در مقابل کارتر و شاه، کاخ سفید را به لرزه در آورده و تنفر خود را نثار آنها کرده، پیروز است. ملتی که پشتیبانش اسلام و قرآن و نهضتش برای خدا و بسط عدالت و محو ستمکاری است، پیروز است. شما ای ملت شریف بزرگ پیروزید؛ با دیدن خسارات بسیار و دادن فداییان بیشمار.

روسیاه باد رژیمی که علمای عظیم الشأن اسلام را با رژیم منحط خود و انقلاب خونین رسوای خود موافق معرفی می‏کند. رسوا باد رژیمی که از وحشتزدگی می‏خواهد با افترای به فقهای مذهب، ملت را اغفال کند. ملت ایران که پیشرو آن روحانیت است با انقلاب قلابی که به امر اجانب سودجو انجام گرفت سرسختانه مخالف است. ملت ایران اصلاحات ادعایی را که به بدبختی ملت و بازارسازی برای اجانب و ورشکستگی زراعت منتهی شد افساد و خرابکاری می‏داند. در کشوری که مردمش در این پنجاه سال حکومت جائرانه پهلوی روی آزادی ندیده‏اند، دم زدن از آزادی زنها مسخره و اغفال است. رژیمی که در مأموریت برای وطنش از جانب اجانب، سرلوحه خدمتش محو اسلام و احکام آن است و با تغییر تاریخ پر افتخار اسلام به تاریخ ستمکاران و روسیاهان تاریخ می‏خواهد اسم اسلام را محو کند، دم زدن از اسلام و قرآن کریم جز فریب و مضحکه عنوانی ندارد.

باید این رژیم فاسدِ ارباب و نوکری بداند که وقت گذشته؛ و این تبلیغات تار عنکبوتی نمی‏تواند ملتی را که با کمال بیداری و هوشمندی بپاخاسته اغفال کند. خدای تعالی و اسلام عزیز پشتیبان ملت است.

من با کمال تواضع دست خود را به سوی ملت نجیب ایران دراز می‏کنم؛ از روحانیون عظیم الشأن تا خطبای ارجمند، از جوانان محترم حوزه‏های علمیه تا دانشجویان دانشگاهها، از بازاریان محترم تا کارگران و دهقانان و جناحها و طبقات محترم داخل و خارج کشور- ایدهم اللَّه تعالی- و از همه صمیمانه و با عرض تشکر خواستارم که پیوستگی و وحدت کلمه خود را حفظ و از مناقشات تفرقه‏انداز احتراز نمایند، و با صدای واحد و ندای همگانی در راه استقلال کشور و قطع ایادی اجانب و عمال وابسته آنها کوشش کنند، و با اتکا به خدای متعال و احکام عدالت‏پرور اسلام همدست و همداستان شوند، و به آنها که از چهارچوب قانون اساسی دم می‏زنند تذکر اکید دهند که با این کلمه صحه به رژیم سلطنتی فاسد موجود نگذارند که تا این دودمان فاسد بر مقدرات کشور حکومت می‏کنند، ملت ایران نه از اسلام بهره‏مند می‏شوند و نه از آزادی و استقلال کشور خبری است و نه مردم روی سعادت می‏بینند.

از خداوند متعال عظمت اسلام را که کفیل وحید عدالت و استقلال و مدافع حقیقی مظلومان است، خواستار و ملت ایران خصوصاً جوانان متدین برومندش را به خدای متعال می‏سپارم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه.» (صحیفه امام، ج‏3، ص: 314 ـ 317)

ـ پیام به طوایف و ایلات بویراحمد برای حفظ نظم در منطقه (1357)

«بسمه تعالی‏

توسط جناب مستطاب حجت الاسلام آقای حاج سید کرامت اللَّه ملک حسینی- دامت افاضاته‏

عموم طوایف و ایلات سلحشور و شجاع بویراحمد- ایّدهم اللَّه تعالی‏

از عواطف اسلامی شما سلحشوران مسلمان و طرفداران جمهوری اسلامی متشکرم. امید است در پرتو حکومت عدل و افراشته شدن پرچم اسلام، آزادی و امنیت و استقلال نصیب ملت محترم ایران شود. این جانب از طوایف بویراحمد و سایر طوایف شجاع ایران تقاضا دارد که در حفظ نظم و امنیت منطقه خودشان کمال مراقبت را بنمایند؛ و در این موقع حساس که به وطن ما می‏گذرد نگذارند اشخاص ماجراجو به بدخواهان دین و کشور بهانه دهند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین را خواهانم. و السلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته.» (صحیفه امام، ج‏5، ص: 518)

ـ سخنرانی در جمع اقشار مختلف مردم؛ ولادت حضرت رسول- اصلاح مرکز علمی (1359)

«ما در آستانه روز مقدسی هستیم و عید مبارکی که در آن روز، بزرگترین شخصیت عالم برای اصلاح بشر و تحول بزرگتر تحولات، و نیز ولادت با سعادت فرزند او حضرت صادق- سلام اللَّه علیه- که مذهب را ترویج و اسلام را ارائه داد به مردم. تحول از شرکها، الحادها، آتش‏پرستیها و همه انحرافها، به استقامت و توحید و توحیدپرستی. در مرکزی که به جای توحید و به جای حکومت اللَّه بتها نشسته بودند و در عصری که به جای ستایش حق تعالی‏ آتشها پرستیده می‏شدند...

مردم را دعوت به این صراط مستقیم کردند و هدایت کردند به راه انسانیت و خروج از همه انحای کفر و الحاد و خروج از همه ظلمات به نور مطلق، باید شما جوانها همان راه را ادامه دهید تا اینکه پیرو رسول اکرم و در مکتب حضرت صادق پیروانی شایسته باشید...

شما جوانها در سرتاسر کشور از کودکستان که محل اطفال است تا دانشگاه که محل علم و محل دانش و تهذیب باید باشد، باید بیدار باشید و خودتان این مراکز را از فساد حفظ کنید. کسانی که می‏آیند در این مراکز و مشغول تبلیغات هستند، شما باید، جوانهای ما باید، معلمین این جوانها باید که ببینند اینها سابقه‏شان چه بوده و چه وضعیّت فعلی دارند و چه وضعیتی در سابق داشتند و دعوت آنها چیست. امروز مملکت شما، کشور شما مرکز توطئه‏هاست. برای اینکه کشور شما آن چنان صدمه‏ای وارد کرده است بر ابَرقدرتها و آن چنان سیلی‏ای به صورت قدرتهای بزرگ و ریشه‏های فساد آنها زده است که آنها از جا نمی‏نشینند مگر آنکه این کشور را به خیال خودشان به حال اول و به فساد بکشند. و آنها می‏دانند که اگر کودکان ما را از نورسی منحرف بار بیاورند، این انحراف تا آخر خواهد رفت. و اگر نوباوگان ما را به انحراف بکشند، این کشور به انحراف کشیده خواهد شد. و اگر دبیرستانهای ما را و دانشگاههای ما را به انحراف بکشند این کشور به انحراف خواهد کشید.

بزرگتر سنگر، برای اسلام این مراکزی است که شما در آنها زندگی می‏کنید و تحصیل می‏کنید. این مراکز، مراکزی است که با اصلاح آنها، کشور اصلاح می‏شود و با تباهی آنها، کشور به تباهی کشیده می‏شود...» (صحیفه امام، ج‏14، ص: 1 ـ 6)

ـ نامه به آقایان نیّری و رئیسی؛ اجرای «حدود» و «قصاص» (1367)

[بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏. محضر مبارک زعیم عالیقدر، رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام خمینی- مد ظله العالی‏

با سپاس بیکران از درگاه احدیت که این جانبان را مشمول عنایت آن امام عزیز و بزرگوار قرار داده تا در اجرای احکام و حدود الهی گامی برداریم، مستدعی است نظر مبارک را امر به ابلاغ فرمایید که دستور مورخ 1/ 11/ 1367 آن حضرت‏[9] اختصاص به اجرای حدود الهی دارد یا شامل احکام صادره در مورد قصاص نفس نیز می‏شود؟

2/ 11/ 67 سید ابراهیم رئیسی- حسینعلی نیری‏].

بسمه تعالی‏

جناب حجتی الاسلام آقایان نیّری و رئیسی‏

آنچه را که به شما مأموریت دادم تا به پرونده‏هایی که در شورای عالی قضایی راکد مانده است پس از رسیدگی اجرا نمایید، در مورد حدود و قصاص است با حفظ جهات شرعیه آن.» (صحیفه امام، ج‏21، ص: 246)



[1] - سلیمان بهبودی( از نزدیکان دربار رضا خان و محمد رضا).

[2] - منظور، برگزاری رفراندم توسط آقای محمد مصدق است. وی به همین علت و مواردی دیگر از سوی دولت کودتا( زاهدی) که دولت مصدق را« مقامات غیر قانونی» عنوان می‏کرد، محاکمه شد.

[3] - در کتاب نهضت روحانیون ایران، ج 3، ص 204، جمله اول از ردیف دوم چنین نقل شده: دولت کنونی صلاحیت ندارد رفراندم نماید.

[4] - آقای سید احمد کلانتر.

[5] - آقای سید محمد صادق لواسانی، وکیل امام خمینی در تهران.

[6] - آقای سید احمد خمینی در این باره چنین مرقوم داشته‏اند:« این نامه‏ها را پست می‏آورد و حضرت امام برای اغفال ساواک چنین می‏نوشتند».

[7] - خداوند کوشش آنها را ارج نهد و ایشان را پاداش نیکو دهد.

[8] - خدا ایشان را از اسلام پاداش نیکو دهد.

[9] - حکم صادره خطاب به شواری عالی قضایی، به تاریخ اول بهمن 1367؛ که در همین مجموعه درج شده است

انتهای پیام /*